
جهان بینی اسلامی
نویسنده: شهید انجنیر حبیب الرحمن
قسمت: نهم / پایانی
ناشر: ویب سایت نهضت
جهان بینی اسلامی
نظری به قران
… کسانیکه قوانین غیر اسلامی را اطاعت میکنند و به قوانین اسلامی پابند نیستند آنها را نمیتوانیم مسلمان بگوئیم و یکی از انحرافات و اشتباهات اینست که میگویند در زندگی قوانین خدا را عملی نمیکنیم و باز هم مسلمان باقی میمانیم.
خداوند میفرماید: «وَمََا کَانَ رَبُّکَ لِیُهْلِکَ الْقُرََى بِظُلْمٍ وَأهَْلُهََا مُصلِْحُونَ» (هود ۱۱۷)
ترجمه: پروردگارت چنین نیست که ستم کند و آبادی هایی را به هلاکت رساند در حالیکه اهالی آنها صالح باشند.
و همچنان میفرماید:«فَکلًًُّّا أَخَذْنََا بِذَنْبِهِ فَمِنْهُمْ مَنْ أَرْسَلَْنَا عَلَیْهِ حَاصًِبًا وَمِنْهُمْ مَنْ أَخَذَتْهُ الصَّیْحَةُ وَمِنْهُمْ منَْ خَسََفَْنَا بِهِ الْأَرْضَ وَمِنْهُمْ مَنْ أَغْرَقَْنَا وَمَاَ کَانَ اللهَُّ لِیَظْلِمَهُمْ ولَکِنْ کَانُُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ» (العنکبوت ۴۰)
ترجمه: هر یک از آنان را به گناه خودش مصاب ساختیم… خدا بدیشان ظلم نمیکند بلکه خودشان بر خویشتن ستم میکنند.
و همچنان در مورد بنی اسرائیل میفرماید: «وَتَرََى کَثِیرًًا مِنْهُمْ یُسَارِعُونَ فِیِ الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَأَکْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مََا کَانُُوا یَعْمَلُونَ » (مائده ۶۲)
ترجمه: بسیاری از ایشان را مشاهده میکنی که در انجام معصیت، دشمنی و حرام خوری مسابقه گذاشته اند و عمل ایشان بسیار بد عملی است. چرا علماء ایشان را از سخنان گناه و حرام خوری نهی نمیکنند. رفتار این دانشمندان بسیار بد است.
بنابراین زمانیکه ملتی در اثر عدم پایبندی به قوانین الهی و دستوراتش محکوم به زوال و نیستی شود و یا عذابی بر آنها نازل گردد و هم علما و دانشمندان وظائف خود را ترک کنند این آیه خداوند تحقق پیدا میکند که میفرماید:
«وَاتَّقُُوا فِتْنَةً لََا تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُُوا مِنْکُمْ خَاصَّةً وَاعْلَمُُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعقَِابِ» (الأنفال ۲۵)
ترجمه: از بلا و عذابی بترسید که اختصاص به ستمکاران ندارد بلکه همه را شامل م یگردد.
روی مطالب فوق از نظر قرآن منشاء و مبداء تمام مفاد یا اصلاحات فقط خود انسان است که حقایق را پوشانیده و دچار گمراهی میشود ازینرو اگر مصیبتی به او میرسد و یا به عذابی گرفتار میشود، نتیجه اعمال خودش است و خداوند ظالم نیست و هرگز رضایت ندارد که بندگان او در عذاب گرفتار شوند. این بود نظر اجمالی به آیات قرآنی در مورد اوضاع اجتماعی و ترقی و تنزل ملل.
