سلایدرسیاسیمصاحبه ای محترم حکمتیارمطالب مهم

پاسخ های برادر مجاهد انجنیر حکمتیار به سؤال هاى خبرنگار مجله مستقبل

 

پاسخ های رهبر مجاهد حزب اسلامی افغانستان، برادر محترم انجنیر حکمتیار

به سؤال هاى خبرنگار مجله مستقبل

 

مجله وزين مستقبل به مناسبت سالروز سياه تجاوز شوروى بر افغانستان، مصاحبه مفصلي با برادر حكمتيار داشت كه متن آن اينك در خدمت عزيزان قرار دارد، ما بخاطر مقايسه تجاوز امريكا با تجاوز سلفش، اتحاد شوروى بر افغانستان، نشر آن را در اين مجموعه مقالات مفيد شمرديم:

سؤال: براى اولين مرتبه چه وقت حدس زديد كه تجاوز نظامى روسها بر افغانستان حتمى است؟ و راپورهاى واصله و تحليل اوضاع، چه وقت شما را متيقن ساخت كه تجاوز عملاً صورت مى‌پذيرد؟

ج 1 ـ2: افسران متعهد به حزب اسلامى افغانستان از تحركاتى اطلاع يافته بودند كه حكايت از آمادگى روسها براى تجاوز به افغانستان داشت، آنها به ما اطلاع دادند كه براى اقدام نهايى غرض سرنگونى حكومت امين آمادگى داريم ولى گمان مى‌كنيم كه متصل اقدام و يا درخلال آن نيروهاى شوروى مستقر در آن طرف مرزهاى افغانستان وارد عمل خواهند شد، دستور چيست؟ آيا اقدام كنيم و يا منتظر باشيم؟ معلومات كشورهاى همسايه و امريكا در اين رابطه چيست و عكس العمل آنها مخصوصاً عكس العمل امريكا در صورت تجاوز قواى شوروى بر افغانستان چه خواهد بود؟ گزارش هاى مذكور دقيق بود و موجب نگرانى ما گرديد، از مقامات پاكستاني پرسيديم، آنها نه معلوماتي در اين خصوص داشتند و نه امكان وقوع چنين حادثه اى را حدس مى‌زدند. به يكى ازمسئولين روابط بين المللى در كميته سياسى حزب وظيفه داديم تا از ديپلومات هاى امريكايى مستقر در پاكستان استمزاج نمايند، آنها از دادن جواب اظهار ناتوانى نموده، قضيه را به واشنگتن موكول كردند كه در خلال يك هفته جواب رسمى واشنگتن را در مورد احتمال تجاوز نظامى روسها بر افغانستان چنين بيان كردند:

واشنگتن گمان نمى‌كند كه چنين تجاوزى صورت گيرد، اگر احياناً اين كار صورت گرفت امريكا دو كار فورى انجام خواهد داد: از مذاكرات “سالت 2″ ميان امريكا و اتحاد شوروى خارج خواهد شد و ارسال وسائل پيشرفته تخنيكى و گندم به شوروى را متوقف خواهد كرد” اين جواب دو پيام روشن در خود نهفته داشت:

الف: مقامات امريكا از جريانات داخلى شوروى حتى در قضاياى چون آمادگى براى تجاوز نظامى بر كشورى ديگر و تحركات نظامى اى كه در چنين مواردى صورت مى‌گيرد، بى اطلاع اند و از نفوذ در حلقات تصميم گيرى عاجز اند. نمى‌دانند كه در آن طرف ديوار آهنين چه مى‌گذرد، اقمار جاسوسى آنها نيز توان نظارت بر جريانات داخلى اتحاد شوروى را ندارد.

