اسلامیمطالب مهم

جهان بینی اسلامی

جهان بینی اسلامی 

 

نویسنده: شهید انجنیر حبیب الرحمن

قسمت: چهارم

ناشر: ویب سایت نهضت

جهان بینی اسلامی

جهان بینی اسلامی و یا به عبارت دیگر نظر اسلام در مورد جهان و انسان عبارت از آن معرفتی است که برگزیدگان خدا و رهبران بزرگ عالم انسانیت (انبیاء علیهم الصلاة والسلام) از طریق وحی به بشر معرفی نموده اند که طبیعی  ترین و فطری ترین راه درک حقائق و نجات می باشد و یگانه وسیله ایست که بشریت می تواند با اطمینان خاطر و اعتماد کامل مسایل حیاتی خویش را حل نماید و از موقعیت و موقف خویش در جهان آفرینش و همچنان وظایف و تکالیف خود باخبر شود و بر خلاف جهان بینی جاهلی، مبنی بر حواس محدود و توهم و گمان نیست، بلکه صد درصد مستقیماً  حقائق را از منبع علم و قدرت اخذ می نماید. و معلومات کاملاً صحیح را در اختیار بشریت میگذارد و آخرین چاره همه سرگردانی ها بشمار میرود. فشرده این جهان بینی وسیع چنین است که میگوید: این جهان با همه اجزاء آن اعم از انسان و غیر انسان با این همه موجودات بیشمار زمینی و آسمانی، بی مقدمه و بطور تصادف به وجود نیامده است بلکه دستگاهی است مرتب که طبق قوانین نظامات معینی اداره می شود و این جهان را خدا از عدم به وجود آورده است، مالک جهان او است و تمام نظامات و قوانین آن نیز در اختیار او است و او بر همه اجزای جهان حکومت و تسلط دارد این نوع نظم و قانون جهانی که در عرف و اصطلاح جدید آن را سیستم توتالیتریزم می نامند تمام اختیارات و کلیه امور حکومت، قانو نگذاری و اجرا از هر جهت در دست دستگاه مرکزی است.

به عبارت دیگر بطور مطلق امر و نهی با همان مالک مقتدری است که آنرا خدا مینامند و سایر قوای که به نظر ما در جهان و اداره امور آن دخالت دارند همه و همه تحت امر و اراده او هستند و هیچکس قدرت آنرا ندارد که به اراده خود ساکنی را متحرک سازد و هیچکس قدرت سرکشی از حکم او را ندارد.

خلاصه اینکه در این دستگاه با قدرت و منظم، برای هیچکس هر که باشد، مجالی برای استقلال در امور یا عدم توجه به مسئولیت و تکالیفی که بر عهده او قرار گرفته است وجود ندارد. پیغمبران علیهم السلام این امر را لازمه طبیعت این نوع نظم جهانی می دانند و می گویند خدا جبلیت و خاصیت کلی نظم جهان را براساس این  قرار داده است و انسان نیز در این جهان مملوکی است و از خود نمی تواند اختیار و قدرتی داشته باشد و غیر از این هم نمیتواند باشد.

بنابراین حق ندارد برای زندگی روش و برنامه وضع کند و حدود آن را خودش تعیین کند بلکه جسم و تمام قوای که در درون آن جای داده شده است مال خدا جل جلاله و موهبتی است که از طرف خدا به انسان داده شده است لذا انسان حق ندارد این دستگاه را با اراده و میل خودش استخدام کند بلکه موظف است که از این مواهب و نعمت ها جز در راه امر و اراده خدا هیچگونه استفاده و انتفاعی حاصل نکند و آنچه در اطراف انسان از انواع موجودات و بدایع مخلوقات مانند زمین، کوه، چهار پایان، آب، درخت، معادن و امثال آن بوجود آمده است، همه و همه مال خدای بزرگ است و حتی یک ذره ازین موجودات مال انسان نیست.

بنابراین انسان حق ندارد به دلخواه خودش در آنها مداخله و تصرف کند بلکه موظف است که هر نوع مداخله و تصرفی که در موجودات مینماید موافق قانونی باشد که خدا آن را وضع کرده و اصول و قواعد آن را همان خدا که مالک حقیقی است، تعیین کرده است و همچنان همه افراد بشر که در این جهان زندگی میکنند و در معاملات و امور معینی با یکدیگر مربوط اند، همه شان در این کشور وسیع بنده و  رعیت او هستند. و به این جهت حق ندارند که برای خود اصول و مبادی وضع کنند و نمیتوانند در معاملات و روابط بین یکدیگر و همچنین در حفظ و نگهداری آنچه به آنها سپرده شده است قوانین و نظاماتی وضع کنند بلکه شایسته است که همه رفتار و کردار و معاملات شان با یکدیگر مبتنی بر قوانینی باشد که خدای بزرگ وضع کرده است.