بررسی اوضاع فعلی؛ مسئولیت و وظیفه ما در برابر آن
ما که تا حال دانستیم حیات بدون حرکت و حرکت بدون فکر و اندیشه در مورد جهان و انسان و اشیای مربوط ممکن نیست، ما که دانستیم جهان بینی جزء لاینفک زندگی است ما که دانستیم جهان بینی جاهلی عامل همه مفاسد و جهان بینی اسلامی منشاء همه خوبیها و آرامی ها است، ما که دانستیم جهان بینی اسلامی چه مزایایی دارد و چه نوع حیات انسانی ایجاد میکند، ما که دانستیم بدون عقیده و ایمان زندگی مفهومی ندارد و بالاخره ما که دانستیم اسلام نیروی نجات بخش و زندگی ساز و عامل آزادی بشریت در زمین است و بشریت هرگز روز خوبی نخواهد دید مگر اینکه به اسلام چنگ زند و در سایه آن به حیات شرافتمندانه خود ادامه داده حیات و بقای جاودانی را با عالیترین مراحل کمال و فضیلت نصیب شود. حالا بیائید در پرتو این جهان بینی و از دیدگاه این دین الهی اوضاع زندگی فعلی و جوانب گوناگون حیات خود را بررسی کنیم که آیا در کجای حیات روزمره و در کدام گوشه و کنار زندگی ما قوانین خداوندی و ارشادات این آئین زندگی ساز و حیات آفرین حاکمیت دارد و آنگاه که ثابت شد روح اسلام از قبول این حیات ننگین نفرت دارد و ما هرگز نمیتوانیم به حیات فعلی جنبه اسلامی قایل شویم.
وظیفه ما در این مورد چیست و آیا میتوانیم مسئولیت خود را برابر خدا ادا کنیم بدون اینکه علیه این مفاسد قیام نمائیم و آیا میتوانیم نام مسلمان را بالای خود بگذاریم در حالیکه کوچکترین کینه از این وضع فاسد در دل نداشته و برای نابودی اش بپا نمی خیزیم و آنگاه که ثابت شد مسلمان نمیتواند با این وضع غیراسلامی بسازد و از همه فجایع جاری بر نظام زندگی کثیف فعلی راضی باشد تکلیف ما چیست و چه باید کرد آیا این نظام فاسد سیاسی و اداری کجایش به اسلام میماند و آیا چه وقت درین نظام فرمان خدا (ج) به مردم جاری شده آیا اینها نیستند که تمام نیروها را بخاطر تعمیل خواسته ها و هوس های غیر انسانی خود استخدام کرده اند آیا در این نظام سیاسی چه وقت به آراء مردم وقعی گذاشته شده و کدام یک از آزادی های طبیعی مردم به آنها داده شده آیا درین نظام نیست که با زور و سرنیزه بالای مردم حکومت میکنند و مردم را ذلیل و خوار می سازند تا در برابرشان تعظیم نمایند و کجایش به نظام سیاسی اسلام شبیه است همچنان این نظام اقتصادی فاسد که موجد طبقات بالائی و پائینی بوده عده ای در ناز و نعمت با استفاده از نیروی مردم غرق در شهوات و کامرانی، وعدهء دیگری در نهایت محرومیت و رنج تحت ظلم و ستم محتاج لقمه نانی در خاک میلولند. و آیا این نظام اقتصادی نیست که نیروهای تولیدی را فلج ساخته سطح تولید را پائین میآورد و بین تولید و توزیع کار و مزد توازن و تساوی وجود ندارد و بالاخره این نظام فاسد اقتصادی نیست که با ایجاد سرمایه های خصوصی عامل هر نوع فساد بوده زمینه را برای سقوط در منجلاب رذائیل اخلاقی مساعد میسازد.
همین قسم در این نظام نیست که فضائل اخلاقی قطعاً مورد توجه نبوده و احکام خدا در راه جلوگیری از فحشا تطبیق نمیشود و تمام مفاسد اخلاقی روز به روز در حال توسعه میباشد و این نظام فاسد اداری موجود با تمام قواء در جهت توسعه هر چه بیشتر آن میکوشد شراب خوری، قمار، زنا، بی بند و باری، ارتباط نامشروع و اعمار اماکن ناپاک برای کامروائی و هوسرانی همه و همه نموداری از فساد اخلاقی در جامعه ما است.
