تاریخیسلایدرسیاسیمطالب مهمنوشته ها

دسایس پنهان چهره های عریان – قسمت ۱۰

از خروج قوای شوروی تا سقوط حکومت ائتلافی

 

جنگ جلال آباد

 

 

نام کتاب: دسایس پنهان چهره های عریان

نویسنده: محترم انجنیر حکمتیار، رهبر مجاهد حزب اسلامی افغانستان

قسمت: ۱۰


جنگ ناكام جلال آباد براى رژيم كابل از چند لحاظ سودمند ثابت شد:

1ـ روحيه پژمرده قطعات اردوى رژيم نجيب وهواخواهان آنرا زنده ساخت و تصور فورى سقوط رژيم را به يك اطمينان كاذب به بقا و مقاوت تبديل كرد.

2ـ مورال بلند مجاهدين را تضعيف نموده و آنها را در مورد غلبه عاجل بر دشمن مشكوك ساخت.

3ـ مخالفت جدى مسعود و قوماندانان شبيه او با جنگ مذكور و اظهارات منفى آنها در اين رابطه كه از طريق امواج بى بى سى بطور مكرر و وسيع انعكاس مى يافت، در باره مفاد و آينده جنگ نگرانى هايى را در اذهان مجاهدين دامن زد.

4ـ در اين هنگام مسعود بطور علنى در سالنگ و جاهاى ديگر با عمليات مخالفت مىكرد.

براى اينكه دلايل و انگيزه هاى مخالفت نامبرده واضح و به همه روشن شود كه موضعگيرى هاى او در اين خصوص نتيجه پروتوكول هاى او با رژيم كابل و روس ها بود، من در اين جا بعضى قسمت هاى كتاب جنرال گروموف قومندان عمومى قطعات روسى در افغانستان را نقل مىكنم:

گروموف در صفحه 265 كتابش مى نويسد: “.. به همين منظور قوماندانى قطعات محدود، علاقه شديد داشت كه همكارى مسعود را بخود جلب كند و به اين ترتيب از جنگ ها در پنجشير و ولايات شمال شرق افغانستان جلوگيرى نمايد. بالآخره مساعى مركز استخباراتى فرقه چهلم نتيجه داد و در سال 1982 ما به هدف بزرگ خود نائل گرديديم و با احمدشاه مسعود روابط محكمى بر قرار ساختيم، اين رابطه تا هنگام خروج قواى شوروى از افغانستان استوار ماند. در طول سال هاى حضور نظامى شوروى در افغانستان ، مناسبات ما با مسعود موفقانه انكشاف يافت. مگر با وجود آن قوماندانى قطعات محدود، فعاليت باند هاى مسلح او را زير نظر داشت. در سال 1982 ميان نمايندگان لشكر چهلم و شخص مسعود يك معاهده به امضا رسيد كه مطابق آن مسعود وعده داد كه به كسى اجازه نمى دهد كه در سالنگ جنوبى، ساحه تحت سلطه او، بر قوافل شوروى حمله كند. احمدشاه مسعود به خاطر كمبود اسلحه و مهمات و اكمال گروپهايش مجبور شد كه به اين معاهده گردن نهد، محاصره دره پنجشير و سلطه باند هاى حزب اسلامى بر كاپيسا كه راه عبور و مرور كاروان هاى اسلحه به مسعود بود، تحركات جدى اين باندها در مخالفت با جمعيت اسلامى موجب شد كه رسيدن اسلحه و مهمات به احمد شاه كاهش بيابد، از جانب ديگر نارضايتى مردم منطقه كه بنابر فعاليت باند هاى احمدشاه خساره مند شده بودند، نامبرده را به اين مصالحه وادار كرد. به تأسى از موافقتنامه امضاء شده، مسعود به باندهاى مسلح خود هدايت داد كه از جنگ عليه عساكر حكومتى دست بردارند و تمام قوت خود را بجنگ عليه گروه مخالف (باندهاى حزب اسلامى) متوجه نمايند. در مقابل مسعود از ما درخواست نمود كه عساكر شوروى از پنجشير برون بروند و در اين ولسوالى از جلب سربازان براى اردوى افغانستان اجتناب شود.

