اسلامیجوانانزن

اسرار نماز – قسمت سی و هفتم

 

اسرار نماز

كليد قرآن

و عروج روح

نویسنده: محترم حکمتیار

قسمت: سی و چهارم

نيايش براى رفع اولين نياز

ٱهۡدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلۡمُسۡتَقِيمَ ٦

ما را به اين راه راست هدايت كن

 

 

مايه تعجب و حيرت است كه انسان درباره ساده ترين عنصر، بدون اطلاع دقيق از خواص فزيكى و كيمياوى اش حرفى بزبان نمى آرد، تنها درباره آن زمانى صحبت مى كند كه از خصوصياتش چون ساختمان الكترونى، درجه غليان و انجماد امكان تورق و هدايت برق و حرارت، اطلاع بيابد و نسبت به امكانات تركيب چنين عنصرى با سائر عناصر و مركباتى كه از تركيب آنان بدست مى آيد معلومات قبلى داشته باشد، و هر نظريه كه درباره عنصر مذكور ارائه ميدارد برداشت هاى او از خصوصيات فزيكى و كيمياوى عنصر مذكور است، و اما زمانيكه درباره “خودش” كه تركيب نهايت پيچيده همه عناصر و خلاصه آنهاست به بحث مى نشيند خود را مكلف به داشتن چنين علمى در خصوص “خودش” و “ما حولش” نمى پندارد و در زمينه قانون گذارى براى انسان چنين شرطى را نمى پذيرد.

براى او يا در “پارلمان ها” ذريعه افرادى قانون وضع مى شود كه با پول اكثريت ها را خريده اند و با مكر فريفته اند و با تزوير تطميع كرده اند، و يا ذريعه زورگويانى كه با ارعاب و ارهاب و اعمال زور و فشار، ديگران را به اطاعت و انقياد از خود كشانده اند وهر صداى اعتراضى را در گلو خفه كرده اند، بدون توسل به رهنمودهاى وحى و هدايات الهى، براى انسان محال و دشوار است كه راهش را بسوى خير مطلق و بسوى كمال و رشد بازكند و با همه عواملى كه چون دعوتگران شر، در مسير راه او براى گمراهيش در چپ و راست كمين گرفته است به مقابله بپردازد، و در خم و پيچ راه طولانى و ظلمانى و پر از عقبات و فراز و نشيب ها، بيراهه نرود و بگمراهى كشانده نشود در حاليكه شيطان براى اضلال و اغواى او سوگند ياد كرده است كه قرآن با اين الفاظ از آن پرده بر ميدارد.

قَالَ فَبِمَآ أَغۡوَيۡتَنِي لَأَقۡعُدَنَّ لَهُمۡ صِرَٰطَكَ ٱلۡمُسۡتَقِيمَ ١٦ ثُمَّ لَأٓتِيَنَّهُم مِّنۢ بَيۡنِ أَيۡدِيهِمۡ وَمِنۡ خَلۡفِهِمۡ وَعَنۡ أَيۡمَٰنِهِمۡ وَعَن شَمَآئِلِهِمۡۖ وَلَا تَجِدُ أَكۡثَرَهُمۡ شَٰكِرِينَ ١٧ الاعراف: 16 ـ17

گفت: پس بنابر آنكه اغوايم كردى حتماً براى “گمراهى” آنان در صراط مستقيم تو “به كمين” مى نشينم بعد از جلوشان و از عقب شان و از چپ و راست شان نزد آنان بيايم، سپس اكثر شانرا سپاس گذار نيابى.

علاوه براينكه شيطان در خم و پيچ راه براى اضلال و اغواى انسان در چپ و راست در كمين است، و بر او مى تازد، انسانيكه در پرتو وحى حركت نكند و از اين منبع نور و روشنائى مستنير نشود، چون نابينائيست كه براى اولين بار در راه ناهموار و ناشناس بدون عصا و دستگيرى راه ميرود كه در هر قدمى پايش با مانعى تصادم مى كند و به رو مى آفتد.

قرآن چه خوب مى فرمايد:

أَوَ مَن كَانَ مَيۡتٗا فَأَحۡيَيۡنَٰهُ وَجَعَلۡنَا لَهُۥ نُورٗا يَمۡشِي بِهِۦ فِي ٱلنَّاسِ كَمَن مَّثَلُهُۥ فِي ٱلظُّلُمَٰتِ لَيۡسَ بِخَارِجٖ مِّنۡهَاۚ كَذَٰلِكَ زُيِّنَ لِلۡكَٰفِرِينَ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ ١٢٢

الانعام: 122

آيا كسيكه چون مرده بود، بعد زنده اش كرديم، و براى او نورى قرار داديم كه با آن ميان مردم راه ميرود، چون كسيست كه در تاريكى هاست و از آن بيرون رونده نيست “قادر به بيرون رفتن از آن نمى باشد” براى كافران عملكردهاى شان اينگونه آراسته شده است.

