اسرار نماز – قسمت هشتم

اسرار نماز
كليد قرآن
و عروج روح
نویسنده: محترم حکمتیار
قسمت: هشتم
نماز سرچشمه خوبيها
نماز در تربيت اخلاقى انسان اثر ژرف و عميقى دارد، در تصحيح سلوك فردى و اجتماعى اش و زدودن انگيزه هاى بد و فاسد از شخصيت او عامل تعيين كننده است، قرآن در اين رابطه مى فرمايد:
ٱتۡلُ مَآ أُوحِيَ إِلَيۡكَ مِنَ ٱلۡكِتَٰبِ وَأَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَۖ إِنَّ ٱلصَّلَوٰةَ تَنۡهَىٰ عَنِ ٱلۡفَحۡشَآءِ وَٱلۡمُنكَرِۗ وَلَذِكۡرُ ٱللَّهِ أَكۡبَرُۗ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ مَا تَصۡنَعُونَ ٤٥ العنكبوت:45
هر چه از كتاب بر تو نازل شده است بخوان و نماز بر پادار يقيناً كه نماز از فحشاء و منكر باز مى دارد و ياد خدا حتماً بزرگ تر است و خدا آنچه را مى كنيد مى داند.
در اين آيه در رابطه با نماز مطالب مهم آتى مضمر است:
1 ـ نماز از هر عملى كه انسان داراى فطرت سالم از آن نفرت دارد و ديگرى آنرا از او نمى پسندد مانع مى شود. چون اخلاق و سلوك انسان از هدف و قبله اى كه براى خود انتخاب مى كند، رنگ مى گيرد، هدف تلاشها و مساعى تو و استقامتى كه در زندگيت انتخاب كرده اى، چگونگى عملكردها و تلاشهاى تو را تعيين مى كند.
تو كه با نماز خود از شيطان رجيم كه انگيزنده بسوى شر است مقاطعه كرده اى از وسوسه هايش بسوى خدا پناه ميبرى، رو بجانب خدا و پشت به شيطان مى كنى، طبيعيست كه بايد از همه بديها خوددارى كنى.
2 ـ نمازيكه از فحشاء و منكر مانع نشود نماز نيست!
3 ـ نماز تنها داراى نتائج سلبى نيست كه فقط از فكر و قول و عمل منكر مانع شود بلكه نتائج و اثرات بى حساب ايجابى دارد كه جمله “و لذكر الله اكبر” در آيه مذكور به آن اشاره دارد.
مفسرين اين بخش آيه را چنين توضيح مى دهند:
الف: مراد از ذكر در اينجا نماز است، يعنى نماز بزرگتر از اين است كه تنها مانع فحشاء و منكر شود بلكه موجب رشد خوبيها و حسنات بزرگ اخلاقى در شخصيت انسان مى شود.
ب: تو در نمازت خدا را ياد مى كنى، در مقابل، خدا تو را ياد مى كند، مسلماً كه ياد خدا جل شأنه بزرگتر از ذكر توست، اگر تو خدا را در كدام گوشه زمين ياد كنى، خدا تو را بالاتر از هفت آسمان ياد مى كند، اگر تو در جمعى از انسانها به ذكر نام خدا پرداخته اى، خدا تو را در جمعى در ملاء اعلى، در جمع فرشتگان مقرب خود، در جمع بهتر از جمع تو ياد مى نمايد. چون خداوند جل شأنه مى فرمايد:
فَٱذۡكُرُونِيٓ أَذۡكُرۡكُمۡ : مرا ياد كنيد تا يادتان كنم.
ج: جزء مهم و اساسى نماز و هر عبادت ديگرى ذكر و ياد خداست، حركات ظاهرى عبادات چون اعضاى يك جسد و ذكر خدا چون روح آن است.
