
اسرار نماز
كليد قرآن
و عروج روح
نویسنده: محترم حکمتیار
قسمت: سی و نهم
راه طى شده
صِرَٰطَ ٱلَّذِينَ أَنۡعَمۡتَ عَلَيۡهِمۡ
راه كسانىكه بر آنان انعام فرموده اى
9 ـ مبارزه در دو جبهه: با دو جبهه (كفر) و (نفاق) درگير شده اند با (دشمن داخلى) درون صف، و با (دشمن بيرونى) در مقابل صف، با دشمن “پيدا” و “پنهان” مواجه شده اند و مأمور بودند تا با قاطعيت و استوارى بمقابله شان پرداخته موانع را بكوبند و راه را بسوى پيروزى باز كنند.
در اين درگيرى و تصادم بايد متوجه هدايات آتى باشند:
الف: بايد روش افراد و سنگرداران ايندو جبهه “كفر” و “نفاق” را در مبارزه خود بكار نگيرد. و از آن در هيچصورتى تبعيت و اطاعت نكند، هر چند تصور كند كه گاه گاهى، بر سياست و روش ايندو جبهه نتائج بظاهر مفيدى مرتب شده است، بايد از اتخاذ پاليسى آنان بحيث خط مشى به سختى احتراز ورزد.
ب: در برابر آزارها و اذيت هايى كه در مقابله با ايندو جبهه مواجه مى شود بىباك و بى اعتنا بوده و آنرا بحساب هيچ گرفته مايه امتناع او از حركت مستمر در خط ايمان و مبارزه خستگى ناپذيرش در جهت تحقق هدف نشود، اين اذيت ها اراده استوار او را تضعيف نكند.
ج: در مقابله با اين نيروها كه در مسير راه كمين گرفته اند راه را سد مى كنند از چپ و راست هجوم مى آورند گاه در جنگ رويا روى و در سنگرهاى (نمايان) و گاه در جنگ غير معلن و در سنگرهاى (پنهان) با آنان مى جنگد اتكاء و اتكال شان بر خداى وكيل بوده او را براى خود كافى بشمارند.
چنانچه مى نگريد اين راه، راه افراديست كه آگاه، هدفمند و رسالتمند، شاهد و شهيد، بشير و نذير، دعوتگر و روشنگر، و الهامگر اميدوارىها، درگير با دو جبهه كفر و نفاق، قاطع و سازش ناپذير، صابر و شكيبا، پرهيزگار و بىنياز از اتكاء و اتكال بچيز ديگرى جز خدا جل شأنه، با چنين صفاتى مى توان در راه انبياء جلو رفت و به نتائج آن دست يافت.
قرآن با عظمت، اين صفات را لازمه شخصيت همه حاملان دعوت و پويندگان مؤمن طريق انبياء شمرده مى فرمايد:
وَمَا كَانَ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ لِيَنفِرُواْ كَآفَّةٗۚ فَلَوۡلَا نَفَرَ مِن كُلِّ فِرۡقَةٖ مِّنۡهُمۡ طَآئِفَةٞ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي ٱلدِّينِ وَلِيُنذِرُواْ قَوۡمَهُمۡ إِذَا رَجَعُوٓاْ إِلَيۡهِمۡ لَعَلَّهُمۡ يَحۡذَرُونَ ١٢٢
التوبه: 122
مؤمنان چنان نيستند كه همه “براى انجام يك كار” بيرون روند، چرا از هر فرقه شان طائفه اى بيرون نرود تا در دين تفقه و آگاهى بيابند و تا قوم شانرا انذار كنند چون بسوى آنان برگردند، شايد (بدين ترتيب) آنان حذر كنند و محتاط باشند.
در اين آيه نيز مشاهده مى كنيد كه، بايد افراد آگاه و دانشمند داشت، و آگاهى حاصل كرد، بايد آگاهان هدفمند و مسؤل بسوى قوم بروند، و بايد آنانرا انذار كنند.
همچنان مى فرمايد:
وَلۡتَكُن مِّنكُمۡ أُمَّةٞ يَدۡعُونَ إِلَى ٱلۡخَيۡرِ وَيَأۡمُرُونَ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَيَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِۚ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ ١٠٤ آل عمران: 104
بايد گروهى از شما چنان باشد كه بسوى خير و خوبى دعوت مى كنند، به معروف امر مى نمايند و از زشتى و منكر باز ميدارند و اينان رستگار اند.
يعنى بايد دعوتگرانى بسوى خير و خوبى داشته باشيم آنانكه خود نسبت به خير و نيكى آگاهى دارند و ديگران را با قول و عمل خود بسوى خير مى خوانند، با بشارت ها و بر معروف مى گمارند و با انذارها از زشتىها و منكرات باز ميدارند چنين مردمى به فلاح و رستگارى ميرسند.
قرآن عظيم الشان بطور خيلى مشرح و طى آيات متعددى صفاتى را كه تأييد و معيت الهى بران مرتب مى شود و حاملش مشمول عنايات و انعامات خداوندى مى گردد ارزيابى نموده است.
