
اسرار نماز
كليد قرآن
و عروج روح
نویسنده: محترم حکمتیار
قسمت: سی و ششم
پرستش و نيايش ؛ تنها براى خدا جل شأنه
آرى! آسمانها و زمين و كوه ها كه هر يكى را خداوند جل شأنه به نحوى آفريده است كه مسير ثابتى براى حركت شان ترسيم نموده و سنن و ضوابط مشخصى براى رشد و كمالشان وضع كرده و هر جزء از اجزاى آسمانها و زمين در مسير ثابت، با پيروى از ضوابط حاكم بر طبيعت شان و با مراعات سنن حاكم در كائنات بكار مى پردازند و چنانچه خداوند جل شأنه به ايشان دستور داده است، و به آنان الهام كرده است به منظور تحويل نتائج معينى بطور مستمر و خستگى ناپذير و با انقياد كامل مصروف اند، بنابران از تحمل بار امانت وحى كه بسوى انسان فرستاده شده است ابا ورزيده و آنرا از شأن خود بالاتر يافتند و از جلال و عظمتش ترسيدند. ولى انسان بدليل استقلال نسبى اى كه دارد و بنابر آنكه در انتخاب يكى از دو راه واقع در جلوش، آزاد گذاشته شده است و خداوند جل شأنه با “اراده اى” كه به او عنايت كرده است از همه موجودات عالم به او امتياز بخشيده است، نمى تواند چون سائر موجودات به ضوابط حاكم بر طبيعت خود كه چار و ناچار از آن تبعيت مى كند و امكان عدم انقياد به اين سنن براى او مقدور نيست، اكتفاء كند، بايد براى تنظيم همان قسمت هاى كه با توصل به استقلال و آزادى خود در آن تصرف مى كند، “رهنمودهايى” در اختيارش قرار گيرد، “امانت وحى” چون رهنمودهاى الهى، براى تنظيم همين بخش حيات انسان فرستاده شد تا او را در اين راه رهنمائى كند، او در حالتى قرار داشت كه در قضاوت هايش مرتكب ظلم مى شد از شناخت خود و ماحول خود عاجز بود در تاريكى و جهل بسر مى برد، به مشعل راه نيازمند بود تا در پرتو آن راهش را دريابد، به ميزانى ضرورت داشت تا در قضاوت هايش مرتكب تعدى بر حقى و تجاوز از حدى نشود، او نمى توانست خوب را از بد، حق را از باطل، عدل را از ظلم تفكيك كند، نه چراغى براى يافتن راه در اين ظلمت كده كه همه چيزش براى او مجهول است در اختيار داشت و نه ميزان و معيارى داشت براى حكم و قضاوت (خود) كه همه اش تمايل، هوس، عاطفه، خود خواهى، خود غرضى، قهر و غضب و انتقام است و هر قضاوتى را تحت شعاع خويش قرار مى دهد.
پس او كه واقعاً “ظلوم” و “جهول” بود براى حمل چنين امانتى كه “مشعل ” است و “محك”، “رهنمود” است و “معيار”، “بينات” است و “ميزان” بيش از هر چيز ديگرى سخت نيازمند و محتاج بود، بنابراين، در همه كائنات او حاضر شد تا اين امانت را براى پاسخگوئى به نيازهاى خود برگزيند.
قرآن در اين رابطه مى فرمايد:
لَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا رُسُلَنَا بِٱلۡبَيِّنَٰتِ وَأَنزَلۡنَا مَعَهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡمِيزَانَ لِيَقُومَ ٱلنَّاسُ بِٱلۡقِسۡطِۖ وَأَنزَلۡنَا ٱلۡحَدِيدَ فِيهِ بَأۡسٞ شَدِيدٞ وَمَنَٰفِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعۡلَمَ ٱللَّهُ مَن يَنصُرُهُۥ وَرُسُلَهُۥ بِٱلۡغَيۡبِۚ إِنَّ ٱللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٞ ٢٥ الحديد: 25
يقيناً كه پيامبران خود را با “بينات” فرستاديم و با ايشان “كتاب و ميزان” فرو فرستاديم تا مردم به قسط بايستند. و آهن را فروفرستاديم كه در آن جنگ شديدى است و منافعى براى مردم، و تا خداوند كسى را كه وى و پيامبرش را غائبانه يارى مى كند بشناسد، بى گمان كه خداوند توانمند عزتمند است.
گويا “قيام بالقسط” جز از طريق توسل به بينات، كتاب و ميزان الهى ميسر نيست، براى اقامه قسط و عدل، خداوند جل شأنه با پيامبران خود بينات وكتاب و ميزان فرستاد.
قرآن ادعا دارد كه هركى در قضاوت هاى خود به آنچه خدا جل شأنه فرستاده است حكم نكند و آنرا مبناى ارزيابى ها و قضاوتهايش قرار ندهد، حتماً به حقى از حقوق كسى تعدى و تجاوز خواهد كرد و حقيقتى از حقايق را انكار نموده زيرپا خواهد گذاشت.