ب: اگر تجاوز نظامى صورت گيرد، انتظار عكس العمل جدى را از سوى امريكا و همپيمانانش نداشته باشيم، تجربه شكست در ويتنام جرأت درگيرى مجدد با نيروهاى اتحاد شوروى را از زمامداران قصر سفيد سلب كرده بود. ما در وضع خيلى خوبى قرار داشتيم، همه اطراف كشور به تصرف مجاهدين در آمده بود، كابل در محاصره نيروهاى ما قرار داشت، براى اقدام نهايى آمادگى مى‌گرفتيم، حزب كمونست توان مقاومت را از دست داده بود، اختلافات درونى حزب، ميان خلق و پرچم از يك سو و ميان طرفداران تركي و امين از سوى ديگرى بطور روز افزون افزايش مى‌يافت، شكست هاى پيهم آنها در مقابله با مجاهدين آن را مزيد تشديد مى‌كرد. برنامه ما همين بود كه پس از آزادى اطراف، آخرين اقدام براى سرنگونى رژيم امين از سوى افسران اردو صورت گيرد. طبيعيست كه گزارش هاى تجاوز نيروهاى شوروى باعث نگرانى هاى شديد در صفوف حزب ما گردد، مخصوصاً كه افراد ما خود را در آستانه پيروزى مى‌ديدند و دشمن را در وضع پريشان و در آستانه زوال و نابودى. هر نوع تغيير در وضعيت و تأخير در پيروزى به اميدهاى آنان صدمه مى‌زد. اما كسانى كه به عزم اتحاد شوروى در منطقه و اهميت ستراتيژيك افغانستان براى مسكو و برنامه هاى توسعه طلبانه اش به استقامت جنوب و از مسير كشور ما متوجه بودند، گمان مى‌كردند كه سفر ما طولانى است و زمامداران مغرور كرملين به اين آسانى از افغانستان صرف نظر نخواهند كرد و پيروزى نهضت اسلامى را در افغانستان و پيامدهايى كه اين پيروزى براى شوروى خواهد داشت تحمل نخواهند كرد و بايد منتظر مراحل دشوار ديگرى باشيم.

به افسران اردو اطلاع دادم كه آمادگى لازم را بگيرند، بايد قبل از تجاوز نيروهاى شوروى كار حكومت امين را يكطرفه كنيم، ولى كرملين كه ناظر اوضاع بود و جريانات را دقيقاً ارزيابى مى‌كرد و از مشاورين نظامى خود در افغانستان گزارش هاى خطرناكي دريافت مى‌نمود، تأخير را مضر مى‌شمرد، دستور تجاوز را صادر كرد و كشور ما مورد تجاوز قرار گرفت و اقدام افسران مؤمن اردو به تأخير افتاد.

سؤال: دقيقاً خبر تجاوز را چه وقتى شنيديد؟

جواب: در ساعات اول تجاوز از آن اطلاع يافتيم. نخست حادثه بزرگى بود، هوا پيماهاى غول پيكر نظامى شوروى كه هر يكى چندين تانك را با پرسونل آن حمل مى‌كرد، فضاى كابل را پوشانده بود و صداى مهيب آن در همه ترس و بيم ايجاد مى‌كرد. در ميدان هوائى خواجه رواش يكى پى ديگرى بر زمين مى‌نشستند و تخليه مى‌شدند و مجدداً پرواز مى‌كردند. سربازان مجهز روسى سوار بر تانك هاى شان بيدرنگ بسوى مأموريت خود بحركت مى‌افتادند. هركس به زودى درك مى‌كرد كه چه اتفاقى افتاده، و چه بر سر كشور مظلوم ما آمده، حمله بر قصر رياست جمهورى و تبادله آتش ميان مدافعين قصر و كماندوهاى شوروى هر ابهامى را زائل مى‌كرد. پس از چند ساعتى، مخصوصاً با انعكاس صداى منحوس كارمل از راديو ازبكستان، حقيقت حادثه كاملاً برملا شد، او با همه وقاحت گفت: امين و حكمتيار طرح كودتاى خطرناكى را براى قتل و نابودى نيروهاى مترقى در افغانستان روى دست داشتند، كه “سى آى اى” از آن حمايت مى‌كرد و دولت جمهورى ديموكراتيك افغانستان از كشور شوراها، دوست عنعنوى افغان ها كمك خواست كه در جواب آن مقدار معدودى از قطعات شوروى براى كمك به افغان ها وارد كشور ما گرديده اند.

نخست منابع روسى مخصوصاً راديو ازبكستان كه سخنرانى ببرك كارمل نيز از آنطريق انعكاس يافت، گزارش دگرگونى در كابل، سقوط حكومت امين، و تعويض او به كارمل را داد. اولين سخنرانى ببرك كارمل در شرائطى از طريق راديو ازبكستان منتشر شد كه كوماندوهاى روسى مشغول تصفيه كابل از طرفداران امين بودند، قصر رياست جمهورى را تصرف كرده بودند و امين با عده اى از هوادارانش توسط افسر روسى مسئول آشپزخانه قصر رياست جمهورى مسموم شده بودند.

سؤال: احساس شما و اطرافيان تان و اولين عكس العمل از جانب شما چه بود؟

جواب: احساسات من با شنيدن خبر تجاوز تحت تأثير چند عامل قرار داشت:

الف: چنين پيش آمدى را حدس مى‌زدم و برايم غير مترقبه و آنى نبود.

