
بسم الله الرحمن الرحیم
نزول عیسی مسیح و ظهور دجال
از عقاید اسلامی است یا مسیحی؟
نویسنده: محمد نسیم مهدی
مقدمه:
با تأسف فراوان باید اعتراف کرد که موضوعات زیادی در دین ما وارد شده که قرآن آن ها را تأئید نمیکند این موضوعات یا از شریعت یهودی بوده اند مانند سنگسار و عذاب قبر و….
یا از دین مسیحیت وارد دین اسلام شده اند مانند نزول عیسی و ظهور مسیح دجال در آخرالزمان و شفاعت پیامبر خدا در میدان محشر و. . .
من در مقالات « دروغ هزار ساله » و « آیا عذاب قبر حقیقت دارد؟ » ثابت ساختم که آنها از شریعت یهودی وارد دین اسلام شده اند و همچنان با نشر مقاله تحت عنوان « صهونیسم یهودی در جنگال اختاپوس ( صهونیسم مسیحیی ) » ثابت ساختم که عقیده به نزول عیسی مسیح و ظهور دجال در آخرالزمان از جمله عقاید دین مسیحیت است که بعد ها وارد دین اسلام شده و طرفداران این عقیده تلاش کرده اند که آیات از قرآن را برایش دلیل بیاورند و روایات را جعل کنند همان طوریکه برای اینکه رجم (سنگسار) را وارد شریعت اسلامی بسازند روایات زیاد برایش ساختند و حتی برایش داستان ساختند که آیه ای در سوره احزاب بوده که حکم اش نافذ است و تلاوتش منسوخ شده است و همین قسم داستان عذاب قبر از حدیثی از ام المومنین عایشه شروع میشود که زنان ( یک زن ) یهودی نزد اش آمده بودند و به آن حضرت دعا کرده اند که تو را خدا از عذاب قبر نجات بدهد، بعداً ام المومنین عایشه از پیامبر می پرسند که آیا عذاب قبر وجود دارد و داستان زنان یهودی را به آن حضرت حکایت میکنند و جناب ایشان میفرمایند که بلی عذاب قبر وجود دارد و بعد از این واقعه ام المومنین عایشه روایت میکند که همیشه پیامبر خدا از عذاب قبر از خدا پناه میخواستند، ( مراجعه شود به مقاله آیا عذاب قبر حقیقت دارد ؟ ).
به همین دلیل همیشه تکرار میکنم که نباید افسار خود را شتر وار بدست دیگران بدهیم و کورکورانه به دنبال آنها حرکت کنیم.
اگر در میدان روز حشر از شما پرسیده شود که چرا این عقاید خرافی را قبول کردی و آنها را اسلامی دانستی ؟ با گفتن اینکه فلان شیخ ، فلان امام چنین فتوی داده بود و من هم از ایشان تقلید کردم نجات خواهید یافت؟
هر کس که چیزی بگوید و یا حرکتی انجام بدهد شخصاً خودش مسئول آنها خواهد بود زیرا خداوند متعال برای اینکه در این دار امتحان درست امتحان بدهیم اولاً به ما اراده و اختیار عنایت فرمود و ثانیاً ما را با زیور عقل آراست تا بتوانیم به وسیله آن راه درست را از راه نادرست بشناسیم و خود انتخاب کنیم بناءً ما مسئول آنچه که میگویم و آنچه که انجام میدهیم هستیم باید مانند یک طالب همیشه در جستجوی حقیقت بوده باشیم، چنانچه که سقراط دو نیم هزار سال قبل فرموده است: « به دنبال دلیل برو هر جا که ببرد » نه باید به دنبال شخصیت ها رفت.
در این مقاله خواننده گرامی را در جریان حقیقت موضوع نزول عیسی مسیح ( بازگشت به دنیا ) و دجال قرار خواهم داد:
فصل اول
ــــ. ـــــ. ـــــ. ـــــ.
اول – بازگشت عیسی مسیح و ظهور مسیح دجال از نظر دین مسیحیت:
صهونیست های مسیحی به آینده جهان یک نگاه خاص دارند که با مفاهیم انجیل و مکاشفه یوحنا پیوند خورده است. مهم ترین باور های آنان قرار ذیل است:
1- بارگشت یهودیان به سرزمین مقدس:
آنها میگویند کتاب مقدس وعده داده که یهودیان دوباره به « ارض موعود » (فلسطین) باز میگردند.
