اسلامیجوانانزن

اسرار نماز – قسمت سی و هشتم

اسرار نماز

كليد قرآن

و عروج روح

نویسنده: محترم حکمتیار

قسمت: سی و هشتم

راه طى شده

صِرَٰطَ ٱلَّذِينَ أَنۡعَمۡتَ عَلَيۡهِمۡ

راه كسانىكه بر آنان انعام فرموده اى

 

راهى كه ما مى خواهيم به آن هدايت شويم راهيست عملى و طى شده، كه آغازش از اعماق تاريخ و انجامش تا بىنهايت، راهى كه به پيروزى منتهى مى شود و به الله جل شأنه مى آنجامد، اين راه، تنها خط مجرد فكرى و نظرى نيست كه فقط اعتقاد به آن كفايت كند، بلكه راهيست براى رفتن، كه ديگران آنرا طى كرده اند و با حركت در اين طريق سرانجام مورد انعام خداوندى قرار گرفته اند. “خود را به الله و به كمال بى نهايت رساندن است” و “با استعانت از او به عبادت او پرداختن است” و به اينترتيب خود را به آن مرحله از كمال و شايستگى رساندن است كه معيت خدا را كسب كرد و مشمول عنايات الهى شد.

آنانكه در گذشته ها به اين راه رفته اند و به آن مرحله از عظمت و برازندگى رسيده اند، قرآن بما معرفى نموده مى فرمايد:

وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ فَأُوْلَٰٓئِكَ مَعَ ٱلَّذِينَ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِم مِّنَ ٱلنَّبِيِّ‍ۧنَ وَٱلصِّدِّيقِينَ وَٱلشُّهَدَآءِ وَٱلصَّٰلِحِينَۚ وَحَسُنَ أُوْلَٰٓئِكَ رَفِيقٗا ٦٩ النساء: 69

و هر كى از خدا و پيامبر اطاعت كند، پس اينان با كسانى اند كه خدا بر ايشان انعام فرموده است از آگاهان (پيام آور) و راستان و شهيدان و صالحان، و چه نيك اند اينان بحيث رفيق و در رفاقت.

آنانكه مورد انعام قرار گرفته اند و تو مى خواهى براه شان هدايت شوى اين چهار گروه اند:

1 ـ انبياء: همان مشعل داران “آگاهى” كه در تاريك ترين ادوار تاريخ قيام كرده اند، و آگاه ترين مردم را ساخته اند، انسان جهل زده و شرك زده محكوم و اسير را به انسان آگاه و بيدار و سنگردارشرف و آزادى در آورده اند. همان بزرگترين قيام گران تاريخ عليه استكبار واستضعاف و همان علمبرداران بزرگترين انقلابات فكرى و عميق ترين تحولات اجتماعى در تاريخ انسان.

2 ـ صديقين: يعنى آنانكه دعوت پيام آوران را پذيرفته اند و رسالت شانرا تصديق كرده اند. آنانكه مؤيد راستين و صادق انبياء بوده اند. و بالآخره كسانى كه راستگو و راستكارند و تجسم راستى و درستى.

3 ـ شهداء: آنانكه پس از تصديق خط پيامبران، در راه راستى و درستى به انجا رسيده اند كه شاهد و الگوى مكتب خود و تجسم عينى عقيده شان شده اند، مكتب شانرا در زندگى عملى و در شخصيت خود تمثيل كرده اند و آنانكه در نتيجه تصادم با نيروهاى شر و فساد يا شاهد پيروزى دعوت بوده اند، يا شهيد قربانى هدف و پس از آن شاهد مقام و منـزلت خود در بارگاه الهى.

4 ـ صالحين: آنانكه در خط انبياء، پس از طى دو مرحله قبلى “صداقت و شهادت” به آخرين مرحله كمال رسيده اند و قرآن آنانرا شايسته لقب (صالحين) شمرده است، يعنى به فلاح و صلاح رسيده اند و جامعه را به صلاح و خير كشانده اند خود صالح و براى اجتماع مصلح بوده اند.

