سلایدرسیاسیمصاحبه ای محترم حکمتیارمطالب مهم

پاسخ ها به سؤالات مجله جهاد كشمير قبل از حوادث 11سپتمبر

 

پاسخ ها به سؤالات مجله جهاد كشمير

قبل از حوادث 11سپتمبر

 

كشور ما از حساسترين مرحله تاريخ خود مى‌گذرد، آينده افغانستان و سرنوشت ملت ما در اين مرحله رقم خواهد خورد، وضع كنونى نمى‌تواند براى مدت طولانى دوام كند، تغيير حتمى و لابدى است، اوضاع غير طبيعى موجود كه در نتيجه مداخلات بيرونى بر كشور ما تحميل شده است، ممكن نيست پس از اين دوام كند، ملت ما نمى‌تواند وضع دردآور كنونى را بيش از اين تحمل كند، حالت فعلى به حالت قبل از طوفان شباهت دارد. ما منتظر دگرگونى عاجل و عميق در وضع موجود كشور هستيم، اميدواريم اين دگرگونى دگرگونى مثبت و در جهت نجات مردم از وضع دردآور و غم انگيز كنونى باشد.

دليل اينكه چرا با وجود پيروزى در جنگ با نيروهاى شوروى و آزادى كشور از تسلط اجنبى و سقوط حكومت هاى دست نشانده، افغان ها نتوانستند افغانستان آزاد و سربلند بسازند و آرمان يك ونيم مليون شهيد شانرا كه تشكيل حكومت اسلامى در افغانستان آزاد و مستقل بود تحقق بخشند، و دليل اينكه چرا جنگ تا حال ادامه دارد كاملاً روشن است: اين جنگ را مسكو و واشنگتن مشتركاً بر افغانها تحميل كردند، هر دو از تأسيس دولت اسلامى بدست مجاهدين بيم داشتند، كشورهاى همسايه ما نيز با واشنگتن و مسكو همآهنگ شدند و ادامه جنگ در اين كشور را بر تأسيس دولت اسلامى ترجيح دادند، و گمان كردند كه منافع آنان در ادامه تشنج در منطقه مضمر است، از اينرو بر دوام جنگ سرمايه گذارى نمودند و گروه هاى درگير را در جنگ عليه رقباى خود حمايت نموده و سلاح و مهمات در اختيار شان گذاشتند. در حقيقت جنگ كنونى ادامه جنگ قبلى است، جنگ افغانها با روسها تا هنوز پايان نيافته، فقط شكل آن تغيير كرده. ما مطمئنيم كه ملت ما در اين آزمون نيز موفق خواهد شد، اين مرحله نيز پايان خواهد يافت، قربانى هاى ملت ما به ثمر خواهد نشست و جنگ به پايان خواهد رسيد و ما حكومت دلخواه اسلامى منبعث از اراده مردم خواهيم داشت.

جنگ در صورتى پايان مى‌يابد كه:

الف: مداخلات بيرونى در امور داخلى كشور ما متوقف شود و كشورهاى ذيدخل از ارسال سلاح و مهمات به افغانستان خوددارى كنند.

ب: گروههاى افغانى سلاح را بر زمين بگذارند، از جنگ دست بردارند، از وابستگى ها اجتناب كنند، با راه حل مسالمت آميز و صلح آميز توافق كنند، در نتيجه تفاهم حكومت موقت درست شود، سپس انتخابات برگزار شود و قدرت به حكومت منتخب انتقال يابد. احزاب سياسى و كشورهاى ذيدخل در جريانات افغانستان با اصل تعيين سرنوشت و انتخاب زعيم توسط مردم توافق كنند و از تحميل حكومت دلخواه بر مردم از طريق سازش ها، جنگ ها و كودتا ها خوددارى ورزند.

ج: تأسيس جبهه نيرومند سياسى ـ نظامى از گروههايى كه به بيگانگان وابسته نيستند، به آزادى و استقلال افغانستان باور دارند، با برگزارى انتخابات و تأسيس حكومت منتخب موافق اند.

