
اسرار نماز
كليد قرآن
و عروج روح
نویسنده: محترم حکمتیار
قسمت: بیست و نهم
پاداش اعمال رهنمود ديگرى
قرآن حكيم طى آيات بعدى بر اين دو مبحث پنج نتيجه آتى را مرتب مى كند:
ذلك “بان الله هو الحق” و “انه يحيى الموتى” و “انه على كل شئ قدير” و “ان الساعة آتية لا ريب فيها” و “ان الله يبعث من فى القبور”.
چنين است بنابر آنكه “الله حق است” و “اوست كه مرده ها را زنده مى كند”، و “بنابر آنكه او بر هر كارى تواناست” و “اينكه يقيناً همان ساعت (موعود) حتماً آمدنيست، شكى در آن نيست” و” اينكه بدون شك خداوند آنانى را كه در قبرهاست بر مى آنگيزد.
1 ـ انسان كه در پيدايشش مقهور و محكوم است، از حالتى به حالتى درآورده مى شود كه خود در آن نقشى ندارد، نمى خواهد به ضعف و پيرى و مرگ محكوم شود ولى چاره ندارد، ناگزير بايد در همان روندى كه بظاهر از هيچ آغاز مى شود و به مرگش منتهى مى شود بحركت بيفتد، نبات نيز آغازش از چيزى شبيه به هيچ است، كه از زير قشر جامد و سخت زمين به نمو آغاز نموده راهش را باز مى كند و سرسبز و شاداب بر مى آيد، اين دگرگونىها در پيدايش انسان و در خلقت نباتات به اراده چه كسى جز الله صورت مى گيرد، تحولات منظم در خلقت انسان و در ما حول او ثابت مى كند كه الله حق است، و اراده اوست كه همه چيز را شكل مى دهد و بحركت مى آورد.
2 ـ چه كسى اجزاى مرده و جامد و بيروح و خشك زمين را زنده مى كند و در آن جنبش و حركت و نشاط و خرمى ايجاد مى كند به او احساس و عقل، درد و درك مى دهد، در او ترحم و عاطفه، خشم و خشونت… مى گذارد، كسيكه هر روزى به مرده ها زندگى مى بخشد انسان را پس از مرگش زنده خواهد كرد.
3 ـ اگر زندگى پس از مرگ را دشوار مى پنداريد و اين تصور باعث شده است كه رستاخيز و بعثت را انكار كنيد، مگر نمى نگريد كه خداوند بر هر كارى تواناست آثار و مظاهر قدرت او در همه جا پيداست آنرا در پيدايش انسان از “تراب”، “نطفه”، “علقه” و “مضغه” … مشاهده مى كنيد كه او را از طفوليت به جوانى مى رساند و مى نگريد كه خداى قدير زمين جامد و خشك را با بارانى سرسبز و شاداب مىسازد.
4 ـ چنانچه در پيدايش انسان انتقال از دنيايى بدنياى ديگرى را مشاهده مى كنيد، كه طبق اجل مسمى صورت مى گيرد. رحم مادر را پس از سپرى كردن مدت ثابت و از قبل تعيين شده ترك مى گويد و در ساعت معينى بدنياى ديگرى انتقال مى كند. بدنياى فراختر و روشنتر، و در آنجا نيز تا اجل مسمى بسر مى برد، گراف صعود و نزولش را كه از قبل ترسيم شده است طى نموده در پايان داعى مرگ را لبيك مى گويد همچنان است انتقال انسان از دنياى موجودش كه تنگ و تاريك است به دنياى آخرتش كه فراختر و روشنتر است.
در همان “ساعت معين” عمر دنيايش پايان خواهد يافت و “ساعت بعثت” فرا خواهد رسيد.
5 ـ چنانچه دانه هاى پوسيده نبات با بارانى از زير قشر سخت زمين رويانده مى شود همچنان خداوند قدير كسانى را كه در قبرها اند بر مى آنگيزد.
قرآن حكيم، اصل (اجل) را به نحوى بررسى مى كند كه آنرا شامل همه چيز اين هستى مى شمارد براى هر چيزى عمريست، آغاز مى شود به كمال ميرسد، مرحله كهولتش فرا ميرسد و در پايان به مرگ محكوم مى شود.
چنانچه در آيه 3 سوره الاحقاف مى فرمايد:
مَا خَلَقۡنَا ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَآ إِلَّا بِٱلۡحَقِّ وَأَجَلٖ مُّسَمّٗىۚ وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ عَمَّآ أُنذِرُواْ مُعۡرِضُونَ ٣ الاحقاف: 3
آسمانها و زمين را و آنچه را ميان ايندوست نيافريده ايم مگر بحق و به “اجل مسمى”، و آنانكه كفر مى ورزند از آنچه انذار مى شوند اعراض كننده اند.
