
جهان بینی اسلامی
نویسنده: شهید انجنیر حبیب الرحمن
قسمت: هفتم
ناشر: ویب سایت نهضت
جهان بینی اسلامی
نظام حیاتی
همانطوریکه جهان بینی اسلامی مجموعه معارف به هم پیوسته و کاملی است که نمیتوان تناسب و ارتباط اجزاء و فروع آنرا نادیده گرفت و یا از وسعت و دقت آن چشم پوشید به همین ترتیب نظام زندگی حاصله ازین جهان بینی نیز اموری بهم پیوسته و کاملی را تشکیل میدهد که هر یک از جوانب زندگی را بطور مخصوص در حال پیوند با دیگر امور حیاتی دربر میگیرد که امکان ندارد یکی را از دیگری جدا نمائیم و باز هم نام زندگی اسلامی بر آن بگذاریم.
در این نظام زندگی، عقیده و عمل چنان ارتباط نزدیکی دارند که انفکاک شان باعث از بین رفتنشان میشود و درست مانند اعضای وجود قلب، دماغ، شش، معده و غیره هماهنگی کاملی بین عقاید عبادات معاملات و یا به عبارت دیگر بین عقیده و شریعت (که در برگیرنده امور سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی است) وجود دارد که ما نمیتوانیم این پیوستگی را نادیده بگیریم و با از بین رفتن یکی از آنها به موجودیت دیگرانش امیدوار باشیم. همانطوریکه قلب نمیتواند بدون شش وظیفه اش را ادامه دهد و یا از مرگ جلوگیری کند و یا دماغ بدون قلب به وظیفه اش ادامه دهد در نظام حیاتی اسلام نیز عقیده نمیتواند بدون شریعت باقی ماند و یا شریعت بدون عقیده و وجودشان لازم و ملزوم یکدیگر است. و به هر اندازه که دامنه شریعت در زندگی عملی چیده شود به همان پیمانه در ساحه عقیدوی محدودیت بوجود میآید و رفته رفته با عدم پایبندی به شریعت اسلامی عقاید نیز آلوده میگردند و برعکس آلودگی عقاید دامنه تطبیق و اجرای شریعت خدا را میچیند، درینجاست که ارتباط عمیق بین اجزای نظام حیاتی اسلامی کاملا درک میشود و ناچار باید گفت یا اسلام کامل یا هیچ!
با در نظر داشت مطالب فوق اکنون نظری اجمالی به جوانب مختلف زندگی اسلامی می اندازیم:
۱: نظام سیاسی
با درنظر داشت روح جهان بینی اسلامی میتوانیم بطور خیلی فشرده چهره سیستم سیاسی اسلام را معرفی کنیم و آن عبارت است از اینکه خداوند حاکم مطلق است یا حاکمیت سیاسی و قانونی حق اوست غیر از او حاکمی وجود ندارد او غیر مسئول و فعال مایشاء است او قانون گذار است.
انسان در زمین خلیفه و نایب او است و نمیتواند بالای دیگران حکومت کند حق ندارد از پیش خود قانون وضع کند بلکه مکلف است آنچه خداوند به او فرستاده آن را بالای مردم جاری سازد و نباید مطابق شرط خلافت از حدود خدا تجاوز کند و یا در اموری از پیش خود تصرف کند بلکه آن طور عمل کند که منظور خدا است خلافت حق همه مردم است و همه در اجرای قوانین خدا مسئولیت دارند لذا برای ادای این حق از بین خود به نمایندگی شخصی را که از همه عالمتر، با تقوی تر و شایسته تر است انتخاب میکنند تا او فرمان خدا و شریعت اسلام را تطبیق کند و مردم مکلف اند از او اطاعت کنند تا زمانیکه او اطاعت خدا و رسولش را میکند، و اگر گمراه شد و یا مطابق هوس خود حکم کرد در این صورت بر خلاف حکم خدا حکم کرده پس فاسق، کافر و ظالم است و اطاعت او گناهی است بزرگ و سرکشی در برابر خدا پس باید از او اطاعت نشود و بزودی از پای انداخته شود و مردم این امانت را به کسی دیگری بسپارند.
