اسلامیجوانانزن

اسرار نماز – قسمت بیست و هفتم

اسرار نماز

كليد قرآن

و عروج روح

نویسنده: محترم حکمتیار

قسمت: بیست و هفتم

پاداش اعمال رهنمود ديگرى

 

چون او جل شأنه مالك الملك است؛ هركى در ملكش بسر مى برد؛ طبق مشيت او و ضوابطى كه وضع كرده است با مكافات و مجازات اعمالش روبرو مى شود.

أَلَمۡ تَعۡلَمۡ أَنَّ ٱللَّهَ لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ يُعَذِّبُ مَن يَشَآءُ وَيَغۡفِرُ لِمَن يَشَآءُۗ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ ٤٠ المائده: 40

آيا نميدانى كه سلطنت آسمانها و زمين او راست هركى را خواهد تعذيب مى كند و به هركى خواهد مى آمرزد و الله بر هر چيزى قادر است.

سلسله پاداش اعمال بمجرد صدور عمل آغاز مى شود، دردنيا بطور نسبى و در آخرت بطور كامل تحقق مى يابد، و قرآنكريم با استناد به اين حقيقت كه در دنيا هر كسى پاداش اعمال خود را مى يابد، براى هر عمل او رد العمليست مساوى و مخالف الجهت، هر صدائى كه بلند مى كند انعكاسش بسوى او بر مى گردد ثابت مى كند كه خداى احكم الحاكمين براى تحقق كامل عدل و اعطاى پاداش مكمل اعمال، رستاخيزى برپا خواهد كرد و در “يوم الدين” و “يوم الفصل” فيصله هاى نهايى صادر خواهد شد و پاداش ها داده خواهد شد. چنانچه قرآن مى فرمايد:

أَلَمۡ تَرَ كَيۡفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ ٦ إِرَمَ ذَاتِ ٱلۡعِمَادِ ٧ ٱلَّتِي لَمۡ يُخۡلَقۡ مِثۡلُهَا فِي ٱلۡبِلَٰدِ ٨ وَثَمُودَ ٱلَّذِينَ جَابُواْ ٱلصَّخۡرَ بِٱلۡوَادِ ٩ وَفِرۡعَوۡنَ ذِي ٱلۡأَوۡتَادِ ١٠ ٱلَّذِينَ طَغَوۡاْ فِي ٱلۡبِلَٰدِ ١١ فَأَكۡثَرُواْ فِيهَا ٱلۡفَسَادَ ١٢ فَصَبَّ عَلَيۡهِمۡ رَبُّكَ سَوۡطَ عَذَابٍ ١٣ إِنَّ رَبَّكَ لَبِٱلۡمِرۡصَادِ ١٤ الفجر: 6 -14

آيا نديدى كه پروردگارت با (قوم) عاد چه معامله كرد “همان عاد” ارم، داراى (قدهاى) استوار آنكه شبيه به ايشان “كسى” در شهرها آفريده نشده است و با “قوم” ثمود، آنانكه در وادىها (براى قصر هاى شان) سنگ ها تراشيدند، و با فرعون ذى الاوتاد (كه افواج در اختيار داشت و مخالفين را با ميخها تعذيب مى كرد) آنانكه در شهرها طغيان نمودند، و در آن مرتكب فساد زياد شدند، پس پروردگارت به يكبارگى تازيانه عذاب بر “فرق” ايشان فرود آورد. يقيناً كه پروردگارت حتماً در كمينگاه است.

با استناد به رويدادهاى مهم تاريخ كه ستمگران مجرم با وجود ظاهر نيرومند، طى آن به شامت جرم شان مؤاخذه شده اند و بناى سلطه و اقتدارشان سرنگون شده، مى فرمايد:

قُلۡ سِيرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَٱنظُرُواْ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلۡمُجۡرِمِينَ ٦٩ النمل: 69

بگو: در زمين سير كنيد، سپس بنگريد كه عاقبت گنهكاران چگونه بود.

