
نهضت اسلامی
نــادر خـــان
نویسنده: قاضی عبدالحی فقیری
قسمت: چهارم
با وارد شدن نادر به تاریخ ۲۳ میزان ۱۳۰۸ در ارگ برای نیم قرن افغانستان در دست خانواده یی فاسد و بیگانه پرور افتید این خاندان بخاطر حفظ قدرت خود چهره های بزرگ ملی غازیان و مجاهدان مشهور و شخصیت های بزرگ رااعدام نموده ویا به زندان ها انداختند ویا مجبور به فراز کشور کردند افغانستان به فقر و بیچاره گی مبتلا شد و از همسایه گان و جهانیان عقب افتاد نادر خان برادرش هاشم خان را صدر اعظم و برادر دیگرش شاه محمود را وزیر حرب ( وزیر دفاع ) مقرر کرد و اختیار مطلق کشور را به خاندان خود سپرد همین برادر ها و برادرزاده ها چندین همه بر کشور حکم راندند مثلا هاشم خان هفده سال صدر اعظم و شاه محمود خان ۲۳ سال وزیر حرب و صدر اعظم داود خان ۳۴ سال قمندان نظامی وزیر صدراعظم وبلاخره ظاهر شاه چهل سال پادشاه بود اکثریت مطلق نظام بدست قبیله محمد زی بود در حالیکه بعضی بیخبر ازواقعت ها این نظام فاسد را حکومت پشتون ها در افغانستان خوانده و انرا به حساب همه برادران پشتون میگیرد درحالیکه همین خاندان به کمک سرمایه داران همه امتیازات را بدست می اورد و بقیه مردم افغانستان اعم از پشتون تاجک ازبک هزاره و غیره یکسان از همه امتیازات نادر همه شخصیت های مهمی که با حبیب لله کلکانی همکار بودند و یا از طرفداران امان لله بودند و یا به توب های بالاحصار بست و یا به زندانها انداخت و خیلی ها را تبعید کرده و زمین ها و جایدادهایشان را مصادره و توضیع کرد.
حمله به شمالی
نادر غدار به کشتن حبیب لله خان و یاران نزدیک او اکتفا نکرد بلکه درپی انتقام از همه مردم شمالی برامد حکام ظالمی را برمردم کلکان و شمالی گماشت که عرصه زندگی بر انها تنگ کنند و انها را به اعتراف ودارند و به همین بهانه از خورد وکلان پیر و جوان شمالی انتقام طرفداری خادم دین رسول لله را بگیرند در تابستان سال ۱۳۹۰ مردم کلکان بر حکومت محلی کوهدامن حمله کردند سید عبدالله شاه جی هندوستانی همراه عبدالوکیل خان نائب سالار همراه یک قطعه عسکران به منتقه رفت سالار کشته شد و هندوستانی فرار کرد سپس جنرال محمد غوث خان با قوای تازه نفس حمله نمودن خانه ها را در راه آتش زد و اسیران را از برج ها پاین انداخت بعد گل محمد خان به حیث رئیس انتظامه شمالی به منتفه آمده و به تعقیب وی لشکر های مردمی از اقوام مختلف پکتیا تحت قیادت شاه جی هندوستانی که نزدیک سی هزار نفر مسلح از قوم جاجی منگل احمدزی کروخیل طوطی خیل وزیر وردک وتگاب بودند برای چورچپاول در شمالی فرستاده شدند برادر مجاهد حکمتیار امیر حزب اسلامی می نویسد ( دا عملیات هومره وهشیانه وو چس د کورني جگرو په تاریخ کی ئی سابقه نه درلوده ) خانه ها وباغ هارا سوزاندن زیورات زنان را از دست وگردنشان گرفتند تعدادی ازدختران را با خود بردند و اما کشتن زخمی کردن که طبعا درجنگ ها کار عادی است روز نامه های دولتی نوشتن که محمد گل خان از مردم پروان وکاپیسا صد ها هزار سکه طلا و نقره بدست آورده است آنچه که لشکر های مردمی جور کرده بودن چندین برابر انجه بود که نظامیان درگزارش های رسمی خود کرده اند هزاران تن از جوانان پروان وکاپیسا را