ب: باور راسخ به خداى قدير و حكيم به من اين احساس را بخشيده بود كه از هر حادثه اى اميد خير داشته باشم، هر چند در ظاهر مهيب و مخوف جلوه كند. با شنيدن خبر تجاوز؛ اين آيه قرآن در برابر ذهنم قرار گرفت كه در رابطه با جنگ بدر نازل شده و اشاره به احساسات صحابه كه منتظر بودند به حساب قافله تجارتى قريش برسند و در محاسبات شان مواجه شدن با لشكر مجهز قريش را حدس نمى‌زدند، ولى ناگهان قافله نجات يافت و با لشكر مجهز درگير شدند، قرآن در خطاب به آنان مى‌فرمايد:

وَإِذۡ يَعِدُكُمُ ٱللَّهُ إِحۡدَى ٱلطَّآئِفَتَيۡنِ أَنَّهَا لَكُمۡ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيۡرَ ذَاتِ ٱلشَّوۡكَةِ تَكُونُ لَكُمۡ وَيُرِيدُ ٱللَّهُ أَن يُحِقَّ ٱلۡحَقَّ بِكَلِمَٰتِهِۦ وَيَقۡطَعَ دَابِرَ ٱلۡكَٰفِرِينَ ٧   الانفال

و آنگاه كه خداوند وعده “غلبه بر” يكى از دو طائفه را به شما مى‌داد، و شما دوست داشتيد كه همان بىشوكت از آن تان باشد، ولى خداوند مى‌خواست كه حق را غالب كند و ريشه كافران را قطع نمايد.

همين آيه مرا توجيه كرد و موجب اطميان قلبى ام شد.

اين احساس به من القاء شد كه خداوند حكيم افغانها را براى مقابله با كمونيزم و سرنگونى قدرت الحادى انتخاب كرده است، روس ها را به آنجا كشانده است تا ريشه كمونيزم را بخشكاند و اتحاد شوروى را به زوال محكوم كند، اين احساس تا بيرون رفتن آخرين فرد قواى اشغالگر شوروى از افغانستان بر همه مشاعر وجودم سايه افگنده بود و در تمامى سخنرانى هاى من در طول اين مدت خود را نشان مى‌داد. من همواره مى‌گفتم كه نيروهاى شوروى حتماً از كشور ما بيرون خواهند رفت و متصل آن شوروى بزرگ به سرنوشت بريتانياى كبير مواجه خواهد شد، همانگونه كه با شكست قواى انگليس در افغانستان زوال امپراطورى مهيب بريتانيا آغاز شد و پس از مدت كوتاهى از همه سرزمين هاى اشغالى بيرون رفت، و بساط سلطه اش از همه دنيا برچيده شد و به كشور كوچكى تبديل گرديد كه در نقشه دنيا حيثيت يك جزيره كوچك را بخود گرفت “ابر قدرت اتحاد شوروى” نيز با شكست در افغانستان زوالش آغاز خواهد شد و از سرزمين هاى اشغالى يكى پى ديگر بيرون خواهد رفت.

بياد دارم روزى با يكى از رهبران پاكستانى در كنار هم با موترى به محل جلسه اى مى‌رفتيم، در نيمه راه از من پرسيد: حكمتيار صاحب! چه فكر مى‌كنيد آيا امكان مقاومت در برابر نيروهاى شوروى وجود دارد؟ آينده افغانستان چه خواهد بود، ما كه نگرانيم! وضع كشورهاى منطقه و كشورهاى غربى را چنان مى‌بينيم كه به ادامه مقاومت خوش بين نباشيم… گفتم: ولى من باور دارم كه روس ها از سركوبى مقاومت عاجز خواهند ماند و مجبور به عقب نشينى خواهند شد، اميدوارم تجربه جنگ بدر در اينجا تكرار شود، آيه اى را كه در رابطه به جنگ بدر نازل شده برايش تلاوت و ترجمه كردم و گفتم: تحليل من از اين حادثه و پيامدهاى آن همان چيزى است كه اين آيه بيان مى‌كند. دنيا نيز با مشاهده ادامه مقاومت و عجز و ناتوانى روس ها از اشغال كامل كشور ما؛ در سياست هاى شان تجديد نظر خواهند كرد و ترس و بيم شان از مسكو از ميان خواهد رفت.

