مصاحبه برادر مجاهد حکمتیار با روزنامه جمهورى اسلامى

مصاحبه برادر مجاهد حکمتیار، رهبر مجاهد حزب اسلامی افغانستان با روزنامه جمهورى اسلامى
سه شنبه 18 جدى 1380
تحليل اوضاع افغانستان از زبان رهبر “حزب اسلامى” در مصاحبه اختصاصى با روزنامه جمهورى اسلامى كه با اين عنوان جلى به نشر سپرد:
حكمتيار: مبارزه با آمريكا بزودى سراسر افغانستان را فراخواهد گرفت
سؤال: آقاى حكمتيار! شما در هيچيك از تحولات سياسى افغانستان حضور فعال نداريد و كنار مانده ايد؛ علت چيست؟
جواب: كسانى كه تحولات افغانستان را از دور بررسى مىكنند شايد احساس كنند كه ما در متن تحولات اين كشور حضور نداريم، در حالى كه چنين نيست. ولى متأسفانه اين را مىدانيم كه كسانى در تحولات امروز افغانستان فعال هستند كه حاميان بيرونى دارند و عامل اجراى توافقهاى دولتهاى بيگانه اند. على الظاهر تصور اين است كه اينها هستند كه در متن تحولات حضور دارند و گروههايى كه وابسته نيستند، مستقل هستند و حامى بيرونى ندارند، از تحولات دور مانده اند. ما خدا را سپاس مىگوييم كه در سازشها و توطئه ها عليه ملت خود شركت نداريم و با عوامل تهديد كننده استقلال و تماميت ارضى كشور خود همكارى نمىكنيم و شريك جرم آنها نمىشويم.
سؤال: نظر شما راجع به اجلاس بين الافغانى بن كه براى تعيين سرنوشت آينده افغانستان تشكيل شده چيست و چرا به آن انتقاد داريد؟
سؤال: اجلاس بن يك اجلاس امريكايى بوده و تحت اشراف و نظر امريكا دائر شده است، امريكا توجيه مىكرد، خط مىداد، راه تعيين مىكرد، متن مىداد و از شركت كنندگان مىخواست آن را امضاء كنند. من ننگ دارم كه در اجلاس تحت نفوذ امريكا شركت كنم و افتخار مىكنم كه از اين نشست شرم آور دور بودم.
سؤال: البته شما به اجلاس بن دعوت نشديد. سؤال اين است كه اگر از جنابعالي براى شركت در اين اجلاس دعوت به عمل مىآمد، شركت مىكرديد؟
ج ـ خير؛ اگر صد بار هم دعوت مىكردند در آن شركت نمىكردم، ما براى شركت در يك اجلاس بين الافغانى بدون شركت اجنبى آمادگى داريم، ولى در مذاكرات با حضور بيگانگان مخصوصاً تحت نظر امريكا؛ شركت نمىكنيم و شركت در آن را يك ننگ مىدانيم.
سؤال: بدين ترتيب نظر خود را در باره اجلاس بن ابراز كرديد. آيا در باره دولت آقاى كرزى كه از دل اجلاس بن بيرون آمد نيز همين نظر را داريد؟
جواب: بلى، به عقيده من مذاكرات بن حول دو محور مىچرخيد. امريكا دو طرح را در افغانستان دنبال مىكرد، يكى سقوط همزمان دو دولت “دولت ربانى و دولت طالبان” و جايگزين كردن دولت جديدى كه كاملاً تحت اختيار اداره امريكا باشد. ديگرى جلب موافقت افغانها براى اعزام نيروى امريكايى و اروپايى به افغانستان به عنوان شروعى بر طرح امريكايى كردن اين كشور. در اجلاس بن امريكايىها به هر دو هدف رسيدند. از نظر ما بند مربوط به حضور نيروهاى اجنبى در افغانستان بسيار مهم است. در شرائط حضور نيروهاى بيگانه در افغانستان، دولت موقت فعلى كاملاً مسلوب الاراده است. حتى اگر بهترين فرد را هم در چنين شرائطى در رأس دولت موقت قرار مىدادند، اوضاع نه تنها بهبود نمىيافت كه بدتر نيز مىشد. براى آنكه فرد خوب و خوش سابقه در اين شرائط باعث فريب مردم مىشود. من نمىخواهم راجع به اعضاى دولت موقت حرفى بزنم فقط تأكيد مىكنم اين هيچ ارزشي ندارد.
مسئله اساسي از نظر ما حضور نيروهاى بيگانه است كه مغاير با اسقلال، آزادى و حاكميت ملى مردم افغانستان است.
سؤال: آيا فكر مىكنيد حضور اين نيروها در افغانستان دائمى است؟
جواب: آرى، امريكايىها نيامده اند كه برگردند، آنان آمده اند براى اشغال افغانستان، براى امريكايى كردن افغانستان، براى تسلط بيشتر بر منطقه، براى تأسيس پايگاه نظامى در افغانستان. از نظر امريكا، افغانستان يك نقطه ستراتيژيك است كه تسلط بر آن مىتواند امريكايى ها را بر آسياى مركزى و منابع اقتصادى آن مسلط كند.
