نهضت اسلامی
کنفرانس ها و تظاهرات نهضت اسلامی
نویسنده: قاضی عبدالحی فقیری
قسمت: هفتم
وقتی که در بهار سال ۱۳۴۸ نهضت اسلامی فعالیت های ضد کمونستی و ضد رژیم شاهی خود را به طور منظم آغاز کرده بود، به تمام شبهات و اعتراضات ضد اسلامی کمونستان به طور مستدل و علمی جواب گفته شده و آنان خود را در میدان فکری و تبلیغاتی شکست خورده یافتند. درست در همین حالت، به عمل ناشایسته بی حرمتی به قرآن کریم، به خاطر انتقام از جوانان مسلمان، دست زدند.
یکی از بدخو ترین انسان های وابسته به کمونستان در آن زمان، شب هنگام به مسجدی که جوانان در آن نماز می خواندند، شبخون زده و اوراق قرآن را پاره کرده، در داخل مسجد و از راه کلکین به بیرون از مسجد انداخته بود. جوانان مسلمان برای نماز صبح به مسجد آمده، با صحنه دردناکی روبرو شدند که عده یی اشک می ریختند و عده یی دیگر از شدت غم، اشک در چشمان شان خشکیده بود.
بعد از نماز، فیصله شد تا در برابر اداره پوهنتون جلسات احتجاجی صورت گیرد و تقاضای دستگیری مجرم و مجازات آن شود. این اولین حرکت عملی نهضت اسلامی بود که پس از حادثه المناک توهین به کتاب رب العالمین، در تاریخ ۱۲ ماه مبارک رمضان سال ۱۳۴۹ صورت گرفت.
تظاهرات از صحن پوهنتون صورت گرفت و به طرف دفتر شورای ملی حرکت نمود تا از وکلای پارلمان، محاکمه کمونست ها را تقاضا نمایند. تظاهرات دیگری در پارک زرنگار جهت آگاهی مردم صورت گرفت که در آن هزاران تن از اهالی شهر کابل گردهم آمده بودند.
این جریان توسط نمایندگان جوانان مسلمان در تمام ولایات کشور ابلاغ گردید و مردم ماهیت ضد اسلامی کمونستان را به خوبی شناختند. این اقدام جوانان مسلمان ثابت ساخت که دیگر در پوهنتون، کسی به راحتی نمی تواند به مقدسات توهین کند و کمونستان نیز دیگر یکه تاز میدان در پوهنتون و مجامع علمی کشور نخواهند بود، بلکه جوانان مؤمن و متدین نیز حضور دارند که جلو متجاوزین بر معتقدات و نوامیس ملی را خواهند گرفت.
به همین دلیل، گرایش جوانان تحصیل کرده به جناح های چپ و راست به سرعت کاهش یافت و در تظاهرات و اجتماعات آنان، تعداد اشتراک کنندگان روز به روز کمتر شده رفت و بالعکس، جوانان مسلمان هر روز نیرومند تر گردیده و منظم تر به نمایش قدرت در محافل می پرداختند.
این تغییر اوضاع، همه گروه های چپی اعم از خلق و پرچم، شعله و ستم صدای عوام و غیره را وادار ساخت که در برابر جوانان مسلمان متحد شده و دست به خشونت و زورگویی بزنند، که بعد از این جریانات، به روایت بزرگان نهضت پرداخته خواهد شد.
مبارزات جوانان مسلمان در شرایطی آغاز گردیده و به سرعت به اوج رسید که وضعیت دموکراسی و حالت اسلام و مسلمانان کشور تاسف آور بود. رسم و رواج های مخالف اسلامی و رسوم باطله ناشی از مدنیت دروغین بر جامعه حکمفرما بود و همگی از شریعت اسلامی غافل بودند.
در مراکز علمی و آموزشی و دفاتر دولتی، عمل به شعائر اسلام عقب گرایی تلقی می شد و در اکثر موارد، دین از سیاست و امور حکومت و زندگی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مردم حذف شده بود. در بزرگترین کانون علمی کشور، یعنی پوهنتون کابل، حتی مسجد نیز وجود نداشت.