سؤال: عكس العمل دول همسايه و جامعه بين المللى در اولين روزهاى تجاوز، چه بود؟

جواب: عكس العمل سرد بود و از ترس و بيمى كه قواى شوروى در اذهان جهانيان ايجاد كرده بود، مايه مى‌گرفت، و اگر عكس العمل امريكا به اين پيمانه سرد بود كه به زبان كارتر بيان شد: “ما پيشروى هاى مزيد قواى شوروى را بسوى جنوب تحمل نخواهيم كرد” يعنى: بر اشغال افغانستان اعتراضى نداريم، آن را جزء كشورهاى شامل حلقه نفوذ اتحاد شوروى مى‌شماريم!! در اين صورت معلوم است كه عكس العمل بقيه كشورها چه خواهد بود!! براى آنكه به شما و خوانندگان عزيز مجله مستقبل روشن شود، جريان صحبتى را نقل مى‌كنم كه با يكى از اعضاى پارلمان جرمنى‌داشتم: به او گفتم: چرا كشورهاى اروپايى عكس العمل جدى تر در برابر تهاجم شوروى بر افغانستان نشان نمى‌دهند، مخصوصاً كشور شما (جرمنى)؟ گفت: براى آنكه اگر جرمنى و يا كشور ديگر اروپايى مورد تجاوز نيروهاى اتحاد شوروى قرار گيرد، چند نفر محدودى مثل مجاهدين افغانى در آن يافت نخواهد شد!! مگر نديديد كه قشون روس چكوسلواكيا را در ظرف 24 ساعت تصرف كرد و هيچ كسى در برابر آن نايستاد؟!

سؤال: از همسايه ها و سائر دول؛ كدام يكى قبل از همه به خاطر دفع تجاوز به شما اطمئنان داد؟

جواب: بقيه كشورها جرأت و توانمندى مخالفت با اتحاد شوروى را در خود احساس نمى‌كردند، پاكستان كه آينده خود را در خطر مى‌ديد و معتقد بود كه گام بعدى قواى شوروى پيشروى بسوى پاكستان است، مى‌خواست كارى صورت گيرد، ولى منتظر حمايت امريكا بود، واشنگتن نسبت به دوام مقاومت متردد بود و از درگيرى مجدد با شوروى بيم داشت، هر چند به اسلام آباد از ناحيه حمايت خود در صورت پيشروى قواى شوروى بسوى پاكستان اطمئنان مى‌داد، ولى اسلام آباد اين اطمئنان هاى خشك زبانى را كافى نمى‌شمرد، همه در ابتداى تجاوز متردد بودند، ما در ميدان تنها بوديم، به مقاومت ادامه داديم، گزارشهاى درگيرى با قواى شوروى بطور گسترده و وسيعى در رسانه هاى خبري دنيا انعكاس مى‌يافت. مقاومت در برابر قواى شوروى، تلفات آنها در درگيرى با مجاهدين افغان و عدم توفيق روسها در كار سركوبى مقاومت و اشغال مناطق تحت تصرف مجاهدين خاصتاً در مناطق كوهستانى، براى جهانيان خلاف انتظار بود، تيم هاى بىشمار خبرنگاران به جبهات جنگ سرازير شدند، گزارشهاى دقيق، مصور و هيجان انگيز تهيه نموده دنيا را در جريان پيروزى هاى مجاهدين و تلفات چشمگير قواى شوروى گذاشتند. اين گزارش ها كشورهاى همسايه ما را و كشورهايى كه استقرار قواى شوروى در افغانستان امنيت و استقلال آنان را تهديد مى‌كرد، و نيروهايى را كه شوروى را رقيب خود مى‌شمردند، تشويق كرد تا از نيروهاى مقاومت در افغانستان حمايت كنند و از اين فرصت براى ضربه زدن به اعتبار مسكو در دنيا و مصروف ساختن شان در يك جنگ طولانى استفاده كنند و پيشروى هاى مزيد شانرا سد نمايند. فقط پس از اين بود كه از اين و آن گوشه دنيا صداى اعتراض عليه اشغال افغانستان توسط قواى شوروى بلند گرديد و حمايت از مقاومت آغاز شد.

سؤال: اولين برخورد ميان مجاهدين تحت قومانده شما و قواى روسى، چه وقت و در كجا به وقوع پيوست و نتائج آن چگونه بود؟

