چه كسى بر حضور نيروهاى بيگانه اصرار دارد؟

چه كسى بر حضور نيروهاى بيگانه اصرار دارد؟
نویسنده: محترم حکمتیار
گروه هاى شامل جبهه شمال، تا قبل از سقوط حكومت طالبان، با حمله امريكا بر افغانستان موافق و خواهان تشديد حملات و حضور فعالتر و گسترده تر نيروهاى امريكايى در افغانستان بودند. اما پس از سقوط حكومت طالبان و پس از ايجاد اختلافات ميان امريكا، روسيه و ايران در مورد ادامه حملات نيروهاى امريكايى و استقرار دوامدار آن در افغانستان، برخى از اين گروهها در ملاقات ها و ديدارهاى سرى و علنى شان با هيئت هاى روسى و ايرانى از موضع آنها جانبدارى مىكنند و بر عكس در ديدار ها با امريكايى ها حضور اين نيروها را بلامانع مىخوانند، و برخى ديگرى خط شانرا از دوستان سابقه جدا كرده اند و بر حضور فعال تر و گسترده تر نيروهاى بيگانه در افغانستان اصرار مىورزند كه دوستان ايرانى ما در مورد آنان مىگويند: بالآخره امريكايى از آب در آمدند!!
غربگراها، ملى گراها، و بقاياى گروه هاى كمونستى چون پرچم، شعله جاويد و ستم ملى، كه به روند بن پيوستند و در اداره موقت و كابينه آن حضور دارند، از ادامه حضور نيروهاى بيگانه و افزايش تعداد آن و استقرار شان در شهرهاى مهم ديگرى علاوه بر كابل، حمايت مىكنند، انگيزه هاى اصلى اين گروه ها در حمايت از حضور فعالتر و گسترده تر نيروهاى بيگانه در افغانستان را در چند مورد مىتوان خلاصه كرد:
- اينها در رسيدن به قدرت مرهون حمله امريكا و استقرار نيروهاى اجنبى در افغانستان اند، احساس مىكنند كه با پررنگ شدن حضور نيروهاى امريكايى، دامنه سلطه آنان گسترده تر و بقاى شان در قدرت مطمئن تر مىشود.
- اينها از لحاظ قومى، سياسى و اجتماعى، ضعيف و ناتوان اند، به اقليت ها مربوط اند، گروه هاى محلي اند، از تأييد اكثريت محروم اند، برنامه اى افغانستان شمول و متكي بر وحدت ملى و قابل قبول براى اكثريت جامعه ندارند، به جايگاه عادلانه و واقعبينانه خود در جامعه و نظام اجتماعى كشور ما قانع نبوده، جايگاه فراتر از حيثيت خود و فزونتر از حق خود مىخواهند. گمان مىكنند كه به اين هدف فقط از طريق وابستگى ها به نيروهاى اجنبى و استقبال از حضور فعال آنها در افغانستان نائل خواهند شد. راه هاى ديگر وصول به اين اهداف را مسدود مىشمارند. تلاش اين گروه ها در حمايت از نيروهاى اجنبى، از فزون طلبى ها و جاه طلبى ها مايه مىگيرد، با دعوت ازنيروهاى بيگانه مىخواهند تعادل در جامعه را به نفع خود تغيير دهند.
- اينها مىخواهند حريف و رقيب نيرومند خود را كه از حمايت بيشتر داخلى برخوردار است، به كمك حاميان بيرونى تضعيف و سركوب كنند. وضعيت جامعه افغانى و ساختار اجتماعى، فكرى و سياسى آن را چنان مىيابند كه توان مقاومت در برابر رقيب نيرومند تر را بدون حمايتهاى گسترده و فعال بيرونى در خود نمىيابند.
- برخى از اين گروه ها همواره در جستجوى مرجعى اند كه آنان را تمويل مىكند، به هيچ چيزى ديگر جز بدست آوردن چند پول نمىانديشند، حاضر اند در كنار هر كسى و هر نيرويى بايستند و به هر كارى مبادرت ورزند. اينها در گذشته توسط روس ها استخدام شدند و به جنگ عليه ملت خود فرستاده شدند، امروز كه مرجع تمويل قبلى را از دست داده اند، ناچار به امريكايى ها پناه برده اند و براى منافع آنها مىجنگند.
- در ميان اينها گروه هايى نيز وجود دارند كه به قضيه حمله بر كشور خود و اشغال آن توسط اجنبى نيز از زاويه وابستگى هاى سياسى خود مىنگرند، اگر حاميان بيرونى شان بر اين حمله صحه گذاشتند، ايشان نيز آن را با هزار دليل توجيه مىنمايند، صدها تحليل دقيق و ده ها حجت شرعى براى آن ارائه مىكنند. و اگر حاميان بيرونى آنان حمله را بعد از چند روزى با منافع ملى خود متصادم يافتند و با آن به مخالفت پرداختند، اينها نيز از حرف هاى قبلى خود عقب نشينى نموده، و مواضع شانرا با سياستهاى حاميان بيرونى خود همآهنگ مىسازند و با حضور نيروهاى اجنبى در كشور شان مخالفت مىكنند.
اگر كمونست ها از نيروهاى اتحاد شوروى دعوت كردند و تحت فرمان افسران روسى عليه ملت خود جنگيدند، از غربگراها نيز نبايد انتظار ديگرى جز حمايت از حمله امريكا بر افغانستان را داشت. كمونست ها در شرائط خيلى بهتر از غربگراها قرار داشتند، حزب منظمى داشتند، از نفوذ قابل ملاحظه اى در ارتش و روشنفكران فريب خورده برخوردار بودند. روحيه قربانى در راه اهداف در آنان سراغ مىشد، توانمندى هاى نظامي داشتند، … غربگراهاى افغانى از هيچ يكى اين مزيت ها برخوردار نيستند، نه حزب منظمى دارند، نه روحيه قربانى در آنان سراغ مىشود، نه توانمندى هاى نظامي دارند و نه نفوذ مردمى. اينها به كمك نيروهاى اجنبى بيش از كمونست ها نيازمند اند، شعارهاى استقلال، آزادى، مبارزه با امپرياليزم نيز نمىگذاشت كمونست ها بطور صريح و بى پرده از تهاجم نيروهاى شوروي بر افغانستان حمايت كنند، چنين حمايتى را با شعارهاى خود سازگار نمىيافتند، ناگزير توجيهات ديگرى براى آن ارائه مىداشتند، چنانچه خلقى ها، رقباى پرچمى خود را متهم به دعوت از نيروهاى اتحاد شوروي مىكردند و بر عكس پرچمىها، خلقى ها را عامل اصلى ارسال نيروهاى شوروي به افغانستان مىخواندند. غربگراهاى افغانى اين مشكل را نيز ندارند، هيچ اشكالي را در دعوت از نيروهاى اجنبى نمىيابند، و آن را با هيچ شعار خود معارض نمىشمارند، با كمال وقاحت از آن دفاع نموده، بر افزايش تعداد نيروهاى اجنبى و استقرار آن در تمامى كشور و ادامه حملات شان تا پايان كار تأكيد دارند!!



