سلایدرسیاسینوشته ها

سخنان غیر مسوولانه و جهت گیری سیاسی خلیل زاد!

سخنان غیر مسوولانه

و جهت گیری سیاسی خلیل زاد!

نویسنده: دکتور محمد حلیم تنویر

آیا میتواند فردی با ابراز نظر های غیر مسوولانه و جهت گیری های انفرادی، وصی دیپلماسی افغاستان گردد؟
من از دکتور خلیلزاد تعریف و تفسیر دیگری داشتم.با همان مثبت اندیشی تعامل و تفاهم در جهت احیأی وحدت ملی افغانستان. تصور می کردم که اگر اکنون خلیل زاد در رأس امور افغانستان بعنوان یک سیاست مدار امریکایی نباشد، تجارب گذشته و نحوه برخورد او با همه دست اندرکاران سیاست افغانستان، متعادل و خوشبینانه خواهد بود.
اخیرأ سحنان محترم حکمتیار را شنیدم که صراحتأ دکتور خلیل زاد را بعنوان ر‌ٔییس جهور افغانستان ، لقب داده و ادعا داشت که گویا امریکا سعی در امور داخلی افغانستان دارد و نقش خلیل زاد دراین تداخلات سیاسی برجسته بوده ، امریکا بخود حق میدهد تا زمینه را به نحوی مساعد سازد تا در افغانستان نقش خود را از حالت بیطرفی بسوی یک رأس مثلث سه گانه قوا بازی نماید.
خوب این نوع تفسیر حکمتیار با آنکه صریح بود، ولی دموکراسی که امریکایی ها در فرضیه های خود ادعا دارند، یک امر عادی و ملموس شمرده می شود و مردم افغانستان هم منتظر پیامد های در مورد آینده افغانستان بوده و هستند و حکمتیار منحیث یک خبیر سیاسی و تبعه افغانستان حق دارد در چنین موارد ابراز نماید.
شاید هم گفته های حکمتیار نوع ابتهاج فکری سیاسی دیپلماسی پنهان امریکا را میخواسته بیان دارد. که در فرهنگ سیاسی احساساتی نمودن اداره سیاسی یک کشور باعث افشای راز های درونی آنان در بیان سخنان غیر مسوولانه نماینده های آن خواهد بود. ولی کشوری که ما تصور آنرا داشتیم تا با متانت و صبر بتواند از مسیر بحرانی سیاست افغانستان موفقانه عبور نموده در راه ایجاد یک صلح دوامدار ابتکارات عملی را بدست گیرد، به یک انفجار فکری و احساساتی دکتور خلیل زاد شکل جهت گیری های افراد بازاری را بخود گرفت.
به یقیین که حکمتیار میخواست اداره واشنگتن را با عملکرد های غیر مسوولانه و مداخلات پیهم در امور افغانستان به آزمایش دیپلماتیک بکشاند..سخنان و بیان حکمتیار همان قصه کیوناری بود که در چهره خلیلزاد متبلور می شد.یعنی امریکا باید توانایی اندیشیدن و تعامل را می داشت. ولی چون ضربه ناکام شکست بیست ساله خود را هنوز تحمل می کشند. از جانبی واشنگتن سعی دارد تا در امور افغانستان بازهم مداخله نماید، هیأت امریکا و سخنگویی خلیلزاد در مرحله یی کشانیده شده است که از سیاست خارجی اداره اسلام آباد پا فراترنهاده و اکنون در تقابل و تفاهم با مسوولان امارت اسلامی ، بخود حق میدهد که سرنوشت ساز سیاست آینده افغانستان گردد.
به یقیین که چنین پا فراترگذاشتن خلیلزاد منحیث یک دیپلمات امریکایی برای حکمتیار که در بحران و تحولات سیاسی افغانستان عملأقرار دارد، قابل قبول نمی باشد و به صراحت او را رییس جمهور افغانستان خطاب نمود نه کمیساری امریکا در ارگ کابل.
تصور نمی کردم دکتور خلیزاد در دیپلماسی بازهم از الفاظ کوچه و بازاراستفاده می نمود و تحویل آقای حکمتیار می کرد. با تجربه بیش از پنجاه سال در سیاست افغانستان تا هنوز شجاعانه میرزمد . مردم افغانستان اکنون هوشیار شده اند و این نوع تفسیر و سخنرانی های خلیلزاد را باصطلاح (لنده غری) هیچگاه نمی توانددر پوشش سیاست و دیپلماسی ایالات متحده امریکا به مقایسه گیرند.
ترس خلیلزاد نیز از همین جهت است تا سعی نمود اگر بتواند حکمتیار را با چنین الفاظ بازاری در انزوا فکری بکشاند که امکان هم ندارد و بازهم دیپلماسی امریکا در فضای ابهام نمیتواند قابل قبول برای مردم افغانستان باشد.
ترس امریکا اینست که چرا توافقات و مذاکرات حکمتیار با مقامات امارت اسلامی در فضای دیپلماتیک در داخل و خارج از افغانستان ادامه دارد؟ چرا ملابرادر به سخنان حکمتیار گوش فرا میدهد؟ چرا خلیفه سراج الدین حقانی همیشه به ملاقات حکمتیار میرود؟ چرا در اندیشه امریکایی ها که باصطلاح خودشان رادیکال در پروسه یک تفاهم ملی و کلی برای افغانستان قرار دارند ؟ و دهها مسأله دیگر .
توصیه من به دکتور خلیلزاد اینست که یا پا از گلیم خود فراتر نگذارد و دیپلماسی امریکا را ملوث نسازد و یا در شکست سیاسی که اداره واشنگتن چهره بدل نموده بیشتر مداخله غیر مستقیم ننموده بگذارد تا مردم افغانستان برای آینده شان دیپلماسی براساس تفاهم و وحدت ملی داشته باشند.

والسلام

موضوعات مشابه

Back to top button