اسلامیجوانانزن

اسرار نماز – قسمت بیستم

اسرار نماز

كليد قرآن

و عروج روح

نویسنده: محترم حکمتیار

قسمت: بیستم

در كجا بايد به جستجوى خدا رفت؟

 

ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ

همه ستودگىها؛ الهى راست كه پروردگار همه عالميان است.

در نخستين آيه سوره فاتحه به مطالب خيلى عمده و اساسى كه مبانى جهان بينى توحيدى را تشكيل مى دهد اشاره شده است. ذاتيكه اين عالم را آفريده است، آنرا حفظ نموده پرورش مى دهد و در همه اجزايش بعنوان “رب” تصرف مى كند بدون شك ستوده ايست حميد كه همه ستايش  ها براى اوست. عالم مشهود ما را به اين حقيقت رهنمائى مى كند. از مشاهده خوبى ها، زيبائى ها و نظم در اين كائنات چنين نتيجه بدست مى آوريم. عالم مشهود با همه اين نظمى كه بران حاكم است، زيبائىها و كمالى كه در آن سراغ مى شود و هدفمندى ها و ستودگىها و خوبى هائىكه آنرا فرا گرفته است گواهى مى دهد كه پروردگار آن حميد و ستوده است.

پديده هاى بىحساب اين عالم بى انتها كه هر جزء آن با بهترين وجهى آفريده شده است هر يكى براى تحقق غايه مشخصى بكارى گمارده شده است كه بطور مستمر و منظم و انهماك كامل در جهت تحقق غايه و هدف خود مشغول بوده هم ذات هر واحدى از اجزاى اين عالم و هم نتائجى كه بر حركت مستمرش مرتب مى شود خاليگاهى را در اينجا پر نموده و ضرورتى را مرفوع مىسازد.

چيز بيهوده، بيهدف و اضافه از ضرورت و كم از احتياج را در مجموع اين عالم سراغ نداريم. ذاتيكه اين عالم پهناور، شامل همه اين خوبى ها و زيبائىها را با همه اين پيوندهاى موزون و متناسب و دقيق آفريده است، ربوبيت عالم را در اختيار دارد هر ذره آنرا تربيه مى كند، رشد مى دهد، به كمال مى رساند بحركت مستمر مى گمارد و نتائجى از قبل سنجيده شده را بر حركت آن مرتب مىسازد، بدون شك چنين ذاتى واجد همه خوبىها و سزاوار همه ستودگىهاست.

ما در وراى همه اين دگرگونى هاى دقيق، مستمر و منظم و تحولاتى كه همه بر طبق سنن و ضوابط صورت مى گيرد دست هاى نامرئى ذاتى را با عقل و شعور خود لمس مى كنيم كه با دقت و سنجش به تدبير امور مى پردازد. هر چيز درحال كمال را از هيچ آغاز مى كند، از حالتى به حالتى در مى آورد، با تدريج و طبق سنن، بسوى كمال رشد مى دهد نتائجى بر آن مرتب مىسازد، ضرورتى را با آن مرفوع مىسازد، خاليگاهى را با آن پر مى كند و در نهايت به دورش پايان مى بخشد و جايش را به ديگرى مى گذارد.

نگاه دقيق و كاوشگر هر انسان آگاه و با شعور به سهولت مى تواند دريابد كه دگرگونىهاى هدفمندانه رهبرى شده در اين كائنات بزرگ و وسيع بدون هيچ ترديدى مظاهر تصرف رب حكيم و عليمى آست كه واجد همه خوبىها و سزاوار همه ستودگىها است.

چنانچه در اولين آيه سوره فاتحه با استناد به ربوبيت در عالم مشهود براى تحميد الله  استدلال شده است، در مجموع قرآن كه شرح تفصيلى سوره فاتحه است مشابه بهمين آيه و با شيوه استناد بر پديده هاى عالم محسوس و استنتاج از دگرگونى ها و تحولات دقيق آن براى اثبات توحيد و ربوبيت مطلق آن در هستى استدلال شده است.

