
جهان بینی اسلامی
نویسنده: شهید انجنیر حبیب الرحمن
قسمت: سوم
ناشر: ویب سایت نهضت
جهان بینی جاهلی
ب: شرک
قیافه دیگری از جهان بینی جاهلی بوده و پایه های این نوع معرفت علاوه بر حس و شهود، روی توهم و گمان پیریزی شده و با جهان بینی مادی در ماهیت کدام اختلافی ندارد بلکه این نوع دیگری از گمراهی و نادانی است که حقیقت هیچ موجودی را نشناخته، همیشه در عالم خیال روی گمان و توهم چیزهایی را به یک شی نسبت میدهد که از آن دور است مانند شخصی است که پس از دیدن آتش و روشنائی آن صفات خدائی را به او نسبت داده، آتش پرست میشود و آنرا مصدر و مظهر خیر و شر و نیکی و بدی میداند. و خود را در مقابل او خوار و ذلیل احساس میکند.
این طرز فکر کاملاً غیرعلمی و نادرست بوده مبداء و منشاء گمراهی ها و سرگردانی ها می شود. دارنده چنین جهان بینی جهان و انسان و مظاهر گوناگون زندگی را این طوری میشناسد: برای جهان باید آفریدگاری وجود داشته باشد ولی نسبت کوتاه فکری می پندارد که خدای یگانه وجود ندارد و خدایان متعددی را در نظر می گیرد که قوای مختلف این جهان بین آنها تقسیم شده و شقاوت و سعادت، فلاح و خسران مربوط جلب نظر و کسب رضای آن خدایان میباشد و برای هر یک از بدائع جهان خدای خاصی قائل میشوند.
آثار این نوع طرز فکر که ناشی از بیخردی و بی دانشی است عامل اساسی مفاسد گوناگونی در حیات انسانی میشود که تاریخ ملل گمراه شاهد این مدعا است که تا کدام اندازه انسان کرامت بشری خود را پایمال تخیلات و اوهام نموده است. ممیزات مشخص این جاهلیت بطور اجمال به قرار ذیل است:
اول: اینکه زندگی انسان و سراسر محیط ذهنی او چراگاه وسیع و پردامنه میشود که اوهام و تصورات بی اساس در آن چرا کنند و بهره کافی ببرند. صاحب چنین طرز فکر که او را مشرک می نامند صرف از روی توهمی که در ذهن او حکومت می کند برای خیلی چیزها تاثیراتی قائل است و گمان می کند که هر یک از آن اشیاء در نیکبختی و یا بدبختی او تأثیر دارند.
نتیجه این توهم این میشود که استعداد و نیروهای انسانی در راه های بیهوده هدر رود و همیشه در عالم خیال با بیم و ترس از موجودات، که هیچ قدرتی ندارد، ضیاع وقت می نماید و در پای این و آن سر می گذارد و ذلیل و خوار استقلال و موقعیت خود را نمی شناسد گاهی به قبری پناه می برد، گاهی نزد بتی زانو میزند و امیدوار ثواب و عقاب از او است، گاهی در پای انسانی مانند خودش شب و روز افتاده او را حامی ناصر و آقای خود میداند، گاهی هم در برخورد با موجودی فال بد یا نیک زده فوراً تغییر سمت حرکت میدهد و از خود اراده و موجودیتی ندارد و مانند خس و خاشاک در برابر حوادث استقامتی نشان داده نمیتواند.
دوم: اینکه این نظر موجب پیدایش تشریفات بی اساس و شعایر دور و دراز و فروعاتی که قطعاً با روح دین سازگار نیستند و با حیات انسانی ارتباطی ندارند میشود. همیشه برای جلب رضای مردگان و نیاکان خویش قربانی ها میکنند و در قید و بند تقالید موروثی و خرافی حیات بسر میبرند.
سوم: اینکه نتیجه این توهم اینست که زمینه مساعدی برای شعبده بازان، دجالان، مکاران و حیله گران ایجاد شده و شخص مشرک طعمه لذیذی برای آنها میشود زیرا آنها به خوبی راه بازی کردن با عقول ساده بشر را آموخته، مردم ساده لوح را استثمار می کنند.
از همین جا است که در میان مردم افرادی پیدا می شوند که خود را شاه خطاب میکنند و نسبت شان را به خورشید و ماه می رسانند. مانند خانواده سلطنتی جاپان و پاکستان و دیگری خود را شریک خدایان میدانند و در الوهیت خود را سهیم می پندارند و حتی خود ادعای ربوبیت میکنند و مردم را به بندگی خود میخوانند تا خوار و ذلیل در پای او بیفتند، از اوامر و نواهی اش بدون چون و چرا اطاعت کنند و مطیع فرمان او باشند و دسته دیگری پیدا میشوند که خود را وسیله ارتباط بین خدایان و مردم دانسته و مجاور قبور شده مدعی نزدیکی به خدایان موهوم میشوند و عده دیگری ادعا میکنند که میتوانند به وسیله سحر و جادو و غیره رفع مشکلات مردم را بنمایند و مردم باید ناچار در تکالیف روزگار به آنان مراجعه کنند و پناهگاه دیگری ندارند.
