تاریخیجهاد افغانستانجوانانسلایدرسیاسیمطالب مهمنوشته ها

نهضت اسلامی – قسمت نهم

 

نهضت اسلامی

شهادت استاد عبدالرحیم نیازی

نویسنده: قاضی عبدالحی فقیری

قسمت: نهم

استاد عبدالرحیم نیازی در سال ۱۳۲۲ هجری شمسی در ولسوالی پشتون کوت ولایت فاریاب در یک خانواده متدین دیده به جهان گشود. او پس از سپری نمودن دوره ابتدایی و لیسه در زادگاه خویش و مدرسه ابو حنیفه، با شوق فراوان به تحصیل علوم اسلامی، راهی پوهنتون کابل گردید و شامل پوهنحی شریعات شد. در فضای پوهنتون، که آکنده از کشمکش های فکری و تقابل جریان های مختلف ایدیولوژیک بود، او با کمونیستان طرفدار روس و چین به گونه ای آشکار و آشتی ناپذیر به مقابله برخاست. همواره تاکید می ورزید که برای جلوگیری از نفوذ کفر و الحاد در کشور، مبارزه یک فریضه است و نباید در برابر آن سکوت اختیار کرد.

بر همین بنیاد، در نخستین روزهای شکل گیری حرکت های اسلامی، با گام های استوار و اندیشه ای روشن، در برابر نظام ستم شاهی و کمونیست پرور ایستاد و نهضت اسلامی را در مسیر مبارزه با احزاب چپی، مظاهر فحشا و جریان های اسلام ستیز رهبری نمود. او بی هراس و بدون تزلزل، در میدان دعوت و مبارزه حضور یافت و راهی را گشود که بعدها به یک حرکت فراگیر مبدل گردید.

در دوران تحصیل در پوهنتون کابل، نقش او در تنویر اذهان جوانان، نقشی تعیین کننده و سرنوشت ساز بود. با بیانی رسا و منطقی استوار، ماهیت استعمار سرخ و سیاه را برای نسل جوان توضیح می داد و اهداف پنهان و آشکار کمونیستان را در جهت وابسته ساختن کشور به قدرت های خارجی، به ویژه مسکو، افشا می کرد. سخنان او نه تنها روشنگر بود، بلکه روحیه مقاومت و بیداری را نیز در میان محصلان زنده می ساخت.

او اسلام عزیز را به همان صفا و اصالتی که در صدر اسلام جلوه گر بود، معرفی می نمود و می کوشید گرد و غباری را که بر اثر جهل و انحراف بر چهره درخشان این دین نشسته بود، بزداید. تلاش او در بازگرداندن فهم صحیح از دین، سبب شد تا بسیاری از جوانان حقیقت جو به سوی اندیشه ناب اسلامی گرایش پیدا کنند.

در بهار سال ۱۳۴۸، همراه با جمعی از شخصیت های متعهد و مبارز، از جمله انجینر گلبدین حکمتیار، انجینر سیف الدین نصرتیار، انجینر حبیب الرحمن، مولوی حبیب الرحمن، داکتر عمر، عبدالقادر توانا، غلام ربانی عطیش، سید عبدالرحمن، استاد گل محمد، خواجه محفوظ منصور و عبدالحبیب حنانی، سنگ بنای نهضت اسلامی کشور را گذاشتند. این حرکت که در آغاز به نام شبنامه هایش در میان جوانان مسلمان شهرت یافته بود، به زودی به یک جریان تاثیرگذار و گسترده در سطح کشور مبدل گردید.

شهید عبدالرحیم نیازی خطیبی توانا، سخنوری کم نظیر و شخصیتی اثرگذار بود. او توانست در مدت کوتاهی روح تازه ای در کالبد جامعه علمی کشور بدمد و به عنوان سدی استوار در برابر تبلیغات و نفوذ افکار مادی و الحادی عرض اندام کند. بیان شیوا و قدرت اقناع او، بسیاری را مجذوب می ساخت و دل های بی شماری را به سوی حقیقت سوق می داد.

از دیگر ویژگی های برجسته او، افشای چهره کسانی بود که دین را وسیله منفعت شخصی قرار داده و خود را به عنوان تکه داران اسلام بر مردم تحمیل می کردند. او با معرفی چهره حقیقی اسلام و ارائه نمونه عملی یک مسلمان واقعی، توانست اعتماد نسل جوان را جلب کرده و آنان را به صفوف نهضت اسلامی جذب نماید.

به گفته حکمتیار، سخنرانی های او در کنفرانس ها طولانی، عمیق و سرشار از محتوا بود و شنوندگان را به شدت تحت تاثیر قرار می داد. حتی کوتاه ترین سخنرانی او کمتر از یک ساعت نبود. او به زبان های دری، پشتو، عربی و ازبکی تسلط کامل داشت و از این توانایی در جهت گسترش پیام خویش بهره می برد. همچنان در جریان مبارزات خود، با تعصبات قومی، مذهبی، سمتی و زبانی به شدت مخالفت ورزیده و همواره مسلمانان را به وحدت صف و اتحاد کلمه دعوت می نمود.

در سوی دیگر، دشمنان اسلام از کاخ کریملین و از مجرایی که در نظام ظاهر شاه برایشان فراهم شده بود، تحرکات ضد کمونیستی جوانان مسلمان را زیر نظر داشتند. آنان با استفاده از عوامل داخلی خویش، در صدد حذف فیزیکی رهبر این حرکت برآمدند. هنگامی که استاد نیازی به اثر مریضی در شفاخانه علی آباد بستری شد، تحت تداوی داکتر عبدالفتاح نجم قرار گرفت. با آنکه در آغاز با پای خود به شفاخانه رفته بود، اما وضعیت صحی او به گونه مشکوک و تدریجی رو به وخامت گذاشت و در نهایت مریضی اش لاعلاج اعلان گردید.

جوانان مسلمان با احساس مسئولیت، به سرعت دست به کار شدند، از میان خود پول جمع آوری کردند و او را جهت تداوی به هند فرستادند، اما تقدیر الهی بر آن تعلق گرفته بود که این مجاهد صادق، در روز ۲۹ جوزا ۱۳۵۰ هجری شمسی، به لقاء الله بپیوندد و جام شهادت را بنوشد.

مراسم جنازه او در میدان هوایی کابل و سپس در مسیر انتقال به فاریاب، با حضور گسترده مردم و هوادارانش برگزار شد؛ حضوری که در نوع خود بی نظیر و کم سابقه بود. این بدرقه باشکوه، بیانگر جایگاه رفیع او در میان مردم و تاثیر عمیقش بر جامعه بود.

او از میان ما رفت، اما راهش زنده ماند. یاران با وفایش آن مسیر را ادامه دادند تا آنکه مبارزه علیه استعمار شرق و غرب به مراحل سرنوشت ساز خود رسید. شهادت او نه تنها خللی در مسیر نهضت ایجاد نکرد، بلکه روح تازه ای در آن دمید و سبب شد این حرکت با سرعت بیشتری در سراسر کشور گسترش یابد و نور آن دل های بیشتری را روشن سازد.

موضوعات مشابه

Back to top button