آيا سرنگونى بناى سلطه ستمگران با وجود سلطه و قدرت بظاهر مستحكم و نيرومندشان، و مواخذه شديد مستكبران مجرم و گنهگار، در حاليكه شرائط به نفع آنان و همه چيز جامعه در خدمت شان و مؤيد ادامه بقاى شان بوده، بذات خود دليل قاطع براى اين مطلب نيست كه در اينجا مالكى حكم ميراند كه از ظالم انتقام مى كشد و بداد مظلوم ميرسد و در ملك او سنت پاداش اعمال نافذ است؟ چه توجيه ديگرى را مى توان براى اين حقيقت ارائه كرد؟

اينكه مى نگريم برخى در خط ايمان و بنابر عملكرد صالح به پاداش مستمر و انقطاع ناپذير اعمال خود دست مى يابد وارث زمين گرديده، به خلافت آن گمارده مى شود، از ناتوانى و ضعف، اضطراب و پريشانى و ذلت و بيچاره گى نجات يافته به توانمندى و عزت ميرسد، حالت خوف و ترس و اختناق حاكم در جامعه شان به امن و امان و اطمينان مبدل مى گردد. و ديگرى به اسفل السافلين، به بدترين حالت زندگى و پائين ترين طبقه پستى و دنائت سقوط مى كند و انحراف از خط ايمان او را به زيانمندى و خسران مى كشاند و با چنين وضعى مواجه مىسازد، اين امر بذات خود دليل محكم براى اثبات حقانيت اين سخن است كه خداى احكم الحاكمين، قضاوت گر اعمال ما و پاداش دهنده كردار ماست.

چنانچه قرآن مى فرمايد:

لَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ فِيٓ أَحۡسَنِ تَقۡوِيمٖ ٤ ثُمَّ رَدَدۡنَٰهُ أَسۡفَلَ سَٰفِلِينَ ٥ إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فَلَهُمۡ أَجۡرٌ غَيۡرُ مَمۡنُونٖ ٦ فَمَا يُكَذِّبُكَ بَعۡدُ بِٱلدِّينِ ٧ أَلَيۡسَ ٱللَّهُ بِأَحۡكَمِ ٱلۡحَٰكِمِينَ ٨ التين: 4 ـ 8

يقيناً ما انسانرا در بهترين ساختمانى بيافريديم بعد او را به اسفل السافلين رد كرديم، مگر كسانيكه ايمان آوردند و اعمال نيكو انجام دادند، كه آنانرا پاداشيست انقطاع ناپذير، پس چه چيزى تو را بعد از اين (كه دو نمونه شخصيت انسانى را در دو خط با دو انجام و عاقبت مى نگرى) به تكذيب دين و (پاداش اعمال ) واميدارد، آيا الله احكم الحاكمين نيست؟

همچنان مى فرمايد:

أَيَحۡسَبُ أَن لَّمۡ يَرَهُۥٓ أَحَدٌ ٧ أَلَمۡ نَجۡعَل لَّهُۥ عَيۡنَيۡنِ ٨ وَلِسَانٗا وَشَفَتَيۡنِ ٩ وَهَدَيۡنَٰهُ ٱلنَّجۡدَيۡنِ ١٠ البلد: 7 ـ 10

آيا مى پندارد كه كسى او را نمى نگرد، آيا براى او دو چشم و زبانى و دو لب نساختيم، و بدوراهى او را رهنمائى كرديم.

چگونه تصور مى كند كه شاهد و ناظرى بر اعمال او و قضاوت گرى بر كرده هاى او وجود ندارد، در حاليكه او خود مخلوق است ولى براى تفكيك خوب از بد، ديده اى دارد و بصيرتى، و براى انعكاس ما فى الضمير خود، و اظهار عواطف و احساساتش، و اصدار قضاوت ها و فيصله هايش وسائلى دارد، چون زبان و لب، و درباره خوب و بد زشتى و زيبايى، رهنمودى دارد در ضمير و ملاكى دارد در قلب، نيكى برايش “معروف” است با آن آشنائى دارد و معرفتى نسبت به آن در خود مى يابد و بدى برايش “منكر” و نا آشناست و نفرتى از آن در خود احساس مى كند و با فطرت و مزاج خود آنرا بيگانه مى يابد.

