
نور اسلام در غرب
نویسنده: محمد جواد عمر
در جهان امروز، هنگامی که تمدن غرب با همه جلوههای مادی، تکنولوژیک و ظاهری خود بر زندگی انسان سایه افکنده است، بسیاری گمان میکنند که معنویت و جستجوی حقیقت به حاشیه رانده شده و انسان غربی دیگر نیازی به ایمان و پرستش نمیبیند. اما واقعیت چیز دیگری است؛ هر روز صدها و هزاران نفر در اروپا و امریکا، از محصلین و اندیشمندان گرفته تا کارگران ساده و شخصیتهای هنری و سیاسی، اسلام را به عنوان راه رستگاری و حقیقت زندگی برمیگزینند. این موج آرام و خاموش، اما ژرف و نیرومند، نوید بیداری تازهای است که به دلهای غربی رسوخ میکند و تاریکیهای پوچی و سردرگمی را میشکند.
تمدن غرب توانسته است رفاه ظاهری و آسایش مادی فراهم کند، اما نتوانسته عطش روح انسان برای حقیقت، عدالت و معنویت را سیراب کند. انسان امروز، با وجود امکانات فراوان، از درون خالی و بیقرار است. فلسفهها و مکاتب بشری هر یک کوشیدهاند معنایی تازه به زندگی بدهند، اما هیچیک نتوانستهاند شکاف روحی انسان را پر کنند. درست در همین خلأ است که اسلام، با پیام ناب توحید، عدالت اجتماعی و اخلاق والا، همان نوری میشود که دلهای خسته و سرگردان را آرام میسازد و مسیر روشن زندگی را پیش روی آنان میگذارد.
بسیاری از تازهمسلمانان غربی اعتراف میکنند که نخستین تماسشان با اسلام از طریق شنیدن یا خواندن آیاتی از قرآن بوده است. این کلمات که هزار و چهارصد سال پیش نازل شدهاند، هنوز هم قدرت دارند دلها را تکان دهند و اشک از دیدگان جاری سازند. در مساجد کوچک اروپا، در محافل محصلین و حتی در کتابخانههای عمومی، هنگامی که صدای تلاوت قرآن بلند میشود، پردههای غفلت فرو میافتد و دلها نرم میشوند.
آمارها نشان میدهد که اسلام، پرشتابترین دین در حال گسترش در اروپا و امریکا است. در فرانسه، هر سال هزاران نفر اسلام میپذیرند. در آلمان، مساجد تازهمسلمانان از تمام قومها و نژادها پذیرای همه هستند. در بریتانیا، اسلام آوردن زنان و جوانان به یک پدیده قابل توجه بدل شده است. حتی در سرزمینهای سرد و دوردست اسکاندیناوی، مردان و زنانی که هرگز مسلمانان را از نزدیک ندیده بودند، با خواندن قرآن یا آشنایی با اخلاق مسلمانان، راه اسلام را در پیش گرفتهاند.
جامعه غربی امروز، با همه پیشرفتهای ظاهری، گرفتار بحرانهای روحی و اجتماعی است: افسردگی، تنهایی، ازهمپاشیدگی خانوادهها و بیمعنایی زندگی. اسلام، با پیوند دادن انسان به خدای یکتا و ایجاد جامعهای مبتنی بر عدالت، همبستگی و اخلاق، این خلأ را پر میکند. تازهمسلمانان میگویند که در نماز آرامش یافتهاند، در قرآن نور یافتهاند که همه تاریکیهای شک و تردید را زدوده است، و در سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، الگویی برای انسان کامل یافتهاند.
این بیداری گسترده بدون چالش نیست. رسانههای مغرض و جریانهای سیاسی در غرب میکوشند چهره اسلام را با خشونت و عقبماندگی پیوند دهند، قوانین محدودکننده وضع میکنند و تازهمسلمانان را تحت فشار قرار میدهند. اما نور حقیقت با این بادهای تاریک خاموش نمیشود؛ بلکه هر فشار و مقاومت، عطش حقیقتجویی را ژرفتر و گستردهتر میکند.
مسلمانان امروز مسئولیتی عظیم دارند؛ باید اسلام را با اخلاق نیکو، رفتار عادلانه، علم و معرفت به جهانیان معرفی کنند. اسلام چهرهیی رحمتآمیز و عادلانه دارد؛ دینی که پیامبرش «رحمة للعالمین» نامیده شد. هر مسلمان، در هر گوشه جهان، سفیر اسلام است و کوچکترین رفتار او میتواند تصویری روشن یا تیره از اسلام در ذهن دیگران بر جای گذارد.
این موج اسلامآوری در غرب تنها یک تحول اجتماعی نیست، بلکه ادامه همان راهی است که شهیدان و مجاهدان با خون خود روشن ساختهاند. خونهای پاک آنان شجره اسلام را آبیاری کرده و امروز این شجره طیب شاخههایش را تا قلب اروپا گسترده است. پاسداری از یاد و مسیر آنان، نه تنها یک وظیفه تاریخی، بلکه تضمین بقای این بیداری جهانی است.
اسلام آوردن روزافزون غیرمسلمانان در غرب، نشانهای است از تحقق وعده الهی:
«يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ» (توبه/۳۲)
آنان میخواهند نور خدا را خاموش کنند، اما خدا جز این نمیخواهد که نورش را کامل گرداند.
و امروز، این نور در قلب اروپا میتابد، در جانهای مشتاق و روحهای خسته شعله میگیرد و پیامی روشن به جهان میدهد: اسلام دینی زنده، جهانی و جاودانه است؛ دینی که آینده بشریت را با عدالت، توحید و رحمت رقم خواهد زد.



