
جهان بینی اسلامی
نویسنده: شهید انجنیر حبیب الرحمن
قسمت: اول
مقدمه
قبل از اینکه در مورد جهان بینی یا دید و معرفت انسانی درباره جهان، انسان و زندگی چیزی بگوئیم متذکر باید شد که یک نظر اجمالی در جهان آفرینش، این حقیقت مسلم را میرساند که موجودات هستی چه کوچک و چه بزرگ، از کوچکترین ذرات داخل اتم و حیوانات ذره بینی گرفته تا بزرگترین اجسام سماوی، همه محکوم قوانین و روابط حاکم بر جهان آفرینش بوده و هیچکدام نمیتوانند از این قوانین سرپیچی کنند و موجودیت و بقای هر موجود، متکی بر آن است که در جهت قوانین حاکمه بر آن پیش رود و هرگونه خلاف رفتاری موجب فنای آن میشود.
عالم مخلوقات طور عموم زمانی در مسیر کمال قرار میگیرند و گوارایی هایی در خود بروز میدهند که کاملا مطیع قوانین طبیعی باشند. این همه زیبایی ها، نظم، حکمت و اسرار در طبیعت، مولود قوانین جاری بر عالم که ناشی از یک اراده حاکم بر جهان و یک منبع علم و قدرت است میباشد.
با توجه به مطالب فوق چنین نتیجه میگیریم که انسان هم یکی از موجودات بوده و بنابر خصلت ذاتی خویش نمیتواند از حکم فوق الذکر مستثنی باشد، لذا خواهی نخواهی محکوم قوانین و اراده حاکم بر جهان بوده و زمانی میتواند در جهت کمال و بقا پیشرود که مطیع اراده حاکم بر جهان باشد.
در اینجا متذکر باید شد فرق انسان و سایر موجودات جهان در اینست که سایر موجودات صددرصد محکوم قوانین طبیعی بوده و قدرت هیچگونه تخلفی را ندارند. ولی انسان بنا به خواست آفریدگارجهان در پاره از امور دارای اختیار بوده که این خود یکی از شاهکاریهای خلقت میباشد و هم در پاره دیگر، مانند سایر موجودات صددرصد محکوم قوانین طبیعی میباشد، که کوچکترین تخلف با فنای آن تمام میشود .
بطور مثال می توانیم پیدایش و مرگ او را یادآور شویم؛ انسان محکوم به این قانون است که باید اکسیجن تنفس کند و هرگز نمیتواند که عوض آن از کدام گاز دیگری مانند نایتروجن و یا کاربن دای اوکساید استفاده نماید و اقدام به این عمل موجب مرگ او میگردد.
بدین ترتیب موارد زیادی وجود دارد که انسان نمیتواند با آن مخالفت کند ولی در اموری اختیار دارد، میتواند به راه راست رود و یا راه غلط، ولی آفریدگارجهان برای اموراختیاری نیز قوانینی وضع نموده که اگر انسان از آن اطاعت کند به فلاح و رستگاری و کمال می رسد و سعادت ابدی را نصیب میشود و اگر با آن مخالفت کند جز سقوط در ذلت و خواری، بدبختی و عذاب بهره دیگری ندارد و هم موجودیت قوانین در ساحه های مختلف حیاتی لازمه طبیعت انسانی و بقای او بوده، نمیتوانیم قانون را از حیات انسانی تفکیک کنیم، این حقیقت مسلم است که ما با هرکس و هر چیزیکه برخورد کنیم تا زمانیکه درباره آن رای و نظر معین و مشخصی نداشته باشیم، نمیتوانیم طرز عمل خود را در برابر آن تعیین کنیم و از آنجائیکه جنبش و فعالیت لازمه حیات است و سکون لازمه مرگ و از طرفی هم هر حرکت و جنبش در محیط و ماحول خود با ارتباط به اشیاء و اشخاص صورت میگیرد، پس ناچاریم برای آنکه زنده بمانیم حرکت کنیم و برای آنکه حرکت کنیم باید در مورد اشیاء و اشخاصی که با آنها می آمیزیم رای و نظری داشته باشیم.
مبرهن است که نتیجه عمل ما که خوب است یا بد، مفید است یا مضر کاملاً مربوط به نحوه رای و نظر ما میباشد. طبیعی است که اگر در رای و نظر ما خطائی وجود داشته باشد نتیجه عمل ما حتماً بر ضرر و نقص ما است. بطور مثال شخصی که برای اولین مرتبه آتش را می بیند و از خاصیت سوزندگی آن اطلاعی ندارد ناچار طوری با آن معامله میکند که بالاخره باعث ضرر او میشو د. برعکس کسیکه از خاصیت آن اطلاع دارد نحوه عملش طوری است که نه تنها از آن متضرر نشده بلکه از آن به نفع خود استفاده کرده توسط آن به ادامه حیات خود میپردازد.
خلاصه برای اینکه از ضررها و آفتها و تباهی ها نجات یابیم و به سعادت برسیم باید جهان و آنچه را که در آن است بشناسیم و به خصوصیات و قوانین، روابط موجود میان اشیاء و انسانها آگاهی داشته باشیم تا بر اساس آن برای زندگی خود مقرراتی وضع کنیم که در چوکات آن مسیر کمال و سعادت را بپیمائیم. پس چنین نتیجه میگیریم که دید ما در مورد جهان و پدیده ها با سرنوشت و زندگی ما ارتباط دارد و ما به هرحالتی که زندگی کنیم ناچار دیدی در مورد جهان داریم، لذا باید گفت که جهان بینی لازمه حیات انسانی بوده وما میتوانیم آنرا چنین تعریف کنیم که جهان بینی عبارت از معرفت، شناخت و تفسیر جهان، انسان و زندگی است.
حالا که مفهوم جهان بینی را تا حدی دانستیم، باید ببینیم که در زندگی بخاطر آنکه حیثیت و شرافت و فضائل انسانی پامال نشود و ما مسیر فطری و طبیعی خویش را بسوی کمال و سرمنزل مقصود و سعادت جاودان بپیمائیم، دارای کدام جهان بینی باشیم این مربوط ما است که به کدام راه میرویم و کدام یک از جهان بینی های معمول را انتخاب میکنیم .
آیا در انتخاب راه زندگی عقل و دانش خود را از دست میدهیم و لاشعورانه خود را بدامان این و آن میاندازیم و یا اینکه تمام قضایا و مفاهیم جهان و زندگی را با مقیاس های عقل و علم می سنجیم و بعد راه شرافتمندانه را برای خود انتخاب میکنیم .
گرچه آراء و نظریات و عقاید و یا جهان بینی های مختلفی در جهان وجود دارد ولی از نظر ما این همه به دو بخش عمده، جهان بینی جاهلی و اسلامی تقسیم میشوند که خصوصیات متمایزی از یکدیگر دارند و جهات عمده واصولی هر یک را از دیگر تفریق مینماید.
ذیلاً، به طور اجمالی روی هر یک از دو جهان بینی جاهلی و اسلامی نظری می افگنیم تا دیده شود که کدام یک بانی حق، حقیقت، عدالت، صلح، مساوات و آزادی و حافظ حقوق انسانی ، کرامت بشری و سعادت جاودانی و کدام یک عامل و بانی و پشتیبان ظلم، ستمگری، غارت و چپاول و حامی فجیح ترین اعمال غیر انسانی و نگهبان دیکتاتوری های هر عصر و ادامه دهنده تسلط طاغوت بر همه جوانب زندگی انسانی و برباد دهنده حیثیت و کرامت انسانی و تیره روزی ابدی میگرد د.
ادامه دارد …