د: قيام مجدد ملى عليه نيروهاى جنگ طلب كه با اتكاء به كمك هاى سياسى، مالى و نظامى اجانب مردم را گروگان گرفته اند و باعث ادامه جنگ در كشور اند.

تحريم هاى يك جانبه را غير عادلانه مى‌خوانيم و باعث ادامه جنگ مى‌شماريم، مسكو و واشنگتن با اعمال تحريم هاى يك جانبه به اين توافق رسيده اند كه جبهه شمال را در برابر طالبان حمايت كنند و از اين طريق دوام جنگ را تضمين نمايند. هر دو احساس كردند كه جبهه شمال توان ايستادگى در برابر طالبان را از دست داده، با اعمال فشار بر طالبان و توافق با ادامه كمك هاى نظامى به جبهه شمال خواستند از سقوط جبهه شمال مانع شوند.

در افغانستان هيچ حكومتى به مفهوم واقعى كلمه وجود ندارد، حكومت استاد ربانى نه پايتخت دارد، نه منطقه تحت حاكميت، نه كابينه ، نه مشروعيت و نه حمايت مردم، حتى آدرس ثابت هم ندارد، ولى بدليل اينكه روس ها از آن حمايت مى‌كنند و امريكا نيز نسبت به طالبان آنها را مى‌پسندد، نمايندگى افغانستان در سازمان ملل به اين حكومت بى آدرس و بى پايتخت تعلق گرفته. متأسفانه سازمان ملل بجاى آنكه اعتراف به يك حكومت را به انتخابات، تأييد مردم و تأمين امنيت در كشور مشروط كند و بگويد كه زمانى نماينده يكى از طرف ها را به عنوان نماينده رسمى افغانستان مى‌پذيرد كه از طريق انتخابات به قدرت برسد و مورد حمايت مردم بوده، كفايت اداره كشور را داشته باشد، برعكس تحت فشار امريكا و روسيه گروهى را به عنوان نماينده مردم به رسميت مى‌شناسد كه عامل جنگ است و به كمك اجنبى عليه مردم خود مى‌جنگد.

امريكا از مدت ها به اين سو بر پروژہ تحميل ظاهر خان بر كابل سرمايه گذارى دارد، تلاش هايش را در اين رابطه تسريع و تشديد نموده، اخيراً مسكو و دهلي جديد نيز در اين مورد با امريكا همنوا شده، حكومت بى نظير بوتو، مخصوصاً جنرال بابر وزير داخله اش نيز در اين مورد به امريكا تعهد سپرده بود و جنرال بابر بهمين منظور حركت طالبان را ساخت و حمايت كرد.

ما و همه مجاهدين مؤمن كه براى تأسيس حكومت اسلامى جهاد كرده اند، هرگز اجازه نخواهيم داد كه حكومت دست نشانده امريكا بر كشور ما تحميل شود، ما خواهان حكومت منتخب بوده و هيچ حكومت مزدورى را نخواهيم پذيرفت، دوران حكومت هاى شاهى در افغانستان پايان يافته، هيچ نيرويى نمى‌تواند چنين حكومتى را بر افغانستان تحميل كند.

اسامه از نظر امريكايى ها مجرم است، چون او خواهان خروج قواى امريكايى از كشور خودش سعودى است. امريكا حق ندارد افغان ها را بخاطر اسامه زير فشار بگيرد و مطالبه اخراج او را از افغانستان بنمايد، امريكا به مخالفين مسلح عراق، ايران، و خيلى از كشورهاى ديگر پناه داده، با آنها كمك هاى مالى و نظامى مى‌نمايد، چگونه كار خود را جائز مى‌شمارد و اقامت اسامه را در افغانستان ناجائز مى‌خواند!!

امكان صلح ميان جبهه شمال و طالبان خيلى ضعيف است، اين صلح در صورتى ممكن خواهد بود كه حاميان بيرونى هر دو طرف باهم به توافق برسند، مهار جنگ و صلح در دست نيروهايى است كه تمويل و تجهيز طرفهاى درگير را به بعهده دارند.

