مرورى بر نوشته حكيمانه برادر مجاهد حكمتيار؛ پيرامون اظهارات فرعونى ترامپ
نويسنده: مسجدى
سخنان روشن و مستدل برادر مجاهد حكمتيار، امير حزب اسلامى افغانستان، در خصوص تهديدهاى اخير امريكا و تلاش مجدد آن براى تصرف پايگاه نظامى بگرام، تصويرى دقيق و هشداردهنده از توطئهاى بزرگ را ترسيم مىكند؛ توطئهاى كه اگر ملت افغانستان نسبت به آن هوشيار نباشد، ممكن است بار ديگر درگير زنجير اشغال و سلطهگرى شود.
آنچه امروز از زبان مقامات امريكا، بهويژه رئيسجمهور احمق آن كشور، شنيده مىشود، نشانهى روشنى از نيت شوم براى بازگشت نظامى به افغانستان است؛ نيتى كه در قالب ادعاى مبارزه با تروريزم مطرح مىشود، اما در واقعيت، براى تأمين منافع جيوپوليتيكى امريكا در قلب آسيا طراحى گرديده است. هدف، مهار چين و روسيه و تثبيت يك حضور استراتيژيك در منطقه است، نه مقابله با تهديدات امنيتى واقعى.
بيانيههاى متناقض مقامات امريكايى، كه گاه از «حضور محدود براى مبارزه با تروريزم» سخن مىگويند و گاه با زبان تهديد مىگويند: «اگر بگرام را تحويل ندهيد، پيامدهاى خطرناكى در پيش خواهد بود»، تنها پردهاى ديگر از سياست فريب و قلدرى آنان است. حقيقت آن است كه امريكا از شكست تحقيرآميز خود در افغانستان عبرت نگرفته و هنوز مىخواهد با همان نگاه استكبارى، اين سرزمين را زير سلطه خويش آورد.
ملت افغانستان به خوبى مىداند كه اشغال مجدد بههيچوجه به نفع اين كشور نيست، و هرگونه حضور نظامى خارجى، بدون تفاوت در نام و عنوان، به معناى تحميل يك استعمار ديگر خواهد بود. ملت ما حاضر نيست باردیگر در زير سايهى بيرق بيگانگان زندگى كند، و كسانى كه بخواهند چنين معاملهى ننگينى را امضا كنند، با همان سرنوشتى مواجه خواهند شد كه مزدوران، خائنان و اجيران اشغالگران در گذشته بدان گرفتار شدند.
امروز ديگر نه فضاى سياسى، نه سطح آگاهى ملت، و نه ساختار قدرت در افغانستان، بهگونهاى است كه زمينهى تكرار گذشته را فراهم كند. هيچ شخص، نهاد يا جريانى، چه در قدرت و چه بيرون از آن، مشروعيت آن را ندارد كه پاى اشغالگرى را دوباره به كشور باز كند. اين ملت، با خون هزاران شهيد، آزادى را خريدارى كرده و آن را به آسانى به هيچ قدرتى نخواهد فروخت.
برادر مجاهد حكمتيار، در مواضع اخير خويش، با صراحت و شجاعت اعلام داشتهاند كه تصرف مجدد بگرام، اعلام جنگ عليه ملت افغانستان و گامى بهسوى تشديد ناامنى در كل منطقه است. امريكا اگر واقعاً قصد مقابله با قدرتهاى بزرگى چون چين و روسيه را دارد، بهتر است اين رقابت را مستقيماً در برابر آنان بهپيش ببرد، نه اينكه سرزمين جنگزده و زخمى افغانستان را به ميدان رقابتهاى ابرقدرتى خود تبديل كند.
تحليلهاى اخير درباره بازگشت داعش به افغانستان، تنها يك فريب تبليغاتى است. خود مقامات امريكايى تا چند هفته پيش تأكيد مىكردند كه طالبان در سركوب داعش موفق بودهاند و مراكز داعش به پاكستان انتقال يافته است. حال چه شده كه دوباره ادعا مىكنند براى مقابله با تروريزم بايد به بگرام بازگردند؟ اين تناقض آشكار، در واقع بيانگر تلاش براى خلق يك بهانهى تازه جهت تحميل حضور شوم نظامى و سياسى امريكا بر افغانستان است.
دنيا به ويژه امريكايى بدمست و قلدر بايد بداند كه ملت افغانستان به هيچ قدرتى اجازه نخواهد داد كه بار ديگر نگاه طمعآلود به اين سرزمين بيافكند. بگرام، اگر بار ديگر به پايگاه اشغالگران مبدل شود، به قبرستان جديدى براى روياهاى استكبارى تبديل خواهد گشت.
همچنان اين هم بايد تصريح شود؛ هر فرد يا گروهى كه دروازههاى كشور را بر روى نيروهاى اشغالگر بگشايد، با ملت مواجه خواهد شد، همانگونه كه مزدوران گذشته، طرد و رسوا شدند. اين يك خط قرمز تاريخى و ملى است كه هيچكس حق عبور از آن را ندارد.
ملت مجاهد افغانستان، همانگونه كه عليه شوروى ايستاد و ارتش سرخ را شكست داد، و همانگونه كه عليه ناتو و امريكا قيام كرد و استقلال خود را بازيافت، امروز نيز آماده است تا در برابر هرگونه تجاوز جديد، با قوت بيشتر و انسجام محكمتر به مقاومت برخيزد.
در شرايطى كه دشمن مىخواهد آتش تازهاى برافروزد، وظيفهى همه علما، مجاهدين، نخبگان و اقشار مختلف مردم اين است كه همصدا و يكپارچه، صريح و بدون ترديد، سياست اشغالگرانه امريكا را محكوم و از تماميت ارضى، استقلال و عزت اسلامى خود پاسدارى كنند.