جواب: مى‌توانيم ادعاء كنيم كه اين مجاهدين افغان عزم راسخ آنان و توكل و اعتماد شان بر خدا بود كه وضعيت را هم در داخل تغيير داد و هم در خارج. كشورهاى رقيب شوروى زمانى جلو آمدند تا حمايت كنند كه ديدند روس ها از سركوبى مقاومت عاجز اند و اشغال دائمى افغانستان براى شان نا ممكن است، برخوردها با قواى شوروى زمانى آغاز شد كه شهرهاى بزرگ بشمول پايتخت را تصرف كردند و خواستند پايگاه هاى مجاهدين در حول و حوش شهرهاى بزرگ و جاده هاى مهم را اشغال كنند، نيروهاى شوروى مغرور بودند و گمان مى‌كردند كه افغان ها توان ايستادگى در برابر آنها را ندارند، به آنها دستور داده بودند كه در ظرف چند ماه بايد مقاومت را قلع و قمع كنند و سلطه شانرا بر همه افغانستان بر قرار سازند. بريژنف در كنفرانس مطبوعاتى خود در دهلي جديد اعلان كرد كه تا سه ماه آينده اغتشاش در مناطق سرحدى افغانستان پايان خواهد يافت، و دولت قانونى به كمك قطعات محدود اتحاد شوروى بر اوضاع مسلط خواهد شد… !!، آنها طولانى شدن جنگ را پيش بينى نمى‌كردند و آن را صدمه اى به آبرو و اعتبار بين المللى خود مى‌شمردند، در پى تصفيه عاجل و سركوبى سريع مقاومت بودند، اشتباه زمامداران كرملين از همين جا نشأت مى‌كند. اگر بگوييم كه دليل عمده شكست روس ها در افغانستان از همين اشتباه مايه مى‌گيرد، مبالغه نكرده ايم. آنها قواى شانرا متصل تسلط بر شهرها به اطراف فرستادند، ولى نتائج درگيرى با مجاهدين در اطراف مخصوصاً در مناطق كوهستانى غير از آن چيزى بود كه افسران روسى و مأمورين كى جى بى پيش بينى مى‌كردند، نه تنها دست آوردى نداشتند، بلكه با تلفات غير مترقبه و بالا تر از تصور و تخمين شان مواجه شدند، روحيه افراد جنگى شان در همان اولين درگيرى ها ضربه جدى خورد، در مقابل، روحيه مجاهدين بالا رفت. هر درگيرى در اين مناطق و شكستهاى خفت آميز نيروهاى شوروى در آن، افغانها را مزيد تشجيع مى‌كرد و به آينده اميدوار مى‌ساخت، و به افراد ضعيف و بى روحيه افغان نيز جرأت مى‌بخشيد تا به مجاهدين بپيوندند و جبهات جديدى عليه قواى بيگانه باز كنند.

سؤال: چه ستراتيژى اى را به خاطر دفع تجاوز اتخاذ نمودېد؟ و تفاوت آن با مرحله قبل از تجاوز چه بود؟

جواب: ستراتيژى ما در جنگ عليه قواى شوروى شامل اين نكات اساسى بود:

الف: بايد قواى روسى را به جنگ هاى گسترده در همه افغانستان كشاند.

ب: از جنگ هاى جبهه اى و تأسيس پايگاه هاى بزرگ و دفاع از آن بايد خوددارى ورزيد، در عوض؛ جبهات كوچك و گروپ هاى متحرك درست كرد و بر واحدهاى كوچك دشمن و قطارهاى در حال حركت آن حمله كرد.

جواب: تركيز بيشتر ما بايد بر ضربه زدن به روس ها باشد تا كمونست هاى افغانى اى در خدمت آنها.

د: تلفات جانى و مصارف جنگى روس ها را بايد به آنجا رساند كه براى آنها غير قابل تحمل باشد.

هـ: براى تبليغات بيرونى از اسراى جنگى روس ها و شكست هاى شان در جنگ، و جناياتى كه عليه مردم مظلوم ما مرتكب مى‌شوند، استفاده اعظمى صورت گيرد و از عمليات عليه روس ها در خارج از محدوده افغانستان خوددارى شود.

ستراتيژى ما در جنگ عليه نيروهاى شوروى با مرحله قبلى كه با كمونست هاى افغانى درگير بوديم، از چند لحاظ تفاوت هايى داشت:

الف: در مرحله قبلى نيروهاى دولتى در هر جايى حالت تدافعى داشتند و نيروهاى ما حالت تهاجمى.

ب: ما در پى آزادى هر چه بيشتر مناطق و تصرف شهرها بوديم، و براى تصرف كابل آمادگى مى‌گرفتيم. ولى در مرحله بعدى فقط بر ضربه زدن به دشمن تركيز داشتيم و به تصرف مناطق اهتمامى نمى‌كرديم و آن را مضر مى‌شمرديم.

جواب: توجه به اقدام عسكرى براى سرنگونى رژيم و دعوت و تنظيم افسران اردو براى اين مقصد را ضرورى مى‌شمرديم و معتقد بوديم كه اقدام نهائى بايد توسط آنها صورت گيرد. ولى در مرحله بعدى اين افسران را يا به اقدمات نظامى عليه نيروهاى روسى و انفجارات در واحدهاى آنها تشويق مى‌كرديم و يا به انضمام به مجاهدين در فرصت هاى مناسب و ضرورى. فعاليتهاى بيشمارى كه در داخل نيروهاى شوروى صورت گرفته اكثراً به كمك همين افسران متعهد و وطنخواه بوده است.