وَمَن لَّمۡ يَحۡكُم بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡكَٰفِرُونَ ٤٤ المائده: 44
و هر كى به آنچه خدا فرستاده است حكم نكند پس همينها كافر “و منكر حق” اند.
وَمَن لَّمۡ يَحۡكُم بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ ٤٥ المائده: 45
و هر كى به آنچه خدا فرو فرستاده است حكم نكند پس همينها ستمگراند.
در مسائل اخلاقى و در تثبيت حدود و مرزهايش نيز كسيكه “ما انزل الله” را معيار و محك نگيرد و با رجوع به شناخت خود و طبق قضاوت هاى خود، حكمى صادر و اقدامى بعمل آورد حتماً مرتكب فسق خواهد شد.
وَمَن لَّمۡ يَحۡكُم بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ ٤٧ المائده: 47
و آنانكه به ما انزل الله حكم نكنند فاسق اند
در محل ديگرى ضمن بررسى اهداف بعثت انبياء در رابطه با اينكه از اينطريق آنچه نميدانست و امكان دانستنش براى انسان ميسر نبود به او آموخته شد.
كَمَآ أَرۡسَلۡنَا فِيكُمۡ رَسُولٗا مِّنكُمۡ يَتۡلُواْ عَلَيۡكُمۡ ءَايَٰتِنَا وَيُزَكِّيكُمۡ وَيُعَلِّمُكُمُ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحِكۡمَةَ وَيُعَلِّمُكُم مَّا لَمۡ تَكُونُواْ تَعۡ ١٥١ البقره: 151
چنانچه پيامبرى از خودتان ميان شما فرستاديم كه آيات مانرا برشما مى خواند و شما را تزكيه مى كند و كتاب و حكمت بشما مى آموزد و آنچه را نمى دانستيد بشما مى آموزد.
براى هدايت و رهنمائى انسان و طرح برنامه براى تنظيم همه ابعاد گوناگون زندگى او، به علم جامع در دو بخش آتى ضرورت داريم.
1 ـ علم كامل و دقيق درباره انسان و ساختمان پيچيده روحى و معنوى او، و شناخت همه غرايز و تمايلات او و استعدادها و نيروهايى كه در او بوديعت گذاشته شده است و بالآخره اطلاع همه جانبه بر نيازها و خواست هاى همه غرائز او.
2 ـ شناخت درست و دقيق همه آنچه انسانرا احاطه كرده است محيطى كه در آن بسر مى برد و معلومات كامل و كافى درباره همه پديده هاى كه به نحوى از انحاء از آن اثر مى پذيرد و ناگزير است چگونگى تعاملش را با آن مشخص سازد.
در ابتداى سوره آل عمران و پس از اشاره به اين مطلب كه خداى قيوم در همه ادوار گوناگون زندگى انسان، در هر مرحله براى هدايت انسان، و قوام بخشيدن به زندگى او يكى پس از ديگرى كتابهاى فرستاده است كه مصدق همديگراند… مى فرمايد:
إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَخۡفَىٰ عَلَيۡهِ شَيۡءٞ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا فِي ٱلسَّمَآءِ ٥ هُوَ ٱلَّذِي يُصَوِّرُكُمۡ فِي ٱلۡأَرۡحَامِ كَيۡفَ يَشَآءُۚ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ ٦
آل عمران: 5 ـ 6
يقيناً كه خداوند ذاتيست كه نه هيچ چيزى در زمين بر او پنهان مى ماند و نه در آسمان، و اوست همان ذاتيكه در ارحام چنانچه خواهد به شما صورت مى بخشد، نيست هيچ الهى جز اوكه غالب حكيم است.
ذاتيكه بر همه محيط شما، آسمانها و زمين، با علم جامع خود احاطه كرده است، هيچ چيزى در اين عالم پهناور از او پوشيده و پنهان نيست، و ذاتيكه نيروها و استعداد هاى پيدا و پنهان تانرا او در وجود شما شكل داده است، و از همه زواياى خفى “آفاق و انفس” چنين ذاتى و فقط او سزاوار طرح برنامه براى انسان و وضع رهنمودها براى اوست.
كتابى كه الله جل شأنه براى هدايت انسان فرو فرستاده است آياتش شامل “آفاق و انفس” بوده و شما حقانيت آنرا در “خويشتن تان” و در “مهد پرورش” تان مشاهده خواهيد كرد.
سَنُرِيهِمۡ ءَايَٰتِنَا فِي ٱلۡأٓفَاقِ وَفِيٓ أَنفُسِهِمۡ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمۡ أَنَّهُ ٱلۡحَقُّۗ أَوَ لَمۡ يَكۡفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُۥ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ ٥٣ فصلت: 53
زود است كه آيات مانرا در “آفاق” و “انفس” شان به آنان بنمائيم تا آنكه براى شان واضح شود كه يقيناً اين “قرآن” حق است، آيا اين “سخن” نسبت به پروردگار تو كافى نيست كه او بدون شك بر هر چيزى مطلع است.
ادامه دارد …