در كجا بايد به جستجوى (الله) پرداخت؟ در عالم، نه در تصورات ذهنى بريده از عالم، از كجا بايد براى اثبات الله و تنـزيه او جل شأنه از هر عيبى و تحميد وى جل شأنه با هر صفتى استدلال كرد؟ از ربوبيت عادى، ملموس و محسوس در عالم، نه در خارق العاده ها و فوق العاده ها و اعجازها. بيجهت دور مرو، خود را برنج بيهوده مه افگن، در نفس تو و ماحول ملموس تو، در آنچه تو آنرا جريان عادى تلقى مى كنى و حساسيت تو در قبال آن بدليل خوگيرى و انس و عادت تو از ميان رفته است، در هر قدمى ده ها و صدها رهنماى براى هدايتت بسوى الله قدنمائى مى كند و شهادت مى دهد.

چنانچه قرآن مى فرمايد:

سَنُرِيهِمۡ ءَايَٰتِنَا فِي ٱلۡأٓفَاقِ وَفِيٓ أَنفُسِهِمۡ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمۡ أَنَّهُ ٱلۡحَقُّۗ أَوَ لَمۡ يَكۡفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُۥ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ .  فصلت: 53

زود است كه آيات مانرا در آفاق و در انفس شان بآنان بنمائيم تا براى شان واضح شود كه وى حق است.

قرآن ادعا دارد كه هيچ كسى قادر نمى شود چيز بيهوده و بيهدفى را در همه اين عالم پيچيده و وسيع نشاندهى كند، نمى تواند چيز اضافى، چيزى كمى، قصورى و نا هم آهنگى اى در مجموع اين كائنات دريابد، بهر پيمانه كه انسان بمنظور دريافت نقص و فطورى در هستى به پژوهش و جستجو بپردازد و از كمال تعمق و دقت در اسرار كائنات ديده هايش خسته و درمانده برگردد هرگز قادر نخواهد شد كه نقصى، خطائى، خاليگاهى و بى نظمى آى در مصنوع الله جل شأنه ارائه كند، قرآن در اين رابطه مى فرمايد:

… مَّا تَرَىٰ فِي خَلۡقِ ٱلرَّحۡمَٰنِ مِن تَفَٰوُتٖۖ فَٱرۡجِعِ ٱلۡبَصَرَ هَلۡ تَرَىٰ مِن فُطُورٖ ٣ ثُمَّ ٱرۡجِعِ ٱلۡبَصَرَ كَرَّتَيۡنِ يَنقَلِبۡ إِلَيۡكَ ٱلۡبَصَرُ خَاسِئٗا وَهُوَ حَسِيرٞ.  الملك: 3 – 4

آيا در آفرينش رحمان تفاوتى مى يابى؟ ديده را بر گردان و بنگر، آيا فطور شگاف و ناهماهنگى اى مى بينى؟ باز ديده را بار بار برگردان تا آنكه، آن چشم نا مراد بسويت برگردد در حاليكه خسته و درمانده است.

اين خود نشان مى دهد كه پروردگار اين هستى، ستوده حميد است كه همه چيز را حكيمانه آفريده است، مهمل نمى گذارد، اداره مى كند حفظ مى نمايد به تربيتش مى پردازد و به كمالش مى رساند.

در محل ديگرى از انسانى كه در شناخت رب كريم خود دچار مغالطه شده و فريب خورده است با لحن تعجب آميزى مى پرسد:

يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡإِنسَٰنُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ ٱلۡكَرِيمِ ٦ ٱلَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّىٰكَ فَعَدَلَكَ ٧  فِيٓ أَيِّ صُورَةٖ مَّا شَآءَ رَكَّبَكَ ٨: الانفطار: 6 ـ 8

هان اى انسان! چه چيزى تو را نسبت به پروردگار كريمت فريفته است كسيكه تو را بيافريد، بعد درست و استوارت ساخت، سپس تو را متعادل و متوازن بار آورد و بعد در هر صورتى كه خود خواست تركيبت داد.