اگر چيزى، عبادت واقعى را از يك حركت شكلى بى مقصد و مراسم تقليدى و عادت گونه متمايز مىسازد، ذكر خداست، عبادت مقبول به بارگاه الهى فقط همان است كه انگيزه و محركش ذكر خدا باشد. چنانچه روزى به صحابه اش فرمود:
أَلَا أُنَبِّئُكُمْ بِخَيْرِ أَعْمَالِكُمْ وَأَزْكَاهَا عِنْدَ مَلِيكِكُمْ وَأَرْفَعِهَا فِي دَرَجَاتِكُمْ وَخَيْرٌ لَكُمْ مِنْ إِنْفَاقِ الذَّهَبِ وَالْوَرِقِ وَخَيْرٌ لَكُمْ مِنْ أَنْ تَلْقَوْا عَدُوَّكُمْ فَتَضْرِبُوا أَعْنَاقَهُمْ وَيَضْرِبُوا أَعْنَاقَكُمْ قَالُوا بَلَى قَالَ ذِكْرُ اللَّهِ تَعَالَى* رواه الترمذى
آيا شما را به بهترين عمل تان مطلع سازم و به شايسته ترين آن نزد بادارتان و بلندترين آن در درجات تان و بهتر از انفاق طلا و نقره و بهتر براى تان از اينكه با دشمن روبرو شويد پس گردنشان را بزنيد و گردن تانرا بزنند؟ گفتند: آرى يا رسول الله! فرمود: ذكر خدا جل شأنه.
د: ذكر خدا را تنها به پنج وقت نماز تان محدود مكنيد، دامنه ذكر خدا را وسيع بگيريد، هر لحظه و در همه حالات مناسب، به ياد او باشيد، زبان تان هميشه بايد به ذكر خدا تر باشد.
حقيقت امر اين است كه محرك اصلى همه خوبيها و عملكردهاى صالح انسان، ايمان او بر خداست و عامل اصلى همه بديها، فساد و ظلم؛ عدم باور به اوست.
كسيكه به خدا و روز آخرت ايمان نداشته باشد چرا بايد شهوات و خواهشات نفسش را مهار كند، چرا نبايد حق ديگرى را به نفع خود غصب كند، چرا بايد از گناه و خيانتى كه مى تواند مرتكب شود امتناع ورزد؟؟
براى آنكه خدا را فراموش نكنى و هميشه بيادش باشى و ارتباط دوامدار تو با خدا جل شأنه تو را از ارتكاب گناه باز دارد و به نيكويى ترغيب كند مكلف شده اىكه روزانه پنج بار در برابر خدا به نماز بايستى.
كيست كه نداند در درون انسان نيروى محرك و انگيزنده بسوى بدى و گناه وجود دارد كه همواره به او وسوسه مى كند كه: قناعت بر حق مسلمت را كنار بگذار، اكتفاء بر رزق حلال و جائز سفاهت است! براى اشباع غرائزت نبايد مقيد به راههاى مشروع بوده و تمايلاتت را بى جهت مهار كنى، نفست را فربه ساخته به همه خواسته هايش جواب بگو، برترى ات را بر ديگران تحميل كن، ديگران بايد براى خشنودى تو قربانى شوند، همه اشياى نفيس، قيمتى، مفيد، بهتر، لذت بخش، زيبا و شايسته، اگر خوراك است و اگر خانه، جامه، زن، موتر و منصب و مقام همه بايد براى تو باشد، از هر راهى كه ممكن است بايد به آن برسى. اين محرك حريص، انگيزنده بسوى گناه، مشوق تجاوز بر حقوق ديگران را جز با ايمان به خدا و آخرت با هيچ چيز ديگرى نمى توان مهار كرد.
اگر مشاهده مى كنى كه انسان شريفى نه تنها بر رزق حلال و جائزش اكتفاء مى كند بلكه مال محصول آبله هاى دستش را به منظور دستگيرى از همنوع مظلوم و ستمديده اش و در راه تحقق اهداف بزرگ و مقدس، بيدريغ و سخاوتمندانه انفاق مى كند، آيا جز ايمان به خدا مى توان انگيزه ديگرى براى آن سراغ كرد؟
واقعيت امر اين است كه درخت پر بار همه صفات، حسنات و خوبيهاى اخلاقى و خوى و عادت نيك انسان و ترحم و عاطفه اش نسبت به همنوع، قناعت به حق خود و احترام به حقوق ديگران همه از دلى مايه مى گيرد كه معمور به ياد خداست، دل خالى از ذكر خانه ايست ويران كه لانه براى شيطان رجيم مى شود و از آنجا همه احساسات و مشاعر انسانرا بسوى گناه و بدى تحريك نموده و خون آلوده و مسموم را به سلول سلول وجود انسان تزريق مى كند.
ادامه دارد …