آنها تشکیل دولت اسرائیل در سال 1948م را نشانه تحقق این وعده میدانند.
2- باز سازی معبد سوم سلیمان برروی خرابه های مسجدالاقصی و قبةالصخرة:
آنها باور دارند که برای آمدن عیسی مسیح باید معبد سوم سلیمان در قدس دوباره ساخته شود.
آنها معتقد اند که باید معبد سوم سلیمان بر روی خرابه های مسجدالاقصی و قبة الصخره اعمار گردد.
3- ظهور ضد مسیح ( مسیح دجال ):
بر اساس تفاسیر آنان از متون عهد قدیم و عهد جدید ، در پایان تاریخ شخص بنام ضد مسیح ( مسیح دجال ) ظهور میکند که مردم را گمراه خواهد کرد . برخی از رهبران مسیحی صهونیست معتقد اند که دشمنان اسرائیل همه ابزار دجال اند و منظور آنها همه مسلمانان است.
4- جنگ بزرگ آرماگدون ( آخرین جنگ در بین نیرو های حق و باطل):
آنها باور دارند که جنگ عظیم میان نیرو های خیر ( به رهبری مسیحیان و اسرائیل ) و نیرو های شر ( ملت های مسلمان مخالف اسرائیل ) در منطقه ای بنام «مجدو» در فلسطین رخ خواهد داد که در این جنگ عظیم اکثریت دشمنان مسیحیان و اسرائیل نابود خواهند شد و زمینه برای بازگشت عیسی مسیح فراهم خواهد شد.
5- بازگشت دوم عیسی مسیح در زمین:
پس از جنگ آرماگدون که اکثریت نیرو های مسلمانان کشته میشوند عیسی مسیح از آسمان فرود می آید و هزار سال در زمین حکومت صلح و عدالت را بر پا خواهد کرد.
6- سرنوشت یهودیان در حکومت هزار ساله عیسی مسیح:
آنها اعتقاد دارند که یهودیان یا به عیسی مسیح ایمان می آورند و به زندگی خود ادامه میدهند و یا اینکه با داوری الهی ( عیسی مسیح ) همه نابود خواهند شد.
مشاهد فرمودید که آنها ایجاد دولت اسرائیل و حمایت از آن ها را در جنگ های خاورمیانه ، مقدمه برای ظهور عیسی مسیح و پایان تاریخ جهان میدانند.
صهونیست های مسیحیی ما مسلمانان را ابزار مسیح دجال میدانند به همین دلیل کشتن ما را وسیله تقرب به خدا میدانند و کشتار مردم بی گناه غزه ، در گذشته عراق ، افغانستان ، ایران ، لیبی و….. غیره را یک امر دینی و حتی وجیبۀ دینی خود میدانند.
خوانند گرامی!
این داستان نزول عیسی مسیح از آسمان و ظهور مسیح دجال در دین مسیحیت است که به شما ارائه کردم حالا توجه بفرمائید که این داستان چطور به شکل دیگری وارد عقاید اسلامی شده است:
در مجموع میتوان گفت که علمای دین در این مورد با هم اختلاف زیاد دارند. آنهایکه طرفدار نزول عیسی مسیح هستند آیات از قرآن کریم را عنوان میکنند و آنها را دلیلی بر نزول عیسی میدانند و آنهایکه مخالف نزول عیسی مسیح هستند همه آن آیات را به قسم دیگر تفسیر میکنند و بر علاوه بر آن آیات دیگری را بر رد آن می آورند که ما به هر کدام طور علیحده و جداگانه می پردازیم:
فصل دوم
ـــــ. ــــــ. ـــــ. ــــــ. ـــــ
اول – علمای قدیم یا سنتی طرفدار نزول عیسی:
آنها میگویند که در قرآن آیاتی وجود دارد که به طور غیر مستقیم بر بازگشت عیسی(ع) در آخرالزمان دلالت دارند.
