ما و اداره موقت

ما و اداره موقت
نویسنده: محترم حکمتیار
امروز در برابر هر افغانى، مخصوصاً آنانكه براى آزادى كشور شان از سلطه اجنبى جنگيده اند و خواهان تأسيس دولت خالص اسلامى بوده اند، اين پرسش قرار دارد كه با اداره موقت ساخت بن و عودت محتمل شاه مخلوع به كشور چه برخوردى صورت گيرد؟ با حضور فعال نيروهاى اجنبى در كشور و اشغال تمامى نقاط ستراتيژيك توسط آنها چه خواهند كرد؟ براى آزادى كشور از سلطه اجنبى و تأسيس دولت منتخب اسلامى توسط خود افغان ها، بدون مداخله بيرونى و فشار خارجى چه اسلوبى اختيار كنند؟! در پاسخ به اين پرسش ها بايد گفت:
هر چند عده اى اداره موقت و تركيب آن را مهم مىشمارند و معتقدند كه از طريق اين اداره، تصحيح تركيب آن و دخول افراد صالح در آن مىتوان آن را به استقامت درست هدايت كرد و از اضرار آن مانع شد، ولى از نظر كسانى كه به عمق جريانات كشور دقيقاً متوجه اند و قضايا را رده بندى مىكنند و هر يكى را در جايگاه خاص خودش به اهميت مىگيرند؛ از نظر آنان اداره موقت و تركيب آن نه تنها از اهميت خاصى برخوردار نيست و حضور افراد صالح و متعهد به اسلام و آرمانهاى جهاد را در آن به اهميت نمىگيرند بر عكس به اين باور اند كه حضور چهره هاى معروف به صلاح و ديانت و تقوى در اين اداره، امريكا را در رسيدن به اهداف شومش كمك مىكند و باعث اغفال و تخدعه ملت مىشود.
از نظر اينها مهمترين قضيه، اخراج نيروهاى بيرونى و اعاده استقلال و آزادى كشور مىباشد. امروز كشور ما به اشغال رفته، آزادى و استقلال كشور و حاكميت ملى ما پامال گرديده، اختيار تعيين سرنوشت و انتخاب زعامت دلخواه از مردم ما سلب شده، اين اشغالگران امريكايى و انگليسي و حلفاى غربى شان اند كه در مورد سرنوشت مردم ما و چگونگى حكومت و تركيب آن و نصب مهره ها در آن تصميم مىگيرند. اداره اى كه به كمك ايف 16، بى52 امريكا و به زور بازوى سربازان و قدرت باروت و دالر امريكايى بر اريكه قدرت تكيه مىكند و تحت حمايه قطعات مسلح امريكايى بر كشور حكومت مىراند نه تنها قابل اعتناء و التفات نيست و نبايد به آن مشغول شد بلكه لازم است به قضيه اساسي و ريشه تمامى مشكلات كه از تجاوز اجنبى و حضور فعال نيروهاى مسلح بيگانه در كشور مايه مىگيرد تمامى توجه را مركوز كرد و تمامى نيرو و توان خود را براى آزادى كشور بكار گرفت و هيچ لحظه و هيچ فرصتى را در كار ديگرى ضايع نكرد و هيچ بخشي از نيروها و توانمندى هاى خود را در بخش ديگرى بكار نگرفت. آيا اداره اى كه قدرت، توان و جرأت آن را ندارد كه در حادثه بمبارى وحشيانه و بىرحمانه بر قافله اى عكس العمل نشان دهد كه مشتمل بر كسانى بود كه غرض اشتراك در محفل انتقال قدرت عازم كابل بودند و در وسط راه بنابر درخواست جاسوس امريكايى حامل ستلايت مورد حمله قرار مىگيرد و بيش از هشتاد نفر اعضاى قافله و اهالي قريه به قتل مىرسند، تعداد زيادى كودك و پير و زن و مرد قريه به خاك و خون كشانده مىشوند و هشت ساعت مكمل قريه و قافله تحت بمباردمان مسلسل قرار مىگيرد. واكنش اداره موقت در برابر اين حادثه دلخراش و درد آور چنان عادى بود كه گويا هيچ حادثه اى و هيچ اتفاقى صورت نگرفته. گويا چند پرنده اى قابل صيد و چند حشره اى قابل نابودى كشته شده اند. امريكايى هاى مغرور نه تنها ضرورت آن را احساس نمىكنند كه از اين اداره و ملت افغان عذرخواهى نموده و اين اقدام جنايتكارانه و تروريستي را محكوم كنند، بر عكس با افتخار مىگويند كه در قطار مذكور افراد القاعده و گروه طالبان وجود داشتند و قطار مربوط به دشمن بود!!! وزارت دفاع امريكا در گذشته و در هر نوبتى كه قريه يا مسجدى را بمبارد مىكرد و از اهالي بى دفاع قريه و نماز گذاران ده ها انسان مظلوم و بىگناهى را به خاك و خون مىكشاندند، ادعاى شان مكرراً اين بوده كه بم ها اشتباهاً به اهداف غير عسكرى اصابت كرده!! ولى اكنون و پس از تشكيل اداره ضرورت اين را نيز احساس نمىكند كه آن را اشتباه بخواند و يا عذر خواهى كند. و اداره موقت نه تنها حضور قطعات اجنبى را در افغانستان ضرورى مىشمارد و موجوديت آن را براى تأمين امنيت و مبارزه با تروريسم قابل توجيه مىخواند بلكه متصل اين بمبارى وحشيانه اعلان مىكند كه تا هنوز برخى از مراكز تروريست ها در جنوب كشور باقى مانده است كه گويا قريه ويران شده مذكور از جمله اين مراكز بوده است. اين اظهارات فقط بخاطر توجيه ادامه حملات وحشيانه امريكا و بمبارى هاى بى رحمانه اش و كشتار افغانهاى مظلوم و بىگناه بدست سربازان امريكايى صورت مىگيرد.
با توجه به اين دلائل بايد گفت كه لازم است افغان ها قضيه چگونگى اداره موقت و تركيب آن و مشغول شدن در بحثهاى مربوط به آن و تلاش براى اصلاح و تصحيح آن و نفوذ عناصر خوب در آن خوددارى كنند و توجه و اهتمام جدى شان به استقلال و آزادى كشور و اخراج نيروهاى بيگانه از افغانستان بوده، براى حفظ هويت اسلامى كشور، و حاكميت ملى و حق تعيين سرنوشت به افغانهاى سربلند و آزاد مبذول بوده، تمامى نيروها و توانمندى هاى شان را در اين جهت بسيج كنند. امروز وضعيت كشور ما شبيه به وضعيت كشور در اثناى تجاوز قواى شوروى بر افغانستان و تحميل ببرك كارمل بر كابل است و مسئوليت دينى افغانهاى مؤمن و ديندار و وطنخواهان و آزاديخواهان افغان همان است كه در برابر تجاوز نيروهاى شوروى بر كشور خود به عهده داشتند. بايد تمامى نيروهاى مؤمن، وطنخواه و آزاديخواه دست بهم بدهند و براى وادار كردن دشمن به خروج از وجب وجب خاك افغانستان از هيچ تلاشي و هيچ كارى دريغ نورزند.



