كدام يكى را باور كنيم؟

كدام يكى را باور كنيم؟
نویسنده: محترم حکمتیار
برخى از حلقه ها تبليغ مىكنند كه پس از خروج نيروهاى اتحاد شوروى از افغانستان غرب و در رأس آن امريكا افغان ها را تنها گذاشت، نه در خاتمه جنگ افغانها را كمك كردند و نه در بازسازى كشور و تخفيف رنج هاى ناشي از جنگ طولانى به كمك افغان ها شتافتند. اكنون به اشتباه خود پى برده اند، مجدانه وارد صحنه شده اند، مصمم اند كه افغان ها را در خاتمه جنگ، اعاده صلح پايدار و بازسازى افغانستان جنگ زده يارى دهند!! اينها به حمله امريكا بر افغانستان، بمبارى شهرها، قراء، مساجد و كشتارهاى بىرحمانه اى كه نيروهاى امريكايى و متحدينش مرتكب شده اند، از اين ديدگاه مىنگرند و آن را نتيجه عنايت دوستانه و صلح خواهانه امريكا به قضيه افغانستان مىانگارند و تمامى جنايات نابخشودنى سربازان امريكايى را قابل توجيه و به نفع افغانها مىشمارند و مىگويند: امريكايى ها اگر بم ريخته اند، دهات را با خاك يكسان كرده اند، مردم بىدفاع و غير محارب را به خاك و خون كشانده اند، همه بخاطر نجات ملت مظلوم افغان از سلطه طالبان و تروريست ها بوده، نه بخاطر اغراض توسعه طلبانه امريكا، تحميل حكومت دست نشانده بر كابل، تأسيس پايگاه نظامى در كشور ما و تسلط بر تمامى منطقه و منابع سرشار زير زمينى اش!! مگر نمىبينيد كه امريكا و متحدينش در كنفرانس توكيو با سخاوت و دست باز وعده كمك هاى وافر مالى نموده، در ظرف سه چهار سال آينده كمك چهار مليارد دالرى را بعهده گرفتند.
اين حلقه مؤظف شده و همفكران فريب خورده شان، وعده هاى كمك هاى كنفرانس توكيو را نشانه توجه مجدد غرب به وضع پريشان كشور ما بحساب آورده و اظهار اطمئنان مىكنند كه تمامى مشكلات كشور ما بزودى حل گرديده، افغانستان به جاپان ديگرى و يا على الاقل به امارات متحده ديگرى تبديل خواهد شد.
به اين عناصر مأمور و خوش باور بايد گفت كه طمع و توقع تان افراطى است و انتظارهاى تان مبالغه آميز، در دنياى تخيلات و تمنيات تان به ضرب و جمع پرداخته و واقعيت ها را ناديده گرفته ايد، نمىدانيد كه دنياى غرب از قرن ها به اين سو به معنويات پشت كرده، در آنجا هر معامله اى كه سود و مفادى درپى نداشته باشد سفاهت و حماقت تلقى مىشود، دوستى و دشمنى مادى شده، انگيزه هاى معنوى جاى خود را به انگيزه هاى محض مادى تخليه كرده، اخلاق خوب تا زمانى خوب است كه سود مادى بر آن مرتب شود، از نظر آنان صداقت و راستى نيز “تجارت” خوب است كه باعث ازدياد مشترى هايت مىشود، نوع دوستى، كمك به همنوع، ترحم، عاطفه، صدقه، خيرات،… مفاهيم كهنه، مربوط به قرن هاى گذشته است، در قرن 20 و 21 جايگاهى براى اين مفاهيم وجود ندارد!! مگر تجربه مقاومت در برابر تجاوز اتحاد شوروى بر افغانستان براى تان كفايت نمىكند؟! تا زمانيكه تو در برابر دشمن مشترك كه غرب از آن احساس خطر مىكرد مىجنگيدى، غرب تو را مىستود، حمايت مىكرد، جنگجويان تو را قهرمانان آزادى مىخواند. ولى در پايان و زمانيكه مسكو تصميم گرفت نيروهايش را از افغانستان فراخواند با همين دشمن عليه تو و كشورت توطئه كردند، و جنگ ديگرى را بر تو و كشورت تحميل نمودند.