1- آیه 159سوره نساء:
ترجمه: « و هیچ یک از اهل کتاب نیست مگر آن که پیش از مرگ به او [عیسی] ایمان خواهد آورد و روز قیامت او بر آنان گواه خواهد بود. »
2- آیه 61 سوره زخرف:
ترجمه: « و همانا او (عیسی) نشانه ای برای قیامت است پس در آن تردید مکنید و از من پیروی کنید این راه درست است. »
3- آیات 55 و 56 سوره آل عمران:
ترجمه: « ای عیسی: من تو را بر میگیرم و به سوی خود بالا میبرم و از کسانی که کفر ورزیدند پاک میسارم. »
آنها میگویند: بر اساس آیات فوق الذکر عیسی کشته نشده و وفات هم نکرده و زنده است و در پایان تاریخ به زمین باز خواهد گشت.
و آنها برای اثبات نزول عیسی به احادیث ذیل هم استدلال میکنند:
و میگویند که احادیث متعددی در منابع معتبر اسلامی بر نزول عیسی(ع) دلالت دارند. از جمله:
1- حدیث ( صحیح بخاری 2448 ، صحیح مسلم حدیث 155 ):
ترجمه: « قسم به آنکه جانم در دست اوست نزدیک است که پسر مریم در میان شما فرود آید، او داوری عادل خواهد بود ، صلیب را خواهد شکست ، خوک را خواهد کشت، جزیه را برخواهد داشت و مال چنان فراوان خواهد شد که کسی آن را نخواهد پذیرفت. »
این روایت در صحیح بخاری و مسلم آمده است و در کتب دیگر مانند سنن ابو داود ، ترمذی ، نسائی نیز آمده است.
2- حدیث ابو هریره:
ترجمه: « چه حال خواهید داشت آنگاه که پسر مریم در میان شما فرود آید در حالی که امام شما از خودتان باشد »
این حدیث در صحیح بخاری ، کتاب الانبیاء باب نزول عیسی و در صحیح مسلم کتاب الایمان آمده است.
استدلال موافقان نزول:
1- روایات متعدد در منابع معتبر آمده است که نزدیک به تواتر هستند.
2- با آیاتی چون نساء 157 ( بل رفعه الله الیه… ) و زخرف 61 ( …. و انه لعلم للساعة ) هماهنگ اند.
3- عقل مانعی نمی بیند که خدا بنده ای را دوباره به زمین باز گرداند.
استدلال مخالفین نزول عیسی(ع):
ـــــ ـــــ. ـــــ. ـــــ. ـــــ
آنها به این آیات استدلال میکنند:
1- آیه 109 سوره مائده:
ترجمه: « روزیکه خداوند همه پیامبران را گرد می آورد و می پرسد:
چه پاسخی گرفتید؟ آنها میگویند: ما علمی نداریم ، تنها تو دانای عیب ها هستی. »
2- آیات 116 – 117 سوره مائده:
ترجمه: « خداوند در قیامت از عیسی می پرسد: آیا تو به مردم گفتی من و مادرم را به جای خدا به خدایی بگیرید؟
عیسی پاسخ میدهد: من جز آنچه تو فرمان دادی نگفتم … من مادامی که میانشان بودم ، شاهد شان بودم پس از آنکه تو مراتوفی کردی خود بر آنها مراقب بودی…. »
آنها میگویند: از این آیات چند نکته برداشت میشود:
1- عیسی میگوید: « فلما توفیتنی » چون مرا توفی کردی ( یعنی پس او وفات کرد – گرفتن جان من ) ، پس عیسی بعد از این مرحله دیگر در میان قومش نبوده و دوباره هم بازگشت نکرده است.
2- در روز قیامت خدا او را حاضر کرده و مورد پرسش قرار میدهد یعنی رسالت او بعد وفاتش پایان یافته و پس از آن مسئولیتی بر مردم ندارد.
3- آیات قرآن کریم هیچ اشاره صریحی به باز گشت دو باره عیسی نکرده است بلکه برعکس تأکید دارند که او بعد از «توفی» از میان قوم رفته است.
4- اگر عیسی مسیح به دنیا باز گردد باید در روز قیامت در پاسخ خداوند بگوید که در بازگشت دوباره اش در زمین از احوال قومش آگاه گشته است که آنها به اقنوم ثلاثه ایمان داشتند.