سؤال: ولى افغانستان هميشه اين ويژگى را داشته است، انتخاب مقطع فعلى تصور مىكنيد حساب شده است؟
جواب: بلى، انتخاب مقطع فعلى به عوامل زيادى بستگى دارد. تا به حال اوضاع در منطقه و در افغانستان براى تحقق سياستهاى امريكا تا اين حد مهيا نبود، در امريكا جمهوريخواهان توسعه طلب بر منصه كار نبودند. حوادث 20 سنبله امريكا شكل نگرفته بود تا امريكا با تبليغات خود بتواند افغانستان را”منشأ” تروريسم معرفى كند. حتى جمهورى اسلامى ايران هم تا اين حد مواضع خارجى اش مورد پسند امريكا نبوده است، ايران هم اجلاس بن را تأييد كرد و هم دولت موقت افغانستان را به رسميت شناخت. بنابر اين شرائط فعلى از هر جهت براى امريكا مهيا بوده است. در داخل افغانستان امريكايى ها مدتها براى فراهم ساختن زمينه دخالت نظامى خود در اين كشور تلاش مىكردند. شما لابد شنيديد امريكايىها حتى قبل ازحوادث 20 سنبله طرح عمليات نظامى به افغانستان را مدنظر داشته اند. فرانسيس ويندرل نماينده ويژہ سازمان ملل در امور افغانستان قبل از حوادث نيويورك و واشنگتن در نشستى با نمايندگان افغانستان سخن از طرح امريكا براى عمليات نظامى در افغانستان به ميان آورده بود و به آنها گفته بود كه امريكايىها قصد بازگرداندن ظاهر شاه را دارند و حتى به آنان توصيه كرده بود كه با پروسه امريكا در افغانستان همراهى كنند. يك ديپلمات پاكستانى نيز دو ماه قبل از حادثه نيويارك و واشنگتن در مصاحبه با بى بى سى از طرح امريكا براى اشغال نظامى افغانستان سخن به ميان آورده بود.
سؤال: آقاى حكمتيار! شما به چند مورد از اهدافى كه امريكايىها به خاطر تحقق آن در افغانستان به اين كشور نيرو اعزام كردند اشاره كرديد. چه اهدافى ديگر را در اين خصوص بر دخالت نظامى امريكا مرتب مىدانيد؟
جواب: شما مىدانيد امريكايىها قبل از اشغال افغانستان، در شمال اين كشور يعنى در ازبكستان براى خود پايگاه نظامى ايجاد كردند. از جايگاه ازبكستان و قدرت تأثير گذارى اين كشور در آسياى مركزى نيز مطلع هستيد. غير از اين از معاهدات نظامى امريكا با تاجكستان، قرغيزستان، قزاقستان، آذربايجان و ديگر جمهوريهاى اين منطقه خبر داريد. بوش با صراحت گفته است كه اهداف امريكا فراتر از بازداشت يا كشتن ابن لادن است. امريكايىها مىخواهند از طريق ايجاد پايگاه نظامى در افغانستان، چين و ايران را تهديد كنند، مشكلات ايران و آذربايجان را به نفع منافع امريكا حل كنند، بر منابع نفت و گاز آسياى ميانه چنگ اندازى كنند و امكان تسلط دوباره روسها را بر منطقه از بين ببرند.
سؤال: به عقيده شما اگر ابن لادن و ملا عمر دستگير شوند يا كشته شوند، چه فكر مىكنيد امريكايىها از آن پس حضور نظامى خود در افغانستان را چگونه توجيه خواهند كرد؟
جواب: جواب: اين توجيه همين الآن هم كه اين دو نفر دستگير نشده اند؛ پذيرفتنى نيست؛ مگر مىتوان باور كرد كه به خاطر دستگيرى دو نفر يا از بين بردن دو گروه؛ خليج فارس، اقيانوس هند، جمهوريهاى آسياى مركزى و تركيه و همه پهنه منطقه به اشغال نظامى بيگانه در آيد؟
سؤال: سؤال من اين بود كه امريكايىها بعد از آنكه ملا عمر و ابن لادن كشته شدند يا دستگير شدند و پرونده آنها در افغانستان بسته شد، به عقيده جنابعالي چه توجيهى را براى ادامه حضور خود در افغانستان ارائه خواهند كرد؟
جواب: همان توجيهى كه بعد از بيرون راندن عراق ازكويت و شكست دادن ارتش عراق ارائه كردند، نيروهاى امريكا براى دفاع از كويت و بيرون كردن نظاميان عراقى به منطقه آمدند ولى پس از خروج عراقيها از كويت باز ديديم كه در منطقه ماندند توجيه شان براى ادامه حضور چه بود؟
سؤال: توجيه شان اين بود كه خطر حمله عراق همچنان باقى است، توجيه شان اين بود كه براى تضمين امنيت و ثبات در منطقه باقى ماندند و دلائلي از اين دست.