سؤال: چه وقت احساس نموديد كه مبارزه سازمان يافته ضد كمونستى تان به يك جهاد و مقاومت سرتاسرى ملى مبدل شده است؟

جواب: هنوز چند ماهى از آغاز مقاومت مسلحانه ما سپرى نشده بود كه احساس كرديم مبارزه منظم و سازمان يافته ما به مقاومت سرتاسرى و قيام ملى تبديل شده و حمايت اكثريت مطلق ملت را با خود دارد. مى‌ديديم كه اعضاى عادى حزب كه نام و نشانى نداشتند و حتى از حمايت اقارب نزديك خود برخوردار نبودند و در دفتر و مكتب و مدرسه مشغول كار فرهنگى و دعوت بسوى اسلام بودند، اكنون هر يكى به فرمانده جمعى از سربازان دلير تبديل شده اند و گزارش هايى از درگيرى ها با نيروهاى شوروى و پيروزى هاى چشمگير شانرا در جنگ به مركز مخابره مى‌كنند و قيادت و زعامت قيام مردمى را در مناطق خود بعهده دارند. اگر ادعاء كنيم كه شايد هيچ نهضت فكرى مستقل و غير وابسته اى در دنيا به پيمانه حزب اسلامى رشد سريع و چشمگير نداشته است مبالغه نكرده ام، ما در ظرف سه سال بر پوهنتون و مؤسسات علمى كشور به نحوى مسلط شديم كه همه به پايگاه هاى نيرومند و مطمئن ما تبديل شدند. در اولين انتخابات اتحاديه محصلان 9 چوكي و در دومين 12 چوكي و در سومين دوثلث آراء و از 56 چوكي 37 چوكي را بدست آورديم.

پس از كودتاى هفت ثور، ما در 9 ثور و فقط دو روز بعد از كودتاى كمونست ها مقاومت مسلحانه خود را از پكتيا آغاز كرديم و در ظرف هژده ماه بر قسمت اعظم افغانستان مسلط شديم، و كار ما بجائى رسيد كه براى آخرين اقدام در كابل آمادگى مى‌گرفتيم و مسكو احساس كرد كه كمونست ها قادر به ايستادگى و مقاومت در برابر نهضت اسلامى كشور ما نيستند، ناگزير بايد نيروهايش را به افغانستان بفرستد. تجاوز روس ها در شرائطى صورت گرفت كه ما عملاً بر بخش هاى عمده افغانستان تسلط داشتيم، شمار افراد مسلح ما چشمگير بود، از تجارب خوب جنگى برخوردار بودند، در موقعيت شايسته اى قرار داشتند، اكثريت ملت در كنار آنان قرارداشت.

سؤال: آيا آنوقت به اين باور بوديد كه در زندگى خود، شاهد شكست روسها در افغانستان باشيد، يا اين افتخار را نصيب نسلهاى آينده تصور مى‌نموديد؟

جواب: قلبم همواره گواهى مى‌داد كه شاهد اين پيروزى خواهم بود، ولى نه به اين زودى؛ پيروزى ما خيلى سريعتر و پيشتر از آنكه ما حدس مى‌زديم تحقق يافت، اگر جنگ خود را با جنگ فلسطينىها، كشميرى ها و مجاهدين الجزائر مقايسه كنيم و يا آن را با جنگ ويتنام مقايسه نمائيم، و نيرومندى دشمن و فاصله اش را از منطقه عمليات در نظر بگيريم، به آسانى پى مى‌بريم كه ما خيلى زود تر به پيروزى رسيديم. روس ها با هفده فرقه خود وارد افغانستان شدند، ما همسايه در به ديوار اتحاد شورى بوديم، اكمالات قطعات شان در افغانستان خيلى ساده و آسان بود و هيچ مانعى در ميان نبود، در حالى‌كه شرائط امريكا در ويتنام و فرانسه در الجزائر چنين نبود، ما عنايات بى پايان الهى را سپاسگذاريم كه پيروزى ما را به تأخير نينداخت و امتحان ما را طولانى تر و دشوار تر نساخت.

