اسرار نماز – قسمت ششم

اسرار نماز
كليد قرآن
و عروج روح
نویسنده: محترم حکمتیار
قسمت: ششم
معنى نماز
سوره فاتحه چنانچه بر همه قرآن احتوا كرده و همه مفاهيم قرآن را بطور موجز و فشرده در خود دارد همچنان بر همه اسماى الهى احتوا كرده است: به اين شرح:
بنابر يك حديث خدا جل شأنه 99 اسم دارد كه هر يكى صفتى از صفات علياى الهى را بازگو مى كند، همه اين 99 اسم در سه اسم رب، رحمن و مالك كه در سه آيه نخستين سوره فاتحه ذكر شده است مضمر ميباشد:
“رب” شامل همه اسماء و صفاتيست كه ربوبيت، الوهيت و خلاقيت را افاده مى كند، مثل خالق، خلاق، بارى و مصور.
اسم “رحمن” بر همه اسماء و صفاتى احتوا مى كند كه مهربانى، محبت و رأفت را افاده مى كند مثل غفور، كريم، عفو و حليم …
و اسم “مالك” شامل همه اسماء و صفاتيست كه پادشاهى و حكمروايى را القا مى كند، مثل قهار، جبار، عزيز، قدير، غالب، مؤمن، مهيمن و …
تو با قرائت سوره فاتحه خدا را بهمه اسماء و صفاتش ذكر كرده اى و هر كى خدا را بهمه اسماء و صفاتش شناخت و به كمك طلبيد خدا او را چون بنده مؤمنش مى پذيرد و دعاهايش را حتماً اجابت مى كند.
اگر به ترتيب آيات سوره فاتحه اندكى دقت كنى بخوبى مى يابى كه در برابر صفاتى كه در سه آيه نخستين اين سوره آمده است:
1 ـ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ
2 ـ ٱلرَّحۡمَٰنِ
3 ـ ٱلرَّحِيمِ
4 ـ مَٰلِكِ يَوۡمِ ٱلدِّينِ
مطالب آيات بعدى به اين ترتيب آمده است:
1 ـ إِيَّاكَ نَعۡبُدُ وَإِيَّاكَ نَسۡتَعِينُ
2 ـ ٱهۡدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلۡمُسۡتَقِيمَ
3 ـ صِرَٰطَ ٱلَّذِينَ أَنۡعَمۡتَ عَلَيۡهِمۡ عَلَيۡهِمۡ
4 ـ غَيۡرِ ٱلۡمَغۡضُوبِ عَلَيۡهِمۡ وَلَا ٱلضَّآلِّينَ
ترتيب فوق نشان مى دهد كه:
- تنها ذاتى شايسته عبادت و پرستش است كه ستايش ها و ستودگىها همه در اوست و براى اوست.
- تنها از ذاتى بايد استعانت جست كه آفريدگار و پروردگار همه عالم است.
- بايد از خداى رحمن تمناى هدايت و رهنمايى داشت نه از مرجع ديگرى.
- بايد طمع و اميد به انعامات و عنايات خداى رحيم و مهربان داشت نه به عطا و بخشش ديگران.
- بايد از غضب خداى مالك الملك، كه مالك دنيا و عقبى است بيم داشت نه از خشم و عقاب و عذاب ديگران.
- ترس و بيم ما از اين باشد كه مبادا در روز حساب در برابر خداى حسيب و مالك يوم الدين، در زمره گمراهان باشيم و مورد عتاب قرار گيريم.
قرائت
پس از قرائت سوره فاتحه، بايد برخى از قرآن را تلاوت كنى، اندازه اش به همت و حالت تو مربوط است، انتخاب مضمون به فهم، و كيفيت روحى تو و وضعيت خاص اجتماعى ات گذاشته شده است. تو براى هر حالت خاص خود و اجتماعت، آياتى را در قرآن خواهى يافت كه براى راز و نياز با پروردگارت بهترين و مناسب ترين كلمات را و براى بيان حالتت، شايسته ترين الفاظ و دقيقترين جمله بندى ها را در خود دارد و رهنمودهاى نهايت جامع و دقيق را در اختيارت مى گذارد و راههاى بيرون رفتنت را از مشكلات نشاندهى مى كند.
بايد بدانى كه يكى از اركان مهم نماز توهمين تلاوت آيات قرآن است، بهر پيمانه اى كه بيشتر تلاوت كنى اجر و پاداشت بيشتر خواهد بود.
قيام نماز بهترين فرصت و مناسب ترين حالت براى درك مفاهيم و اسرار قرآن بوده و گوارا ترين احساس لذت از تلاوت قرآن در همين حالت برايت دست خواهد داد.
ركوع
يكى از حركات مهمى كه اداى آن در نماز فرض است و بدون آن نماز پذيرفته نمى شود، ركوع است.
ركوع در واقع به معناى انحناء و سر فرو آوردن براى كسيست كه به عظمت و جلال او اعتراف مى كنى.