جواب: خوب اين دلائل را عيناً در مورد افغانستان هم پس از خاتمه سناريوى ابن لادن و ملا عمر ممكن است ارائه دهند. بگذاريد من به شما بگويم آنها خود را در شرائطى مىبينند كه براى ادامه حضور خويش ديگر نيازى به اجازه يا موافقت دولت ها ندارند. آنها خود را بى حريف و بى رقيب در دنيا مىبينند و احساس مىكنند براى ا نجام اقدامات خود نيازى به مجوز كسى ندارند. آنها دنيا را تك قطبى مىدانند و تصور شان اين است كه مىتوانند با دست باز عمل كنند، بنابر اين نيازى به ارائه توجيه و دليل براى ادامه حضور خود نمىبينند.
سؤال: آقاى حكمتيار، چقدر اين اتهام را قبول داريد كه ابن لادن عامل حوادث 20 سنبله نيويورك و واشنگتن بوده است؟
جواب: هيچ؛ حوادث 20 سنبله را خود امريكايىها بوجود آوردند، ريشه حادثه در خود امريكاست، سياستهاى امريكاست كه باعث اين نوع عكس العملهاست. سياست امريكايىها در مورد فلسطين و حمايت از اسرائيل، در مورد كشورهاى اسلامى، در مورد نهضتهاى اسلامى و حمايت امريكا از حكومتهاى استبدادى، كودتايى، مطلقه و خاندانى، اينها است كه عامل بروز حوادثى مانند حادثه 20 سنبله نيويورك و واشنگتن است. اين رفتار و عملكرد باعث مىشود كه صدها و هزارها اسامه بن لادن در نقاط مختلف جهان عليه امريكا و سياستهايش شكل بگيرد.
سؤال: آقاى حكمتيار! الآن امريكايىها اينطور تبليغ مىكنند كه مخالفين سياستهايشان در داخل افغانستان يا حامى ابن لادن هستند و يا حامى طالبان، آيا شما نگران اين نيستيد كه به دليل مخالفتهايى كه با سياستهاى امريكا در افغانستان داريد، از جانب آنان متهم به جانبدارى از طالبان يا ابن لادن شويد؟
جواب: آنها هر طوريكه مىخواهند تبليغ كنند، ما از اين هيچ باكى نداريم، ما مخالف حضور نيروهاى اجنبى در كشور خود هستيم و حمله امريكا را بر افغانستان به شدت محكوم مىكنيم و به شما اطمئنان مىدهيم كه تمام نيروهايىكه بر ضد حضور نظامى روسها در افغانستان بوده اند، به همان پيمانه، به همان سويه و به همان شدت حمله امريكا را در كشور شان محكوم مىكنند.
سؤال: الآن متأسفانه اينطور نيست؟
جواب: هنوز واقعيتها نمايان نشده است و از دور دشوار است كه حقائق درك شود، ولى شما خواهيد ديد كه اينطور نيست كه الآن تصور مىكنيد. در روزهاى اول تجاوز شوروى به افغانستان هم همين نا اميدى ها وجود داشته، همه احساس مىكردند، در همان روزهاى اول حمله، مخالفين مرعوب و مخالفتها سركوب خواهد شد و اوضاع آرام خواهد گشت، حتى برژنف رئيس حكومت شوروى هم در يك كنفرانس مطبوعاتى در دهلى تأكيد كرد كه حد اكثر به سه ماه وقت نياز دارد تا افغانستان را آرام سازد. سربازان متجاوز روس هم در افغانستان با غرور و تكبر در شهرهاى افغانستان جولان مىدادند. طورى رفت و آمد مىكردند كه گويى در مسكو هستند، حتى خيلى از شهرهاى بزرگ افغانستان را “مسكو كوچك” لقب مىدادند، ولى همان زمستان اول سپرى نشده بود كه عمليات كوبنده و سرنوشت ساز مجاهدين آغاز شد، در همان اواخر زمستان، عرصه چنان بر نظاميان روس تنگ شده بود كه آنان ديگر به هيج افغانى اعتماد نداشتند. حتى به بسيارى ازكمونستها هم اعتماد نداشتند، شما نگران نباشيد. الآن اول كار است و مبارزه با امريكايىها هم آغاز خواهد شد.
سؤال: ولى ظاهر امر اينطور نيست. متأسفانه همه گروههايى كه در برابر ارتش سرخ در افغانستان ايستادند امروز يا در برابر سياستهاى امريكا ساكت هستند و يا مؤيد آنان شده اند؟
جواب: نه، اين را نگوييد: من با شما موافق نيستم، ولى مىگويم كه ما به زمان احتياج داريم، فقط چند ماه صبر كنيد، به حرف من خواهيد رسيد. زمانى را مىبينم كه بسيارى از افغانها رو در روى امريكا ايستاده اند، و امريكايىها عرصه را براى ادامه حضور خود تنگ ببينند و جنگ عليه امريكا به سراسر افغانستان توسعه خواهد يافت. متأسفانه برخى از گروهها همدست امريكا شده اند، ولى من معتقدم تجربه مقاومت در برابر نيروهاى متجاوز روس، دوباره تكرار خواهد شد و براى امريكا آسان نيست كه در اين كشور باقى بماند. اشغال كشور و تصرف شهرها آسان است، ولى حفظ اين اشغالگرى آسان نيست. براى امريكايىها واقعاً دشوار است كه بتوانند در افغانستان باقى بمانند، شوروى ها در افغانستان لااقل يك حزب كمونيست را در اختيار داشتند كه زمينه تشكيلاتى و روانى حضورشان را در اين كشور فراهم سازد، ولى اين پايگاه سياسى در افغانستان امروز؛ براى امريكا وجود ندارد. شانس امريكايىها براى حضور در افغانستان به مراتب كمتر از روسهاست. از اين رو امريكا در طرحهاى خود در افغانستان موفق نخواهد بود.
