تاریخیجهاد افغانستانجهاد علیه شوروی - خاطرات جهادسلایدر

از قلعه های شامخ سرزمین مجاهدخیز کنر تا سلولهای زندان جهنمی پلچرخی

 

از قلعه های شامخ سرزمین مجاهدخیز کنر

تا سلولهای زندان جهنمی پلچرخی

 

قسمت: دوم

نویسنده: الحاج محمد عزیز نوری / دنمارک

در درهٔ تتین، همان جائیکه عزیزخان با دوست وفادار خویش به فیض شهادت رسیدند، وضعیت به گونه‌ای پنهان و مرموز بود و دو جسد شهید، در گوشه‌ای افتاده، درست معلوم نمی‌گردید. لیکن آن راه، مسیر عبور و مرور مردم بود و ساکنان، حس کردند که در این روزها، بویی از عطر دل‌انگیز و روح‌افزا از درهٔ تتین برخاسته است. مردم کنجکاو شده و در جستجوی راز این بوی خوش برآمدند، گویی که زمین و آسمان خبر از حضور بهشتی شهید می‌دادند.

چون به گوشهٔ نسبتاً پنهانی دریاچه رسیدند، چشم شان به دو جسد پهلوی هم افتاد که بوی عطر آنان فضا را پر کرده بود؛ گویی گلزار شهادت در آن دره شکفته بود. مردم، از آنجا که آنان را نمی‌شناختند، دو شهید را در قسمت بالایی رودخانه دفن کردند، اما آوازهٔ این فیض و فداکاری زبان زد مردمان شد و خبر آن به علاقه‌داری اله سای رسید.

برادر مجاهد، انجنیر احمدی، که از متنفذین تگاب و پاسدار شرافت مجاهدین بود، پرسید که آیا شخص همراه این شهدا دوباره بازگشته و در خانه است یا خیر. چند تن از مجاهدین به عقب فرستاده شدند تا حضور او را بررسی کنند و از همراهانش بپرسند که کجا رفته اند. لیکن آن شخص خود را در سایه ها پنهان ساخت و از نگاه‌ها گریخت.

مجاهدین خانهٔ او را محاصره کردند و بالاخره او را گرفتند. در جریان تحقیق، حقیقت آشکار شد که وی کلشینکوف عزیزخان شهید را با خود داشته است. پس از اقرار، شخص منافق به صورت علنی اعدام شد تا دیگر هیچ دشمن و خائن، آرامش مجاهدین و مسیر نورانی شهدای راه حق را به خطر نیاندازد و ناموس جهاد و ایثار همواره محفوظ بماند.

موضوعات مشابه

Back to top button