كفر باعث سركوبى همه مشاعر و عواطف گرديده، احساسات انسانرا مى ميراند و بيدارى ضمير و حساسيت وجدانش را خفه مى كند، و اما ايمان چون روح در كالبد مرده احساسات، عواطف و مشاعر او جان ميدمد و زندگى و حيات مى بخشد، با توسل به اين مايه حيات و اين مشعل روشنى بخش است كه آدمى توان راه رفتن مى يابد و قادر به شناخت مردم گرديده، راه خود را ميان مردم باز مى كند، دوست را از دشمن تفكيك نموده، مكارترين چهره ها را در وراى ملمع ترين پرده ها تشخيص مى دهد.

پيامبر عليه السلام چه خوب مى فرمايد:

عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ اتَّقُوا فِرَاسَةَ الْمُؤْمِنِ فَإِنَّهُ يَنْظُرُ بِنُورِ اللَّهِ *

ابو سعيد خدرى رضى الله عنه روايت مى كند كه پيامبر صلى الله عليه وسلم فرمودند: از فراست مؤمن حذر كنيد كه او با نور ايمان مى نگرد.

قرآن پر جلال، در محل ديگرى باتفصيل بيشترى و طى مثال هاى خيلى آموزنده، در اين خصوص مى فرمايد:

وَٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ أَعۡمَٰلُهُمۡ كَسَرَابِۢ بِقِيعَةٖ يَحۡسَبُهُ ٱلظَّمۡ‍َٔانُ مَآءً حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَهُۥ لَمۡ يَجِدۡهُ شَيۡ‍ٔٗا وَوَجَدَ ٱللَّهَ عِندَهُۥ فَوَفَّىٰهُ حِسَابَهُۥۗ وَٱللَّهُ سَرِيعُ ٱلۡحِسَابِ ٣٩ أَوۡ كَظُلُمَٰتٖ فِي بَحۡرٖ لُّجِّيّٖ يَغۡشَىٰهُ مَوۡجٞ مِّن فَوۡقِهِۦ مَوۡجٞ مِّن فَوۡقِهِۦ سَحَابٞۚ ظُلُمَٰتُۢ بَعۡضُهَا فَوۡقَ بَعۡضٍ إِذَآ أَخۡرَجَ يَدَهُۥ لَمۡ يَكَدۡ يَرَىٰهَاۗ وَمَن لَّمۡ يَجۡعَلِ ٱللَّهُ لَهُۥ نُورٗا فَمَا لَهُۥ مِن نُّورٍ ٤٠ النور: 39 ـ40

و آنانكه كفر ورزيدند اعمال شان چون سرابيست در صحراى هموارى، كه تشنه آنرا آب مى پندارد، تا آنكه بيايدش و چيزى نيابدش و خدا را نزدش بيافت، پس حسابش را بوى پوره داد، و خدا سريع الحساب است. و يا چون تاريكى هايى در بحر عميقى، موج ها بر موج ها، كه بالاتر از آن ابرى آنرا بپوشاند، تاريكى ها يكى بر ديگرى، چون دستش را بيرون كشد نتواند ببيندش، و به هر كى خدا نورى قرار ندهد پس براى او نورى نباشد.

در عمق ظلمت به نحوى سقوط كرده است كه پرده هاى تاريكى و ظلمت يكى بر ديگرى انباشته شده است ما حول او، دنياى او و فضاى او همه تاريك است و در اين تاريكى شديد و ظلمت سخت كارش بجايى كشيده است كه ديگر خود را نمى بيند و از شناخت خود عاجز و ناتوان است.

و اما فرد مؤمنى كه در همه معاملات زندگى خود و در همه حالات، با نور وحى مستنير است و قلبش از آن نور مايه مى گيرد، هميشه بياد خداست و بذكر او مشغول، هيچ چيزى قادر نيست رابطه اش را با خدا قطع كند، در هر قدمى و در هر سخنى با الهام از اين منبع اصلى نور و روشنائى جهت خود را مشخص مىسازد و در محيطى بسر مى برد كه زواياى آنرا اين مشعل فروزان، روشنى بخشيده است، مثال چنين كسى را قرآن باخانه تشبيه مى كند كه داراى طاقچه ايست، و در آن چراغى در شيشه اى چون ستاره روشنى، كه “اين چراغ” از روغن شفاف درخت زيتون كه بطور مستمر بران اشعه آفتاب مى تابد و موقعيت آن چنان نيست كه گاهى در جريان روز از تابش آفتاب در كناره شرقى و غربى در سايه قرار گيرد بلكه در تابش مستمر اشعه آفتاب قرار داشته و بدينترتيب روغنش نهايت شفاف بار آمده است به نحوىكه حتى بدون شعله آتش قريب است بسوزد و روشنى بدهد. طبقات نور و روشنائى يكى بر ديگرى، خودش روشن، ماحولش روشن، دنيايش روشن و فضايش روشن.