سؤال: آقاى حكمتيار: نفوذ و منـزلت محمد ظاهر، شاه سابق افغانستان در اين كشور چگونه است؟
جواب: افغانها ظاهر شاه را “ببرك كارمل امريكايى” مىدانند. بدون عمليات نظامى امريكا و اشغال افغانستان توسط نظاميان بيگانه ظاهر خان هرگز توان حكومت بر مردم اين كشور را ندارد.
سؤال: آيا شما احتمال نمىدهيد كه ظاهر شاه پس از بازگشت به افغانستان در صدد احياء حكومت سلطنتى سابق خود باشد؟
جواب: امريكا مىخواهد كه حكومت شاهى در افغانستان احياء شود و در اين زمينه بر روى شخص ظاهر شاه هم عنايت ويژہ اى دارد. من معتقدم به همين دليل مايل نبود او رياست دولت موقت فعلى را عهده دار باشد. زيرا در دوران دولت موقت امريكا مىخواهد شهرهاى افغانستان را بمباران كند، مردم را به اسم نيروهاى القاعده بكشد، خانه ها را ويران كند. طبعاً مايل نيست اينها به اسم ظاهر شاه نوشته شود. پس از آنكه امريكايىها حضور نظامى خود را در افغانستان با اين گونه حوادث تحكيم كردند، ظاهر شاه به صورت “ناجى” و “مصلح” به افغانستان مىآيد و مردم به دليل آنكه دولت موقت را در برابر حملات امريكا نالايق ديدند به ظاهر شاه رأى مىدهند، ظاهر شاه نيز از سوى لويه جرگه اى كه در دوران حاكميت دولت موقت تعيين شده است به عنوان رئيس حكومت آينده افغانستان انتخاب مىشود. اين برنامه و هدف امريكاست. حتى برنامه اين است كه قانون اساسى جديد افغانستان همان قانون اساسى ظاهر شاهى باشد كه در 1964 تصويب شده است. اعضاى لويه جرگه هم از طرف واليانى كه توسط دولت موقت تحت الحمايه امريكا تعيين شده اند انتخاب مىشوند، لويه جرگه اى كه به اين ترتيب شكل مىگيرد، اكثر اعضاى آن به حمايت ظاهر شاه رأى خواهند داد.
سؤال: آقاى حكمتيار شما آينده نا اميد كننده و تاريكى را در باره آينده افغانستان براى ما ترسيم كرديد؟
جواب: اين همان بندهاى موافقتنامه بن است، اينها حرفهاى دل من نيست. برنامه امريكايىهاست و از نمايندگان شركت كننده در مذاكرات بن امضاى آن را دريافت كرده اند. اما اينكه امريكا مىتواند تمامى اين مراحل را عملى كند يا خير؛ بنده هرگز معتقد نيستم كه امريكا قادر به اجراى نقشه هاى خود باشد. من متأسفم كه بخش هاى پنهان موافقتنامه در مطبوعات ايران پخش نشده است. چرا اسرار پشت پرده اجلاس بن در ايران منتشر نمىشود؟
سؤال: شما تحليل اوضاع آينده را ارائه مىكنيد؛ اين تحليلها جزء مندرجات مصوب اجلاس بن نيست تا همه مطبوعات مبادرت به چاپ آن كنند؟
جواب: ببينيد نماينده ويژہ سازمان ملل تصريح كرده كه انتخابات افغانستان ممكن است تا سه سال آينده برگزار نشود؛ آيا مىدانيد مفهوم اين حرف چيست؟ يعنى تا سه سال وضع همين است و انتخاباتى در كار نيست.
سؤال: شايد او حدس و گمان خود را مطرح كرده است؟
جواب: خير؛ آنها در همين مسير پيش مىروند؛ انتخابات بعد از تشكيل لويه جرگه، بعد از تدوين قانون اساسى و بعد از پذيرش احزاب سياسى و بعد از همه اينهاست. الآن قضيه اين است كه كارى را كه انگليس ها با امان الله خان كردند با ظاهر شاه بكنند كه نه شاه، نه لويه جرگه و نه دولت هيچ تعلق خاطرى به مردم نداشته باشند.