در اینجا سوالی به میان میآید که قانون الهی چیست و از کجا می توانیم به آن دسترسی پیدا کنیم؟

فرستادگان خدای بزرگ علیهم السلام در این مورد چنین پاسخ میدهند: همان وسیله علمی که به وسیله آن این حقایق را درباره دنیا در خصوص انسان به شما خبر داده ایم، خود همان وسیله علمی ما را به علم در باره قانون الهی رهبری کرده است.

خدای بزرگ خودش آن علم را به ما آموخته و به ما مأموریت داده است که به شما ابلاغ کنیم و بر عهده شما است که به ما اعتماد کنید و به رسالت ما ایمان  بیاورید و  بدانید که ما  همه پیغمبران خدا هستیم   که برای راهنمائی برانگیخته شده ایم. بنابر این آن قانون را که خدا تشریح کرده و برای رستگاری و نجات شما اجرای آن را وسیله هدایت شما قرار داده است از ما بپذیرید و همه به آن چنگ زنید.

اینکه به چشم می بینید که نظام این کشور وسیع، با این جهان پردامنه، بر اساس تدبیر و انتظام گذاشته شده است بدون اینکه مدبر و مدبران یا عواملی را که این چرخ را به حرکت درآورده اند ببینید و اینکه در نفوس خود رایحه استقلال را حس میکنید و اینکه میتوانید هرچه بخواهید بکنید و یا آنطور که میخواهید عمل کنید تا جائیکه قدرت دارید حتی در کارهای خودتان مستقل باشید یا زمام امور تانرا بدست خدایان دروغی بسپارید و یا اختیار تانرا به پادشاهان دیکتاتورمنش جبار و متکبر که بدون حق در زمین حکومت میکنند بدهید و احساس می کنید که در هر صورت روزی شما میرسد و اینکه محیط مناسب برای کار و فعالیت به شما ایجاد میشود و در آن محیط میتوانید از حکومت خدای بزرگ سرپیچی کنید و با این حال مجازات سریعی برای این تخلفات  و انحرافات  به شما داده نمیشود، هرچه از این  قبیل و از  این نمونه  ها ببینید اینها امتحانات و آزمایشهائی است برای شما از طرف خداوند جل جلاله آنچه را خداوندمتعال از امتیازات عقلی و مدارک و استنباط و استنتاج و معرفت خیر از شر به شما داده است میان شما و میان ذات اقدس خودش و نظام جهان وسیع اش پرده از پرده های غیب آویخته است و از پس این پرده، مراقب شما است و شما را امتحان می کند و نگاه میکند که آن قوائی را که در اختیار شما گذاشته است چگونه مصرف میکنید.

خدا به شما عقل داده است و شما را مختار آفریده است و به شما یکنوع استقلال مکرمت نموده و در نتیجه کار تان را به خودتان سپرده است و نظارت میکند تا ببیند از آن مواهب چه استفاده میکنید و با ساکنین کشور بزرگ او و زیردستان خودتان چه نوع معامله مینمائید، آنگاه اگر به حقیقت امرتان پی بردید و متذکر شدید که شما رعیت آن پادشاه بزرگی هستید که جهان از آن اوست و این مقام و منزلت را با طیب خاطر و رضای نفس بدون اینکه مجبور و مقهور باشید برای خود انتخاب کردید و به این مقام و منزلت قانع شدید، طبعاً در امتحانی که خدا برای شما قائل شده موفق و کامیاب خواهید شد.

و اگر فراموش کردید که شما در این کشور رعایای آن پادشاه بزرگید یا در کشور او تکبر ورزیدید و در برابر قوانین و نظامات او راه عصیان و طغیان را پیش گرفتید یا اینکه قبلا مقام و منزلت تانرا در این میدانستید قطعاً در امتحان، مردود خواهید شد و به درد پشیمانی و خسران مبتلا خواهید گردید.