و چنين است سرنوشت هر نهضتى كه كارش از افراد آگاه آغاز مى شود بعد عده اى صادق در جامعه، دعوت آنانرا مى پذيرند و در شخصيت عملى خود به خط فكرى نهضت تجسم عينى مى بخشند، عده ديگرى در راه هدف قربانى مى شوند و در پايان امر اصلاح جامعه به آنان تفويض مى شود و بعنوان صالح در زمين به تصرف مى پردازند قرآن درباره مسؤليت هاى قافله سالار اين طريق مستقيم، طريق رهروانى كه مورد انعام قرار گرفته اند با اختصار و در خطابش به پيامبر عليه السلام مى فرمايد:

يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ إِنَّآ أَرۡسَلۡنَٰكَ شَٰهِدٗا وَمُبَشِّرٗا وَنَذِيرٗا ٤٥ وَدَاعِيًا إِلَى ٱللَّهِ بِإِذۡنِهِۦ وَسِرَاجٗا مُّنِيرٗا ٤٦ وَبَشِّرِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ بِأَنَّ لَهُم مِّنَ ٱللَّهِ فَضۡلٗا كَبِيرٗا ٤٧

الاحزاب: 45 ـ 47

اى آنكه نبى اى، يقيناً تو را فرستاديم، چون شاهدى، بشارت دهنده اى و نذيرى، و دعوت گرى بسوى الله بدستور او، و چراغ روشن گرى، و به آنانكه ايمان آورده اند بشارت بده كه فضيلت بزرگ الهى براى آنان است. و از كافران و منافقان اطاعت مكن، و اذيت شانرا بگذار و بر خدا توكل كن، و خدا چون وكيلى كفايت كند.

در اين آيه، صفات عمده انبياء عليهم السلام، با مراعات تسلسل و با توجه به آغاز كارشان و پايان امرشان، با ايجاز بيانشده است كه لازم است آنرا با اختصار شرح دهيم زيرا همين ها چون مسؤليت هايى به وارثان انبياء عليهم السلام و روندگان راه آنها، و پويندگان اهداف و حاملان رسالت شان متوجه است.

1 ـ نبوت: خود آگاهى داشتن و بديگران آگاهى بخشيدن، كه قرآن طى آيه ديگرى درباره شخص پيامبر عليه السلام وپيروانش در رابطه با همين موضوع مى فرمايد:

قُلۡ هَٰذِهِۦ سَبِيلِيٓ أَدۡعُوٓاْ إِلَى ٱللَّهِۚ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ أَنَا۠ وَمَنِ ٱتَّبَعَنِيۖ وَسُبۡحَٰنَ ٱللَّهِ وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ ١٠٨ يوسف:108

بگو اينست راه من، به سوى خدا دعوت مى كنم، من و پيروانم با بصيرت و آگاهى، و پاكى خدا راست و من از زمره مشركان نيستم .

2 ـ رسالت: آگاهى شان آنانرا رسالتمند ساخته است، پيامى براى مردم دارند، و با احساس مسؤليتى و با بار رسالتى بسوى مردم ميروند و در متن جامعه، هدفمندانه بكار مى پردازند.

3 ـ شهادت: تجسم عينى آگاهى و انديشه خود و الگوى رسالت شان، مكتب شانرا در شخصيت شان تجسم بخشيده اند، به نحوى كه وضع عملى آنان حقيقت وضع روحى شانرا بمردم هويدا مىسازد.

4 ـ بشارت: محرومان و مظلومان تاريخ راكه در ضعف و استكانت بسر برده اند مستضعفينى را كه از هر سو سلى نااميدى و يأس بروى شان خورده اند، و ملت هاى مأيوس، نااميد، راكد و بيجان را با بشارتهاى خود به آينده نيك اميدوار ساخته، بحركت آورده اند، شورانده اند و به قيام واداشته اند.

