اسلامیجوانانزن

اسرار نماز – قسمت چهلم

اسرار نماز

كليد قرآن

و عروج روح

نویسنده: محترم حکمتیار

قسمت: چهلم

راه طى شده

صِرَٰطَ ٱلَّذِينَ أَنۡعَمۡتَ عَلَيۡهِمۡ

راه كسانىكه بر آنان انعام فرموده اى

 

 

احتياط در زمينه انتخاب هم صف وهمسنگر تا مبادا تنهائى و احساس ناتوانى و قلت ما را به پذيرفتن افراد غير صالح و غير شايسته وادار سازد و بدينترتيب عدم اهتمام ما موجب نفوذ عوامل دخيل در صف شود.

تقوى از خود خواهىها، خود محورىها، خود برزگ بينىها كه بزرگترين عامل اختلاف اند، مبادا اشتباهات دوستان مخلص، غيظ و غصه ما را به نحوى تحريك كند كه پيوند عاطفه و دلسوزى مانرا با آنان قطع كنيم و يا آنانرا ازحقوق شرعىشان در صف محروم سازيم.

و بالآخره تقوى يعنى اينكه با احتياط و حذر حركت كنيم چون كسيكه در راه باريكى كه دو طرفش بته هاى بلند خار دار است محتاطانه گام بر ميدارد تا مبادا به جامه اش خارى بخلد و مانع او از حركت بجلو شود.

با اين صبر و ربط و تقوى مى توان به فلاح و رستگارى رسيد.آيه “صراط الذين انعمت عليهم” همه آياتى را شامل مى شود كه خداوند جل شأنه طى آن محبت خود را با فردى يا گروهى بنابر داشتن صفات و خصوصيات معينى ابلاغ مى كند و با توجه به روش شان و عده هايى به آنان مى دهد و تحقق وعده هايش را به شروط مذكور منوط مى شمارد.

چنانچه مى آيد:

بَلَىٰۚ مَنۡ أَوۡفَىٰ بِعَهۡدِهِۦ وَٱتَّقَىٰ فَإِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُتَّقِينَ ٧٦ آل عمران: 76

آرى! هر كى بعهدش وفا كند و پرهيزگارى نمايد پس خداوند چنين پرهيزگارانى را دوست دارد.

يا مى آيد:

ٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي ٱلسَّرَّآءِ وَٱلضَّرَّآءِ وَٱلۡكَٰظِمِينَ ٱلۡغَيۡظَ وَٱلۡعَافِينَ عَنِ ٱلنَّاسِۗ وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلۡمُحۡسِنِينَ ١٣٤ وَٱلَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَٰحِشَةً أَوۡ ظَلَمُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ ذَكَرُواْ ٱللَّهَ فَٱسۡتَغۡفَرُواْ لِذُنُوبِهِمۡ وَمَن يَغۡفِرُ ٱلذُّنُوبَ إِلَّا ٱللَّهُ وَلَمۡ يُصِرُّواْ عَلَىٰ مَا فَعَلُواْ وَهُمۡ يَعۡلَمُونَ ١٣٥ أُوْلَٰٓئِكَ جَزَآؤُهُم مَّغۡفِرَةٞ مِّن رَّبِّهِمۡ وَجَنَّٰتٞ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَاۚ وَنِعۡمَ أَجۡرُ ٱلۡعَٰمِلِينَ ١٣٦ آل عمران: 134 ـ 136

آنانكه در آسايش و سختى انفاق مى كنند و خشم شانرا فرو مى برند و از “قصور” مردم در گذرنده اند و خداوند چنين نيكوكارانى را دوست ميدارد و آنانكه چون كارى زشتى كنند “كه بديگرى صدمه اش برسد” و يا برخود ستم كنند، خدا را ياد نموده بعد براىگناهان شان طلب آمرزش كنند و كيست جز الله كه گناهان را بيامرزد، و به آنچه كرده اند ايشان دانسته اصرار نورزند، اين گروه پاداش شان مغفرتيست از پروردگارشان و بهشتى كه تحت (درخت ها و قصرهايش) نهرها جاريست، جاودانه در آن، و چه نيك است پاداش عاملين.

