اسلامیمطالب مهم

جهان بینی اسلامی 

 

جهان بینی اسلامی 

 

نویسنده: شهید انجنیر حبیب الرحمن

قسمت: پنجم

ناشر: ویب سایت نهضت

جهان بینی اسلامی

ممیزات و مشخصات جهان بینی اسلامی

یک نظر اجمالی به جهان بینی اسلامی میرساند که طرز فکری است کامل و جامع الاطراف و منطقی، اجزای به هم پیوسته و متناسبی را تشکیل میدهد که تمام جزئیات و فروعات آن در کمال دقت و نظم و نهایت علم و حکمت به هم چسپیده اند. تمام جوانب هستی و زندگی انسان را با نهایت وضوح معرفی مینماید. و هیچ گوشه و یا زاویه از زوایای حیات نیست که در آن چیزی مبهم باقی مانده باشد. بلکه عینکی است که از مجرای آن میتوانیم همه پدیده های جهان هستی را روشن و آشکارانه مشاهده کنیم و تفسیر درستی در مورد جهان و انسان بدست داشته باشیم، از این رو میتوان گفت که هیچ یک از حقایق مسلم مکشوفه ما نیست که با این جهان بینی مخالفت داشته باشد بنابراین ما میتوانیم بگوئیم که اولین خصوصیت جهان بینی اسلامی علمی بودن آن است و اگر در پاره از امور تصورات و اندیشه بشری با این جهان بینی ناسازگار باشد این دلیل عدم حقانیت تصورات و نظریات انسانی را نشان میدهد زیرا  تا حال دیده نشده  نظریه و  تصوریکه  از مرحله تجربه  گذشته باشد و جنبه حقیقت مسلم و غیر قابل انکار را به خود گرفته باشد با جهان بینی اسلامی مخالفت داشته باشد بنابراین با اطمئنان کامل میتوان شرح و تفسیر جهان بینی اسلامی را در مورد جهان و انسان علمی دانسته و از آن بدون چون و چرا پیروی کرد و نتایج مثبت گرفت.

و همچنان هیچ دانشمند و عاقلی نمیتواند قبول کند که این دستگاه آفرینش با همه اسرار و پیچیدگی های آن و نظم مرتبی که بر آن حاکم است و هر موجود آن مسیر معینی را در جهت کمال می پیماید و از سراسر عالم وجود آثار علم و قدرت و حکمت مشاهده میشود بدون آفریدگار علیم و حکیم و قدیر و توانا باشد و برعکس منطق کودکانه و بیخردانه جاهلیت که وجود خدا را انکار میکند، نظری است جامع علمی و کاملاً معقول و منطقی و فطری پس میتوان گفت اقرار و اعتراف به وجود خدای یگانه و آفریدگار جهان عمده ترین ممیز و خصوصیت جهان بینی اسلامی است که خط فاصلی بین این جهان بینی و جهان بینی جاهلی میباشد.

مشخصه دیگر جهان بینی اسلامی که عامل اساسی آزادی انسان از قید هر نوع  حکومت غیرخدائی در زمین است توحید میباشد و برخلاف شرک به بشریت اعلان میدارد که نباید در پای خدایان دروغی و کاذب زانو زد و نباید تمام استعدادها و نیروهای خود را در جهت جلب رضای خدایان باطل و موهوم و خداوندان زور و قدرت و دیکتاتوران خونخوار و تأمین منافع شان بکار برد این اصل یعنی توحید. به انسان اعلان میدارد که ای انسان، آزاد زندگی کن! همانطور که آزاد آفریده شده ای. و تمام حدقه های عبودیت غیر خدا را که نشانه ذلت و پستی و پامال کننده حیثیت و شرف انسانی است بشکن و بدور بیانداز تا از پستی ها بربلندی ها و از رذائل به فضائل و از ضلالت به هدایت رسی و اهلیت خلافت خدائی را در زمین حاصل کنی تا بتوانی مجری شریعت خدا باشی.

این اصل نیرومندترین سنگریست که از آن میتوان علیه هرگونه چپاولگری و طغیان، ظلم و استبداد، استثمار و استعمار، اوهام و خرافات و بالاخره علیه تمام نیروهایی که مانع آزادی انسان در زمین و رسیدن و تقرب انسان به خدا می شوند جنگید این  اصل   الهیست،  برنده و  نیز  عهده دار  همه  انقلابهای  آزادیبخش در سراسر ادوار تاریخ بر علیه نظامات فاسد و جبار جاهلی است.

این اصل به ما حکم میکند که تنها خدا را منحیث حاکم و قانون گذار بشناسیم و تنها در سایه قوانین او زندگی کنیم بناءً این اصل دشمن تمام ستمگرانی است که م یخواهند هوسها و خواهشات پلید و شوم خود را به منظور استثمار و بهره برداری از مردم و سوار شدن برگردن شان بالای مردم منحیث قانون جاری بسازند پس باید گفت این خصوصیت عمده دیگر جهان بینی اسلامی است که با شرک یعنی خصوصیت عمده جهان بینی جاهلی ضدیت تامی دارد.

خصوصیت دیگر این جهان بینی اینست که وجود هیچ موجودی را در تمام جهان خلقت عبث و بی فایده نمیداند و اساساً وانمود میسازد که جهان عبث و از روی تصادف به میان نیامده بلکه در خلقت آن منظور عالی نهفته است.

و هیچ چیزی را نمیتوانیم دریابیم که بدون جهت و مقصد آفریده شده باشد بلکه در خلقت تمام موجودات از کوچکترین ذره گرفته تا بزرگترین اجرام سماوی هدفی نهفته و دست تقدیر برایش هدف و مسیری تعیین فرموده تا در  آن جهت سیر کند و جهان را نموداری از علم و قدرت موجودی لایزال معرفی کند.

