اسلامیجوانانزن

اسرار نماز – قسمت سی و پنجم

اسرار نماز

كليد قرآن

و عروج روح

نویسنده: محترم حکمتیار

قسمت: سی و پنجم

نيايش براى رفع اولين نياز

ٱهۡدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلۡمُسۡتَقِيمَ ٦

ما را به اين راه راست هدايت كن

 

 

پس از آنكه در آيه قبلى با تجرد و اخلاص اظهار داشتيم كه تنها از “الله رب العالمين” استعانت مى جوئيم. متعاقب آن نخستين دعاء براى رفع اولين نياز به بارگاه الهى به نحوى تقديم مى شود كه با او مخاطبيم:

ما را بهمان راه راست هدايت كن.

مراد از اين راه راست چيست كه با صيغه معرفه “الصراط” آمده است؟ گويا راه راست مذكور معروف و شناخته شده است، در حاليكه قبل از اين سوره، در آيات ديگرى تذكار اين (الصراط) نرفته بود. با تعمق و دقت در شيوه بيان و سياق و سباق سوره فاتحه و با توجه به اسرار آيات قرآن حكيم در مى يابيم كه “عبادت خدا و استعانت از او” همان صراط مستقيمى است كه از بارگاه الهى توفيق راه رفتن به آنرا مسئلت مى جوئيم، و با توجه به اين مطلب، معناى اين آيه چنين است.

الهى ما را بهمان راه راستى هدايت كن كه با طلب استعانت از تو و نيايش براى تو بتوانيم به عبادت و پرستشت بپردازيم و كسى ديگرى را در اين پرستش شريك و انباز تو قرار ندهيم، چنانچه اين مطلب در قول  عيسى عليه السلام مى آيد:

إِنَّ ٱللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمۡ فَٱعۡبُدُوهُۚ هَٰذَا صِرَٰطٞ مُّسۡتَقِيمٞ ٥١ آل عمران: 51

يقيناً كه الله پروردگارم و پروردگارتان است پس او را بپرستيد، اين است “صراط مستقيم”

مشاهده مى كنيد كه اولين دعاء و نخستين نياز، استهداء و استرشاد است، انسان نمى تواند با استعدادهاى ذاتى اش، در اين عالم وسيع و پهناور راه خود را در يابد، مخصوصاً كه اجزاى اين عالم ازحصر وحساب بيرون است و انسان با هر يكى از آنها به نحوى از انحاء پيوند و صله دارد و در زندگى او اثرى مى گذارد، و ناگزير است نحوه تعاملش را با آن مشخص سازد و با هر يكى به شيوه اى كه طبيعت خودش به عنوان انسان مقتضى است و به نحوى كه خواست فطرت آن شخص ميباشد، رابطه برقرار سازد، رابطه انسان با انسان، رابطه انسان با خدا جل شأنه … اينها مسائلى نيستند كه انسان بتواند با توسل به استعداهاى ذاتى خود همه را به نحوى تنظيم نمايد كه طى آن حقيقتى را ناديده نگيرد وحقى را تلف نكند و مرتكب ظلم و اجحاف نشود.

براى تنظيم همه اين روابط و تعيين موقف انسان در برابر همه آنچه در عالم با آن مواجه مى شود، به معرفت جامع و علم محيط ضرورت است، بدون شناخت دقيق و بصيرت كامل، چگونه مى توان در اين زمينه حكمى صادر كرد و فيصله اى بعمل آورد؟ در صورتيكه ما بدون شناخت دقيق از خواص فزيكى و كيمياوى حتى بسيط ترين عنصر، نمى توانيم و جرأت نمى كنيم درباره عنصر مذكور و چگونگى پيوند و نحوه تعاملش با سائر عناصر قضاوتى بنمائيم، حكم ما در مورد همه عناصر موجود در كاينات و چگونگى تعامل شان با همديگر چيزى جز همان معرفت ما در باره خصوصيات و قانونمندى هايى نيست كه بر طبيعت و ذات آنها حاكم است.

تا هنوز براى انسان، خودش موجود نا شناخته است.حتى از فزيولوژى وجودش بطور دقيق و كامل نمى فهمد، خيلى ازقسمت هاى وجود و چگونگى وظائف كار آنها برايش مجهول و مبهم است، چه رسد به ساختمان روحى و معنوى اش كه تا حال بطور مطلق از آن بى اطلاع بوده و معلوماتش در اين زمينه از تصورات و فرضيه ها تجاوز نمى كند، زيرا اينها در لابراتوار زير مى كروسكوپ او نمى آيد، و اما معلومات او درباره ما حول خويش، زمينى كه در آن بسر مى برد، نظام شمسى كه در آن قرار دارد، كهكشانى كه نظام شمسى اش جزء آن و مربوط به آن است، و بالآخره مجموع كائنات و مخصوصاً آنچه از حيطه مشاهده او خارج است و با حواس محدود خود نمى تواند درك كند، همه دانستنىهاى انسان در اين زمينه ها با آن شباهت دارد كه كسى انگشتش را در بحر عظيم و عميقى فرو برد و با سرانگشتش نمى برگيرد، چگونه مى توان با اين علم سطحى و محدود، مسير انسان را با در نظر داشت همه ابعاد پيچيده حياتش تعيين كرد و چگونگى تعاملش را با جميع پديده هاى بى انتهاى اين عالم وسيع و بى پايان، مشخص ساخت؟