در همه اجتماعات بشرى مى نگرى كه بزرگداشت و تعظيم بزرگان، زمامداران، زعما و پيشوايان سياسى و مذهبى شانرا با سر فرو بردن و ركوع بجا مى آورند.
نماز به تو مى آموزد كه اين حركت جز در برابر خدا براى احدى جائز نمى باشد، فقط براى خدا بايد ركوع و انحناء كرد.
احدى حق ندارد كه ديگرى را نسبت به خود حقير بشمارد و براى اعتراف به عظمت و برترى خود از او توقع ركوع و انحناء داشته باشد، به هيچ انسانى نمىزيبد كه نسبت به ديگرى احساس حقارت و پستى كند و براى آنكه اين احساس را عملاً به نمايش گذاشته باشد و در برابر او به ركوع و انحناء برود، اين حركت از شعاير پرستش و عبادت خداست، اداى آن در برابر ما سوى الله جواز ندارد.
اسلام درس برابرى به انسانها مى دهد و هر نوع تبعيض و امتياز ناروا را لغو مى كند و اعلان مى نمايد كه همه بايد يكجا تنها در برابر خدا ركوع كنند.
تو با شعار “الله اكبر” از قيام به ركوع مى روى و گفتار تو در ركوع در برابر پروردگارت چنين است:
سبحان ربى العظيم: پاكيست پروردگار سترگم را.
تسبيحاتى كه در ركوع نمازهاى فرض و نفل از پيامبر عليه السلام روايت شده است برخى از اين قرار اند:
سبحان ذى الملك و الملكوت: پاكسيت صاحب ملك و ملكوت را.
سبحان ذى العزة و العظمة و القدرة و الكبرياء و الجبروت:
پاكيست خداى عزتمند، بزرگوار، قدرتمند، صاحب كبريا و جبروت را.
سبحان الملك الحى الذى لاينام و لايموت:
پاكيست خداى مالك زنده اى را كه نه مى خوابد و نه مى ميرد.
سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلَائِكَةِ وَالرُّوحِ*:
خيلى پاك، خيلى مقدس، و پروردگار فرشتگان و جبرائيل.
لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْعَظِيمُ الْحَلِيمُ:
جز خداى بزرگ حليم معبودى وجود ندارد.
لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ:
جز پروردگار عرش عظيم، الهى وجود ندارد.
لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ رَبُّ السَّمَوَاتِ وَرَبُّ الْأَرْضِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ: جز پروردگار آسمانها و زمين و پروردگار عرش گرامى معبودى نيست.
اللَّهُمَّ لَكَ رَكَعْت: بار الها! برايت بركوع رفتم.
وَبِكَ آمَنْتُ: بتو ايمان آوردم.
وَلَكَ أَسْلَمْتُ: برايت منقاد شدم.
خَشَعَ لَكَ سَمْعِي وَبَصَرِي وَمُخِّي وَعَظْمِي وَعَصَبِيى: گوش و چشم و مغز و استخوان و اعصابم برايت خاشع و منقادند.
قومه
براى آنكه مطمئن شوى كه همه الفاظ ركوعت را كه از قلبت برخاسته و بر زبانت جارى شده و احساس قلبى اعتراف به عظمت پروردگارت را بازگو مى كرد، همه را خداى سميع شنيده و واهمه و تشويشت از ناحيه اينكه چگونه صداى خفى بنده كوچكى چون تو، از روى زمين، بسوى بلنداى عرش رفيع بالا خواهد رفت و خدا آنرا خواهد شنيد، به تو گفته شده است كه در اثناى قومه و بالا رفتن از ركوع بايد بگويى:
سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ رَبَّنَا لَكَ الْحَمْدُ، حَمْدًا كَثِيرًا طَيِّبًا مُبَارَكًا فيه *
خداوند جل شأنه از كسى “صدايش” را شنيد كه او را ستايش كرد، پروردگارا: ستايشها براى توست، ستايشهاى زياد، پاكيزه توأم با بركت.
در قومه تسبيحات ديگرى نيز از پيامبر عليه السلام روايت شده است كه برخى اينها اند:
يا رب لك الحمد كما ينبغى لجلال وجهك و عظيم سلطانك. رواه احمد و ابن ماجه
اى پروردگارم! براى توست ستايشى كه سزاوار جلال ذات تو و عظمت سلطان و اقتدار توست.
و با تكرار مى فرمود:
لِرَبِّيَ الْحَمْدُ لِرَبِّيَ الْحَمْدُ
ستايش ها پروردگارم راست، ستايش ها پروردگارم راست، ستايش ها پروردگارم راست.
اللَّهُمَّ لَا مَانِعَ لِمَا أَعْطَيْتَ وَلَا مُعْطِيَ لِمَا مَنَعْتَ وَلَا يَنْفَعُ ذَا الْجَدِّ مِنْكَ الْجَدُّ * متفق عليه
بار الها! آنچه تو عطا كنى كسى مانع آن نشود و آنچه تو دريغ كنى كسى عطا كرده نتواند، توانمند تلاشگر را توان و تلاشش در برابر تو سودى نرساند.
ادامه دارد ….