الفاظ قرآن چنين است:

ٱللَّهُ نُورُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ مَثَلُ نُورِهِۦ كَمِشۡكَوٰةٖ فِيهَا مِصۡبَاحٌۖ ٱلۡمِصۡبَاحُ فِي زُجَاجَةٍۖ ٱلزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوۡكَبٞ دُرِّيّٞ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٖ مُّبَٰرَكَةٖ زَيۡتُونَةٖ لَّا شَرۡقِيَّةٖ وَلَا غَرۡبِيَّةٖ يَكَادُ زَيۡتُهَا يُضِيٓءُ وَلَوۡ لَمۡ تَمۡسَسۡهُ نَارٞۚ نُّورٌ عَلَىٰ نُورٖۚ يَهۡدِي ٱللَّهُ لِنُورِهِۦ مَن يَشَآءُۚ وَيَضۡرِبُ ٱللَّهُ ٱلۡأَمۡثَٰلَ لِلنَّاسِۗ وَٱللَّهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٞ ٣٥ فِي بُيُوتٍ أَذِنَ ٱللَّهُ أَن تُرۡفَعَ وَيُذۡكَرَ فِيهَا ٱسۡمُهُۥ يُسَبِّحُ لَهُۥ فِيهَا بِٱلۡغُدُوِّ وَٱلۡأٓصَالِ ٣٦ رِجَالٞ لَّا تُلۡهِيهِمۡ تِجَٰرَةٞ وَلَا بَيۡعٌ عَن ذِكۡرِ ٱللَّهِ وَإِقَامِ ٱلصَّلَوٰةِ وَإِيتَآءِ ٱلزَّكَوٰةِ يَخَافُونَ يَوۡمٗا تَتَقَلَّبُ فِيهِ ٱلۡقُلُوبُ وَٱلۡأَبۡصَٰرُ ٣٧

النور:35 ـ 37

خداوند نور آسمانها و زمين است، مثال نور او “در قلب مؤمن” چون طاقى كه در آن چراغيست، و آن چراغ در شيشه اى و آن شيشه چنان مى نمايد كه گويا ستاره روشنيست، افروخته مى شود از (روغن) درخت با بركت زيتون كه نه شرقيست و نه غربى (نه در شرق تپه روئيده و نه در غرب آن) نزديك است كه روغنش روشنى دهد، هر چند آتشى به آن نرسد، روشنائى فوق روشنائى، خداوند هر كى را خواهد بسوى نور خود هدايت مى كند، و خداوند براى مردم مثالها بيان مى كند، و خداوند بر هر چيزى داناست * در خانه هايى كه خداوند دستور داده است تا بلند كرده شود و نامش در آن ياد شود، مردانى در آن صبح و شام تسبيح مى گويند كه نه تجارت و نه بيع مى تواند ايشانرا از ذكر خدا و اقامه نماز و ايتاى زكات باز دارد، از روزى ميترسند كه دل ها و ديده ها در آن مضطرب شوند.

در اين آيات تشبيهات آتى صورت گرفته:

1 ـ مؤمن به ستاره درخشان تشبيه شده است.

2 ـ قلب او به چراغى در شيشه جان روشن او.

3 ـ ذكر و اقامه نماز و ايتاى زكات، به روغنى كه ماده سوخت چراغ است.

4 ـ عدم امتناع او از ذكر و اقامه صلوة و ايتاى زكوة به آن تشبيه شده است كه درخت زيتونى هميشه در تابش آفتاب قرار دارد و در اثناى روز از تابش آفتاب به سايه نمى رود و بدينترتيب داراى روغن شفاف مى شود.

5 ـ ما حول نزديك او به طاقچه اى تشبيه شده است كه بدليل بودن چراغ در آن بيشتر از هر مكان ديگرى روشنتر است.

6 ـ و ما حول وسيعترى كه به دستور خدا براى خود ساخته و در روشنائى آن بسر مى برد، به خانه اى كه بدستور خدا بلند مى شود و در آن بذكر مى پردازد.

7 ـ ترس از محاسبه يوم رستاخيز و آتش دوزخ، به شعله اى تشبيه شده است كه مايه روشن شدن چراغ مى گردد.

بدين ترتيب مى نگريد كه مؤمن با الهام از منبع هدايت در چه وضعى قرار مى گيرد؟ و كافر، با استنكاف از آن، با چه سرنوشت شومى مواجه مى شود؟ چنين است نيازمندى انسان به استهداء و استرشاد از هدايات و ارشادات الهى و چنين است نتائج استنكاف انسان از اين منبع وحيد هدايت و ارشاد.

 

ادامه دارد …

موضوعات مشابه

Back to top button