گروموف بعدا” در صفحه 268 مى نويسد: (صلحى كه احمدشاه مسعود در دسامبر 1982 از بيم تباهى كامل باند هايش توسط نيروهاى شوروى امضا كرده بود، تا اپريل 1984 دوام يافت، بعد مى نويسد: سازش چند ماه ديگر تمديد شد، قابل ياد آورى ميدانم كه مسعود به استثناى بعضى موارد كوچك، وعده هاى خود را بطور كامل ايفا كرد”

گروموف در باره راپور هائي كه (كى جى بى) در مورد احمد شاه به مسكو مي فرستاد، در صفحه 266 چنين مى نويسد:

“احمد شاه به تحكيم علايق رسمى با دولت جمهورى ديموكراتيك افغانستان جذب شود و در قدم اول به وى گفته شود تا در مورد رهايى هوا خواهان زندانى اش با مقامات رهبرى جمهورى ديموكراتيك افغانستان بطور مستقيم تماس بگيرد، در روابط با احمد شاه، بايد تأكيد بيشتر روى اعتراف مستقيم و يا غير مستقيم او بر حكومت كابل صورت گيرد.

گروموف بعدا” در صفحه 273 مى نگارد:

“احمدشاه موقعيت خود را به خوبى مى شناخت و همين مسأله بر انعطاف پذيرى و برقرارى ارتباط او با نظاميان شوروى اثر داشت. او خوب ميدانست كه اجازه انجام چه كارى را دارد و بخاطر كدام كارى گوشمالى مى بيند.”

پرديس مسافر مترجم همين كتاب در مقدمه اش مصاحبه يك روزنامه خيلى معتبر مسكو، موسوم به (ماشكوفسكى كمسموليچ) را از روزنامه نظامى روسى (ايگور باريسوويچ) منتشره مورخ 13 اپريل سال 1994 چنين نقل مىكند:

خبرنگار: ايگوربارسيوويچ ! از لابلاى آن همه حوادث چه چيزى را شما منحيث پيروزى اداره استخبارات نظامى نام برده مىتوانيد؟

جواب: هر روز تلاش مى كرديم كه اندازه تلفات جانى را تاحد زيادى كاهش بدهيم، اين كار نه تنها مشكل، بلكه آگنده از خطر جانى نيز بود، در چنين شرايطى، نيل به پيروزى هاى بزرگ كار آسان نبود. بهتر است كه پيروزى و شكست در هر قضيه خاص بطور جداگانه بررسى شود.

خبرنگار: با وجود همه اينها؟

جواب: كاركنان اداره ما گهگاهى موفق مى شدند كه با احمد شاه مسعود تماس مستقيم بر قرار نمايند.

خبرنگار: كمى صبر كنيد، كمى صبر كنيد! آيا هدف شما اينست كه گويا احمد شاه مسعود جاسوس اداره استخبارات نظامى شوروى بود؟

جواب: نه، ولى اگر سخن راست را بپرسى، او مدت زيادى وابسته بما و عامل نفوذى ما بود. تقريبا” يك سال مامورين ما با موصوف ديد و واديد داشتند و موضوعات مختلفى را با او مورد بررسى قرار داده و فيصله هاى مشتركى را صادر مىكرديم، او غالبا” كارى را كه مى گفتيم انجام مى داد”

تعداد زيادى افسران نظامى، اعضاى(كى جى بى) و نويسندگان روسى، اين حقايق و اسرارى از همين قبيل را پس از انسحاب قطعات روسى، نوشته اند و به نشر سپرده اند، در همه اين رساله ها و كتاب ها سازش هاى پنهانى مسعود با روس ها افشا گرديده و انگيزه هاى جنگ او با حزب اسلامى و عوامل مخالفتش با عمليات مجاهدين عليه رژيم كابل بخوبى برملا شده است، حقيقت اينست كه كمك هاى پولى ونظامى اىكه از جانب مسكو تا امروز با مسعود صورت مى گيرد، سلسله آن از همان معاهده آتش بس منعقده سال 1982 آغاز و تا حال ادامه دارد.

نجيب با صراحت اين مطلب را اعلان كرد كه ما وزارت دفاع را براى مسعود خالى نگهداشته ايم!! حسن شرق صدراعظم وقت رژيم نجيب در كتابش بنام (كرباس پوشان برهنه پا) در صفحه 256مى نويسد: در هنگام ملاقات با گرپاچف، زمامدار مسكو به وى گفت: اگر با احمدشاه مسعود، حكومت شما با يك خود مختارى ساحه وسيع ترى در سمت شمال همكارى و موافقه نمايد او جنگ را كنار مى گذارد، بعضى از اطرافيان او چنين آرزوى را دارند.

ادامه دارد …

 

ناشر: اداره نهضت

www.nuhzat.com

 

 

موضوعات مشابه

جواب دهید

Back to top button