سؤال: آقاى حكمتيار! مردم افغانستان در سال 1973 رژيم شاهى را كنار نهادند، بعد با حكومت داؤد خان جنگيدند، بعد با تركى، امين، ببرك و نجيب كمونيست مبارزه كردند، در برابر اشغالگران روس مقاومت كردند، به مدت 5 سال با طالبان جنگيدند آيا اين تأسف آور نيست كه پس از طى يك دوره 28 ساله مبارزه باز به همان نقطه اول بازگرديم و شاهد احياء تدريجى حكومت شاهى در افغانستان باشيم؟ آيا اين بود نتيجه سه دهه مبارزه؟ آيا اين به معنى يك دور باطل نبود؟
جواب: خير؛ معنى اين واقعيت تلخ اين است كه افغانستان به طور مسلسل با توطئه ها مواجه است. بازگشت ظاهر شاه يقيناً مرحله جديد توطئه و نقشه اى است كه براى ملت افغانستان طراحى شده است.
سؤال: ولى ظاهر شاه پير مرد مفلوك 88 ساله اى است كه قادر به راه رفتن هم نيست؟
جواب: ولى امريكا كسى را به اندازه ظاهر شاه سراغ ندارد كه تا اين همه وفادار به آن باشد و من تعجب مىكنم كه چرا دوستان ايرانى ما متوجه اين خطر بزرگ نيستند. اجلاس امريكايى بن، آمدن امريكايىها به پشت مرزهاى ايران و استقرار آنها، بازگشت تدريجى ظاهر شاه و … من تعجب مىكنم كه چرا در ايران هيچ حساسيتى نسبت به اين تحولات وجود ندارد!! شايد ايران جزء اين پروسه امريكايى و موافق با آن است!!
سؤال: پس منظور شما چه كسى هست؟
جواب: من مىبينم كه آقاى خاتمى در كنفرانس مطبوعاتى خود ما را متهم به مخالفت مىكند. در حالىكه ما فقط اين را گفته ايم كه امريكا حق ندارد بر افغانستان حمله كند و حق ندارد مردم ما را بكشد. من نگران اين هستم كه برخى دوستان ايرانى از تحولات امريكايى پشت مرزها در افغانستان حمايت كردند و تصور كردند با حمايت از امريكا و اروپا در جنگ عليه آنچه كه تروريسم ناميده شده، مىتوانند مشكلات شان را با امريكا حل كنند، آنها براى كشته هاى امريكايى شمع افروختند ولى براى كشته هاى ملت افغانستان كه روزى صد نفر از آنها زير بمباران امريكايى ها كشته مىشوند؛ شمعى در ايران افروخته نشد، متجاوز از 20 هزار نفر از زمان شروع حملات امريكا به افغانستان كشته و زخمى شده اند. 100 نفر در يك قريه، 70 نفر در يك قريه، 35 نفر در قريه اى ديگر، صدها زندانى در قلعه جنگى، صدها نفر در پكتيا، در خوست، در نقاط ديگر، حتى مساجد زيادى تخريب شده اند. ولى در ايران ابعاد اين فاجعه درك نشده است.
سؤال: آقاى حكمتيار در اين كه يك طيفى در كشور ما همين طور فكر مىكنند كه شما مىگوييد حرفى نيست. ولى اين تفكر غالب بر جامعه نيست. در ايران اكثر مردم اين طور فكر نمىكنند، مواضع رهبر انقلاب را مشاهده كنيد، چرا موضعگيرى ايشان را معيار قضاوت قرار نمىدهيد؟
جواب: من از ايشان سپاسگذارم؛ ولى احساس مىكنم در كشور جمهورى اسلامى ايران نبايد كسانى باشند كه جور ديگرى بينديشند و با امريكايىها آنطور همدردى كنند و اما افغانها را به فراموشى بسپارند، ما سخت مظلوم هستيم، ما خيلى تنها هستيم.
سؤال: آقاى حكمتيار! اينكه شما مىگوييد تنها هستيد، اجازه بدهيد محور بحث را عوض كنيم و راجع به تنهايى شما سؤالي را مطرح كنم. من مايلم به رفتار خود شما اشاراتى داشته باشم. شما از ابتداى بحران افغانستان در همه مراحل؛ آهنگ مخالفت نواختيد، پس از سقوط رژيم كمونيستى با دولت مجددى مخالف بوديد. با دولت ربانى مخالفت كرديد، پس از آنها طالبان به قدرت رسيدند، با آنها مخالفت كرديد و در عين حال همزمان با مخالفين طالبان هم مخالفت كرديد، با اجلاس بن و با دولت فعلى افغانستان هم مخالف هستيد. اين مخالفتها اگر چه در بعضى موارد قابل فهم و درك است؛ ولى در بعضى موارد ديگر قابل فهم نيست. آيا تا كنون رفتار خود تان را مورد ريشه يابى قرار داده ايد؟ شما هميشه در تاريخ دو دهه اخير افغانستان به عنوان اپوزيسيون؛ مطرح بوده ايد.
جواب: اجازه بدهيد عرائضى داشته باشم: شما كدام گروه سياسى و حزب مخالف را سراغ داريد كه تا قبل از رسيدن به قدرت در جبهه “اپوزيسيون” قرار نداشته باشد؟
سؤال: شما به قدرت هم كه رسيديد باز در جبهه اپوزيسيون بوديد.
