اسرار نماز – قسمت سوم

اسرار نماز
كليد قرآن
و عروج روح
نویسنده: محترم حکمتیار
قسمت: سوم
معنى نماز
رفع اليدين
نماز تو شامل، تعدادى از حركات مهم و با هدفيست كه هر يكى محرك و انگيزه خاصى دارد، نخستين حركت برداشتن دست ها، توأم باتكبير نخستين “تكبير تحريمه” است حتماً مى دانى كه در همه جوامع بشرى، در هر كجاى دنيا، زمانيكه كسى مى خواهد به ديگرى نشان دهد كه در برابرش تسليم شده و از مخالفت و دشمنى با او دست برداشته است، دست ها را بالا مى برد، بالا بردن دست ها، نشانه دست كشيدن از خصومت و بغاوت و رمز تسليمى و انقياد پذيرفته شده است.
تو با اين حركت در ابتداى نمازت، بيزارى از بغاوت در برابر خدا و اجتناب از تصادم با سنن الهى و انقياد و تسليمى كامل به اوامر الهى را به نمايش مى گذارى. شايد در جريان كدام جنگى، كسى را ديده اى كه سلاحش را برزمين گذاشته و دستهايش را در برابر كس ديگرى بلند كرده، و تو از اين حركت او بخوبى فهميده اى كه او با اين كار چه پيامى را به طرف مقابل مى فرستد و از طرف خود اطمينان چه چيزى را به او مى دهد؟
بمن بگو: آيا گاهى در ابتداى نمازت و در اثناى تكبير تحريمه و شعار “الله اكبر” و در جريان بالا بردن دست ها، اين تصور در ذهنت خطور نموده و دلت اين سخن را زمزمه كرده كه: از هر نوع بغاوت و عصيان در برابر پروردگارم دست برداشتم و انقياد و تسليمى كاملم را اعلام مى دارم؟
اگر تو با اين احساس و شعور، دست هايت را بالا نبرده اى، بمن بگو: هدفت از اين حركت چه بوده؟ فقط يك حركت تقليدى بى جان و بى هدف؟
عجيب تر اينكه برخى ها بر سر اين قضيه با همديگر به نزاع مى پردازند و در اختلاف شديد فرو مى روند كه توأم با تكبير تحريمه، دست ها بايد تا گوشها بالا برود يا تا شانه ها يا ميان گوش ها و شانه ها؟ در حاليكه براى هر يك اين هيئت بالا بردن دست ها، بر عمل پيامبر عليه السلام استناد شده است، ولى درباره سر و رمز اين حركت و هدف و انگيزه آن نه فكرى مى كند و نه بحثى، نمى گويد كه محرك اين حركت چه احساسى باشد و مظهر كدام شعور؟
قيام
آيا گاهى در زندگيت اتفاق حضور به دربار حكمرواى بزرگى افتاده است، حكمروايى كه مى پنداشتى تو محتاج او و او قادر به رفع نيازمنديهاى تو است و تو مى خواستى مراتب اخلاص، اطاعت و احترامت را با كيفيت خاص حضوريابى، ايستادن و حرف زدنت به نمايش بگذارى و عنايات او را جلب كنى؟ راست بگو: كه در اين هنگام كيفيت ايستادن و چگونگى حرف زدن تو و نحوه مظاهره و انعكاس احساسات درونيت چگونه بود؟
وضعيت قيام تو در نماز و در برابر خدا، پروردگارت، و كيفيت گفتار و نحوه تبارز احساسات و مشاعر درونيت بايد بمراتب بهتر از آن باشد.
در برابر كسى دست بسته ايستادن، در حقيقت به اين معناست كه او را آقا و بادار خود پذيرفته اى و اطاعت كامل و انقياد مطلق در برابر اوامر او را به نمايش گذاشته اى، تو با اين حركتت نشان مى دهى كه بنده مطيع و فرمانبردار خدا بوده، به تعميل هر امر و اطاعت از هر فرمانش حاضرى.