وجود هر انسانى با اين خصوصيات، شاهد زنده اين امر است كه پروردگار و خالق انسان بايد بطور اتم و اكمل داراى اين صفات بوده، شاهد اعمال او و قاضى كرده هايش بوده پاداش خواهد داد و “يوم الدين” و “يوم الفصلى” بر پا خواهد كرد.

ربوبيت الله و رحمت وسيع و مى پايان او ايجاب مى كند تا به منظور بررسى اعمال انسان و اعطاى پاداش كامل مساعى او چنين روزى را تعيين كند، خدائى كه تمامى خوبيها در اوست، محمود و ستوده اى از هر عيب و هر نقص منـزه اى، چگونه ممكن است در ملك خود، كه همه اش ضوابط است و هر چيزى منظم و دقيق، بگذارد انسان حق را پامال كند ضوابط را زير پا بگذارد و در ملك خدا مرتكب ظلم و فساد و خونريزى شود ولى بحساب او نرسد؟ ذاتى كه در همه آفريده هاى او نظم است، هدفمندى است، هيچ فتورى در مجموع كائنات او وجود ندارد، بيهوده نيست، همه چيز حكيمانه و براى مصلحتى، به اندازه معينى، با بهترين وجهى آفريده شده است، هر يكى مصروف است تا غايه را تحقق دهد و ثمره تحويل دهد، چگونه ممكن است انسانرا كه همه چيز در خدمت اوست و براى او آفريده شده است بگذارد كه با بارگرانى از گناه و ستم، خلق آزارىها و حق تلفىها، دنيا را ترك بگويد و از او پرسيده نشود و ديگرى باتحمل ستم ها، مظلوميت ها، حقارت ها، دردها، از دنيا برود ولى كسى به فريادش نرسد.

قيام قيامت، رسيدگى به داد مظلوم، انتقام از ظالم و اعطاى پاداش مكمل اعمال بدليل رحمت و مهربانى وى جل شأنه نسبت به بندگانش ميباشد.

قُل لِّمَن مَّا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ قُل لِّلَّهِۚ كَتَبَ عَلَىٰ نَفۡسِهِ ٱلرَّحۡمَةَۚ لَيَجۡمَعَنَّكُمۡ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ لَا رَيۡبَ فِيهِۚ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ فَهُمۡ لَا يُؤۡمِنُونَ ١٢ الانعام: 12

بگو: آنچه در آسمنها و زمين است از كيست؟ بر خودش رحمت را نوشته است (لازم كرده است) حتماً شما را براى روز قيامت يكجا كند كه در آن شكى نيست. آنانكه خود را زيانمند ساخته اند ايمان نمى آرند.

چون خداى رحمن در معامله اش با بندگان، بر خود نوشته است تا رحمتش را شامل حال آنان سازد بناء، قيامتى بر پا ميدارد تا در آن، بداد مظلوم و محروم رسيدگى كند و از تجاوزگران ستمگر حساب بگيرد، ولى آنانكه بچنين حقيقتى ايمان نمى آرند و به تحقق يوم الدين باور ندارند به زيان خود عمل كرده اند و خويشتن را به زيان افگنده اند. عدم اعتقاد به (يوم الدين) در “رستاخيز” به معناى بيهوده شمردن همه كائنات است، به آن معناست كه گويا در مجموع اين هستى، ميزانى وجود ندارد، هر كى و هر چه نيرومندتر است مستحق تر است، معيار و محك براى حقانيت هركسى زورمندى و نيرومندى اوست، زور حق است و ملاك و محك است.

ادامه دارد …

موضوعات مشابه

Back to top button