دولت اسلامی وظیفه دارد فضائل اخلاقی را گسترش داده و خودش روی اساسات اخلاقی استوار باشد و در معاملات با همه کس جانب انصاف و عدل و مساوات و راستی را مراعات کند و نمونه فضایل اخلاقی باشد و هم وظیفه دارد در راه اعلای کلمة الله و دعوت مردم به دین خدا بکوشد حقوق مردم را تأمین کند و مانع هرگونه تجاوز تعدی بوده ظلم و ستم و فقر را از بین ببرد.
آزادی مردم را حفظ کند، ضروریات حیاتی مردم را تهیه کند در ساحه بین المللی از توده های مظلوم دفاع کند و با خونخواران و غاصبانِ حقوق مردم سازش نداشته باشد بلکه با هر نیروی که مردم را به عبودیت خود وامیدارد بجنگد در غیر آن صورت و عدم اجرای وظائفش باید برکنار شود.
۲: نظام اقتصادی
با استفاده از جهان بینی اسلامی این امر را نیز تشریح میکنیم؛ خدا مالک همه چیز است در ملک او کسی شریک نیست آنچه در آسمان و زمین است از آن اوست احدی نمیتواند در ملک او تصرف کند.
خداوند به بشر اجازه داده تا از نعمات او استفاده کنند و آنچه را که در زمین است برای انسان خلق کرده تا از آن بهره بردارد. انسانها همه بندگان خدا هستند و در استفاده از نعمات خدا همه حق مساوی دارند.
کسی را برکسی درین مورد برتری نیست شرط استفاده از این نعمات کوشش و کار است و هیچ کس حق ندارد مانع کار دیگری شود و یا ساحه فعالیت را برای او تنگ سازد کار حق طبیعی و یگانه راه ایجاد مالکیت است.
مالکیت حق مشروع هر انسان است در برابر سعی و زحمت خود مستحق میشود و این حق از طرف خدا برای انسان داده شده هر که هر چیزی را که از راه مشروع بدست می آورد از آن اوست و کسی حق ندارد آن را غصب یا سرقت کند و یا به او ضرر رساند به مرتکب آن جزاء داده میشود این مالکیت پس از اینکه مراحل مشروع خود را می پیماید و مطابق حدود و شرائط خاص بدست میآید حقوقی بر آن واجب میشود که باید آن حقوق را اداء نماید و پس از ادای حقوق تنها میتواند آن را در راه مشروع مصرف کند.
عیاشی و اسراف نارواست، موارد مصرف از طرف شریعت تعیین شده همین قسم میتواند آنرا از راه مشروع زیاد نماید سو د، احتکار، تقلب و گرانفروشی نارواست علاوه از پرداخت حقوق معینه، مالک میتواند بخاطر رضای خدا قسمتی از مال خود را در راه عام المنفعه، تعاون و کمک و دستگیری از دیگران انفاق کند.
تفاوتی که به اساس قدرت کار و استعداد بوجود میآید طبیعی و فطری است به شرط آنکه کدام عامل دیگری نداشته باشد به این اساس اشخاص از نگاه تولید به سه دسته تقسیم میشوند. اولاً کسانی که بیش از احتیاج تولید میکنند دوم کسانی که تولیدشان کفایت مصارف را میکند سوم کسانیکه کمتر از احتیاج تولید میکنند.
بر عایدات طبقه اول حقوق مالی تعیین و اخذ میگردد، طبقه دومی به حال خودش باقی میماند به طبقه سومی کمک میشود تا از احتیاج برآید بدین ترتیب با یکدست جلو طبقه پیشرو گرفته میشود و با دست دیگر طبقه عقب مانده به پیش کشانده میشود علاوه بر آن سازمانهای تعاونی وجود دارد که در اثر شرائط ناگوار از قبیل بیکاری، مریضی، پیری و غیره حیات افراد را تضمین میکند.