در جاى ديگرى مى فرمايد:

سَبِّحِ ٱسۡمَ رَبِّكَ ٱلۡأَعۡلَى ١  ٱلَّذِي خَلَقَ فَسَوَّىٰ ٢  وَٱلَّذِي قَدَّرَ فَهَدَىٰ ٣  وَٱلَّذِيٓ أَخۡرَجَ ٱلۡمَرۡعَىٰ ٤  فَجَعَلَهُۥ غُثَآءً أَحۡوَىٰ ٥: الاعلى: 1 ـ 5

به پاكى ياد كن نام پروردگار برترت را، آنكه بيافريد سپس درست كرد. و آنكه اندازه كرد و هدايت نمود و آنكه گياه تازه را بر آورد و بعد خشكاند و پوساند.

سلسله پيدايش اشياء، تعادل و توازن آن در خود و هم آهنگى آن با همه پديده هاى هستى، و تحديد اندازه آن و رهبرى هر يكى در مسير معينى بسوى هدف مشخصى، و رشد مجدد آن تا همان حد معين خودش، هر انسان با ضمير و با انصاف را بر آن واميدارد تا به پروردگار حكيم و آفريدگار برتر آن باور داشته به پرستش و ستايشش بپردازد. همان پروردگار خبيرى كه از هيچ آفريده است، در كمال خوبى آفريده است، به تقدير درست و به اندازه لزوم و ضرورت آفريده است و آفريده هايش را مهمل نگذاشته، هر يكى را در جهتى و براى تحويل غايه هدايت مى كند، رشد مى دهد و به كمال مى رساند از زمين خشك گياه تازه سرسبز ميروياند كه پس از تحويل دانه و ميوه مى خشكاندش و پوسيده و فرسوده مىسازدش.

در رابطه با خلقت انسان و مراحل گوناگونى كه يكى بعد ديگرى بر او مى گذرد مى فرمايد:

هُوَ ٱلَّذِي خَلَقَكُم مِّن تُرَابٖ ثُمَّ مِن نُّطۡفَةٖ ثُمَّ مِنۡ عَلَقَةٖ ثُمَّ يُخۡرِجُكُمۡ طِفۡلٗا ثُمَّ لِتَبۡلُغُوٓاْ أَشُدَّكُمۡ ثُمَّ لِتَكُونُواْ شُيُوخٗاۚ وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّىٰ مِن قَبۡلُۖ وَلِتَبۡلُغُوٓاْ أَجَلٗا مُّسَمّٗى وَلَعَلَّكُمۡ تَعۡقِلُونَ ٦٧: غافر: 67

اوست “همان ذاتى” كه شما را از خاك آفريد، بعد از نطفه اى، سپس از علقه اى، بعد چون طفلى شما را بيرون آورد، سپس شما را پرورش داد تا بكمال قوت تان برسيد و بعدها تا پير شويد تا برخى از شما قبل از آن ميرانده شوند تا به اجل نام نهاد برسيد و تا شما تعقل كنيد.

چه كسى خاك مرده را بشكل دانه و ميوه در مى آورد و غذاى براى انسان مىسازد “مطابق به طبيعتش و جواب گوى نيازمندى هايش” سپس از همين اجزاى مرده زمين كه در غذاى انسان جاگذاشته، نطفه انسان درست مى كند و همين نطفه كوچك غير قابل رويت “كه تنها ذريعه مى كروسكوپ هاى بزرگ، كه صدها بار اشياء را بزرگتر از اصلش جلوه ميدهند” قابل رويت مى شود، پس از طى مراحل گوناگونى چون طفلى بدنيا مى آورد، به تربيه اش مى پردازد، همه ضروريات و نيازمندىهايش را اولاً در شير مادر و بعداً در آغوش اين عالم فراهم مى كند به او رشد مى دهد تا آخرين حد قوت و كمال خود مى رساند كه از آنجا سير نزولى اش آغاز مى شود، به پيرى ميرسد و بمرگ محكوم مى گردد.

 

ادامه دارد …

موضوعات مشابه

Back to top button