گسترش جنایات اسرائیل و ناکارآمدی نشستهای نمادین عربی و اسلامی

گسترش جنایات رژیم تروریستی اسرائیل
و ناکارآمدی نشستهای نمادین عربی و اسلامی
نویسنده: محمد جواد عمر
در جهان امروز، یکی از جدیترین پرسشها این است که چرا ساختارهای بینالمللی و منطقهای با وجود شعارهای پرزرقوبرق درباره حقوق بشر و عدالت، در برابر فجایعی چون آنچه در غزه میگذرد ناتوان و بیاثر جلوه میکنند. آنچه امروز در این سرزمین کوچک و محاصرهشده جریان دارد، تنها یک درگیری نظامی محدود نیست، بلکه نمادی از بیاعتنایی گسترده به کرامت انسانی و آزمونی برای صداقت نهادهای جهانی و منطقهای است. ویرانیهای عظیم، کشتار غیرنظامیان، آوارگی هزاران خانواده و فروپاشی زیرساختهای اساسی اجتماعی و اقتصادی نشان میدهد که بحران غزه در ابعادی جریان دارد که نهتنها منطقهای بلکه جهانی است و وجدان بشریت را به چالش میکشد.
با این حال، واکنش نشست اضطراری کشورهای عربی و اسلامی به این بحران، غالباً چیزی فراتر از بیانیههای تشریفاتی و تکرار شعارهای فرسوده نبوده است. این نشستها که انتظار میرفت به زبان مشترک امت اسلامی در دفاع از مظلومان بدل شوند، در عمل به گردهماییهایی بیخروجی و پر از واژههای کلیشهای تبدیل شدهاند؛ جلساتی که نه ضمانت اجرایی دارند، نه زمانبندی روشن و نه ابزار نظارت. ناکارآمدی این نشستها بیش از هر چیز، ریشه در وابستگی سیاسی و اقتصادی بسیاری از دولتهای عربی و اسلامی به قدرتهای خارجی دارد؛ همان قدرتهایی که خود در پشت پرده این فجایع قرار دارند و به آنان اجازه نمیدهند مواضعی قاطع و مستقل اتخاذ کنند.
در این میان، چهره واقعی غرب و امریکا بیش از پیش آشکار میگردد. جهان بارها شاهد بوده است که قدرتهای غربی با شعارهای دفاع از دیموکراسی و حقوق بشر وارد میدان میشوند، اما در عمل از جنایاتی حمایت میکنند که نتیجهاش چیزی جز نسلکشی و نابودی جوامع نیست. از ویتنام و عراق گرفته تا افغانستان و لیبیا و فلسطین، تاریخ پر است از نمونههایی که نشان میدهد چگونه سیاستهای امپریالیستی و مداخلات شرورانه امریکا و متحدانش، بهجای صلح و امنیت، ویرانی و مرگ را به ارمغان آورده است. آنان در حالی خود را مدافع ارزشهای انسانی معرفی میکنند که در میدان عمل، با حمایت مالی، نظامی و دیپلوماتیک از رژیمهای تروریستی، مستقیم یا غیرمستقیم در کشتار انسانهای بیگناه سهیماند.
فلسطین امروز آیینهای است که سیمای واقعی این قدرتها را بازتاب میدهد. در برابر چشم جهانیان، هزاران کودک، زن و پیرمرد قربانی بمبارانها و حملات بیوقفه میشوند، اما همان قدرتهایی که در برابر کوچکترین حادثه در کشورهای دیگر غوغا بهپا میکنند، این بار یا سکوت اختیار کردهاند یا آشکارا در کنار جنایتکاران ایستادهاند. این تناقض نه یک خطای اخلاقی ساده، بلکه نشاندهنده ماهیت دوگانه و سیاستزده نظام بینالملل کنونی است؛ نظامی که در آن معیارها نه بر اساس عدالت و انسانیت، بلکه بر محور منافع قدرتهای بزرگ تعریف میشوند.
از این رو، اگر کشورهای اسلامی واقعاً خواهان بازگرداندن عزت و مجد خویشاند، باید از اسارت قدرت های زورگو به ویژه امریکا رهایی یابند و خطوط سرخ خود را بر اساس دساتیر شریعت اسلامی بهروشنی تعریف کنند. غزه و مردم فلسطین باید بهعنوان خط سرخ مشترک امت اسلامی شناخته شود و همه کشورها با صدایی واحد در برابر خشونتها و جنایات ضدبشری اسرائیل موضع بگیرند. اتحاد و همبستگی اسلامی، زمانی معنا خواهد یافت که سران این کشورها از وابستگی به قدرتهای خارجی دست کشیده و از غرب و اروپا خواستار احترام متقابل شوند. این مسیر البته به شجاعت و غیرت اسلامی نیاز دارد و بدون گذشتن از منافع فردی، خانوادگی و قبیلهایِ حاکمان ممکن نخواهد شد.
علاوه بر آن، رسانهها و مراکز تحقیقی موظفاند با تکیه بر دادههای مستند و تحقیقات مستقل، پرده از واقعیتها بردارند. روایتهای احساسی بهتنهایی کافی نیستند؛ بلکه باید شواهد حقوقی و مستندات بینالمللی جمعآوری شوند تا باشد که روزی امکان پیگیری جنایات در مراجع قانونی فراهم گردد و یا حد اقل چشم ملت های جهان اعم از مسلمانان و غیر مسلمانان در برابر جنایات باز شده و زمینه برای یک قیام بشری فراهم گردد. از این راه میتوان دیوار ضخیم سکوت و تحریف خبری را شکست و همبستگی جهانی را بر پایه آگاهی و حقیقت شکل داد.
بحران غزه تنها مسئلهای مربوط به فلسطین یا منطقه خاورمیانه نیست، بلکه محکی است برای سنجش صداقت و اعتبار کل نظام بینالملل. تا زمانی که جنایتکاران از پاسخگویی مصئون باشند و قدرتهای بزرگ در نقش حامی آنان ظاهر شوند، جهان هر روز شاهد تکرار این فاجعهها در نقاط مختلف خواهد بود. نمونه روشن آن تازهترین جنایت رژیم اسرائیل است که در صبح امروز چهارشنبه با حملات جنایتکارانه خود بیش از ۱۱۰ فلسطینی بیدفاع را به شهادت رساند و دهها تن دیگر را زخمی ساخت. این فاجعه خونین نشان میدهد که نه تنها اسرائیل هیچ اعتنایی به نشستهای اضطراری و اعلامیههای نمادین ندارد، بلکه این نشستها در برابر ماشین جنگی و سیاستهای اشغالگرانه، به ابزار بیاثر و بیمقدار بدل شدهاند. اگر سران کشورهای اسلامی همچنان به صدور بیانیههای بینتیجه بسنده کنند، اسرائیل و حامیان غربیاش هر روز با جسارت بیشتر به تداوم این جنایات خواهند پرداخت و امت اسلامی بازنده اصلی این بیعملی خواهد بود.