به همین دلیل برخی از اندیشمندان معاصر ( مثل دکتر شیخ محمد شلتوت ، دکتر رشید رضا ، دکتر محمد عبده و برخی دیگر ) گفته اند که:
این آیات دلالت دارند که نزول جسمانی دوباره عیسی(ع) در آخرالزمان از نظر قرآن پذیرفتنی نیست.
علمای معاصر نوگرای که مخالف نزول عیسی هستند بر ظاهر آیات سوره مائده و نساء تکیه میکنند و معتقدند: قرآن نزول مجدد عیسی را تائید نمیکند:
1- شیخ دکتر محمد عبده (م 1905 م ): در تفسیر المنار میگوید:
آیات دلالت بر پایان زندگی زمینی عیسی دارند.
2- دکتر رشید رضا ( م 1935 م ): در تفسیر المنار تاکید میکند که نزول عیسی با نص صریح قرآن سازگار نیست.
3- دکتر شیخ محمد شلتوت (م 1963 م): شیخ الازهر در فتوای معروف خود نزول عیسی را انکار کرد و گفت قرآن چیزی جز وفات عیسی نمیگوید.
4- دکتر محمد غزالی مصری ( م 1996 م ): متفکر بزرگ جهان اسلام، نزول جسمانی عیسی را قبول نداشت و بر آیات مائده استدلال میکرد.
5- دکتر فضل الرحمن ( پاکستانی ، 1889م ): در آثارش نزول عیسی را بیشتر یک برداشت حدیثی دانست نه قرآنی.
6- در جهان معاصر نویسندگان مثل ، دکتر محمد شحرور(سوری) ، دکتر احمد صبحی منصور (مصری) نیز نزول جسمانی را مردود میدانند و استدلال میکنند:
1- « توفی » در آیات مائده به معنای وفات کامل است نه صرفاً « گرفتن و بالا بردن ».
2- قرآن هیچ اشاره صریحی به بازگشت دوباره عیسی ندارد.
3- روایات نزول متواتر قطعی نیستند وبرخی با قرآن تعارض دارند پس قابل تاویل و یا رد هستند بطور مثال:
1- « کشتن خوک » یعنی چه؟ این مخالف عقل سلیم است.
2- جزیه را برخواهد داست.
جزیه در دنیای مدرن فعلی وجود ندارد و حالا شهروندان یک کشور چه مسلمان و چه غیر مسلمان به پرداخت یک نوع مالیات ملزم هستند. این حدیث ساخته افراد است که در زمان اموی ها زندگی میکردند زیرا در آن وقت افراد متعصب اموی اگر افراد عجمی مسلمان هم میشدند از آنها جزیه میگرفتند و اسلام آنها را قبول نمیکردند.
به همین دلیل جناب امام اعظم ابو حنیفه که از عرب نبود به دفاع از این مظلومان فتوا داد که ایمان همه افراد مسلمان یکسان هست کم و زیاد نمیشود، جناب ایشان با این فتوی تلاش کرد که افراد متعصب عرب طرفدار نظام خلافت ظالم اموی را قناعت بدهد که شما از نظر داشتن ایمان با افراد نو مسلمان غیر عرب هیچ برتری ندارید.
و در آخرالزمان دنیا به حدی ترقی خواهد کرد که ما حتی نمی توانیم تصور کنیم.
3- و مال چنان فراوان خواهد شد که کسی آن را نخواهد پذیرفت.
این پیش بینی خلاف عقل و تجارب اقتصادی بشر است زیرا هر قدر زمان حیات انسانها دوام پیدا کند همانقدر تعداد نفوس در جهان بیشتر خواهد شد، حالا که در جهان تقریباً هشت میلیارد نفر زندگی مینمایند روزانه هزاران نفر از گرسنگی می میرند و اگر تعداد نفوس انسانها در آخرالزمان به صد میلیارد نفر برسد آنگاه چه فاجعه ای رخ خواهد داد؟
آیا انسانهای آن روز همدیگر نخواهند خورد؟
4- در حدیث دوم « که امام شما از خودتان باشد »
معلوم است که این حدیث ساخته و پرداخته افراد طرفدار امام مهدی هستند. آنها میگویند عیسی(ع) اسلام را خواهد پذیرفت و در عقب امام مهمدی نماز خواهد خواند.
بعضی از علما معاصر علاوه میکنند که:
1- انسجام قرآن:
قرآن بار ها میگوید که پیامبران جز یک بار به دنیا نمی آیند و پس از وفات باز نمی گردند ( مائده 116 – 117 ).