در شأن پيامبر عليه السلام و چون درسى براى زعامت هاى اسلامى مى فرمايد:

فَبِمَا رَحۡمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ لِنتَ لَهُمۡۖ وَلَوۡ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ ٱلۡقَلۡبِ لَٱنفَضُّواْ مِنۡ حَوۡلِكَۖ فَٱعۡفُ عَنۡهُمۡ وَٱسۡتَغۡفِرۡ لَهُمۡ وَشَاوِرۡهُمۡ فِي ٱلۡأَمۡرِۖ فَإِذَا عَزَمۡتَ فَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُتَوَكِّلِينَ ١٥٩ آل عمران: 159

پس بنابر رحمت الهى براى شان نرم دل شدى و اگر تو درشت خوى، سخت دل بودى حتماً از كنارت پراگنده ميشدند پس از (قصور) شان درگذر و براى شان آمرزش بخواه، و در چنين كارى با ايشان مشوره كن، بعد چون عزم كردى، بر خدا توكل كن، يقيناً كه خداوند متوكلين را دوست مى دارد.

در رابطه با قسط و عدل مى آيد:

وَإِن طَآئِفَتَانِ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ ٱقۡتَتَلُواْ فَأَصۡلِحُواْ بَيۡنَهُمَاۖ فَإِنۢ بَغَتۡ إِحۡدَىٰهُمَا عَلَى ٱلۡأُخۡرَىٰ فَقَٰتِلُواْ ٱلَّتِي تَبۡغِي حَتَّىٰ تَفِيٓءَ إِلَىٰٓ أَمۡرِ ٱللَّهِۚ فَإِن فَآءَتۡ فَأَصۡلِحُواْ بَيۡنَهُمَا بِٱلۡعَدۡلِ وَأَقۡسِطُوٓاْۖ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُقۡسِطِينَ ٩ الحجرات: 9

و اگر دو طايفه از مؤمنان با هم بجنگند، پس ميان شان صلح كنيد و اگر كسى بر ديگرى تعدى كرد پس با كسى كه تجاوز مى كند بجنگيد تا آنكه به حكم خدا برگردد، بعد چون برگشت، ميان شان با “عدل” و “قسط” صلح كنيد يقيناً كه خداوند قسط كنندگان را دوست دارد.

يعنى در اثناى جنگ ميان افراد مؤمن، نبايد تماشاچى و بيطرف بود، بلكه بايد وارد صحنه شد، نخست صلح كرد، در صورتيكه مساعى براى صلح، با مواقف طرف متعدى عقيم ماند، بايد در اين درگيرى عملاً سهيم شد و با متجاوز به مقابله پرداخت، ولى هدف از اين سهمگيرى فعال در تصادم واداشتن طرف باغى به صلح است، در صورتيكه تجاوزگر از تعدى اش باز ايستاد و حاضر شد بحكم خدا تن دهد، بايد با مراعات (عدل و قسط) صلح را تأمين كرد.

عدل: يعنى اينكه، در اثناى حضور مدعى و مدعى عليه طرف مظلوم و طرف متعدى قبل از قضاوت برابر شمرده شوند، از آزادى برابر باهم وحقوق مساوى برخوردار باشند، مبادا يكطرف بدليلى از دلايل با توجه به مواقف گذشته اش در اثناى محكمه از حقى محروم شود و يا امتيازى بدست آورد.

قسط: يعنى اينكه حق بدون كم و كاست، به صاحبش برگردد و به هيچ عنوانى و تحت هيچ اسمى تلف نشود. اين قضاوتگران عادل و مصلحين با انصاف و مقسط را خداوند دوست مى دارد.