پنجشبر برده و سرک پنجشیر را با شکم گرسنه بر انها هموار کردند و هزار ها تن دیگر را به قشله های عسکری سوق داده و کار های شاقه گماشتند چهار قریه کلکان را کاملا سوزاندن به کسی اجازه دفن کردن مردگان داده نمیشد تا اجساد بپوستد و خوراک پرندگان و حیوانات وحشی شوند جریانات حمله جاجی و منگل بقرا وقصبات ما در دوران کودکی بنده از قصه های شب های طولانی زمستان بودکه مادر و مادر بزرگان در زیر صندلی برای ما مکررا قصه میکردند و از زنان کلان سالی برای ما میگفتند که زنده بودند و انها را میشناختیم که بعد از چندین سال از جاجی و منگ فرار نموده به وطن برگشته بودند مادرم میگفت که پدربزرگش طفل خود را به آب انداخته بود تا بتواند خانمش خود را روی اسپ محکم بگیرد تا هر دو موفق به فرار شوند در ان زمان کلمه سال منگلی و قبل از منگلی بعد از منگلی در ارتباط به م شخص کردن تولد ها و دیگر تواریخ پیوسته به گوش میرسید به طر مثال بزرگ سالها میگفتند که دو سال قبل از سال منگلی با پنج سال بعد سال منگلی به دنیا امده ام.
همین جنایات را در قطغن نیز مرتکب شدند هزاران تن را چون اسیر به کابل اورده دربت خاک جابجا کردند و از انها چون بردگان در زمین های زراعتی خانواده شاهی نادری استفاده صورت میگرفت در درخیل دزدان یاغلجایی نیز جنایات مشابه صورت گرفت وهمکاری پکتیا در سقوت کابل و در حمله بر شمالی پیش چشم خاندان نادری را نگرفت وقتی مردم وحشت وجنایات خاندان نادری را دیدند ظاهر آرام شدن و قیام ها خاتمه یافت اما حس انتقام جوی از رهبران این خاندان دردل جوانان مظلوم ملت در داخل و خارج کشور می جوشید که هین احساس به کشته شدن نادر خان انجامید ترور های موفق و نا موفق یکی پی دیگر صورت گرفت بطور مثال سرادار محمد عزیز خان برادر نادر خان وپدر سردار داود خان که وزیر مختار افغانستان در برلین بود توسط یک محصل بنام سیدکمال افغان کشته شد اواعلان کرد که کشور توسط این خاندان به مستعمره انگلیس تبدیل شده است با این ترور میخواهد به دنیا بگوید که افغانها حکومت دست نشانده انگلیس ها را در کابل قبول ندارندوزیرمختار انگلیس در کابل فریزر تتلر در این مورد مینویسد در ماه جون سال ۱۹۳۲ یک محصل افغان بنام سید کمال محمد عزیز را کشت و اعلان کرد که این کارش بر ضد سلطه انگلیس بر کشورش یک احتیاج بود نادر به عوض اینکه ازین حادثه عبرت بگیرد و دروازه های ظلم را ببندد بر عکس بر کشتن و تشدد بر ظلم بر ضد افغانها افزود وحتی غلام نبی خان چرخی به همان شیوه فریبکارانه حبیب لله کلکانی برای ملاقات به ارگ خواسته و سپس او را زیر میل کنداغ تفنگ انداخته و بطور ظالمانه به شهادت رساند.
اعدام نادر شاه
درست یکسال بعد کشته شدن غلام نبی خان چرخی در همان چمن قصر دلکشاه به تاریخ ۱۶ عقرب ۱۳۱۲ محفلی برای تقدیم جوایز به محصلین دایر گردیده بود جوایز را شخصی نادر توزیع میکرد وقتی به صحنه حاضر شد و میخواست از پیش روی صفوف جهت ادای احترام عبور کند عبدالخالق یک تن از محصلین از صف دوم جلو امده سه مرمی بر او فیر نموده وانتقام همه مظلومانی که در مدت حکومت خود خون های پاک انها را ریخته بود از وی گرفت ونادر به سرنوشت متکبران قبلی دچار کردید.