سؤال: حالا كه بيست و يك سال از آغاز تجاوز و ده سال از شكست نظامى روسها بدست پرتوان مجاهدين مى‌گذرد، و كشور ما هنوز هم ويران و مردم ما آواره اند، احساس تان در برابر روسها و جهاديكه عليه ايشان نموده ايد چه است؟

جواب: احساس مى‌كنم كه جنگ ما با روس ها تا هنوز پايان نيافته، جنگى كه روس ها در 7 ثور 1357 و با كودتاى كمونست ها در كشور ما شعله ور ساختند، تا هنوز ادامه دارد، ديروز كمونست ها را استخدام كردند و به جنگ عليه ملت مظلوم ما فرستادند، زمانيكه ديدند آنها قادر به ادامه جنگ نيستند، خود وارد جنگ شدند، ده سال در كشتار بى‌رحمانه افغانها و ويرانى كشورشان مصروف بودند، زمانيكه احساس كردند ادامه اشغال افغانستان براى شان مقدور نيست كشور ما را ترك گفتند ولى به كمك هاى نظامى خود به كمونست ها ادامه دادند، پس از درك اين حقيقت كه كمونست ها به تنهايى توان ايستادگى و بقاء در سلطه را ندارند، جبهه ائتلافى جهادى ـ كمونستى درست كردند و به تمويل و تجهيز آن پرداختند و ازآن براى ادامه جنگ در افغانستان استفاده كردند. جنگ كنونى تسلسل جنگ قبلى است، مهار آن در دست روس هاست، مسئوليت هر قطره خونيكه در جريان 22 سال جنگ در افغانستان بر زمين ريخته، بدوش روس هاست، مسكو امروز نيز منافع ستراتيژيك خود را در منطقه با ادامه جنگ در افغانستان گره زده و جبهه جهادى ـ كمونستى پنجشير را به همين منظور انتخاب نموده وسلاح و پول در اختيارش مى‌گذارد.

من از جهاد خود راضى ام و از عنايات بى پايانى كه پروردگار مهربانم شامل حال من كرد و آرمان هاى بزرگم را تحقق بخشيد با سلول سلول وجود خود سپاسگزارم و به اين باورم كه پروردگارم بيش از حق ما با من و ملتم احسان كرده، گمان نمى‌كردم ما سزاوار اين همه عنايت و تأييد بوديم. سرنگونى يك ابر قدرت وحشى و لجام گسيخته و مغرور توسط ملت ناتوانى، كار ساده اى نبود. آزادى افغانستان از اشغال قواى مجهز شوروى، زوال امپراطورى مهيب و مخوف كمونستى، سپردن كمونيزم به زباله دان تاريخ و پيروزى در اين جنگ نابرابر را نبايد پديده عادى و بسيط شمرد، خداوند ما را براى اين مأمول بزرگ و باعظمت انتخاب نمود واين شرف و افتخار تاريخي را نصيب ما كرد، من احساس سربلندى مى‌كنم و از دست آوردهاى مبارزه خود راضى و خشنودم و مصمم كه به مبارزه خود تا آخرين رمق زندگى ادامه دهم. عدم سهمگيرى ام را در درگيرى هاى نامقدس كنونى چنان تعبير نكنيد كه خسته شده ام يا در مبارزه خود تجديد نظر كرده ام و يا از آينده مأيوسم، و شور و شوق مبارزه را از دست داده ام!! مطمئن باشيد كه نه احساس خستگى مى‌كنم، نه يك لحظه اى يأس و نا اميدى در خود احساس كرده ام، نه شور و شوق مبارزات روزهاى جوانى و نشاطم را از دست داده ام و نه ملت مظلومم را فراموش مى‌كنم و نه مبارزه را در نيمه راه مى‌گذارم.

اين جنگ را به نفع ملت خود نمى‌شمارم، جنگ براى رسيدن به قدرت را مردود مى‌شمارم، معتقدم كه مهار اين جنگ بدست اجنبى است و منافع اجنبى را تأمين مى‌كند، در عوض جنگ به شكل كنونى، به راه هاى حل ديگرى مى‌انديشم، راه هايى كه به جنگ خاتمه ببخشد، دست هاى اجنبى را قطع كند، مردم را از سلطه تفنگداران مزدور و جنگ سالاران در خدمت اجنبى نجات بدهد، مردم را مالك سرنوشت خود بسازد، و مجال تعيين سرنوشت ملت بدست خود شان را براى آنها فراهم كند. مطمئنم كه فرصت ايفاى نقش مؤثر براى مجاهدين در آينده قريب فراهم خواهد شد.

تعهد مجدد خود و همسنگران خود را مكرراً اعلان مى‌كنم كه: اگر افغانستان مورد تجاوز قواى بيرونى قرار گيرد، با تمام نيرو و توان به دفاع خواهم پرداخت و جفاهاى تمامى كسانى را فراموش خواهم كرد كه با ما جنگيده اند، ولى امروز از كشور و مردم خود در برابر تجاوز بيرونى دفاع مى‌كنند، ما براى نجات كشور از اين وضعيت دردناك و غم انگيز به هر تنازل و ايثار و خود گذرى حاضريم، ما به هيچ چيزى ديگرى جز اسلام، سربلندى ملت و آبادى كشور نمى‌انديشيم، هيچ چيزى براى خود نمى‌خواهيم، ما همسنگران كسانى هستيم كه همه چيز خود را در پاى اسلام قربانى كردند و به اسقبال شهادت رفتند، ما به تعهد خود با همسنگران شهيد خود وفاداريم.