در خصوص صالحين مى فرمايد:

وَلَقَدۡ كَتَبۡنَا فِي ٱلزَّبُورِ مِنۢ بَعۡدِ ٱلذِّكۡرِ أَنَّ ٱلۡأَرۡضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ ٱلصَّٰلِحُونَ ١٠٥ الانبياء: 105

و يقيناً در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان صالح من بميراث مى برند.

در جاى ديگرى مى فرمايد:

وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنكُمۡ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَيَسۡتَخۡلِفَنَّهُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ كَمَا ٱسۡتَخۡلَفَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمۡ دِينَهُمُ ٱلَّذِي ٱرۡتَضَىٰ لَهُمۡ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّنۢ بَعۡدِ خَوۡفِهِمۡ أَمۡنٗاۚ يَعۡبُدُونَنِي لَا يُشۡرِكُونَ بِي شَيۡ‍ٔٗاۚ وَمَن كَفَرَ بَعۡدَ ذَٰلِكَ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ ٥٥ النور:55

خدا با كسانى از شما كه ايمان آورده اند و اعمال شايسته انجام داده اند وعده كرده است كه حتماً ايشانرا در زمين خلافت بخشد، چنانچه مردم قبل از آنان را جانشين ساخته بود و حتماً متمكن سازد براى آنان دينى راكه برايشان، پسنديده است و حتماً بعد از خوف، امن و امانى به آنان عوض دهد “كه در آن حالت” مرا بپرستند و با من چيزى را شريك نسازند و هركى بعد از اين كفر ورزد، پس آنها گروه فاسق اند.

در اين آيه، ايمان و عمل صالح را براى توسل به نتائج آتى كافى شمرده است:

1 ـ خلافت زمين

2 ـ غلبه كامل دين

3 ـ تأمين حالت امن بجاى خوف و اضطراب.

4- فرارسيدن مرحله اى كه جز خداى معبود ديگرى عبادت نشود، چيزى را با او شريك و انباز نگيرند، و بساط دوگانه پرستى و شرك بطور كامل برچيده شود.

بدينترتيب مشاهده مى كنيد كه معناى دعاى ما در آيه ششم سوره الفاتحه اين است كه خداوند ما را به صفاتى آراسته سازد كه با آن مشمول عنايات الهى شويم، و چنانچه همين خوبى ها در نسل هاى گذشته تاريخ، نتائج نيكى را براى حاملانش تحويل داده است، ما نيز بتوانيم در خود تعبيه كنيم و به نتائجش نايل شويم.

گويا ما در پى داشتن اين صفات و در تلاش تعبيه آن در شخصيت، كردار و سلوك خود هستيم، زيرا هركى تمناى چيزى را داشته باشد، براى رسيدن به آن متوازن با تمايل خود به آن شى بكار مى پردازد، پس ما مى خواهيم صبر داشته باشيم، متقى و پرهيزگار باشيم، و چون صالح و مصلح عمل كنيم، در قضاوت هاىخود بر عدل و قسط استوار باشيم، بر عهود خود وفا كنيم، بر همسنگران ترحم داشته در پى اصلاح شان باشيم و از اشتباهات و قصور شان چشم پوشى كنيم، از غصه و سخت گيرىهاى بى جا در صف و با هم صف اجتناب نمائيم، داشته ها، استعدادها و نيروهاى مانرا در جهت رشد نيك ها و نيكوئىها انفاق كنيم.… و بلآخره همه آنچه را خداوند مى پسندد، در شخصيت عملى و اخلاقى خود تعبيه كنيم، تا بدين ترتيب معيت الهى را كسب نموده مورد انعام او قرار گيريم.

مى نگريد كه دعاى مذكور چه با عظمت است و چه مطلب بزرگى را افاده مى كند و گوينده اين دعاء با اين كلمات چه چيزى را اظهار ميدارد، و در وراى آن چه قصدى را نشاندهى مى كند.

مطالعه شرح تفصيلى اين دعاء در همه قرآن، عظمت و بزرگى آنرا واضح مىسازد.

موضوعات مشابه

Back to top button