ما طرحى به اين شكل براى حل مسالمت آميز بحران به هر دو طرف سپرديم:

  • احزاب افغانى با اصل انتخابات، انتخاب رهبر توسط مردم، تأسيس شوراى مقتدر نماينده مردم، تشكيل اردوى ملى بر اساس دوره مكلفيت، تدوين قانون اساسى توسط شورى، استقلال قوه قضايى در امر تطبيق شريعت و اجراى حدود و تحريم سعى براى رسيدن به قدرت از طرق ناجائز توافق كنند.
  • حكومت موقت غير ائتلافى تشكيل گردد، رياست اين حكومت به جنبش طالبان سپرده شود، كابينه از سوى رئيس دولت تشكيل گرديده و غرض اخذ رأى اعتماد به شورى راجع شود.
  • در مرحله حكومت موقت؛ شورى مقتدرى به اين شرح تشكيل گردد:
  1. از هر ولسوالي تحت تسلط طالبان يك نماينده توسط مردم انتخاب شود.

از مناطق تحت سلطه جبهه شمال نماينده هر ولسوالي توسط مردم انتخاب شود.

  1. از پاكستان 30 نفر، از ايران 20 نفر، از كشورهاى آسياى مركزى 5 نفر، از كشورهاى عربى 5 نفر، از كشورهاى اروپايى و كشورهاى امريكايى پنج پنج نفر، نماينده هاى مهاجرين مقيم اين كشورها انتخاب شوند.
  2. رئيس قوه ستره محكمه و اعضاى شوراى عالى قضا به رأى دو ثلث اعضاى مجلس انتخاب شوند.
  3. كميسيون مستقل انتخابات و كميسيون امور دفاعى بخاطر تشكيل اردوى ملى از سوى مجلس انتخاب شوند.
  4. قانون اساسى كشور توسط اين مجلس تدوين و تصويب شود.
  5. حكومت موقت براى دو سال ادامه كند و در پايان، مطابق قانون اساسى جديد، انتخابات برگزار شود و قدرت به حكومت منتخب انتقال يابد.
  6. اگر احزاب و جماعت هاى اسلامى دنيا هيئتى به داخل بفرستند و از هر دو طرف درگير بخواهند كه با اين طرح توافق كنند، اگر طرف هاى درگير با اين طرح توافق نكنند از مردم افغانستان بخواهند كه با طرف هاى درگير مقاطعه نمايند و بحران را با يك قيام ملى مجدد حل كنند، با اين كار مى‌توانند نقش مؤثرى در حل بحران بازى كنند و كمك شايانى به حل بحران و خاتمه جنگ خواهند كرد.

امريكا در گذشته كمونيزم و اتحاد شوروى را خطر اصلى و دشمن درجه يك مى‌پنداشت و اسلام و حركت هاى اسلامى را دشمن درجه دو، در مقابله با دشمن درجه يك حاضر بود با دشمن درجه دو كنار بيايد، ولى بعد از زوال اتحاد شوروى اسلام را دشمن درجه يك مى‌خواند و روسيه را حريف درجه دو، توافق با روس ها در راه مقابله با اسلام نه تنها كار حيرت آور نيست بلكه در راستاى سياست هاى كلي امريكا مى‌باشد.

روسيه و امريكا در گذشته جبهه شمال را عليه ما ساختند و حمايت كردند و اكنون عليه طالبان حمايت مى‌كنند، هر دو از اين جبهه به عنوان وسيله فشار و عامل ادامه جنگ استفاده مى‌كنند.

مسئله اساسى خاتمه جنگ، اعاده صلح، تأسيس حكومت منتخب و در خدمت مردم است، بقيه امور در درجه دوم اهميت قرار دارد، كشورهاى اسلامى بايد نخست برادران افغانى شانرا در راه رسيدن به اين اهداف كمك كنند، با امريكا و روسيه همكارى ننموده و از گروه هاى درگير حمايت نكنند، جهان اسلام مخصوصاً كشورهاى همسايه مديون افغان ها بوده، بايد دين خود را در برابر اين ملت مظلوم ادا كنند.

