تاریخیجهاد افغانستانجوانانسلایدرسیاسینوشته ها

دو ثور دو فاجعه

 

 

دو ثور دو فاجعه

 

نویسنده: قاضی عبدالحی (فقیری)

برنامهء قصر نشینان کریملن از قدیم سرا زیر کردن سیلاب سرخ به بحر هند و خلیج فارس بوده تا دست رقیبان غربی خود را کوتاه کنند.

روس ها در جهت رسیدن به این اهداف باید چندین کشور اسلامی آسیای میانه و در نهایت افغانستان و پاکستان را اشغال کنند. کشور های آسیای میانه اشغال شدند و در افغانستان بذر کمونیزم در فضای بازی که ظاهر شاه  برای روس ها در کشور ما گذاشته بود کاشته شد. و سفارت روس ها در همکاری با نظام شاهی آنرا آبیاری کرد. نهضت اسلامی افغانستان در پوهنتون کابل برای مقابله آنان تأسیس شد و آهسته آهسته ساحه را بر نوکران روس و چین تنگ ساخت.

مسکو این خطر را درک کرد و داود را که در خاندان شاهی از همه بیشتر به روس ها مخلص بود به کودتاه بر ضد ظاهر تشویق کرد. تا از یکطرف فضاء را کاملاً به خلق و پرچم باز بگذارد و از طرف دیگر نهضت اسلامی را سرکوب کند.

داود مخلصانه ادامه می داد ولی هدف اصلی روس ها زمینه سازی برای رسیدن به قدرت احزاب وابسته به آنان بود. و داود فقط تا مدتی چون پرزه مؤقت مورد استفاده بود. بالآخره وقت آن فرا رسید که داود کنار زده شود و جایش را به خلق و پرچم تخلیه کند. داود وقتی این خطر را درک کرد بطرف غرب روی آورده و تغیر پالیسی داد. ولی فرصت از دست رفته بود و نظام ملکی و عسکری بدست کمونستان اشغال شده بود.

در نهایت داود توسط مارهایی که در آستین پرورش داده بود به هلاکت رسید و در هفت ثور کمونستان این فرو مایه ترین و ذلیل ترین نوکران روس به قدرت رسیدند. آنها مکلف بودند در مدت کوتاهی همه خطرهای را که سرا زیر شدن سیلاب سرخ را به صوب بحرهند در افغانستان تهدید میکند از میان بردارند.

نهضت اسلامی گزینهء اول بود. کسانی را که از نهضت توسط داود به زندان محکوم بودند، در زندان قتل عام کردند. و بقیه را از همان روز اول دستگیر و زنده بگور نمودند. همچنان هر کسی که چند نفری دور او جمع بود اعم از ائمه مساجد، معلمین مکاتب، زمینداران، تجاران وغیره… همه را زندانی و سرکوب کردند.

نهضت اسلامی که خود را در ۱۳۵۴ زمان داود اوج ظلم به جهاد مسلحانه آماده ساخته بود، به مقابله پرداخت. و ملت را درین راستا رهبری کرد. نزدیک بود نظام کمونستی بعد از مدت کمتر از دو سال سرنگون شود که روس ها صدها هزار سرباز تا دندان مسلح خود را برای اشغال کشور و جلوگیری از سرنگون شدن نوکران شان و رفتن بسوی پاکستان و بحر هند، سرا زیر نمودند. روس ها گمان می کردند با قشون وحشتناک خود که افغانی های کمونست آنها را حمایت میکند کار مقاومت مردم افغانستان را در ظرف چند هفته یکطرفه خواهند ساخت. بی خبر از اینکه در جنگ آهن و ایمان پيروزی دومی حتمی است. و این تجاوز نا عاقبت اندیشانه، روس ها را با مفکوره پوچ کمونستی شان، همراه با نوکران افغانی شان، به زباله دان تاریخ خواهد ریخت.