در رابطه با صبر كه منتج به تأييد الهى مى شود، مى فرمايد:
وَكَأَيِّن مِّن نَّبِيّٖ قَٰتَلَ مَعَهُۥ رِبِّيُّونَ كَثِيرٞ فَمَا وَهَنُواْ لِمَآ أَصَابَهُمۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَمَا ضَعُفُواْ وَمَا ٱسۡتَكَانُواْۗ وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلصَّٰبِرِينَ ١٤٦ آل عمران: 146
و چه بسا پيامبرىكه خدا پرستان زيادى با او “عليه دشمن” رزميدند، بعد بنابر آنچه “از مصيبت ها” در راه خدا به آنان رسيد، سست نشدند، و ناتوانى نكردند، و بيچارگى ننمودند، و خداوند چنين صابرانى را دوست ميدارد.
عدم وهن و سستى و برعكس نشاط و تحرك، عدم ضعف و ناتوانى و برعكس احساس نيرومندى و قوت، عدم استكانت وحقارت و برعكس احساس علو، عزت و برترى، اينها اند لوازم صبر، و چنين افراد صابر و شكيبا، مورد انعام خداوندى قرار گرفته اند.
راه منعومين، يعنى روش كسانى كه با سلوك حسنه مشخص شان به انعامات الهى دست يافته اند. قرآن پر جلال افراد مؤمن را مخاطب قرار داده، عوامل اين فلاح و رستگارى را به آنان معرفى مى كند.
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱصۡبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ ٢٠٠ آل عمران: 199
اى آنانكه ايمان آورده ايد صبر ورزيده، همديگر تانرا به صبر و شكيبائى توصيه نموده، و ربط داشته و از خدا بترسيد تا شما رستگار شويد.
در اين آيه كه خلاصه سوره آل عمران است، سه عامل مهم و اساسى براى فلاح و رستگارى انسان چون شرط معرفى شده است، باشرح تفصيلى توضيح گرديده كه ما با اختصار آنرا شرح ميدهيم.
الف: صبر و مصابره:
صبر در پابندى به ضوابط دين، مخصوصاً در اثنائى كه با هوا و هوس انسان تصادم كند، صبر در طريق ايمان كه شاق، طولانى، پرخم و پيچ و مملو از عقبات است.
صبر در اثنائى كه به طى راه طولانى در مبارزه دوامدار ابتلاء شويم مخصوصاً در آن مقطع كه چون سياهى شب جلو ما تاريك و مغشوش شود …
صبر در برابر تهديد دشمن و تطميع او…
صبر در اثناى درگيرى با دشمن و آنگاه كه بهترين همسنگران مانرا از دست ميدهيم.
صبر در پاسدارى استوارانه از مواضع و سنگرها.
صبر آنگاه كه سنگر دشمن و موضع او از لحاظ عدد و عدة نيرومند و مستحكم جلوه كند و موضع تو از اين رهگذر ضعيف تلقى شود، ولى تو كه به پيروزى محتوم حق متيقن و به شكست حتمى باطل ايمان جازم دارى، به اين دليل از پيروزى خود مايوس نبوده، استوارانه و اميدوارانه مقاومت مى كنى.
صبر در دوران شكست ها تا احساس ضعف نكنيم.
صبر در دوران پيروزىها تا مغرور نشويم.
صبر در محروميت ها تا فروخته نشويم و چون متاعى خريده نشويم.
صبر در اثناى و فرت و كثرت، تا اسراف نكنيم، ديگرى را كه محروم و مستمند است حقير نشماريم، و داشته هاى خود را براى رشد بدها و بدىها، و سركوبى نيك ها و نيكوئىها بكار نگيريم!
صبر در اثنائى كه قرارها بر خلاف ميل و تصور ما درباره خودمان و نظريات مان صادرگردد، خود را شايسته قيادت مى شماريم ولى به پاسدارى سنگر كوچكى مأمور مى شويم، طرحى را پيشنهاد مى كنيم كه به نظر ما كاملاً معقول و دقيق است ولى بر خلاف آن فيصله مى شود ولى ما براى مصالح جمع به آن تن ميدهيم و تحمل مى ورزيم!!
ب: ربط يعنى اينكه:
پيوندهايت را در همه حالات و اوقات با خدا جل شأنه استوار و مستحكم دار، از او استعانت بجوى، بر او اعتماد و اتكاء و اتكال داشته باش، او را فراموش مكن.
به حبل الله متمسك باش، رهنمودها و دستورهايش را بكار بگير، با هم الفت و اخوت داشته، رشته ايمان كه از طرفى شما را با خدا وصل مى كند، در طرف ديگرى بايد دلهاى تانرا با هم پيوند دهد، به نحوى كه هيچ چيزى قادر نباشد اين پيوند استوار را بگسلد و باعث تفرق و تشتت شما شود.
ج: تقوى:
يعنى خوددارى از هوا پرستى، اجتناب از عصيان و سركشى، امتناع از جبن و بزدلى، عدم احساس عجز و كسل، پرهيز از اينكه بر وسائل و عدد و عدة تكيه نمائيم، و عوامل اصلى پيروزى را كه برترىهاى فكرى و امتيازات اخلاقى و تعالى تنظيمى است فراموش كنيم. اجتناب ازينكه در مسير راه، دعوت كسانى را بپذيريم كه براى گمراهى ما در هر چند قدمى در چپ و راست كمين گرفته اند، و ازينكه مبادا ظاهر نيرومند دشمن در ما ترس و رعب ايجاد كند و طولانى شدن راه باعث خستگى و ماندگى و نااميدى ما شود.
ادامه دارد …