جواب: من تا اين لحظه هرگز به قدرت نرسيده ام.
سؤال: چرا به قدرت رسيديد، نخست وزير كشور شديد؟
جواب: ولى شما ملاحظه كنيد كدام يك از مخالفتهاى ما غير عادى بود؟ كجا نبايد “اپوزيسيون مىشديم كه شديم؟ من امروز مىگويم با اجلاسى كه مجرى نيات امريكاست مخالفم آيا اين اپوزيسيون ايرادى دارد؟
سؤال: آقاى حكمتيار من نمىخواهم پرونده مخالفتهاى شما قبل از اجلاس بن را در اين وقت كوتاه مصاحبه يكى يكى مطرح كنم ولى در ارتباط با همين اجلاس بن من عرض مىكنم كه همه آنهايى هم كه در اجلاس بن شركت كردند، واقعاً مؤيد امريكايىها نبودند؟
ج: چه كسى در آن اجلاس مخالف امريكا بود به من بگوييد؟
سؤال: بعضى افراد كه شايد نام آنها را ندانم مخالف امريكا بودند؟
جواب: ولى بعد ديديد كه همه موافق از آب در آمدند. من به شما عرض مىكنم هيچ فرد مخالف امريكا به اين اجلاس دعوت نشد، حتى افراد بى طرف را هم دعوت نكردند. فقط گروههايى دعوت شدند كه طرفدار امريكا بودند. ما با طالبان مخالف بوديم. خوب همه دنيا با آنها مخالف بودند، شما ايرانى ها هم مخالف بوديد. ولى با حمله امريكا بر طالبان هم مخالفت كرديم. همكارى با گروههاى ائتلاف شمال را هم نپذيرفتيم به دليل آنكه آنها مورد حمايت روسيه هستند.
سؤال: آقاى حكمتيار آيا شما واقعاً برهان الدين ربانى را عامل روسيه مىدانيد؟ اين اتهام آيا پذيرفتنى است؟ آقاى ربانى در افغانستان سالها در كنار شما و در كنار نيروهاى شما پنجه در پنجه نظاميان ارتش سرخ داشت. با آنها جنگيد و به اين جنگ آزاديبخش در كشورش شهرت دارد. چطور مىتوانيد به راحتى با يك اتهام ايشان را عامل روسها بدانيد؟
جواب: من مىگويم كه آنها مورد حمايت روسيه هستند. روسها پشتيبان آنها بوده اند.
سؤال: كى؟ اين حمايت مربوط به چه مقطع زمانى است؟
جواب: مربوط به مقطع بعد از خروج روسها و سقوط حكومت كمونيستى تا به امروز، اين فقط يك اتهام نيست؟ وزير دفاع روسيه در مصاحبه مطبوعاتى خود تصريح كرده كه ما از ائتلاف شمال افغانستان حمايت نموده، حمايت مىكنيم و حمايت خواهيم كرد. شما خيال مىكنيد روسيه از سر دلسوزى از گروههاى افغان حمايت مىكند؟
سؤال: خير احساس مىكند در صورت اظهار حمايت از دولت ربانى امنيت مرزهاى جنوبى جمهوريهاى آسياى ميانه را تضمين مىكند، هر اظهار حمايتى را كه نمىتوان دليل وابستگى دانست؟
جواب: خير؛ حمايت روسها به اين معنى است كه آنها سياست توسعه طلبانه خود در افغانستان را مىخواهند از طريق گروههاى داخلى افغانستان دنبال كنند. منافع ستراتيژيك روسها در افغانستان با ادامه جنگ در افغانستان گره خورده است. جبهه شمال را براى ادامه جنگ مورد حمايت قرار دادند. نخست با ما جنگيدند بعد با طالبان.
سؤال: نه من اين تحليل را نمى پذيرم زيرا حمايت هيچ دولتى از دولت ديگر يا از يك گروه سياسى را نمىتوان در قالب نيت سلطه گرى بررسى كرد. ولى اجازه بدهيد به شما عرض كنم آيا رفتار خود شما براى حاكميت ملى افغانستان زيانبار نبوده است؟
جواب: كدام رفتار؟
سؤال: من معتقدم آقاى ربانى از سر ناچارى بود كه نخست وزيرى و رياست دولت كابل را به شما واگذار كرد زيرا مىخواست از گزند ادامه جنگ شما در امان باشد.
جواب: ما باهم جنگى نداشتيم.
