
وزارت شئون اسلامى
نام کتاب: دسایس پنهان چهره های عریان
نویسنده: محترم انجنیر حکمتیار، رهبر مجاهد حزب اسلامی افغانستان
قسمت: ۱۷
بگواهى تاريخ جنگ دشمنان دين و مذهب، عليه دين و مذهب و علمبرداران نهضت هاى مذهبى در نهايت امر زير نام دين و مذهب انجام يافته است و بخاطر مقابله با هر قيام انقلابى مذهبى، پيران مكار و ملاهاى دين فروش به مخالفت عليه علماى حق و مجاهدين راه خدا استخدام شده اند. چنانچه فرعون در چهره حامى دين و ناجى جامعه از تباهى جلوه مىكند و موسى (ع) را باغى از دين مردم وعامل فساد قلمداد مى نمايد. فرعون براى مقابله با موسى، ساحران را جمع آورى نموده گفت:
وقال فرعون ذرونى اقتل موسى وليدع ربه انى اخاف ان يبدل دينكم او ان يظهر فى الارض الفساد. غافر: 26
و فرعون گفت: مرا بگذاريد كه موسى را بكشم و او بايد پروردگارش را بكمك بخواهد، بيم دارم كه دين شما را عوض كند و يا در زمين فساد رونما شود.
استخدام صدها ملاى چون مولوى عبدالولى و مولوى عبدالعزيز در وزارت شئون اسلامى و تأديه معاش به (23000) ملا، به مثابه كارى بود كه فرعون در مقابل موسى(ع) كرد و نجيب برخلاف علماى مجاهد و مجاهدين راستين.
ملاهاى دين فروش و تنظيم شده در شئون اسلامى، همان هاى اند كه در عهد حكمروايى مطلقه ظاهرشاه مى گفتند: خدايا! سلطنت و پادشاهى او را قائم و دائم بدار! در زمان داود، جمهوريت كذايى او را صد درصد نظام اسلامى ميخواندند! در باره تركى مى گفتند كه وى عدالت عمرى آورده است! به سرسلامتى نجيب دعا مى كردند! ربانى را رئيس دولت اسلامىاى مى پنداشتند كه گويا ازطرف شوراى حل و عقد برگزيده شده است! و حالا ملا محمد عمر رهبر طالبان را اميرالمؤمنين خطاب مىكنند! و عليه مجاهدين فتواى جنگ ميدهند!! مگر جريان توفنده انقلاب اسلامى به حدى نيرومند و انگيزه هاى آن در متن ملت به اندازه اى عميق و نهادينه گرديده و مردم آنقدر به تقوى و ايمان شخصيت ها و حقانيت شعار ها و آرمان هاى آنان آگاه شده بودند كه با تبليغات ميان تهى چند ملاى بى شخصيت و دين فروش درخدمت وزارت شئون اسلامى نجيب، جلوگيرى از پيروزى انقلاب و جدا كردن ملت از آن ممكن نبود.
ادامه دارد …
اداره ناشر: نهضت
www.nuhzat.com



