اسلامیمطالب مهم

جهان بینی اسلامی

 

جهان بینی اسلامی 

 

نویسنده: شهید انجنیر حبیب الرحمن

قسمت: ششم

ناشر: ویب سایت نهضت

جهان بینی اسلامی

راه عمل و انقلاب

بطور خلاصه و فشرده میتوان مسیر حرکت و انجام این رسالت را چنین توضیح داد که اسلام از طریق افکار وارد قلوب مردم شده با تربیه افراد نمونه و پاکی که بتوانند ممثل این جهان بینی باشند وارد اجتماع میشود و آنگاه با ایجاد یک دگرگونی عمیق در بنیان نظام اجتماعی و روابط افراد حاکمیت را بدست میگیرد و تمام جوانب حیات را در تسلط خود گرفته نعمات و برکات دلخواهی را تقدیم جهان انسانیت میکند و یا به  عبارت دیگر بذر این جهان بینی در افکار افراد کاشته شده در قلوب شان جوانه میزند در اجتماع با یک انقلاب عمیق و همه جان به رشد و نمو میکند و به حد کمال میرسد و آنگاه میوه های مطلوبی بار میآورد و در سایه گوارای آن زندگی شرافتمندانه را آغاز مینمایند و بسوی کمال مطلوب پیش میروند و اگر بخواهیم این مطلب را کمی مفصلتر بررسی کنیم اینست که ابتداء فرد معتقد به  این جهان بینی دانسته که آنچه در دور و پیش او وجود دارد و آنچه برای استفاده در اختیار او گذاشته شده از آن خدا و مالک حقیقی آنها خدای متعال بوده و نمیتواند جز مطابق رضا و خواست پروردگار در اشیاء تصرف کرده آنها را به نفع خویش استخدام کند.

بنابراین صاحب این اندیشه هرگز از حدود معینه و قوانین موضوعه تجاوز نکرده و همیشه در هر عملی مسیر معینه خویش را که از طرف پروردگار جهان تعیین گردیده می پیماید زیرا این فرد م یداند که خداوند در هر حال ناظر اعمال او بوده و از هر عملش بازخواست مینماید و از محاسبه خداوند در روز جزا هراس دارد از این رو نمیتواند خلاف آنچه خداوند جل‌جلاله حکم کرده عمل نماید و یا مطابق شهوات خویش عمل کند.

لذا چنین فردی اولتر از همه از قید بندگی تمام قدرتها و خدایان دروغی خود را خلاص نموده و دین خود را برای خدای یگانه خالص میسازد و با بانگ رسا اعلام میدارد که هیچ حاکمی را نمیشناسیم، جز خدا و هیچ قانونی را نمی پذیرم،  جز قانون خدا و به هیچ سلطنتی و حکومتی تسلیم نمیشوم، جز خدا و با استقامت کامل بر این عقیده اش استوار مانده علیه برانداختن تسلط جباران که باعث ذلت مردم شده اند و به ناحق بالای مردم حکم میرانند قیام میکند تا بر اساس مکلفیتش در برابر خدا و امانتداری اش در برابر مخلوقات الله متعال و ادای حقوق همنوعانش حکم حکومت الهی را در زمین برقرار نموده مجری فرمان خدا باشد و همچنان که به حکومت های مستبد انسانی در زمین تسلیم نشده هرگز تابع و پیرو هواهای نفسانی و تحریکات شیطانی نیز نمیشود و عبودیت نفسی را نمیپذیرد.

بنابراین چنین فردی با اعلان و اقرار به یگانگی خدای بزرگ و بندگی و اطاعت او در حقیقت جهاد پیگیر و دامنه داری را بخاطر آزادی انسان در زمین به راه می اندازد و با تمام عواملی که انسانیت را در بندگی میکشند بی باکانه پیکار میکند علاوه از اینکه ابداً تسلیم ظلم نمیشود بر دیگران نیز ظلم نمیکند زیرا میداند خداوند حتماً او را محاکمه خواهد کرد و در برابر قدرت بزرگ و بی چون او هرگز یارای مقاومت را ندارد.