در اين مدت افغان ها را فراموش نكرده بودند، بلكه در كنار روس ها قرار گرفتند و بخاطر جلوگيرى از تأسيس دولت اسلامى سرمايه گزارى داشتند. اى كاش ما را فراموش مىكردند، ما را بحال خود مىگذاشتند، از ادامه جنگ در افغانستان حمايت ننموده، و دست در دست دشمنان ما نمىگذاشتند و بر ويرانى مزيد كشور ما و كشتار مردم بىگناه ما سرمايه گذارى نمىكردند!! ائتلاف بين المللى را كه امروز بطور علنى تشكيل داده اند، ديروز همين ائتلاف را داشتند ولى پشت پرده، و بطور سرى، امروز با هواپيماهاى خود و سربازان جبهه شمال و عليه طالبان مىجنگند، ديروز با هواپيماهاى جبهه جهادى ـ كمونستى و با استخدام سربازان اين جبهه عليه حزب اسلامى مىجنگيدند.
مگر تجربه وعده هاى كمك به حكومت خود گردان فلسطين و بوسنيا براى تان كافى نيست!! با اينها نيز وعده مليارد ها دالر كمك صورت گرفت، وعده هايى كه هرگز تحقق نيافت. خواستند از حكومت خودگردان براى سركوبى نيروهاى جهادى فلسطين و دستگيرى آزاديخوهان استفاده كنند، پوليس اين اداره بايد چون نيروهاى زمينى اسرائيل عمل كند، تا وعده كمك هاى مالى تحقق يابد. اداره خودگردان تمامى وظايف خود را انجام داد، با صداقت عمل كرد، ولى نتوانست عنايت كاخ نشينان قصرسفيد را جلب كند و رضايت شان را حاصل نمايد و به كمك هاى شان نائل گردد.
حكومت بوسنيا را نيز در راه دستگيرى، طرد و اخراج تمامى نيروهاى داوطلب مسلمان بكار گرفتند. اين نيروها غرض كمك به برادران مسلمان شان وارد اين سرزمين شده، شهيد دادند، زخمى شدند، در كنار آنان تا پايان جنگيدند. امريكايى ها در افغانستان نيز تجربه فلسطين و بوسنيا را تكرار خواهند كرد، از اداره موقت براى تصفيه كشور از مخالفين امريكا استفاده نموده، بر امور امنيتى، تشكيل نيروى پوليس، استخدام آن در تصفيه ها تركيز خواهند كرد. وجوه مالى موعود را فقط در همين موارد و آنجا كه امريكا را در تسلط هر چه بيشتر بر افغانستان يارى نموده و استفاده هاى تبليغاتى از آن صورت گيرد، مصرف خواهند كرد، آنهم نه بدست اداراه موقت؛ بلكه از طريق مؤسساتى كه خود تأسيس كرده اند و يا تأسيس خواهند كرد.
ممكن نيست غرب يك دالر را نيز بدون در نظر داشت سود عاجل آن مصرف كند. ممكن نيست امريكا براى آبادى افغانستان از خود مايه بگذارد. هر كى چنين تصورى داشته باشد يا كودن است يا مأمور تبليغاتى امريكا. استعمار به هر جا مىرود براى غارت سرمايه ها و ثروتهاى آنجا مىرود، و با اين انتظار و اين شعارهاى تبليغاتى كه بوميان كشورهاى مستعمره بايد ممنون آنان بوده و منتظر كمكهاى بلاعوض و بيدريغ از سوى آنان!! با شعارهاى “اعمار”، “ترقى” و كمك با مردم مظلوم مستعمرات مىروند. دست نشانده هاى شان را نيز ناجى و مصلح جا مىاندازند، مخالفان آزاديخواه شان را شرور، تروريست و مرتجع مىخوانند.