طرح ما تنها براى طالبان نيست، طرح كلي، شامل همه گروههاى افغانى و براى خاتمه جنگ است، تفصيلات آن را در جواب هاى قبلى عرض كردم.

ما با هر گروهى كه خواهان خاتمه جنگ و اعاده صلح، تأسيس حكومت منتخب اسلامى باشد مى‌توانيم توافق كنيم، ولى با كسانى كه به اشاره اجنبى عليه ملت خود مى‌جنگند هرگز كنار نخواهيم آمد.

اين مربوط به طالبان و سياست هاى اين گروه است، اگر آنها بر ادامه جنگ اصرار نكنند، و با حل معقول و مطابق ضوابط اسلامى توافق كنند از جانب ما اشكالي وجود نخواهد داشت.

در ميان طالبان يك گروه چنان است كه تفاهم با آنها آسان است و ما مشكلي با آنها نداريم، ولى گروه ديگرى تحت تأثير حلقه هاى بيرونى بوده، مانع تفاهم و خواهان جنگ با گروه هاى جهادى مخصوصاً حزب اسلامى مى‌باشد. ما در تماس هاى خود با گروه هاى افغان قصد توافق ميان دو گروه را نداريم، برعكس خواهان حل و فصل منازعه بوده ايم، طرح جامعى براى خاتمه بحران ارائه كرده ايم، توافق ما با هر گروهى مشروط به حمايت از اين طرح است.

اين هدف در صورتى برآورده خواهد شد كه در كابل، اسلام آباد و تهران حكومت هاى منتخب از مردم نمايندگى كنند و خواهان تقارب هر چه بيشتر ميان كشورهاى اسلامى باشند. نيروهاى استعمارى خواهان تجزيه هر چه بيشتر مسلمانان بوده، از وحدت آنان بيم دارند. حكومت هاى دست نشانده آنان در كشورهاى اسلامى مانع اساسى بر سر راه وحدت امت بوده، حكومت هاى استبدادى، مطلقه، فردى، خاندانى، و كودتايى كه از تأييد مردم خود محروم اند و بر نيروهاى اجنبى متكي اند و گروه هاى سياسى وابسته به اجنبى مانع اين وحدت مى‌شوند. متأسفانه ما تا حال نتوانسته ايم به سويه كشورهاى اروپايى بهم نزديك شويم، كشورهاى اروپايى باوجود اختلافات شديد نژادى و مذهبى و لسانى توانسته اند تا حد زيادى اختلافات شانرا حل كنند، پارلمان مشترك بسازند، ارودى مشترك درست كنند، كرنسى شانرا توحيد نمايند، ضرورت ويزه ها را منتفى سازند، تعرفه گمركي شانرا همآهنگ سازند، و به سرعت بسوى اروپاى متحد پيش مى‌روند، ولى ما باهمه مشتركات عميق دينى و با آنكه زمانى جزء كشور بزرگ اسلامى بوديم و دارالخلافه واحدى داشتيم، نمى‌توانيم گامى بسوى وحدت برداريم. در موجوديت نظام هاى گوناگون سياسى در جهان اسلام، از حكومت مطلقه فردى تا ديموكراسى به شيوه غربى، تمناى وحدت امت تمناى واقعبينانه نيست، گام نخست در جهت توحيد امت اين است كه نظام هاى سياسى حاكم بر كشورهاى اسلامى را يكسان ساخت و نقش مردم را در انتخاب نظام و رهبر محرز ساخت، پس از آن راه ما بسوى وحدت باز مى‌شود.

براى مردم مظلوم كشمير دعاء مى‌كنيم، اميدواريم اسلام آباد با مجاهدين كشمير همان كارى را نكند كه با مجاهدين افغانستان كرد!

 

موضوعات مشابه

Back to top button