گذشته ازینها مطابق قوانین تکامل و تضامن اجتماعی تمام افراد جامعه باید در فکر تامین زندگی یکدیگر باشند، حق همکاری، همدردی، سخاوت و برادری تا حدی تحریک میشود که کوچکترین درد به همه سرایت میکند و گفته میشود هر که شب سیر بخوابد و همسایه اش گرسنه باشد از ما نیست.
۳: نظام اجتماعی
همه مردم از یک پدر و مادر آفریده شده اند و آن آدم علیه السلام است و آدم علیه السلام از خاک آفریده شده، رنگ، لسان، منطقه، تاریخ و غیره عامل برتری نبوده بلکه عامل شناخت و معرفت می باشند سیاه، سفید، عجم، عرب، سرخ و زرد از یکدیگر امتیاز ندارد مگر به تقوی. اساس ملت عقیده و ایمان مشترک میباشد پدر و مادر، زن و شوهر، برادر و خواهر اقارب خویشاوندان و همسایه ها حقوق معینی دارند بالاخره تمام مردم بالای ما حق دارند و حقوق همه را باید مراعات کرد.
هر مسلمان باید در فکر بهبود وضع مسلمانان دیگر باشد منافع جامعه نسبت به منافع شخص مقدم است، گذشته از یک ملت در برابر تمام بشریت مسئولیت هایی داریم، در راه نجاتشان از ظلم بکوشیم، مومن با مومن مانند خشت های یک تعمیر اند که یکی برای دیگری تکیهگاه هستند مومنین مانند یک جسم واحد اند که اگر یک عضو آن درد کند تمام اعضاء ناراحت م یشوند.
هر که از اجتماع انزوا اختیار کند در آتش انداخته میشود.
۴: نظام اخلاقی
رکن عمده نظام حیات اسلامی را تشکیل میدهد خصوصیت این نظام این است که بر خلاف فلسفه های اخلاقی نظام های جاهلی در شناخت خوب و بد دچار سرگردانی نمیشود و ذهنیت های مردم را ملاک حق و باطل، نیکی و بدی قرار نمیدهد و در نتیجه به پراگماتیزم سقوط نمیکند بلکه با مطمئن ترین مقیاس معینی (وحی آسمانی) آنچه را زشت و نیک است زشت و نیک میداند و مفاهیم عالی اخلاقی را که فطرت انسانی با آن آشتی دارد تائید میکند و همچنان آنچه فطرت سالم انسانی از آن گریزان است محکوم میسازد.
یکی دیگر از ممیزاتش اینست که بهترین ضامن اجرا دارد؛ یعنی وجدان بشری و ترس از خدا در همه حال موید فضایل اخلاقی است و از همه عالیتر اینکه این همه مراعات فضای لاخلاقی و دوری از رذائل آن خاص به منظور کسب رضای خدا بوده هیچگونه انگیزه دیگری در آن دخالت ندارد. اسلام با داشتن این چنین روش اخلاقی منتها سعی میکند تا افرادی پاکدل و آراسته به صفات حمیده بار آورد، تا حدی که گفته میشود برانگیخته شدم تا مکارم اخلاق را تمام نمایم یعنی هدف بعثت در نشر و توسعه اخلاق حمیده و دعوت مردم به معنویات و بالا بردن انسان تا آخرین مراحل کمال خلاصه میشود.
خلاصه اینکه تمام جوانب زندگی اسلامی متضمن رفاه، سعادت و نجات بشریت است و با ایجاد چنان جامعه، تاریخ انسانیت عوض میشود و زمانه در مجرای خاصی سیر میکند. حالا لازم است نقش جامعه اسلامی را در ساحه بین المللی و تاثیر آن را در حوادث جهان و آزادی ملل مطالعه کنیم.
ادامه دارد …