سؤال: لطفاً يك خاطره جالب تانرا از دوران تجاوز براى ما باز گو نماييد؟

جواب: زندگى من پر از خاطرات بى شمار تلخ و شيرين است، در طول 32 سال مبارزه بارها اتفاق افتاده كه از مرگ فقط چند لحظه و چند متر فاصله داشته ام، بم هاى بزرگى در كنارم منفجر شده، حتى به فاصله كمتر از ده متر، و تلاش هاى متعدد ترور از سوى خاد، “كي، جى، بى” و “سى، آى، اى” و همه حكومت هاى كابل، از آغاز مبارزه ام تا امروز؛ ولى مالك اصلى مرگ و زندگى فيصله زنده ماندنم را صادر كرده بود، از اين رو تا امروز زنده ام، و تا روزيكه او خواسته است زنده خواهم ماند.

از زمان داود تا امروز بارها مراحلي پيش آمده كه همسنگرانم منتظر بودند فردا مژده پيروزى را از راديو كابل خواهند شنيد، ولى خداى ذوالعرش و مالك تقدير چيزى ديگر خواسته بود و پيروزى به تأخير افتاده و اين انتظار بر آورده نشده. اين خاطره را هرگز فراموش نمى‌كنم كه خبر خروج آخرين سرباز شوروى را از مرزهاى افغانستان شنيدم، در حالى ‌كه به عقب نمى‌نگريست و پس از عبور از مرز به خبرنگاران گفت: اشتباه تجاوز بر افغانستان را بارى ديگر و در جاى ديگر تكرار نخواهيم كرد!! ” با شنيدن اين خبر به سجده رفتم، شكر خدا را به جا آوردم، خيلى اشك ريختم، نمى‌دانم چرا ديگران مى‌خنديدند ولى من مسلسل و يك شبانه روز اشك مى‌ريختم.

در باره يكى از خاطرات جالب خود در دوران جنگ با روسها بايد بگويم: نيروهاى روسى به قصد اشغال همه پايگاه هاى مجاهدين در منطقه جاجى كه مهمترين معبر مجاهدين بود، حمله بزرگى را تدارك ديدند، دو فرقه مجهز را براى اشغال اين منطقه فرستادند، منطقه را از زمين و هوا زير آتش شديد گرفتند، همه پايگاه ها را تصرف كردند، پايگاه سپينه شگه در موقعيتى قرار داشت كه اشغال آن دشوار تر بود، من در اين جنگ حضور داشتم، جنگ طولانى شد، سه هفته دوام كرد، قواى روسى نتوانستند اين پايگاه را تصرف كنند، در حدود دوهزار كوماندو را در جنگلي مشرف بر پايگاه ما پياده كردند، چند گروپ ورزيده مجاهدين به مقابله آنان رفتند و بطور ناگهانى بر كوماندوهاى روسى حمله كردند، تلفات زيادى بر آنها وارد آوردند، به حدى كه آنها را به عقب نشينى واداشتند و پس از دادن تلفات زياد به پايگاه اصلى خود برگشتند، اين حمله به لطف و تأييد الهى به ناكامى انجاميد و روس ها از اشغال منطقه و بستن راه مهم تداركاتى مجاهدين عاجز ماندند.

در اثناى همين جنگ در عقب زيكويك دو ميله نشسته بودم، هواپيماهاى جنگى دشمن فرارسيدند، هر يكى بم ها و راكت هاى خود را بر منطقه فروريخت و برگشت، يكى از هواپيماهاى روسى نوع سو 22 به حالتى وارد منطقه شد و در دره اى نمايان گرديد كه بر كناره اش دافع هواى ما نصب بود، به حدى پائين آمد كه ميل زيكويك قادر به گرفتنش نبود، تا مرز پاكستان در ارتفاع پائين پيش رفت، از آنجا برگشت، بالاى موضع ما رسيد، دعاء كردم كه شاهد سقوط هواپيماى دشمن باشم، شليك كردم، ديدم هواپيما موازنه اش را از دست داد، پس از چند لحظه در عقب كوه به استقامت ازره از ديده ها پنهان شد، چند روز بعد مجاهدين از ازره آمدند و چوكى مخصوص پيلوت طياره را كه در منطقه ازره سقوط كرده بود، با خود آوردند، وسائل مخصوص پيلوت كه در اثناى فرود آمدن فراشوت بايد با خود حمل كند، نيز در جمع اين سامان بود.

موفق باشيد

موضوعات مشابه

Back to top button