روس ها فرار کردند، ولی در هفت ثور دوم در یک توافق بین روس، امریکا، همسایگان وعناصری زیر نام مجاهد، یکجا با خلق وپرچم که همگی مصلحت خود را در عدم پیروزی نهضت اسلامی و ناکام کردن تجربه جهاد، یکی بخاطر خط دیورند، دیگری بخاطر جلوگیری از مبارزات حق طلبانه سنی های کشورش، سومی بخاطر جلوگیری از تهدید شدن سرحدات جنوبی اش و چهارمی به فکر تکرار تجاوز ناکام روس ها و آرزوی لشکر کشی و پایگاه گرفتن در خاک افغانستان بخاطر دزدی معادن سرشار این خطه وبه خاطر تهدید روس و چین، پنجمی به خاطر رفع تشنگی قدرت وآرزوی رسیدن به مقام با هر وسیله مشروع ونا مشروع، همگی دست بدست هم داده تصمیم گرفتند  تا طی معاهده ننگین جبل السراج قدرت را به همان کمونستان هفت ثور اول، ولی در شکل و قالب جدیدی که رنگ جعلی پیروزی جهاد بر آن پاشیده شود بسپارند. ومجاهدین وپیروان نهضت از همه اطراف سرکوب شوند. گرچه این طرفند بخاطر مقابله فرزندان اصیل نهضت اسلامی، چندان کامیاب نبود. ولی هرگز وتا امروز رهبری کشور بدست مجاهدین واقعی و وارثین اصلی نهضت اسلامی نیفتاد. ظاهراً دست روس ها کوتاشد. ولی باز هم خادی را که نجیب الله بخاطر شکنجه وحذف فرزندان نهضت اسلامی ایجاد کرده بود کما کان بدون هیچ نوع تغیری به کار خود ادامه داد. مجددی، ربانی، ملا عمر، کرزی و غنی هیچ کدام هیچ نوع تغیری در آن نیاوردند.

هدف اساسی امریکا در آن وقت سرکوب شدن نیروهای مخلص به جهاد و نظام اسلامی از یکطرف و از بین بردن اسلحه بازمانده از غنایم روس در دست مجاهدین از طرف دیگر بود. تا زمینه به لشکر کشی لشکریان صلیب باز شود. امریکا در زمان حکومت ائتلافی نتوانست صد درصد به این اهداف خود برسد، بناءً زمینه را برای لشکر کشی خود ابتدا با ضربه زدن به مجاهدین از عقب وخلع سلاح ملت آمده ساخته وبعد همراه با چهل وشش کشور دیگر یکجا بخاطر سرکوبی فرزندان اصیل جهاد و دزدیدن معادن فراوان افغانستان به خاک ما حمله کردند.

ولی لله الحمد بازهم همان فرزندان اصیل نهضت بودند که اولین فیر را بر تانک های امریکایی نموده وکشور را به تنور گرمی برای اشغالگران غربی مبدل ساخته و آنانرا نیز مثل روس ها به فرار مجبور کردند.

با این تفاوت که روس ها تنها جنگ نظامی را می دانستند، شکست خوردند ورفتند ولی امریکایی ها در زمان اشغال برعلاوه اینکه صدها هزار هموطن ما را کشته، زخمی وزندانی کردند،  تعداد نهایت زیاد دیگری را با اسلحه جنگ فکری چنان نشانه گرفتند که دیگر فکر و ذهن آنها را مجدداً اسلامی و افغانی کردن به ده ها سال نیاز دارد. همچنان امریکایی ها تصمیم گرفتند شکست خود را زیر ترفندهای خاصی پنهان نموده، برخلاف روس ها آخرین سربازهای خود را نسبتاً آبرومندانه بیرون کنند. وزمینه دست درازی های خود را تاحدودی باز بگزارند.

اگر مجاهدین ورهروان اصیل نهضت اسلامی قدری ثبات وصبر بیشتر بخرچ داده درصف واحدی دورهم جمع شده فریب طرفندهای امریکا وهمدستان شانرا نمیخوردند، بدون شک امریکا ومتحدینش مثل روس ها آبرو وحیثیت خود را در افغانستان گذاشته و فرار می کردند.

ولی یقین داریم که به برکت خون شهدا واستشهادی ها، امریکا نیز مثل روسها از یکه تازی خواهد ماند و برای همیش بجان خود مصروف شده به ۵۲ توته تقسیم خواهد گردید.

و ما ذالک علی الله بعزیز

www.nuhzat.com

موضوعات مشابه

Back to top button