
براى فرومايگانى كه از دشنام تغذيه مى شوند
نويسنده: محمد جواد عمر
روز گذشته، برادر حکمتیار، رهبر حزب اسلامی افغانستان، در یک نشست آنلاین با شماری از متعهدین حزب اسلامی در خارج از کشور، درباره موضوعاتی سخن گفت که بخش مهمی از تاریخ، سیاست، حال، سرنوشت و آینده افغانستان را در بر می گرفت. این مجلس، در مجموع، مجلسی خیرخواهانه و در جهت خیر و صلاح مملکت و مردم افغانستان بود؛ زیرا مباحث مطرح شده در آن، نه تنها با واقعیت های تاریخی و سیاسی کشور ارتباط داشت، بلکه بر مسئولیت های دینی و ملی، منافع مردم و ضرورت حفظ ارزش های اسلامی نیز تأکید می کرد. از همین رو، سخنان مطرح شده در این نشست را می توان در چارچوب منافع ملی افغانستان و ارزش های اسلامی مورد توجه و حمایت قرار داد.
در این نشست، از تجربه تاریخی کشور، مداخلات قدرت های خارجی، شیوه استفاده بیگانگان از گروه ها و جریان های وابسته، ویژگی های نظام اسلامی، مسئولیت رهبر، وظایف جریان های سیاسی و تکالیف مسلمانان در برابر تحولات جامعه سخن گفته شد. همانند گذشته؛ کلیه سخنان برادر حکمتیار بر آیات قرآن کریم، احادیث پیامبر صلی الله علیه وسلم و اصول و موازین شریعت استوار بود و تلاش می شد مسائل سیاسی و اجتماعی از منظر مسئولیت دینی، منافع ملی و تجربه تاریخی افغانستان مورد بررسی قرار گیرد. چنین سخنانی، مخاطب را وادار می کند که پیش از قضاوت، بشنود، بیندیشد و سپس موضع بگیرد.
اگر چنین مباحثی با دقت و بدون پیش قضاوتى در میان مردم افغانستان شنیده شود، می تواند زمینه تأمل جدی درباره تاریخ کشور، تجربه مداخلات خارجی، مسئولیت اجتماعی مسلمانان، منافع ملى، آسنده و سرنوشت مملكت و معیارهای یک نظام واقعى اسلامی را فراهم سازد. به باور من، ارزش این گونه نشست ها در آن است که مسائل اساسی کشور را از سطح شعارهای روزمره فراتر برده و مردم را با پرسش های مهم تاریخی، سیاسی، دینی و ملی روبه رو می سازد. از این جهت، سخنان مطرح شده در این مجلس، شایسته شنیدن، مطالعه و تأمل بیشتر است.
با این حال، واکنش بخشی از کاربران فضای مجازی بار دیگر یک مشکل قدیمی را آشکار کرد: به جای آن که اصل سخن بررسی شود، شخصیت سخنران هدف قرار می گیرد. شماری از افرادی که در شبکه های اجتماعی به این نشست واکنش نشان داده اند، به جای اشاره به یک جمله مشخص، یک استدلال معین یا یک ادعای قابل بررسی، به شخصیت و زندگی سیاسی برادر حکمتیار پرداخته اند؛ آن هم بی موجب، و اتهاماتی را مطرح کرده اند که بارها از بلندگوهای دشمن و شبکه های استخباراتی شنیده شده است.
اینجا یک پرسش ساده اما اساسی مطرح می شود: اگر سخنان او قابل نقد است، چرا خود سخنانش نقد نمی شود؟ اگر تحلیل تاریخی او اشتباه است، همان بخش تاریخی باید با اسناد و شواهد رد شود. اگر برداشت سیاسی او قابل قبول نیست، باید استدلال سیاسی دیگری در برابر آن قرار گیرد. اگر استناد او به قرآن یا حدیث نادرست است، اهل علم می توانند دقیقاً همان آیه، حدیث یا برداشت فقهی را بررسی و ضعف آن را توضیح دهند. این است که نقد نام دارد. اما نشر چرندیات، دشنام، تمسخر، نسبت دادن اتهام های بی سند و تکرار روایت هایی كه نخست توسط شبكه هاى استخباراتى و دشمنان اسلام مطرح و سپس از این رسانه به آن رسانه منتقل می شود، پاسخ به یک دیدگاه نیست. این شیوه نه حقیقت را روشن می کند و نه مردم را قانع می سازد.
