حملۀ اسرائیل بر مرکز حماس در دوحه

حملۀ اسرائیل بر مرکز حماس در دوحه
محترم حکمتیار
آیا حملۀ اسرائیل بر دوحه با موافقه و اجازۀ امريكا صورت گرفته است؟ این حمله در پایتخت قطر؛ دوحه بر مرکز حماس انجام شد؛ جایی که تنها ٣٠ کیلومتر از پایگاه امریکايى العديد فاصله دارد، همان پایگاهی که امریکا توانست سیزده راکت ایرانی را در فضای آن خنثی کند، چگونه ممکن است طيارههای اسرائیلی بدون موافقه امريكا وارد فضای قطر شوند و دوحه را هدف حملات هوايى قرار دهند؟
این حمله بر هیأتی صورت گرفت که مصروف مذاکرات با امریکا و اسرائیل بود؛ حملهای بر خلاف تمامى ارزشهای انسانی، مروّت، اخلاق و شرافت. كُنش انسان هاى فرومایه، ذليل و بدمعاش، اما امريكا و کاخ سفید نه تنها این تهاجم وحشیانه را نکوهش نکردند، بلکه از آن حمایت نمودند و ترامپ آشکارا گفت: من از این حمله آگاه بودم، اما برای جلوگیری از آن فرصت نبود!!
ترامپ در صفحۀ «Truth Social» چنین نوشت: «این حملۀ غیرضروری بر قطر؛ که متحد بزرگ ما و میانجی صلح است؛ نه اهداف اسرائیل را دنبال مى كند و نه اهداف امریکا را، دربارۀ مکان حمله احساس ناخوشایندی دارم، اما نابودی حماس؛ جریانی که از رنجهای مردم غزه سوءاستفاده مى كند؛ هدفی مهم است!!».
نه حضور پایگاه امریکا توانست استقلال قطر، حراست از فضای هوایی و جلوگیری از تجاوز بیرونی را تضمین کند، و نه هدیهدادن طياره چهارصد میلیون دالری به ترامپ؛ آیا عقل و منطق ایجاب نمیکند که همۀ کشورهای عربی روابط خود با امریکا را بازنگری کنند، و در يك اقدام همآهنگ تمامى پایگاههای امریکا را از سرزمینهای خود بيرون كنند؛ متحد شوند و استقلال خویش را به دست آورند؟!
اگر این کشورها (۲۲ عضو اتحادیۀ عرب) یکپارچه شوند و شكل یک دولت واحد را اختيار كنند؛ چنانکه پیش از تجزیه بودند؛ آنگاه کشوری بهوجود خواهد آمد که هم از نظر مساحت و هم از حیث نفوس بر امریکا برتری خواهد داشت؛ جمعیت آن به حدود ۴۹۳ میلیون نفر میرسد که در مقایسه با جمعیت ۳۴۰ میلیونی امریکا، نزدیک به ۱۵۳ میلیون بیشتر و یک و نیم برابر آن خواهد بود. و مساحت آن مساحت حدود ۱۳.۱۳ میلیون کیلومتر مربع؛ که از مساحت ۹.۸۷ میلیون کیلومتر مربعی امریکا، بیش از ۳.۲۶ میلیون کیلومتر مربع وسیعتر و به اندازۀ ۱.۳۳ برابر بزرگتر خواهد بود.
از نقطه نظر نظامی، چنین قوتى تشكيل خواهد شد كه هیچ قدرت جهانی توان رویارویی با آن را نخواهد داشت؛ غزۀ کوچک، با وجود محاصرۀ شدید غرب، دو سال تمام در برابر تجاوز مقاومت کرد؛ به اين معنا که مجاهدان غزه به تنهایی برای ایستادگی در برابر هر دشمنی كافى اند؛ پیش از آنان، افغانها نیز هم شوروی را شکست دادند و هم ناتو و ایالات متحده را.
آیا در جهان اسلام و در زعامت آن، این ظرفیت و آمادگی وجود دارد که راه عزت و استقلال را برگزیند؟ آیا آمادهاند از امتیازات شخصی، خانوادگی و قبیلهای كه به بهاى عزت خود و مردم خود به دست آورده اند بگذرند؛ امتیازاتی که از دید هر انسان شریف و مؤمن، امتياز نه، بلکه حقارت و ذلت است؟!
در حال حاضر وضعيت كشور هاى اسلامى چنان است که در جریان حملۀ اسرائیل و امریکا بر ایران، صدها جنگندۀ آنان از فضای اردن و عراق عبور میکردند، و دیروز در حملۀ اسرائیل بر دوحه، بیگمان جنگندههای تلابيب از فضای اردن و عربستان گذشتهاند! این کشورها حتی قادر نیستند اتحادیهای شبيه اتحادیۀ اروپا ایجاد کنند!! اتحادیهای که پارلمان مشترک، واحد پولى مشترك، سیاست خارجی یگانه و پیمان دفاعی و امنیتی مشترک داشته باشد و بر اساس ارزشهای دینی و ملی خویش دوست و دشمن را تعيين كنند، به گونهای که تجاوز بر هر یک کشور اسلامی، تجاوز بر همۀ آنها تلقی گردد.