قرآن در اين رابطه مى فرمايد:

فَإِن لَّمۡ يَسۡتَجِيبُواْ لَكَ فَٱعۡلَمۡ أَنَّمَا يَتَّبِعُونَ أَهۡوَآءَهُمۡۚ وَمَنۡ أَضَلُّ مِمَّنِ ٱتَّبَعَ هَوَىٰهُ بِغَيۡرِ هُدٗى مِّنَ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ ٥٠ القصص50

پس اگر سخنت را نپذيرفتند بايد بدانى كه جز از هوسشان “از چيزى ديگرى” پيروى نمى كنند، و كيست گمراهتر ازكسيكه بدون هدايت الهى از خواست نفس خود متابعت كرد؟ يقيناً كه خداوند چنين ستمگرانى را هدايت نمى كند.

هر كى در انتخاب راه از (هوس ) خود متابعت كرد، تحت هر اسم و عنوانى كه (هوسش) را در تفكيك خوب از بد و در امتياز ميان عدل و ظلم اعمال كند و در قضاوت هاى خود از رهنمودهاى الهى الهام نگيرد حتماً مرتكب ظلم و ستم خواهد شد و حتماً كارش به كتمان (حقيقتى) و اتلاف (حقى) منتج خواهد شد، ستمگران پيرو هوس خود، از هدايت الهى محروم اند و دروازه هاى هدايت بروى شان مسدود.

همچنان مى فرمايد:

وَإِن تُطِعۡ أَكۡثَرَ مَن فِي ٱلۡأَرۡضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِۚ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ وَإِنۡ هُمۡ إِلَّا يَخۡرُصُونَ ١١٦ الانعام: 116

اگر بسيارى از اهل زمين را فرمانبردارى كنى تو را از راه خدا بيراهه برند، پيروى نمى كند مگر از ظن و گمان و نيستند مگر دروغگو.

قسمت عمده مردم روى زمين، قضاوت هاىشان بر ظن و گمان استوار است تا بر علم و معرفت و تحليل و برداشت شان آنگاه كه از هوس خودشان مايه بگيرد، در پايان غلط مى آيد و كذبش به اثبات ميرسد، پيروى از اكثريت ها نيز نمى تواند رهنمود انسان بوده ضامن هدايت و رهنمايى اش بسوى فلاح و سعادت شود، خداوند بر انسان منت گذاشت كه پيامبرانى مبعوث كرد، كتابى براى هدايت او فرستاد و او را از پرتگاه ضلالت بيرون آورد.

لَقَدۡ مَنَّ ٱللَّهُ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ إِذۡ بَعَثَ فِيهِمۡ رَسُولٗا مِّنۡ أَنفُسِهِمۡ يَتۡلُواْ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتِهِۦ وَيُزَكِّيهِمۡ وَيُعَلِّمُهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحِكۡمَةَ وَإِن كَانُواْ مِن قَبۡلُ لَفِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٍ ١٦٤ آل عمران: 164

يقيناً كه خداوند بر مؤمنان منت گذاشت چون پيامبرى از خودشان ميان آنان بر انگيخت كه آياتش را بر آنان تلاوت مى كند، آنانرا تزكيه مينمايد و كتاب وحكمت به ايشان مى آموزد، در حاليكه يقيناً قبل از آن در گمراهى و ضلالت هويدا بسر مى بردند.

در آيه ديگرى احتياج انسان را به هدايت و رهنمائى از “منبع الهى” در مقايسه با سائر پديده هاى هستى بررسى نموده مى فرمايد:

إِنَّا عَرَضۡنَا ٱلۡأَمَانَةَ عَلَى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَٱلۡجِبَالِ فَأَبَيۡنَ أَن يَحۡمِلۡنَهَا وَأَشۡفَقۡنَ مِنۡهَا وَحَمَلَهَا ٱلۡإِنسَٰنُۖ إِنَّهُۥ كَانَ ظَلُومٗا جَهُولٗا ٧٢ الاحزاب: 72

يقيناً ما اين امانت را به آسمانها و زمين وكوه ها پيش كرديم پس اجتناب ورزيدند ازينكه حملش كنند و از آن ترسيدند و انسان حملش كرد يقيناً او سخت ظالم بود و سخت جاهل.

 

ادامه دارد …

موضوعات مشابه

Back to top button