2- « توفی » مساوی به مرگ است:
در بیشتر موارد قرآن «توفی» به معنای مرگ است و پس در باره عیسی هم همان معنا مراد است یعنی عیسی(ع) وفات یافته است.
3- ضعف روایات نزول عیسی(ع):
احادیث مربوط به نزول خبر آحادند – نمیتوانند بر ظاهر قرآن مقدم شوند.
4- تاویل احادیث:
سخنان پیامبر در باره نزول عیسی ( در صورت قبول ) نمادین است یعنی اسلام روزی مسیحیت را اصلاح خواهد کرد و پیروان حقیقی مسیح به اسلام خواهند گروید.
5- برخی از قسمت های روایات بیشتر با اسطوره شباهت دارند ( مثل شکستن صلیب و کشتن خوک ).
6- مخالف قاعده اصولی است: « ما خالف کتاب الله فهوه زخرف » این حدیث نبوی مشهور است و در منابع سنی و شیعه آمده است .
پس اگر حدیثی بر خلاف قرآن باشد باید تاویل یا رد شود.
با ارائه دلایل فوق ثابت شد که نزول عیسی هر چند در احادیث آمده با آیات روشن قرآن مخالف و ناسازگار است.
فصل سوم
ـــــ. ـــــ. ـــــ. ـــــ. ـــــ.
در اخیر به تفسیر آیات 159 سوره نساء و 61 سوره زخرف از دیدگاه علمای سنتی و معاصر نوگرا می بردازیم:
اول – آیه 159 سوره نساء:
الف – تفسیر سنتی ( طبری ، فخررازی ، المیزان ):
1- « قبل موته » را مساوی به پیش از مرگ حضرت عیسی میدانند.
2- یعنی وقتی عیسی در آخرالزمان باز میگردد اهل کتاب ( یهود و نصاری ) به او ایمان خواهند آورد زیرا با چشم خود میبینند که او بنده خداست نه خدا.
ب – تفسیر علمای معاصر ( المنار ):
« قبل موته » را پیش از مرگ هر فرد اهل کتاب میدانند.
یعنی هیچ یهودی و مسیحی از دنیا نمیرود مگر اینکه در لحظه مرگ حقیقت را در میابد و به عیسی به عنوان پیامبر خدا ایمان می آورد ( هر چند ایمان اضطراری آنها بی فایده است ).
دوم – آیه 61 سوره زخرف:
الف – تفسیر سنتی:
1- « انه » ضمیر به عیسی(ع) بر میگردد.
2- « لعلم للساعة » عیسی نشانه ای از امدن قیامت است. ( زیرا بازگشت او در آخرالزمان یکی از علایم قیامت خواهد بود ).
ب – تفسیر علمای معاصر نوگرا ( المنار ):
1- « لعلم للساعة » را چنین تفسیر کرده اند: وجود تولد خارق العاده عیسی(ع) (بی پدر) خود دلیل و برهان بر امکان قیامت و معاد است.
2- این آیه هیچ اشاره به نزول دوباره عیسی در آخرالزمان ندارد.
فصل چهارم:
ـــــ ـــــ. ـــــ. ـــــ. ـــــ.
« المسیح الدجال » ( مسیح دروغین و فریبکار ).
در قرآن کریم نامی از دجال به صراحت نیامده است
تمام جزئیاتی که مسلمانان در باره دجال میدانند از احادیث پیامبر(ص) است نه از متن قرآن.
برای اینکه موضوع دجال بصورت کلی روشن گردد به مقایسه دقیق میان دجال در اسلام و ضد مسیح در مسیحیت می پردازیم:
1- نام و اصطلاح:
اسلام: « المسیح الدجال » ( مسیح دروغین و فریبکار ).
مسیحیت: ضد مسیح.
در هر دو این عنوان نشانۀ دروغ گویی ، فریب و ادعای دروغین مسیح بودن یا خدایی است.
2- ماهیت و شخصیت مسیح دجال:
در اسلام: دجال یک شخص حقیقی است با اوصاف جسمانی مشخص ( یک چشم نابینا ، بر پیشانی اش نوشته است «کافر» قدرت فوق العاده دارد برای فریب مردم).
