اسلامیجوانانزن

اسرار نماز – قسمت پانزدهم

اسرار نماز

كليد قرآن

و عروج روح

نویسنده: محترم حکمتیار

قسمت: پانزدهم

 

معماران مسجد

 

رشد مادى و معنوى جامعه تنها از طريق مسجد و اعمار معنوى آن ميسر است، از طريق ديگرى نمى توان جامعه صالح و شايسته درست كرد، ولى بايد بنگريم كه چه كسى استعداد و شايستگى اعمار مسجد را دارد؟ قرآن در اين رابطه مى فرمايد:

إِنَّمَا يَعۡمُرُ مَسَٰجِدَ ٱللَّهِ مَنۡ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَأَقَامَ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتَى ٱلزَّكَوٰةَ وَلَمۡ يَخۡشَ إِلَّا ٱللَّهَۖ فَعَسَىٰٓ أُوْلَٰٓئِكَ أَن يَكُونُواْ مِنَ ٱلۡمُهۡتَدِينَ ١٨

التوبه: 18

مساجد خدا را فقط كسى اعمار مى كند كه به خدا و روز آخرت ايمان دارد، نماز بر پا داشته، زكات مى دهد و جز خدا از احدى نمى ترسد، اميد است همينها رهياب شوند.

يعنى مساجد زمانى آباد و پر رونق مى شود كه سرپرستى اش به كسانى تعلق بگيرد كه به خدا و آخرت باور دارند، نماز گزار اند، براى قربانى داشته هاى خود در راه خدا آماده اند، جز خدا از ديگرى نه بر مرگ و زندگى خود، نه بر رزق و روزى خود و نه بر عزت و ذلت خود بيمى دارند.

ويرانى مساجد و پايان يافتن نقش سازنده آن در اعمار و آبادى جامعه زمانى آغاز مى گردد كه امور مسجد در اختيار كسى قرار گيرد كه از مسجد بجاى آنكه سنگرى براى دفاع از حق و پرستش خداى يگانه و نفى بندگى طاغوت بسازد و عليه نيروهاى شر و فساد از اين سنگر برزمد، محراب مسجدش ميدان حرب عليه كفر و استبداد باشد بر عكس آنرا دكانى براى بدست آوردن لقمه نانى مىسازد. آذانش دعوت بسوى خدا نه بلكه وسيله براى امرار معاش، ايستادنش در محراب چون مجاهد آماده رزم نه بلكه، چون اسير شكست خورده، تسليم و منقاد دشمن و خطابه اش در منبر، نه چون خطابه داعى الى الحق، مدافع مظلوم و رهبر قيام هاى مردمى، بلكه چون گفتار مبلغ پيام هاى دستورى ارباب زر و زور، بجاى آنكه جز خدا از احدى نترسد، جز خدا از همه مى ترسد، كه به همين خاطر جرأت اظهار حق را ندارد.

واقعيت امر اين است كه متولى جبون و ترسوى مسجد، اساسى ترين مسبب ويرانى مسجد است.

اسلام تا زمانى قيادت و زعامت دنيا را در اختيار داشت و بر همه عالم از لحاظ فكرى، اخلاقى، سياسى و حتى نظامى حكومت مى كرد، كه محراب و منبر مسجدش با امامان “مجاهد” و “حرب گران با پيام” مزين بود، امامانى كه جز خدا نه از كسى ترس و بيمى داشتند و نه طمع و اميدى، و سلسله زوال عظمت و مجد امت اسلامى، عزل و خلع اسلام ازمنصب قيادت و رهبرى عالم، آنگاه آغاز گرديد كه “محراب” به “دكان” تبديل شد و “امام مجاهد” به “مداح طماع” و “خطيب جبون” و “مزدور ارباب زر و زور” عوض گرديد، كه هم طمع و اميدش از ماسوى الله و هم ترس و بيمش از غيرخدا.

با توجه به اهميت محراب و منبر است كه بايد در انتخاب امام عميقاً غور و احتياط صورت گيرد. اولياى امور مسلمين بايد كسيرا براى اين وظيفه مهم انتخاب كنند كه از ناحيه ايمان، تقوى و علم او مطمئن بوده و باور داشته باشند كه او امامت و خطابت را در راه هدايت و ارشاد مردم و تربيت دينى آنان بكار مى گيرد و هرگز از اين وظيفه مقدس و ارجمند، حرفه اى براى تأمين معيشت خود نمىسازد، براى تأمين معيشت ائمه، بايد راههاى آبرومند و با عزت ديگرى جستجو گردد.

به عنوان امامت و آذان مزد و اجوره اى از مردم گرفتن در هيچ مذهبى جائز نمى باشد.

عَنْ عُثْمَانَ بْنِ أَبِي الْعَاصِ قَالَ إِنَّ مِنْ آخِرِ مَا عَهِدَ إِلَيَّ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَنِ اتَّخِذْ مُؤَذِّنًا لَا يَأْخُذُ عَلَى أَذَانِهِ أَجْرًا يَحْتَسِبَ فِي أَذَانِهِ *      رواه الترمذى

عثمان بن أبى العاص رضى الله عنه  مى فرمايد: آخرين عهدى كه پيامبر صلى الله عليه وسلم برايم بستند اين بود كه مؤذنى را برگزينم كه بر آذانش مزدى نمى گيرد و اميد ثواب دارد.

دشمنان اسلام غرض اهانت به دين و تحقير و تذليل آن، اين شيوه را بر گزيدند كه حامل دين و امام و خطيب را توهين و تحقير كنند، و نظامى را ايجاد نمايند كه طى آن ملا و عالم دين مجبور باشد براى بدست آوردن لقمه نانى به درب خانه اين و آن بايستد و تگدى كند و با اين شيوه او را در نظر مردم حقير و ذليل و بى آبرو ساخته، ازمقام قيادت و رهبرى مردم خلع كنند و زعامت او و بقيه مردم را به خان ها، اربابان، زمينداران و سرمايه داران بسپارند، از اين طريق توانستند “محراب و منبر” را اشغال نموده از آن سنگرى براى دفاع از خود درست كنند و سرپرستش را مداح ستمگران و دعاء گوى زمامداران بسازند.

اسلام رضايت عامه مردم و مقتديان را بر امامت امام ضرورى مى شمارد، امامى را كه با وجود عدم رضايت مردم، بر امامت خود اصرار ورزد، مستحق لعنت مى شمارد.

عَن أَنَسَ بْنَ مَالِكٍ يَقُولُ لَعَنَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ثَلَاثَةً رَجُلٌ أَمَّ قَوْمًا وَهُمْ لَهُ كَارِهُونَ وَ…   روا الترمزى

انس بن مالك رضى الله عنه  مى فرمايد: پيامبر صلى الله عليه وسلم سه كس را لعنت كرد: كسيكه قومى را امامت كرد در حاليكه آنان از او نفرت دارندو …

عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ ثَلَاثَةٌ لَا تَرْتَفِعُ صَلَاتُهُمْ فَوْقَ رُءُوسِهِمْ شِبْرًا رَجُلٌ أَمَّ قَوْمًا وَهُمْ لَهُ كَارِهُونَ و …   رواه ابن ماجه

عبدالله بن عباس رضى الله عنه روايت مى كند كه پيامبر صلى الله عليه وسلم فرمودند: نماز سه كس به اندازه يك وجب از سرش “بسوى خدا” بالا نمى رود و مورد پذيرش قرار نمى گيرد: كسيكه قومى را امامت كرد در حاليكه آنان از او نفرت دارند و …          

 

ادامه دارد …

موضوعات مشابه

Back to top button