بنابراین ترس از خدا همانطوریکه او را به میدان مبارزه و جهاد علیه ستمگران میکشاند به همین ترتیب او را از ظلم باز میدارد. این عقیده چنان نیروئی را در وجود افراد می پروراند که در همه حال در خفا و آشکارا مانند پولیس مخفی افراد را از ارتکاب اعمال ناروا باز میدارد و راستی این یکی از مشکل ترین مسائل اجتماعی است که طبق این جهان بینی به آسانی حل میشود و حس مسئولیت را در افراد چنان پرورش میدهد که بدون کدام جبری قوانین زندگی را اطاعت نموده به حقوق دیگران تجاوز نکند و از طرف دیگر پایبندی به قانون را در شمار عبادات دانسته با میل و رغبت کامل به آن گردن نهد و در اجرای نیکی ها چنان اشتیاقی نشان دهد که گوئی بالاترین لذت ها را از عمل به قانون و پایبندی به مقررات میبرد.

دارنده چنین عقیده تا حدی پاک و بی آلایش می شود که هیچ منفعت مادی و دنیوی نمیتواند او را تطمیع کند و یا منحرفش سازد بنابر این بر هیچ یک از نعمات مادی و زودگذر اعتنائی ندارد که او را گمراه سازد و یا انگیزه حرکتش قرار گیرد.

بلکه رسیدن به کمال اخلاقی و کسب رضای خداوند، نهایی ترین آرزو و هدف اوست و همه اعمال و افعالش از ریا و دو رویی و نفاق پاک است و هیچ انگیزه عصبیت اعم از نژادی، لسانی، منطقه ای و یا امتیازات پوچ و خرافی و موهوم دیگری نمیتواند مبنا و علت اعمالش باشد و بخاطر این امتیازات نمیتواند عدالت را پشت پا زند بلکه مانند بنائی مستحکم حتی در مورد خویشاوندان و قبیله و شخص خودش هم حکم خدا را جاری نموده از حق پشتیبانی میکند و هیچ تندبادی نمیتواند او را این طرف یا آن طرف خم ساز د.

گذشته از این در راه دعوت مردم به دین الله متعال جل‌جلاله و مبارزه علیه زشتی ها و برپا داشتن حق و عدالت تمام تکالیف و زحمات را به جان و دل خریدار است و از ملامت هیچ ملامت کننده ای باک ندارد و نه جز خدا از کسی می ترسد لذا ترس از خدا موثرترین وسیله است برای پرورش افراد قابل اعتماد در اجتماع و یگانه عاملی است که میتواند بنای یک نظام اجتماعی سالم را پیریزی کند.

به هرحال گفتار خود را دنبال میکنیم و باید ببینیم که این دگرگونی و ایجاد شخصیت های نمونه و مجسمه های تقوا و پرهیزگاری و نمونه های شهامت و فداکاری و مجاهدت چه تأثیری را در راه پیشبرد انقلاب اسلامی و جامه عمل پوشاندن به جهان بینی آن دارند.

مسلم است که وجود چنین افرادی در محیط های جاهلیت حتما با اوضاع واحوال محیط ها برخورد شدیدی می کنند لذا طبیعی است که پیکاری بین حق و باطل آغاز میشود و این جریانات و استقامت بندگان خدا در برابر زشتی ها، در تربیت و دعوت مردم و روشن شدن افکار دیگران تأثیر مهمی دارد که رفته رفته جنبه عمومی را به خود گرفته و روز به روز بر وسعت این جنبش وعده پیروانش میافزاید و هرچه بیشتر با تکامل این چنین ضربات آن بر نظامات پوسیده و غیرانسانی جاهلیت ها کوبنده تر میشود و جمعیتی بر اساس این فکر در حرکت می افتد.

