
فصل چهارم
توجه به رشد علوم طبیعی برای ایجاد قوه دفاعی
عنوان: اهمیت قوه دفاعیه
نویسنده: قاضی عبدالحی فقیری
قسمت: ۱۰ (پایانی)
مبحث دوم: علوم طبیعی را از علوم آخرت شمردن
علوم به دو دسته تقسیم میشود: علوم شرعی وعلوم طبیعی. و تقسیم دیگر آن علوم فرض عین وفرض کفایی است. علوم شرعی وعلوم طبیعی هر کدام بنابر نیت انسان به علم دنیا وآخرت{علم دین و علم دنیا} تبدیل میشوند. بعضی ها زیر تاثیر دسیسه های غربی ها ومستشرقین رفته به علوم شرعی علم دین و به علوم طبیعی علم دنیا میگویند. و این را هم علاوه می کنند که فراگرفتن علم دین فرض بوده وفراگرفتن علم دنیا مباح است. واین را هم میگویند که بندگان دنیا ودنیا پرستان فرزندان خود را به مکتب ها وپوهتنون ها دنبال علم دنیا میفرستند. والدین دین دوست فرزندان خود را در مساجد ومدارس برای فرا گرفتن علم دین می فرستند. عده یی این را هم علاوه میکنند که علوم شرعی علم است وعلوم طیبعی فن. وفراگرفتن علم دین فرض بوده اجر وثواب زیادی که در قرآن وحدیث آمده همه در مورد علوم دینی آمده است. اما یاد گرفتن علوم طبیعی مباح بوده، اجر ویا گناه ندارد. این طرز فکر از یک طرف ناشی از جهالت است. و از طرف دیگر هم سخن شدن با مستشرقین است که میگویند. قرآن در اولین آیات خود چهار بار میگوید اقراء ومقصد از آن خواندن علم دین یعنی علم قرآن و حدیث است وبس. مراد از {نون و القلم وما یسطرون} هم تمام نوشته های قلم نیست، بلکه تنها شروح احادیث و تفاسیر قرآن مراد است. این طرز فکر عالم اسلام را به لقمه چربی برای استعمار غربی تبدیل ساخته است. تخصص در تکنالوژي را غربی ها از آن خود کرده وبا وسایل جنگی مدرن به طرف کشور های اسلامی روی آورده و از زمین وهوا وبحر مسلمانان را مورد حلمه قرار میدهند. سرزمین ها را اشغال ومعادن وذخایر را یکسره تاراج میکنند. راکت های قاره پیما، هواپیما های ما فوق سرعت صوت، طیاره های بی پیلوت، بم های کیمیاوی وبیالوژیکی وبم اتم را تسخیر نموده وحتی مخفیگاه های رهبران اسلام را در هرکجایی هدف قرار میدهند. رهبرانی چون شیخ احمد یاسین، اسامه بن لادن، اسماعیل هنیه، ابوبکر بغدادی، ایمن الظواهری واخیرا خامنیی ودیگران را هدف قرار دادند. قرآن میفرماید: {و قاتلوا ائمة الکفر} و میگوید: وانتم الاعلون و در جائی دیگری میفرماید: و اعدوا لهم ماستطعتم من قوة و من رباط الخیل ترهبون به عدوالله وعدوکم. در حالیکه بهترین انداخت را باید مسلمان بکند نه کافر، سیادت وقیادت از مسلمانان باشد نه ازکفار، زمین را باید مسلمان آباد کند. {هو الذی خلقکم من الارض و استعمرکم فیها} حکومت در زمین را مسلمان باید قایم کند ونظام حاکم بر جامعه کتاب آسمانی باید باشد. و مدافع این حکومت واین نظام حدید باید باشد. لقد ارسلنا رسلنا بالبینات وانزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط و انزلنا الحدید فیه باس شدید.
آیات ۲۷ و ۲۸ سوره فاطر که در مورد آن بحث تفصیلی صورت گرفت به صراحت این مطلب را میرسانند که علوم طبیعی علم دنیا نبوده بلکه علم آخرت است. این انسان است که با نیت خود علم آخرت را به علم دنیا مبدل میکند. آیا فراگرفتن علم طب که بواسطه آن میتوان به انسان حیات مجدد بخشید و آنرا از خطر مرگ حتمی نجات داد علم دنیاست؟ در حالیکه قرآنکریم می فرماید: {و من احیاها فکانما احیاء الناس جمیعا} آیا داکتری که می خواهد مجاهد زخمی را که در نتیجه خون ریزی جانش را از دست خواهد داد نجات بدهد، عملکردش عمل دنیاست یا از آخرت؟ آیا معدن شناسی که می خواهد معادن یورانیم و لیتیم را استخراج نموده و برای مسلمانان بم اتم بسازد، تا کفار شرق وغرب را بواسطه آن بترسانند وبه آیه ترهبون به عدو الله و عدوکم عمل شود، علم دین آموخته است یا علم دنیا؟ آیا محصل پوهنځی ادبیات که می خواهد در زبان انگلیسی تخصص گرفته دعوت اسلامی را به زبان قوم به اروپا وامریکا برساند، علم دین می آموزد یا علم دنیا؟ آیا کسانی که می خواهند بیاموزند تا به اسلام ومسلمانان طیاره های بم افگن وتانگ های آماده {الرباط الخیل} برای حمله بر دشمنان اسلام بسازند علم دنیا می آموزند یا علم آخرت؟
این یک حقیقت مسلم است که هرکس هر عملی را برای دنیای خود بیاموزد و آن را در خدمت دین و وطن قرار ندهد و از آن در جهت دنیایش و زرق وبرق بخشیدن زندگی زود گذر دنیا استفاده کند وبس، علم دنیا آموخته است. پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: هر کسی علمی را که بخاطر رضای الله باید آموخت، بخاطر بدست آوردن دنیا می آموزد، بوی جنت را نخواهد دید. {من تعلم علما مما ینبغی به وجه ا لله لا یتعلمه الا لیصیب به عرضا من الدنیا لم یجد عرف الجنة}. در حدیث دیگری آمده است که دومین سوال در قیامت از عالم میشود. میگوید علم آموختم وبخاطر تو ای پروردگار قرآن یاد گرفتم و به مردم تدریس کردم. گفته میشود دروغ میگویی تو علم را آموختی که به تو عالم بگویند وبدون شک در دنیا برایت گفته شد. بعد بطرف دوزخ برروی کشیده میشود. {تعلمت العلم و علمته و قرأت فیک القران قال کذبت و لکن تعلمت العلم لیقال عالم فقد قیل ثم امر به فسحب علی وجهه حتی القی فی النار}. از روایات فوق معلوم است که این نیت است که علم را به علم دنیا وعلم آخرت تبدیل میکند. در غیر آن هر عملیکه در خدمت دین ودعوت اسلامی وجهاد ونظام اسلامی قرار گیرد، علم دین بوده وفراگرفتن آن بر مومنان فرض کفایی است. وغفلت در آن باعث گناهکار شدن همگان میشود. در اخیر این را باید تذکر داد که فراگرفتن علم حلال وحرام فرض عین بوده و سایرعلوم مورد نیاز امت اسلامی همه فرض کفایی اند.
پایان
اداره ناشر: نهضت
www.nuhzat.com



