تغييرات به زور بازوى كى؟ و به نفع كي؟

تغييرات به زور بازوى كى؟ و به نفع كي؟
نویسنده: محترم حکمتیار
عقب نشينى هاى طالبان به همان پيمانه سريع و تند بود كه پيروزى ها و سقوط مناطق به نفع آنان سريع، تند و محيرالعقول. پيروزى هاى طالبان در برابر اداره ائتلافى ربانى به فساد اين اداره و جنگ هاى خونين دوران تسلط آن برمىگشت، ولى شكست هاى طالبان، به فشار شديد ائتلاف بين المللى به رهبرى امريكا بر اين گروه برمىگردد. بمبارد بر خطوط مقدم طالبان به پيمانه شديد، گسترده و دوامدار بود كه امكان مقاومت را از طالبان گرفت و راه را براى پيشروى هاى جبهه شمال هموار كرد.
بايد متوجه بود كه پيروزى عليه طالبان، پيروزى جبهه شمال نه، بلكه پيروزى امريكا و متحدينش مىباشد. تسلط بر پايتخت و شهرهاى بزرگ را نبايد پايان قضيه خواند، و گمان كرد كه امريكا به تمامى اهداف خود نائل شده و يا دست آورد خيلى بزرگى داشته است. بر سر توزيع قدرت ميان گروه هاى شامل ائتلاف و كشورهاى حامى آنان بزودى شاهد اختلافات شديد خواهيم بود و تجربه تسلط ائتلاف بر كابل، شمال و غرب كشور در گذشته بار ديگر تكرار خواهد شد، بجان هم خواهند افتاد، آزار و اذيت مردم، غارت سرمايه هاى ملى و اموال شخصى، انتقامجويى و كشتارهاى بى رحمانه آغاز خواهد شد. نشانه هاى تكرار تجارب گذشته همين اكنون در مزار شريف و قتل هاى دسته جمعى كه در چند روز اخير مرتكب شدند بخوبى نمايان است. به اين نقطه نيز بايد توجه داشته باشيم كه امريكا اين جنگ را براى تحميل جبهه شمال بر كابل و تأسيس حكومتى براه نينداخته كه سهم شايسته اى به گروه هاى شامل اين ائتلاف و يا كشورهاى حامى آنان بدهد. امريكا مصارف اين جنگ بزرگ را بخاطر تأسيس حكومت دلخواه خود تحمل كرده است. بر سر چگونگى اين حكومت بزودى شاهد اختلافات شديد ميان كشور هايى خواهيم بود كه جبهه شمال را در اين جنگ استخدام كرده اند.
مشكل امريكا پس از اين و مخصوصاً بعد از پياده شدن نيروهاى زمينى اش آغاز مىشود، اين شهرها را هم زمانى نيروهاى اتحاد شوروى تصرف كرده بود و هم جبهه شمال در كنترول خود داشت.
نه سقوط شهرها بدست نيروهاى شوروى نشانه پيروزى آنها به مقاومت و اشغال افغانستان ثابت شد و نه عامل بقاى جبهه شمال در منصه قدرت. اگر افغان هاى غيور سلطه حكومت دست نشانده را در گذشته نپذيرفتند، حال نيز نخواهند پذيرفت، مخصوصاً حكومتى را كه امريكا بعد از اين همه بمباردهاى وحشيانه و بى رحمانه بر كابل تحميل مىكند. از وضعيت چنان پيداست كه امريكايى ها بتدريج به تكرار كارهايى كشانده مىشوند، كه نيروهاى اتحاد شوروى نيز آن را تجربه كرده اند. بايد تا آن هنگام انتطار بكشيم تا ثابت شود كه دست آورد امريكا از اين جنگ همان دست آورد اتحاد شوروى است.