سؤال: پس اين همه تلفات انسانى پس از تشكيل دولت ربانى بخصوص در شهر كابل براى چه بود؟
جواب: ببينيد ما هم حكومت موقت مجددى و هم حكومت ربانى را كه متعاقب اجلاس پشاور تشكيل شد، قبول كرده بوديم ولى جنرالان كمونست كه هيچ توافقنامه اى را قبول نداشتند كابل، وزارتخانه ها، راديو تلويزيون، وزارت دفاع و همه ساختمان هاى اصلى و دولتى آن را در تصرف خود داشتند، ربانى با من مىنشست، معاهده امضاء مىكرد، جنرالان كمونست در كابل مىگفتند: ما هيچ التزام و تعهدى در قبال اين معاهدات نداريم. من با جنرالان كمونست مخالف بودم، معتقد بودم و سياست ما اين بود و هست كه رهبران بايد تا برگزارى انتخابات انتظار بكشند، از طريق كودتاها، سازش ها و اتكاء بر اجنبى، جنگ، تسلط بزور تفنگ و رسيدن به قدرت را از طرق ناجائز تلاش نكنند، بگذارند انتخابات برگزار شود. بايد براى انتقال قدرت از يكى به ديگرى يك قطره خونى بر زمين نريزد، در زمانيكه نيروهاى روسى كشور ما را ترك مىگفت، نجيب از من دعوت كرد، ببرك كارمل قبل از او خط بسيار طولانى فرستاد كه حتى قطرات اشكش هم بالاى نامه نمايان بود، خوب كسى كه نامه را انتقال داده بود چنين حكايت كرد، ببرك كارمل نوشته بود كه بياييد حكومت ائتلافى درست مىكنيم، خروج نيروهاى شوروى را هم تو اعلان كن، تو را بعنوان برادر بزرگ قبول داريم، در رابطه با خروج نيروهاى شوروى هم خودت در كابل بيا و تصميم بگير، نجيب بمن پيام فرستاد كه ده وزارت را خودت از وزارتخانه ها انتخاب كن و تو را بعنوان برادر بزرگ مىپذيريم و معتقديم كه مشكل افغانستان فقط در نتيجه تفاهم بين حزب وطن و حزب اسلامى حل خواهد شد، براى من گورباچف احوال فرستاد، هيئت رسمى و باصلاحيت و نماينده خاصش آمد و با همين پيام آمد كه شما با حزب وطن ائتلافى درست كنيد، حزب وطن كه ديگر آن حزب كمونست قبلى نمىباشد، نام خود را هم تغيير داده، ديگر شما چه ملاحظه اى داريد و در قانون اساسى هم نوشته كه دين رسمى افغانستان اسلام است، شما چه اشكالى را مىبينيد. ياسر عرفات بحضور داشت بى نظير بوتو و تمامى اركان دولت به اين صيغه بمن گفت كه بر برادران تان رحم كنيد، شما آينده داريد، جوانيد، يك اداره موقت بسازيد، بعد انتخابات برگزار شود و اگر اين ممكن نيست يك حكومت ائتلافى بسازيد و در رأسش ظاهر شاه باشد؛ گفتيم: نه؛ كمونست ها بايد بلا قيد و شرط حكومت را بسپارند به يك اداره موقت، من براى ربانى هم اين را گفتم كه بياييد يك اداره موقت بسازيم، مجاهدين ما نبايد مسلحانه وارد كابل شوند و از اين بايد بيم داشته باشيم كه فردا ما در برابر همديگر قرار بگيريم، ائتلافى با كمونست ها صورت بگيرد، جنگ دو باره آغاز شود، ما همواره مىگفتيم كه بايد يك اداره موقت درست شود؛ امروز نيز همين را مىگوييم، به كرزى هم اين را مىگوييم، به همه مىگوييم و موضع ما اينست كه با هر گروهى حاضريم به دو شرط همكارى كنيم: خروج نيروهاى بيگانه و برگزارى انتخابات. اين سخن هميشگى ماست، اينكه ما تا اين مدت از قدرت دور بوديم موضع اصولى ما حكومت موقت و برگزارى انتخابات بود و اينكه رهبران بايد انتظار بكشند. مگر مىشود اين گناه باشد كه در اين اداره تا حال شركت نكرديم و بر انتخابات اصرار داشتيم و مخالف كودتا ها بوديم. دليل دورى ما اين بوده است.
سؤال: البته كه دليلش اينها نيست؟
جواب: شما بعنوان يك مسلمان باور كنيد كه دلائلش همين است، و در غير آن نه در زمان طالبان براى من مشكل بود كه بروم و در حكومت شركت كنم و نه همين لحظه مشكل است؟
سؤال: اگر حكومت ربانى ايده آل شما نبود چرا با طالبان در يك جبهه قرار نگرفتيد، طالبان هم قصد نابودى ربانى را داشت، علت مخالفت شما با طالبان چه بود؟
جواب: طالبان قبل از اينكه با ديگران بجنگند با ما جنگيدند. آنها قبل از اينكه به مركز كشور برسند، يك سال تمام با نيروهاى حزب اسلامى در مناطق پشتون نشين افغانستان جنگيدند و بعضى گروههاى شمال كه تحت نفوذ ربانى بودند نيز براى تضعيف ما از آنها حمايت هم مىكردند.