به منظور همین آزمایش و امتحان است که در دنیا یک اندازه نفوذ و تسلط به شما داده شده است و در مقابل بسیاری از مخلوقات امانتدار خدا قرار داده شده اید و خدا در این زندگی فانی به شما این همه مجال و مهلت داده است.

همچنین این جهان بینی توضیح میدارد که چون این دنیا دار امتحان و آزمایش است همه عقاب ها و  مجازات ها  در این دنیا به  مردم داده نمیشود و نعمت هائیکه در این دوران فانی زندگی به انسان داده میشود، لازم نیست پاداش اعمال خیر و شر باشد و همین قسم اگر به کسی نعمت یا نعمتهای رو آورد دلیل بر آن نیست که خدا از او راضی بوده و آنچه کرده یا میکند خوب و پسندیده باشد بلکه همه جریانات و پیش آمدها برای امتحان و آزمایش بندگان است و بس.  و هرگونه مایه دلخوشی از قبیل  مال و فرزند و لذائذ  دنیوی از نوع حکمرانی و خوشگذرانی که به اشخاص داده میشود برای این است که خدا آنها را آزمایش کند و آنها نیز به نوبه خود نشان دهند که چگونه از آن همه نعمت ها استفاده کرده و در چه را ههائی آنرا مصرف کرده اند و بالاخره در نتیجه عمل صلاحیت و شایستگی یا عدم اهلیت شان ثابت شود.

همین طور اگر کسانی دچار زحمت و درد، رنج و مصیبت شوند لازم نیست آنرا نتیجه مستقیم عمل بد و گناهی که مرتکب شده اند بدانیم بلکه حقیقت امر اینست که در پاره از موارد گرفتاریها و مشقات حاصله نتیجه طبیعی از اعمال ناروائی است که اشخاص مرتکب میشوند، و باز چه بسا گرفتاری ها و مصایبی که برای شخص دیگری فراهم شود، صرفاً جنبه آزمایش و امتحان داشته باشد که خدا بخواهد بدان وسیله بنده اش را در معرض امتحان قرار دهد.

از این گذشته چه بسا اتفاق میافتد که کسانی در نتیجه اشتباهی که کرده اند و از راه صواب منحرف شده اند به زحمت میافتند با این بیان که اگر مثلا در طی  راه حیات کار  معینی را به عهده  گرفتید و در اجرای  آن از  راه درست  منحرف شدید یا به عبارت دیگر راه باطلی را پیش گرفتید لازمه آن اینست که با صخره حقیقت مصادم شوید و طبعاً سر شما به سنگ خواهد خورد و پای شما خواهد لنگید زیرا از طریق حقیقت و واقع حیات دور افتاده اید.

خلاصه اینکه این دنیا دار مجازات و مکافات نیست بلکه دار امتحان و آزمایش و اختیار است و نتایج حاصله در این جهان میزان طرق و اعمالی یا مقیاسی است که میتوان صحت را به وسیله آن بدست آورد و به موجب آن چیزی را پذیرفته یا طرد کرد بلکه میزان و مقیاس حقیقی اعمال نتائجی است که در جهان دیگر آشکار میشود. و در هر حال آن نتایج پس از انقضاء این جهان و مهلتی که به او داده شده است معلوم خواهد شد و حساب بسر انجام رسیدگی میشود. به موجب آن اشخاص محاکمه خواهند شد آنگاه معلوم خواهد شد چه کسی در امتحان کامیاب شده است و چه کسی مردود. و آنچه در جهان آینده مناط نیکبختی یا بدبختی است دو امر است:

اول اینکه آیا در این آیات وسیع خدا فکر و مطالعه کرده اید؟ و از راه استدلال و تعقل و منطق تصدیق نموده اید که در ملکوت زمین و آسمان  و به عبار ت دیگر در کلیه قلمرو حیات و جهان آفرینش حاکم حقیقی خدا است؟ و آیا آنچه را که پیغمبران خدا از طرف او برای هدایت و ارشاد آورده اند شناختید و بکار بستید؟

دوم اینکه پس از آن که حقیقت را درک کردید، آیا به طیب خاطر و رضای نفس آن را پذیرفتید؟ و خود تانرا تسلیم حاکمیت مطلق خدای یگانه دانستید؟ و آیا با کمال اخلاص با داشتن آزادی فکر و عقیده و با اختیار شریعت و قانون او را عملی نمودید؟

 

ادامه دارد …

موضوعات مشابه

Back to top button