5 ـ انذار: پاسداران ظلم و جهل و نيروهاى حاكم شر و فساد را از انجام شوم شان انذار كرده اند عليه آنان خود شوريده اند و ديگران را شورانده اند، و از انقياد، عدم اعتراض و سكوت در برابر ستمگرى ها همه را بيم داده اند.

6 ـ دعوت بسوى الله طبق دستور او: در كار دعوت بسوى الله، بموازين دساتير و هدايات بكار پرداخته اند، رهنمودها را در اين زمينه بكار بسته اند، خود را دعوتگر مأمور پنداشته اند، محور دعوت شان الله بوده، خود را مطرح نكرده اند، سعى كرده اند تا مخاطب نيازمند را كه در پرتگاه جهل بسر مى برد و احساس وهن، ضعف و استكانت مى كند، بسوى الله قدير متوجه سازند و با اخلاق الهى بيارايند. بمردم گفته اند كه با آراستگىهاى اخلاقى و معنوى بسوى الله همان كمال بى نهايت قريبتر برويد.

7 ـ چراغ روشنگر: خود سوخته اند بديگران روشنى بخشيده اند براى آنكه جلو گامهاى ديگران را روشن كنند چون شمع آتش بسر كشيده اند. براى تنوير اذهان خمود و جمود و سركوب، و زير گرد و غبار جهل و شرك و تعصب، و ملوث به آلودگىهاى جامعه جهل زده و شرك زده، چه اذيت ها و آزارهايى نبوده كه نه ديده اند.

8 ـ بشارت دهنده مؤمنان: تا از نتائج عملكردهايشان در خط ايمان مطمئن باشند به پيروزى محتوم باور داشته دشوارى ها و موانع باعث يأس و نااميدى شان نسبت به پيروزى نشود، وضع نا هنجار سنگر و حالت پريشان همسنگر و ظاهر مستحكم و نيرومند دشمن او را مرغوب و مرهوب نسازد، به آينده بهتر اميدوار بوده و به فضيلت و برترى حتمى و قطعى خود متيقن باشد، زيرا خداوند جل شأنه ايشانرا به فضيلت و برترى بزرگى بشارت داده است.

چنانچه موسى بقوم خود كه با بدترين حالت و سخت ترين ابتلاء مواجه بود، به آينده نيك بشارت مى دهد و قرآن از آن با اين الفاظ حكايت مى كند:

قَالَ مُوسَىٰ لِقَوۡمِهِ ٱسۡتَعِينُواْ بِٱللَّهِ وَٱصۡبِرُوٓاْۖ إِنَّ ٱلۡأَرۡضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦۖ وَٱلۡعَٰقِبَةُ لِلۡمُتَّقِينَ ١٢٨ قَالُوٓاْ أُوذِينَا مِن قَبۡلِ أَن تَأۡتِيَنَا وَمِنۢ بَعۡدِ مَا جِئۡتَنَاۚ قَالَ عَسَىٰ رَبُّكُمۡ أَن يُهۡلِكَ عَدُوَّكُمۡ وَيَسۡتَخۡلِفَكُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَيَنظُرَ كَيۡفَ تَعۡمَلُونَ ١٢٩ الاعراف: 128 ـ 129

موسى عليه السلام به قوم خود گفت: از خدا استعانت بجوئيد و شكيبائى بورزيد كه يقيناً زمين از آن خداست بهركى از بندگانش بخواهد بميراث مى دهد و عاقبت نيك از پرهيزگاران است، گفتند: “باكى ندارد” ما قبل از آمدنت و بعد از آمدنت بسوى مان اذيت شده ايم. موسى در جواب فرمود (در آنصورت) اميد است پروردگارتان دشمنان تانرا هلاك كند و بشما در زمين خلافت ببخشد، بعد بنگرد كه چگونه عمل مى كنيد.

با “استعانت از الله” و “صبر در برابر دشوارىها” و با پرهيز از اتكاء و اتكال به ما سوى الله و با اجتناب از عدم شكيبائى و صبر مى توان مورد عنايت خداوندى قرار گرفت و وارث زمين و خليفه آن شد.

 

ادامه دارد …

موضوعات مشابه

Back to top button