انتقاد و اختلاف سیاسی امری طبیعی است؛ اما آنچه در شبکه های اجتماعی جریان دارد، در بسیاری موارد نقد و اختلاف سیاسی نیست، بلکه فتنه و فسادی است که از سوی کمونیست ها، سیکولارها، مریدان خرافات و فیسبوک چلوونکی های مزدبگیر دامن زده می شود. این افراد به جای آن که درباره منافع ملی، ارزش های اسلامی، آینده افغانستان و مسائل اساسی کشور گفتگو کنند، فضای عمومی را با توهین، اتهام، تمسخر و تبلیغات مسموم آلوده می سازند و ذهن مردم را از مسائل اصلی منحرف می کنند. حقیقت این است که اختلاف سیاسی اجازه نمی دهد انسان از انصاف محروم شود. ممکن است کسی با یک جریان، رهبر آن یا حتی تمام دیدگاه سیاسی اش مخالف باشد، ولی همچنان مکلف است درباره سخن مشخص، با معیار مشخص و با دلیل مشخص قضاوت کند. دشمنی سیاسی، مجوز بی اخلاقی نیست و اختلاف نظر نیز نباید انسان را از اصول دینی، اخلاقی و ملی دور سازد. اکثریت قاطع کسانی که امروز با شدت، حرارت و باروت خارجی علیه برادر حکمتیار پروپاگند می کنند و سخنان متناسب ولى مطابق به شأن خودشان می گویند و می نویسند، تا گلو در فساد غرق اند، دست شان بخون ملت ملوث است و در دوره های مختلف در کنار گروه ها و افراد خاین و غدار قرار داشته اند؛ گاهی برای یک چهره و گروه تبلیغ می کردند و گاهی برای دیگری و با تغییر شرایط، موضع شان نیز تغییر کرده است. چنین رفتاری چیزی جز منافقت و ابن الوقتی نیست. برخی از این افراد اکنون نیز یا از خارج وظیفه و مأموریت دارند و یا به خاطر دریافت کریدت و معاش ناچیز، خود را فروخته اند و چون مکروب در لجن زار، دنبال نفقه اند. کسانی که به دلیل منفعت، معاش، امتیاز یا دستور دیگران مأمور تخریب شخصيت هاى مؤمن و مخلص می شوند، باید بدانند که توهین و ابتذال، بیش از همه، جایگاه خود آنان را پایین می آورد. شخصی که برای جلب رضایت یک قدرت یا جریان، حاضر است هر نسبت و هر سخنی را منتشر کند، در نگاه مردم آگاه، و حتى در نگاه ولى نعمت خود، انسان هرزه، رذيل، ذليل و مكروب صفت به شمار مى رود. کسی که امروز در برابر یک جریان چنین می گوید و فردا با تغییر شرایط در کنار جریان دیگری قرار می گیرد، نمی تواند خود را معیار حقیقت و خیرخواهی برای مردم معرفی کند.
افغانستان از این گونه رفتارها بسیار آسیب دیده است. سال هاست که به جای گفتگوى فکری، گاهی فضای سیاسی به میدان برچسب زنی، تهمت و تسویه حساب تبدیل می شود. نتیجه آن نیز روشن است: جامعه از فهم مسائل اصلی دور می شود و انرژی عمومی به جای حل مشکلات، صرف نزاع میان افراد می گردد. این وضعیت بیش از هر چیز دیگری، یک بازی استخباراتی است که در آن کاربران ناآگاه و مزدبگیر در صفحات مجازی، ناخواسته یا آگاهانه، مجریان آن در میان عوام می شوند.
اینجاست که تفاوت میان «منتقد» و «مخرب» روشن می شود. منتقد می گوید: این سخن اشتباه است و دلیلش این است. مخرب می گوید: گوینده فلان شخص است، پس سخنش ارزش شنیدن ندارد. منتقد سند می آورد؛ مخرب شایعه می آورد. منتقد سؤال مطرح می کند؛ مخرب اتهام می زند. منتقد مردم را به فکر کردن دعوت می کند؛ مخرب می کوشد با تحریک احساسات، فرصت فکر کردن را از او بگیرد. جامعه ای که میان این دو تفاوت نگذارد، به آسانی در دام تبلیغات و جنگ روانی گرفتار می شود.
در شرایط کنونی افغانستان، به گفتگوى مسئولانه نیاز داریم؛ گفتگویی که در آن منافع ملی، ارزش های اسلامی و حقیقت، معیار قضاوت قرار گیرد. اگر سخنی درست است، باید به دلیل درستی اش پذیرفته شود؛ اگر نادرست است، باید با دلیل رد گردد. معیار نباید نام افراد، میزان محبوبیت یا شدت دشمنی ها باشد؛ معیار باید حقیقت، استدلال، سند و انصاف باشد. بناءً وقتی سخنی با قرآن، سنت و اصول شریعت هماهنگ بوده و منافع ملی و مصالح مردم افغانستان را مورد توجه قرار می دهد، شایسته است با دقت بیشتری شنیده و درباره آن تأمل شود، نه این که با تبلیغات و حملات شخصی کنار زده شود.
خطاب به هموطنان گرامی می گويم: اگر کسی با سخنان مطرح شده از سوی رهبر خردمند حزب اسلامی افغانستان در آن نشست مخالف است، بهترین پاسخ این نیست که به شخصیت وى حمله کند. بهترین پاسخ آن است که همان سخنان را جمله به جمله بررسی کند، نقاط قابل قبول و قابل نقد آن را مشخص سازد و با منطق، دانش و سند در برابر آن موضع بگیرد؛ اما با اطمینان کامل می گویم که هیچ انسان دانا و آگاه بر حقایق، چنین سخنانی را بدون تأمل و بررسی کنار نخواهد گذاشت؛ زیرا آنچه از سوی برادر حکمتیار مطرح شده، موضوعاتی است که ریشه در تجربه تاریخی افغانستان، ارزش های اسلامی و مسائل اساسی کشور دارد و باید عمیقاً درباره آن فکر شود، نه این که در برابر آن موضع گیری صورت گیرد.
جامعه ای که در آن منطق و استدلال با توهین، اتهام و تخریب شخصیت جواب داده شود، در حقیقت فرصت گفتگوى سالم را از خود می گیرد. افغانستان امروز به فهم، آگاهی، مسئولیت پذیری و تشخیص حقیقت از تبلیغات نیاز دارد؛ زیرا سرنوشت این کشور را نمیتوان با هیاهوی شبکه های اجتماعی، اتهام های بی اساس و روایت های شبكه هاى استخباراتى و بلندگو هاى دشمن رقم زد. سخنانی که با هدف خیر و صلاح مملکت، دفاع از منافع ملی و پاسداری از ارزش های اسلامی مطرح می شود، شایسته آن است که با گوش شنوا، ذهن باز و وجدان مسئولانه شنیده شود.