در مسیحیت: ضد مسیح میتواند هم یک شخص مشخص باشد و هم قدرت سیاسی مذهبی که علیه مسیح و دین مسیحیت بر می خیزد ( مکاشفه یوحنا از وحش و نبی کاذب یاد میکند ).
3- ادعا و فریب:
در اسلام: دجال ادعای الوهیت میکند («اناربکم») و همراه خود بهشت و جهنم دارد و به مردم معجزات نشان میدهد و فریب میدهد.
در مسیحیت: ضد مسیح منکر الوهیت عیسی است، مردم را به پرستش شیطان دعوت میکند و ادعا میکند که قدرت مطلق دارد.
4- دوران فتنه و حکومت او:
در اسلام: دجال 40 روز حکومت میکند ( یک روز مانند یک سال ، یک روز مانند یک ماه ، یک روز مانند یک هفته و باقی روز های عادی ).
در مسیحیت: در مکاشفه یوحنا مدت سلطه «وحش» سه سال و نیم ذکر شده است.
5- سر انجام و نابودی:
در اسلام: دجال در فلسطین (باب لد) توسط حضرت عیسی(ع) کشته میشود.
در مسیحیت: ضد مسیح در پایان توسط عیسی مسیح شکست میخورد و به دریاچه آتش افگنده میشود. ( مکاشفه یوحنا 19:20 ).
6- جایگاه او در آخرالزمان:
در اسلام: خروج دجال یکی از علایم قیامت و نزول عیسی(ع) است.
در مسیحیت: ظهور ضد مسیح یکی از علایم بازگشت دوم مسیح است.
در اخیر توجه شما را به دیدگاه های علمای سنتی و معاصر نوگرا جلب میکنم:
اول – دیدگاه علمای سنتی:
بیشتر علمای سنتی اهل سنت و شیعه معتقد اند:
1- دجال یک شخص واقعی است.
2- او در آخرالزمان ظهور میکند ومردم را با نشان دادن معجزات دروغین ( استدراج ) فریب میدهد.
3- اوصافش یک چشم اش نابینا است و بر پیشانی اش کافر نوشته شده است و بهشت و جهنم را هم همراه دارد.
4- این گروه بر احادیث صحیح بخاری و مسلم و کتب دیگر حدیثی تکیه دارند.
افراد مشهور این دیدگاه:
1- شیخ بن باز ( مفتی اعظم عربستان )
2- شیخ آلبانی ( محدث معاصر )
3- بسیاری از علمای حوزه های علمیه قم و نجف.
دوم – دیدگاه علمای نوگرای معاصر:
برخی از اندیشمندان معاصر مخصوصاً روشنفکران مسلمان دجال را نماد تمدن یا قدرت فریبنده میدانند نه یک فرد خاص.
بطور نمونه:
1- سید قطب ( مفسر و اندیشمند مصری ):
دجال را نماینده تمدن های مادی و استکباری میدانست که بشر را از یاد خدا غافل می سازند.
2- ابوالاعلی مودودی ( پاکستان ):
دجال را نماد نظام های طاغوتی و مادی گرا تفسیر میکرد.
3- محمد غزالی ( مصری ):
فتنه دجال را در چهارچوب « جریان های فکری و سیاسی گمراه کننده » تحلیل میکرد.
4- محمد اقبال لاهوری:
دجال را همان تمدن غربی صرفاً مادی میدانست که عقل را از ایمان جدا کرده است.
این گروه در مورد اوصاف دجال معتقد اند:
1- اوصاف یک چشم بودن را نماد تک بُعدی بودن تمدن مادی میدانند یعنی فقط به دنیا توجه میکنند و آخرت را نمی بینند.
2- بهشت و دوزخ دجال نماد تبلیغات فریبنده غرب است آنها خوب را بد و بد را خوب جلوه میدهند.
3- ظهور دجال یعنی غلبه فریب جهانی و این میتواند به شکل ایدیولوژی های استعمارگر یا رسانه های قدرتمند تحقق یابد.
خواننده گرامی!
تلاش کردم که نظریات علمای سنتی و نوگرای معاصر را به بی طرفی کامل نقل کنم و امیدوارم خواننده گرامی خود با مطالعه این مطالب قضاوت بفرمایند.
14 / 7 / 1404