بنابراین انسان هم که جزئی از موجودات میباشد بازیچه آفریده نشده بلکه در خلقت او هدفی دقیق و غایه عالی منظور شده است که انسان باید در آن جهت سیر کند روی این اساس معمای اینکه از کجا آمده ایم و به کجا م یرویم و در این آمد و  رفت چه منظوری است کاملاً برای عالم بشریت حل شده و هر انسانی از سرنوشت خود با خبر است و تکلیف و مسئولیت خود را در زندگی میداند و از سرگردانی دائمی که خاصیت بی هدفی است نجات مییابد و با خاطری آرام تمام قوایش را در جهت معین بکار میاندازد و ثبات و استقامت حاصل میکند و دیگر مانند ذره در مقابل طوفان این طرف و آن طرف در وادی بی هدفی سیر نمیکند.

این امر که در خلقت هر موجودی هدفی نهفته است و انسان در نظام آفرینش منزلت خاصی داشته و مسئولیت و تکالیفی بر گردنش گذاشته شده است اصلی است  صد در صد علمی و  منطقی  زیرا ما  در تمام  مطالعات خود در جهان  نمیتوانیم بطور استثنا، خلاف این امر یعنی بی هدفی را ثابت نمائیم بلکه روز به روز دانش بشر در این جهت پیش میرود و هر چه بیشتر اسرار و اهداف و خلقت موجودات را کشف میکند بنابراین خیلی کودکانه و غیر علمی است که بگوئیم در خلقت جهان و انسان منظوری نیست و بیهوده آفریده شده اند و ما مسئولیت و مکلفیتی نداریم.

اعتقاد به این اصل علاوه بر اینکه موید یک حقیقت مسلم علمی است و علت تمام پیشرفت های علم در ساحه های گوناگون میباشد از جهت جامعه شناسی مهمترین اصلی است که پایه های اجتماع روی آن بنا یافته و با درک این بی بندوباری ها و لاقیدی ها که دشمنِ هر نوع نظم و آرامی جامعه بوده و هدف اصلی از خلقت انسان را به باد فراموشی سپرده اند و گام به گام از دائره و حدود انسانی دور میشوند ولی با شناخت مکلفیت انسانی دامن هر نوع تجاوز و تعدی انحراف و گمراهی چیده میشود پس باید شرافتمندانه اعتراف کرد که نجات بشریت تنها در سایه جهان بینی اسلامی ممکن است و بس، و با هدفی بر بی هدفی که مشخصه جهان بینی جاهلی است برتری و معقولیت دارد.  یکی دیگر از صفات ممیزه و مشخصه جهان بینی اسلامی اینست که از نظر این جهان بینی حاکمیت و قانون گذاری خاصه خدای متعال است و انسان صلاحیت حاکمیت و قانون گذاری را ندارد یعنی انسان مکلف، مستقل آفریده نشده تا به هرچه خواست عمل کند و هرچه را لازم دید برنامه زندگی خود بسازد بلکه این امور کاملاً مربوط خدا است و بر انسان لازم است همان برنامه را در زندگی خود تعقیب کند که خداوند برایش وضع کرده و هرگز حق ندارد همه قیود و حدود خداوند را شکستانده یکسره از فرمان خدا سرپیچی کند و خود برای خود واضعِ قانون شود چنانچه همه مفاسد و جنایات بشر در گذشته و حال مولود همین بی قیدی هائی بوده که لازمه آن طغیان و سرکشی انسان از امر و حکم خدا و مستقل دانستن خودش است.

پس معقول اینست که بگوئیم انسان نباید ادعای استقلال و بی بندوباری کند باید با رضاء و میل در حدود معینه و مقرره که از جانب خدا وضع شده سیر کند، حاکمیت خدا و حاکمیت انسان دو مفهومی هستند که محور و پایه و مبنای دو جهان بینی و دو نظام حیاتی، اسلامی و جاهلیت میباشند که یکی عامل آزادی و شکستن زنجیرهای اسارت و بردگی و درهم کوبنده قدرتهای ستمگر و خاتمه دهنده تسلط و حکومت طاغوت می باشند.

با در نظر گرفتن موقعیت انسان در نظام خلقت و مطالعه خود انسان و قدرت و توانائی آن کاملا ثابت میشود که استقلال انسان مفهومی است بی اساس و غیرعلمی و برعکس مکلفیت انسان و عدم استقلال آن در تعیین خطمشی زندگی و وضع برنامه نظام حیات و لزوم پیروی او از دساتیر خداوندی و برنامه های آسمانی امری است صد درصد علمی و مطابق با واقع و انحرافات از این امر، عامل تیره روزی و گمراهی و پایبندی به آن بانی و تکیه گاه خوشبختی و هدایت است.

با در نظر داشت خصوصیات و ممیزات فوق الذکر یک بار دیگر حقانیت جهان بینی اسلامی و بطلان جهان بینی جاهلی آشکارا و هویدا میشود و برهر صاحب عقلی محال است که راه دومی را انتخاب کند و بدست خود قبر خود را حفر نماید و از همین جا است که انسانهای دانا و عاقل در پیکار زندگی همیشه علم برداران جهان بینی اسلامی بوده اند و این خود صلاحیت سازندگی جهان بینی اسلامی و اهلیت آن را در مورد اداره امور حیاتی واضح می ساز د.

حالا که برتری و حقانیت این جهان بینی را شناختیم باید بینیم که چگونه این فرشته نجات و پیام آسمانی رسالت خود را در بین توده های بشری انجام میدهد و از کدام راهی وارد صحنه زندگی میشود.

 

ادامه دارد …

موضوعات مشابه

Back to top button