اینجاست که علی الرغم تلاشهای نظامات حاکم و جاهلی ناچار زمینه یک انقلاب و دگرگونی عمیق در ساحه های مختلف فکری و اخلاقی و روابط اجتماعی مساعد گردیده شرایط یک تحول بنیادی در کاخ اجتماع فراهم میشود در نتیجه مفاهیم خاص دیگری در ساحه  اجتماعی جلوه گری میکند. که این مفاهیم مقدمه یک پیروزی درخشان و سرنگون کننده آخرین کاخ ظلم و استبداد متکی بر نظام جاهلی بوده و به تسلط آن خاتمه میدهد.

این مفاهیم عبارت اند از: اینکه تمام افراد بشر بندگان خدا هستند و هیچ فردی بر فرد دیگر یا خانواده و قبیله و یا ملتی بر دیگران، در خلقت تفاوتی ندارد و همه در پیشگاه خداوند حقوق مساوی دارند و مجبور اند مکلفیت های خود را در برابر او اداء نمایند و هیچ عاملی از قبیل نژاد، لسان و یا تصورات جاهلانه و کاذبانه دیگری ملاک برتری و شرف نیست بلکه درینجا مقیاس برتری و بزرگی بالاتر ازین ها است که تصور میکنیم و آن عبارت از تقوی و پرهیزگاری است و کسی را بر کسی برتری نیست مگر به توبه، تقوی و فضیلت.

ازینرو در این صف برای دجالان و حیله گران جای نیست تا در آن نفوذ کنند همچنان در چنین جامعه افراد از تجاوز و تعرض مصون اند و حقوقشان تضمین شده زیرا ریشه این مفاسد که عبارت از حاکمیت انسان بر انسان است از بیخ قطع گردیده بنابراین در این جامعه همبستگی بین افراد روز به روز بیشتر شده و تشتت و پراکندگی از میان میرود و مقیاس و میزان دوستی و دشمنی  اطاعت از امر خدا و پایبندی  به قوانین  اخلاقی  است و تمام فرقه ها و احزاب در دو حزب خلاصه میشوند که آن عبارت از حزب خدا و حزب طاغوت است و پیکاری عظیم بین این دو حزب آغاز میشود و آن روز تمام دسته های شیطانی مشترکاً زیر یک پرچم و در یک صف علیه پیروان حق و عدالت از آخرین تلاش های مذبوحانه و دسایس و نیرنگ های گوناگون برای ادامه حیات ننگین خود کار میگیرند ولی سرانجام حق پیروز می شود و باطل و پیروان آن به گور نیستی مدفون میشوند.

این جاست که انقلاب اسلامی آخرین مراحل کمال و پیروزی خود را می پیماید وبالاخره ناگزیر جهان بینی اسلامی حاکمیت را بدست گرفته و حکومتی بر اساس طرز فکر اسلامی ایجاد میشود و نظام حیاتی نوینی را پیریزی می نماید درین مرحله مبارزین راه خدا یکی از مسئولیت های خود را در پیشگاه خداوند بزرگ ادا می نمایند و وسیله برای اجرای احکام خدا در زمین بدست میآورند و لیاقت خلافت خدائی را  حاصل میکنند و در نتیجه باید گفت که این برنامه عمل و انقلاب طبیعی ترین راه ایجاد زندگی انسانی و شرافتمندانه است که در سایه جنبش رهایی بخش اسلامی بدست میآید و فرمان آزادی   انسان را در زیر لوای توحید امضاء و او را از محکومیت، بردگی و بندگی آزاد و به ساحل نجات می رساند و بدون شک آنهایی که خم و پیچ این راه طولانی را پیموده و در بوته های آزمایش و امتحان گداخته شده اند و لحظه ای هم از مجاهدت در راه خدا باز نه ایستاده اند حق آنرا دارند که رهبری ملل جهان را بدوش گرفته توده های ستمدیده بشری را به عقب خویش به ساحلِ نجات کشند.

حالا بهتر است بخاطر درک مزایای این نظام و ثمرات نیک آن گوشه های از نظام حیاتی آنرا بشناسیم.

 

ادامه دارد …

موضوعات مشابه

Back to top button