از همه بدتر اینکه حقوق وظایف و امتیازات موهوم و مجهول همین دجالها بطور میراثی به اولادشان میرسد و در نتیجه نسل به نسل با امتیازات و عناوین خاصی باعث گمراهی مردم شده و توده های بشری را در راه مقاصد شوم خود حیوان صفت استثمار می کنند.
چهارم: اینست که برای رشد فکری و پیشرفت علوم و فرهنگ شرایط مساعد نشده باعث جهالت همیشگی توده های انسانی میشود.
نتیجه شرک مفاسد و مظالم گوناگونی است که سراسر حیات انسانی را فرا میگیرد و مجالی برای نجات و راحت او نمیدهد، این جاهلیت دنباله رو جاهلیت مادی بوده و مانند همان جاهلیت سراسر شئون اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، اخلاقی در آن فاسد شده که این امر از خصوصیات مشترک انسان است.
ج: رهبانیت
اول: این نوع طرز فکر نیز یکی از جلوه های جهان بینی جاهلی است که تمام امور زندگی و نعمات مادی را وسیله شقاوت و بدبختی دانسته، جسم را برای روح مانند زندان میداند، همیشه در صدد آن است که از امور حیاتی فرار و به گوشه بخزد و به اجتماع کاری نداشته باشد.
نتائج شوم این طرز فکر یکی اینست که از وظایف و تکالیف اجتماعی شانه خالی کرده مسئولیت های خود را در برابر افراد هم نوع خود اداء نمیکند و خلاف فطرت انسانی در هیچ امری چه خوشی چه غم با سایر مردم شرکت نمیکند و بالاخره همه مظاهر مشترک حیات اجتماعی را پایمال میکند.
دوم: اینکه بندگان صالح همیشه از اجتماع دور شده و اجتماع و امور آنرا بدست اشخاص فاسدالاخلاق می سپارند، تا مطابق هوس خود به حقوق مردم تجاوز کرده باعث ذلت و بندگی مردم شوند و در گوشه و کنار زندگی آثار انسانیت و شرافت دیده نشود، حیات انسانی به حیات حیوانی تبدیل شود، معنویات یکسره از ساحه زندگی خارج شده، حکومت خشک مادیات با مظالم آن بر قرار گردد و معیار خوبی و بدی خواسته های شهوانی گردد.
سوم: اینکه با این طرز فکر برای اشخاص ظالم و ستمگر، استثمارگر و خونخوار زمینه چنان مساعد میشود که بتوانند به بسیار آسانی از وجود مردم استفاده کنند و حکومت غیرانسانی خود را بالای آنها دوام دهند و تا جائیکه میتوانند در حق مردم ظلم و تعدی روا دارند.
این بود قیافه های مختصری از جهان بینی جاهلی و آثار و نتائج شوم آن در حیات انسانی، ولی متذکر باید شد که این چهره و صورت به همین جا خاتمه پیدا نمیکند، بلکه با تغییر زمان و مقتضیات عصر قیافه های نوی به خود میگیرد .
ولی در همه جا و همه حال بین همه نظام های جاهلی متکی بر معرفت نادرست و گمراهی، خواص مشترک وجود دارد که بطور خلاصه میتوانیم یادآور شویم و آنها عبارتاند از:
عدم اطاعت حکم خدا و عدم شناخت خدا، طغیان در برابر حکم خدا و قبول حاکمیت انسان بر انسان و عدم پایبندی به اصول اخلاقی، این است وجوه مشترک نظامهای متکی بر جهان بینی جاهلی که همیشه بانی و تکیه گاه مظالم، تیره روزی ها و استعمار بشریت می باشند.
روی این اساس میتوانیم در مورد نظامات عملی و جهان بینی های حاکم بر جهان فعلی و نتایج ناشی از آن قضاوت کنیم و خصوصیات غیرعلمی و غیرانسانی بودن شانرا بشناسیم حالا که بطور مختصر جهان بینی جاهلی را شناختیم و دانستیم که اگر انسان به اتکاء عقل و بینش محدود خود برای امور حیاتی اش واضع قانون و برنامه زندگی میشود، چه مفاسدی بار میآید.
لازم است در زندگی روی یگانه جهان بینی علمی انسانی، نجات دهنده، سازنده و جاودان اسلام تماس بگیریم و با تقدیم آن به بشریت مسئولیت عظیم انسانی خود را در برابر آفریدگار جهان و جهان بشری اداء نمائیم اینست آن شاهد مقصود که در پی آن پروانه وار روان هستیم.
ادامه دارد …