همچنان روابط اجتماعی نیز اسلامی نیست روز به روز صمیمیت، تعاون، احساس مسئولیت همگانی و غیره مقررات اسلامی در امور اجتماعی مشاهده نمیشود وضع فرهنگ فاسدتر از همه است محیط مکاتب و دانشگاه ها غیر اسلامی، استادان اکثرا نالایق، فاسد الاخلاق و بی عقیده همچنان توسعه روزافزون فرهنگ غرب و شرق شاهد دیگری است بر اینکه احکام خدا در این مورد اجرا نمیشود. خلاصه در تمام جوانب زندگی ما حکم خدا تطبیق نمیشود و آن جامعه که در آن قوانین خداوندی جاری نباشد جامعه اسلامی نیست. باید ببینیم وظیفه ما چیست؟ آیا می توانیم در قبال این وضع ساکت باشیم نه هرگز زیرا خداوند میفرماید: «وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطًًا لِتَکُونُُوا شُهَدَاءَ عَلََى النَّاسِ وَیَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیدًًا…» (بقره ۱۴۳)
ترجمه: ما شمارا ملت وسطی قرار دادیم تا به مردم گواه باشید و پیغمبر هم گواه شماست.
و«کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ…» (آ لعمران ۱۱۰)
ترجمه: شما بهترین ملتی هستید زیرا امر به معروف و نهی از منکر میکنید وبه خدا ایمان دارید.
و «وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعضُْهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعٍْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکََر…ِ» (التوبه ۷۱)
ترجمه: مردان و زنان مومن مراقب همدیگر هستند امر بمعروف و نهی از منکر می کنند».
و «الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِِی الْأَرْضِ أَقَامُُوا الصلََّاةَ وَآتَُوُا الزَّکَاةَ وَأَمَرُُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَْوْا عَنِ الْمُنْکَرِ…» (الحج ۴۱)
ترجمه: مومنین کسانی هستند که اگر در زمین تمکینشان دهیم نماز را برپای میدارند و زکاة می دهند و امر بمعروف و نهی از منکر می کنند.
و«وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلََى الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ » (آ لعمران ۱۰۴)
ترجمه: همیشه باید گروهی از شما آماده باشند که مردم را بسوی کارهاینیک دعوت نمایند و امر بمعروف و نهی از منکر کنند.
با توجه به آیات فوق واضح می شود گاه ما نمیتوانیم بی غرض بمانیم و با این اوضاع بسازیم و باید مطابق دستور خداوند در راه دعوت مردم به اسلام مردانه قیام کنیم. حالا بهتر است ببینیم قرآن چه کسی را مسلمان میگوید و معنی حقیقی مسلمان چیست؟
اسلام در لغت به معنی انقیاد و اطاعت و رضاء است و مسلمان کسی است که از روی رضایت و طیب خاطر تسلیم اوامر و نواهی خدا باشد. حق ندارد کتاب خدا و سنت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم را پشت سر اندازد و کورکورانه از دیگران تقلید کند.
قرآن در این مورد میفرماید: «وَمََا کَانَ لِمُؤْمنٍِ ولََا مُؤمِْنَةٍ إَِذَا قَضََى اللَّهُ وَرَسُولهُُ أَمْرًًا أَنْ یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ یَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًًا مُبِیًنًا» (احزاب ۳۶)
ترجمه: وقتی خدا و رسول حکمی صادر فرمودند مومنین حق ندارند اگر خواستند قبول کنند و اگرمیل شان نکشید آن را مردود سازند و کسیکه خدا و پیامبرش را نافرمانی کند به سختی گمراه شده است.
و «أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعِْضِ الْکِتَابِ وَتَکْفُرُونَ بِبَعٍْضٍ فَمََا جَزَاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذَلِکَ مِنْکُمْ إِلََّّا خِزْیٌ فِِی الْحَیَاةِ الدُّنَْیَا وَیَوْمَ الْقِیَامَةِ یُرَدُّونَ إِلََى أَشَدِّ الْعذََابِ وَمََا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمََّّا تعَْمَلُونَ» (بقره ۸۵)
ترجمه: آیا به قسمتی از کتاب، ایمان میآورید و به قسمتی دیگر کفر میورزید هر کس چنین عملی را مرتکب شود در دنیا رسوا و ذلیل میگردد و در قیامت به سخت ترین عذا بها گرفتار خواهد شد و خدا از کردار شما غافل نیست.
و«فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمََا أَنْزَلَ اللَّهُ ولََا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمََّّا جَاءَکَ مِنَ الْحَقِّ» (المائده ۴۸)
ترجمه: قضاوت باید مطابق حکم خدا باشد بر طبق احکام نازل از جانب خدا در بین شان قضاوت کن و برای جلب خواسته های مردم حق را از دست مده.