آيا در طول زندگيت گاهى در نمازهايت چنين واقع شده كه در اثناى قيام احساس كرده اى كه همين حالا در برابر پروردگار بزرگ، مالك زمين و آسمان ايستاده اى، چنانكه تو او را با چشم خود مى نگرى، و يا اگر اين احساس را ندارى و از لحاظ روحى و معنوى تا اين حد بالا نرفته اى على الاقل پنداشته اى كه پروردگار عليم و خبيرت همين اكنون بسوى تو مى نگرد، هر حركت تو را مى بيند، هر حرفت را مى شنود و از احساسات و مشاعر درونيت آگاه است، اگر كدام روزى در كدام نمازى در حالت قيامت اين كيفيت را داشته اى و اين احساس را دريافته اى، همين و فقط همين نماز واقعى تو بوده!! ولى اگر تا حال هيچگاهى چنين نشده باشد و تو هرگز در نمازهايت چنين حالتى را نداشته اى در آنصورت با تأسف بايد بگويم: تا حال نماز نخوانده اى!! تا هنوز به بارگاه خدايت حضور نيافته اى و در برابرش نه ايستاده اى!!
بيا امروز تصميم بگير تا قيام و نماز واقعى در محضر خداى بصير داشته باشى!!
آيا در كدام نمازى به اين دليل دلت لرزيده و موهايت از هيبت راست شده كه احساس كرده اى هم اكنون در برابر پروردگار عالميان، خداى قهار و جبار ايستاده اى؟
اگر تا حال چنين نشده پس تا حال نماز نخوانده اى زيرا خداوندجل شأنه مى فرمايد:
إِنَّمَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ ٱلَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ ٱللَّهُ وَجِلَتۡ قُلُوبُهُمۡ وَإِذَا تُلِيَتۡ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتُهُۥ زَادَتۡهُمۡ إِيمَٰنٗا وَعَلَىٰ رَبِّهِمۡ يَتَوَكَّلُونَ ٢ الانفال: 2
فقط كسانى مؤمن اند كه هرگاه ذكر خدا صورت گيرد دلهاى شان بلرزد و هرگاه آياتش بر آنان تلاوت شود بر ايمان شان بيفزايد و بر پروردگارشان توكل كنند.
آيا گاهى با توجه به گناهان، قصور، اشتباهات و گستاخى هاى خودت و با يادآورى از عنايات و فضل و رحمت مى پايان خداى رحمان، اشك از ديده هايت جارى شده؟
و آيا گاهى اتفاق افتاده كه در حالت دشوار اضطراب و پريشانى به نماز ايستاده اى و با همين نماز اضطراب شديد تو رفع شده و به سكون و اطمينان مبدل شده؟
اگر چنين اتفاقى نيفتاده و با وجود نمازت، مضطرب و پريشان بوده اى در آنصورت نماز تو نماز نه بلكه يك عادت بوده، زيرا خداوند مى فرمايد:
الا بذكر الله تطمئن القلوب: آگاه باش كه با ذكر خدا دلها مطمئن مى شوند.
تسبيح
در آغاز قيام، تكلم و حرف زدنت با خدا جل شأنه به اين كلمات و شبيه آن آغاز مى شود.
سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَبِحَمْدِكَ وتَبَارَكَ اسْمُكَ وَتَعَالَى جَدُّكَ وَلَا إِلَهَ غَيْرُكَ.
پاكى تراست بار الها! با ستايشهايت، با بركت است نامت و برتر است شأنت و معبودى جز تو نيست.
در اين چند كلمه مختصر، چنان عظمتى و چنان مفاهيم ژرف و عميقى نهفته است كه بيان آن با كلمات ديگرى دشوار است. تو با اين كلماتت مى گويى:
پروردگارا! تو از هر عيب و نقص، در ذات، صفات و افعال خود منـزهى، در آفرينش آفريده هايت، در نگهدارى و پرورش مخلوقاتت، آنچه به اراده قاهره و مطابق سنن تو در هستى انجام مى يابد، چيزى از نيستى هستى مى يابد، يكى بسوى كمال رشد مى كند و ديگرى به زوال محكوم مى شود … در همه اينها نه تنها نشانه اى از عيب و نقصى را نمى نگريم بلكه در هر چيزى و در هر تغييرى، حكمتها، رمزها، شايستگىها و زيبايىها را مشاهده مى كنيم، در همه اسماى حسنى و صفات علياى تو به نمايش گذاشته مى شود. در همه تو شايسته ستايش و ثنايى، ستايش و ثناى سزاوار عظمتت، بركت ها با نام مبارك تو گره خورده، و هر درب خير و بركت تنها با نام توگشوده مى شود، عظمت و جلال تو خيلى خيلى سترگ است، كسى جز تو را در هستى نمى يابيم كه شايسته عبادت باشد.
ادامه دارد …