در جاى ديگرى مى فرمايد:
يَعۡلَمُونَ ظَٰهِرٗا مِّنَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَهُمۡ عَنِ ٱلۡأٓخِرَةِ هُمۡ غَٰفِلُونَ ٧ أَوَ لَمۡ يَتَفَكَّرُواْ فِيٓ أَنفُسِهِمۗ مَّا خَلَقَ ٱللَّهُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَآ إِلَّا بِٱلۡحَقِّ وَأَجَلٖ مُّسَمّٗىۗ وَإِنَّ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلنَّاسِ بِلِقَآيِٕ رَبِّهِمۡ لَكَٰفِرُونَ ٨ أَوَ لَمۡ يَسِيرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَيَنظُرُواْ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡۚ كَانُوٓاْ أَشَدَّ مِنۡهُمۡ قُوَّةٗ وَأَثَارُواْ ٱلۡأَرۡضَ وَعَمَرُوهَآ أَكۡثَرَ مِمَّا عَمَرُوهَا وَجَآءَتۡهُمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِۖ فَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِيَظۡلِمَهُمۡ وَلَٰكِن كَانُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ يَظۡلِمُونَ ٩ ثُمَّ كَانَ عَٰقِبَةَ ٱلَّذِينَ أَسَٰٓـُٔواْ ٱلسُّوٓأَىٰٓ أَن كَذَّبُواْ بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَكَانُواْ بِهَا يَسۡتَهۡزِءُونَ ١٠
الروم: 7 ـ 10
به ظاهر حيات دنيا مى فهمند، در حاليكه ايشان از آخرت غافلند، آيا در خويشتن خود تأمل نمى كنند، ما آسمانها و زمين را و آنچه را ميان ايندوست نيافريده ايم مگر به “حق” و به “اجل مسمى” و يقيناً عده اى كثيرى از مردم به لقاى پروردگارشان كافر اند، آيا در زمين سير نكردند تا بنگرند كه عاقبت آنانكه قبل از ايشان “گذشته” اند چگونه بود، در قوت از اينان شديدتر بودند و زمين را كاويدند و آنرا اعمار كردند بيشتر از آنچه ايشان به اعمارش پرداختند و پيام آوران با بينات نزدشان آمدند، (در نتيجه مخالفت با پيامبران با هر انجام دردناك و شومى كه روبرو شده اند) خداوند بر آنان ظلم نكرده است بلكه بودند برخود ظلم مى كردند، سپس عاقبت كسانى كه مرتكب بدى شدند بد بود بنابر آنكه آيات الهى را تكذيب مى كردند و نسبت به آن استهزاء مى نمودند.
و متعاقب آن مى فرمايد:
ٱللَّهُ يَبۡدَؤُاْ ٱلۡخَلۡقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥ ثُمَّ إِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ ١١ وَيَوۡمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ يُبۡلِسُ ٱلۡمُجۡرِمُونَ ١٢ الروم: 11 ـ 12
الله خلقت را آغاز مى كند بعد آنرا اعاده مى نمايد بعد بسوى او برگردانده شويد، و روزيكه همان ساعت بر پا شود، گنهگاران نا اميد گردند و ملزم و خاموش باشند.
در اتخاذ معبود، لازماً انسان ملحوظات آتى را كه در سه آيه نخستين سوره فاتحه ذكر گرديده است مرعى ميدارد.
1 ـ ذات شايسته چنين منـزلت و مقامى باشد كه بعنوان معبود گرفته شود خير و خوبى و كمال در او سراغ شود مجموعه از خوبىها و ستوده گىها باشد، چنانچه در ابتداى سوره آمد “الحمدلله”.
2 ـ در خلقت و پيدايش انسان نقشى داشته باشد اين مطلب در سوره فاتحه با (رب العالمين) افاده شده است.
3 ـ انسان در زندگى خود به او نيازمند بوده مرهون الطاف و عنايت او باشد، كه “الرحمن الرحيم” اين مطلب را بازگو مى كند.
4 ـ سرنوشت و عاقبت انسان را در اختيار داشته احساس كند كه او و كارش در پايان بسوى او برمى گردد و اوست كه انجامش را تعيين مى كند، كه “مالك يوم الدين” بيانگر اين مفهوم است.
در آيات متعدد قرآن حكيم با اين شيوه درباره اثبات الله (بر حق) و ترديد آلهه (كاذب) استدلال شده است.
چنانچه مى آيد:
سَبِّحِ ٱسۡمَ رَبِّكَ ٱلۡأَعۡلَى ١ ٱلَّذِي خَلَقَ فَسَوَّىٰ ٢ وَٱلَّذِي قَدَّرَ فَهَدَىٰ ٣ وَٱلَّذِيٓ أَخۡرَجَ ٱلۡمَرۡعَىٰ ٤ الاعلى: 1 ـ 4
به پاكى ياد كن نام پروردگار برترت را، آنكه بيافريد سپس استوار و درست ساخت، و آنكه اندازه كرد و هدايت نمود، و آنكه گياه را بر آورد سپس آنرا پوسيده و پراگنده ساخت.
همچنان در رابطه با استدلال ابراهيم درباره تكذيب آلهه دروغين قومش با استمداد از همين دلائل چهارگانه مى فرمايد:
إِنَّمَا تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَوۡثَٰنٗا وَتَخۡلُقُونَ إِفۡكًاۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ لَا يَمۡلِكُونَ لَكُمۡ رِزۡقٗا فَٱبۡتَغُواْ عِندَ ٱللَّهِ ٱلرِّزۡقَ وَٱعۡبُدُوهُ وَٱشۡكُرُواْ لَهُۥٓۖ إِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ ١٧ العنكبوت: 17
1 ـ جز اين نيست كه آنچه بجز خدا به الوهيت گرفته ايد، بت هايى است بى ارزش و بى جان.
2 ـ و بدروغ ايجاد كرده ايد، بجاى آنكه در خلقت شما اثرى داشته باشد شما خود آنها را ساخته ايد و بدروغ در الوهيت سهيم مى شماريد.
3 ـ آنانكه جز خدا جل شأنه بعبادت گرفته ايد، براى تان مالك رزق نيستند. (توان روزى دادن شما را ندارند). روزى را نزد خدا بجوئيد او را بپرستيد، و برايش سپاس گذارى كنيد.
4 ـ كه بسوى او برگردانيده شويد.
ادامه دارد …