سؤال: چرا طالبان با شما مىجنگيدند؟
جواب: ما مانع سلطه آنها بوديم؛ طالبان به هر حال از جنوب افغانستان حركت خود را شروع كردند و ما هم در آنجا حضور داشتيم. آنها با عبور از مرز پاكستان با ما روبرو شدند. آنها براى تسلط بر جنوب مجبور به جنگ با ما بودند. ضمناً طالبان از حمايت آشكار پاكستان و پشتيبانى پنهان امريكا برخوردار بودند، اين حمايتها به آنها نيرو مىداد و در واقع اختلاف آنها با امريكا از زمانى آغاز شد كه كابل را در خزان سال 1375 به تصرف خود درآوردند.
سؤال: چرا وقتى طالبان به كابل رسيدند، شما با آنكه نخست وزير افغانستان بوديد و يقيناً قدرتتان افزونتر شده بود، در برابر طالبان مقاومت نكرديد؟
جواب: ما مىتوانستيم مقاومت كنيم ولى در كابل نگذاشتند نيروهاى ما نقش فعالى در برابر طالبان داشته باشند.
سؤال: چه كسى نگذاشت؟ حمله طالبان حاكميت ملى دولت شما و حكومت افغانستان را نشانه رفته بود. شما نخست وزير بوديد چه كسى در برابر شما كه رياست دولت را بر عهده داشتيد مانع بود؟
جواب: همان گروههايى كه مورد حمايت روسيه بودند و از سلاح و مهمات و حمايت سياسى آنها برخوردار بودند.
سؤال: ولى شما بعد از عقب نشينى از كابل، همكارى با دولت ربانى را پذيرفتيد و بعد عضويت در اتحاد شمال را هم قبول كرديد؟
جواب: اشتباه كرديم، در اصل اتحاد با جبهه شمال يك اشتباه بود.
سؤال: آقاى حكمتيار اجازه بدهيد باز هم بحث را عوض كنيم، آيا شما از نزديك شناختى نسبت به ملا عمر داريد؟
جواب: خير؛ ملا عمر تا قبل از تأسيس حركت طالبان مطرح نبود و من هم شناختى از وى نداشته ام، او در ابتداء در حد يك فرمانده كوچك مطرح بود.
سؤال: ابن لادن چطور، او را نمى شناختيد؟
جواب: بلى او را مىشناختم، به عنوان يك داوطلب و رضاكار عرب به جبهه هاى جنگ عليه قواى ارتش سرخ آمده بود.
سؤال: اينكه مىگفتند او عامل “سيا” بوده است صحت دارد؟
جواب: خير اين حرفها فقط در ايران زده مىشود.
سؤال: ابن لادن داوطلب براى شركت در جنگ، چطور شد كه به اسامه بن لادن امروزى تبديل شد؟
جواب: در ابتدا ابن لادن فقط در حد يك رزمنده داوطلب در افغانستان مطرح بود و فعاليت سياسى نداشت. از اينگونه داوطلب ها از بسيارى كشورهاى عربى به افغانستان مىآمدند، حتى دولت سعودى بهاى تكت كسانى را كه از عربستان راهى افغانستان شده بودند به نصف تقليل داده بود. با خروج نيروهاى روس از افغانستان و سقوط حكومت نجيب، ابن لادن راهى سودان شد.
سؤال: براى اينكه با مسيحيان شورشى آن كشور بجنگد؟
جواب: بلى؛ ولى در جريان اين جنگ دولت سودان براى اخراج ابن لادن تحت فشار امريكا قرار گرفت.
سؤال: چرا؟
جواب: چون امريكا ازشورشيان سودان حمايت مىكرد. پس از اين اخراج، ابن لادن به افغانستان بازگشت و مورد حمايت طالبان قرار گرفت.
سؤال: آقاى حكمتيار چرا در ايران اقامت كرده ايد؟
جواب: ايران بهترين نقطه براى اقامت من است. براى اينكه اگر روزى مرا امريكا طلب كند، شايد تسليم نخواهد كرد.
سؤال: شما قصد بازگشت به افغانستان را نداريد؟
جواب: چرا؛ إن شاء الله به موقع، به افغانستان باز خواهم گشت.
سؤال: برنامه خاصى براى آينده نداريد؟
جواب: چرا نه؛ برنامه هاى خودم را دارم و به موقع آنها را به اجرا خواهم گذاشت. من مىدانم جنگ عليه قواى امريكايى شروع خواهد شد. و امريكايىها مجبور به خروج از كشور ما خواهند شد. در همين چند روز اخير چند امريكايى تا كنون توسط افغانها كشته شده اند. اين طليعه همان مبارزه اى است كه من به شما عرض كردم.
من روزى سر انجام به افغانستان باز خواهم گشت و از همه گروههاى افغانى براى يك اتحاد اسلامى دعوت به عمل خواهم آورد.
سؤال: ولى هر يك از گروههاى افغانى به نوعى در نظر شما مسئله دار هستند!
جواب: (خنده) همه گروهها حتى آنهايى را كه مسئله دار هستند و در حق ما جفاها كرده اند، به يك ميثاق و اتحاد دعوت خواهيم كرد.
سؤال: از اينكه در اين مصاحبه شركت كرديد سپاسگزارم.
موفق باشيد.