و«یََا أَیُّهََا الَّذِینَ آمَُنُوا أَطِیعُُوا اللَّهَ وَأَطِیعُُوا الرَّسُولَ وَأُولِِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلََى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ ذَلِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلًًا- ألَمْ تَرَ إِلََى الَّذِینَ یَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَُنُوا بِمََا أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَمََا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ یُرِیدُونَ أَنْ یَتَحَاکَمُُوا إِلََى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُُوا أَنْ یَکْفُرُُوا بِهِ وَیُرِیدُ الشَّیْطَانُ أَنْ یُضِلَّهُمْ ضَلَالًا بَعِیدًًا- وَإَِذَا قِیلَ لَهُمْ تَعَالَْوْا إِلََى مََا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلََى الرَّسُولِ رَأَیْتَ الْمُنَافِقِینَ یَصُدُّونَ عَنْکَ صُدُوًدًا….. .وَمََا أَرْسَلَْنَا منِْ رَسُولٍ إِلََّّا لِیُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ ولَْوْ أَنَّهُمْ إِْذْ ظَلَمُُوا أَنفُْسَهُمْ جَاءُوکَ فَاسْتَغَْفَرُُوا اللَّهَ وَاسْتَغَْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُُوا اللَّهَ تَوَّابًًا رَحِیمًًا- فَلََا وَرَبکَِّ لََا یُؤمِْنُونَ حََّتَّى یُحَکِّمُوکَ فِیمََا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لََا یَجِدُُوا فِِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجًًا مِمََّّا قَضَیْتَ وَیُسَلِّمُُوا تَسْلِیمًًا» )نساء ۶۵-۵۹)
ترجمه: ای کسانیکه ایمان دارید از خدا و رسول و الوالامر اطاعت کنید و اگر در چیزی تنازع نمودید اگر بخدا و روز رستاخیز ایمان دارید قضیه را به خدا و رسول ارجاع کنید این عمل برای شما بهتر است و نتایج خوبتری خواهد داشت- آیا نمیبینی اشخاصی که خیال میکنند به قرآن و کتب آسمانی دیگر ایمان دارند میخواهند در مرافعات خویش به ستمکاران مراجعه نمایند. در صورتیکه مامور اند به طاغوت کفر بورزند و شیطان اراده کرده آنانرا گمراه ساز د- وقتی برایتان گفته میشود به احکام خدا و رسول نزدیک شوید منافقین را مشاهده میکنی که در کار نهایت کارشکنی میکنند- ما هیچ رسولی را نفرستادیم مگر برای اینکه مردم مطیع دستوراتش باشند نه به خدا سوگند آنان ایمان نمیآورند مگر وقتی که در مرافعات خودشان تو را حاکم قرار دهند و ازقضاوت تو قلباً ناراحت نباشند و در مقابل دستوراتت مطیع و تسلیم باشند.
بعد از آنکه به وسیله آیات مذکور معنای حقیقی اسلام و مسلمان روشن گشت اکنون برما است که چون در شناسنامه خویش مسلمان شمرده شده ایم لازم است احوال و اوضاع خودمان را کاملاً بررسی کنیم تا ببینیم اطلاق کلمه مسلمان تا چه حد برما صادق است و تا چه حدی میشود طریقه و روش ما را اسلام نامید بنابر این ما به حکم قرآن پیکاری دامنه دار و عظیم را بخاطر تحقق عدالت اجتماعی در سراسر جهان در میان ملل رنج دیده در پیش داریم.
این پیکار ایجاب آنرا میکند تا همه قوای خود را درین راه مصرف نمائیم و با جان و دل، علاقمندی و شهامت خاصی در راه خدا فداکاری کنیم. البته دشمنان عالم انسانیت و دشمنان الله متعال جلجلاله از هر وسیله برای نابودی ما استفاده میکنند ولی نباید تردیدی را بخود راه داد و تا آنجا که قدرت هست باید مبارزه کرد ولو با یک فرد هم باشد.
در این راه با جبین گشاده به استقبال مرگ باید رفت زیرا مرگ در راه خدا جلجلاله حیات آفرین است.
آخرین خواست ما حمد بر پروردگار عالمیان است.
(والسلام)
پایان



