
تلاش هاى بينن سيوان
نام کتاب: دسایس پنهان چهره های عریان
نویسنده: محترم انجنیر حکمتیار، رهبر مجاهد حزب اسلامی افغانستان
قسمت: ۲۰
بينن سيوان نماينده خاص سرمنشى ملل متحد، سعى كرد تا ميان مجاهدين و رژيم كابل از طريق مذاكرات غير مستقيم به توافقى نايل شود، او در ابتدا بر تشكيل حكومت ائتلافى تأكيد داشت، بعد از آنكه درك كرد ما با حكومت ائتلافى هرگز توافق نمىكنيم، سعى كرد به نجيب تفهيم كند كه مجاهدين حكومت ائتلافى را نمى پذيرند، بايد با حكومت مؤقت غير ائتلافى توافق صورت بگيرد. طرح ما به بينن سيوان از اين قرار بود:
1: نجيب بدون مذاكرات مستقيم استعفاى خود را اعلان كند.
2: حكومت مؤقت از شخصيت هاى غير متنازع فيه تشكيل گردد.
3: غير از اردو و پوليس، تمام قطعات مسلح منحل گردند.
4: در دوران حكومت مؤقت، ذريعه كمسيون مستقل انتخاباتى در جريان شش ماه انتخابات برگزار شود.
ما ازين طرح اهداف آتى را مدنظر داشتيم:
الف: همزمان با استعفاى نجيب، حزب وطن و نظام كمونستى متلاشى شده و كمونست ها نمىتوانند منحيث يك قوت منظم در صحنه باقى بمانند.
ب: قوت جنگى اصلى رژيم كمونست، قطعات خاد و مليشه بودند، اردو عملا” به تحليل رفته بود، در نتيجه انحلال قطعات خاد و مليشه آخرين نيروى منظم جنگى كمونست ها از هم مى پاشيد.
ج: با انتقال قدرت به حكومت عبورى، احتمال جنگ ميان مجاهدين از ميان مى رفت و جلوسازش ها گرفته مى شد.
د: در نتيجه انتخابات، حكومت مركزى قوى ساخته مى شد و نزاع تقسيم قدرت بر اقوام، فرقه هاى مذهبى و احزاب سياسى به پايان ميرسيد.
نيروهاى غربى و حلقات وابسته به آنها، در ظاهر با اين طرح توافق نشان ميدادند، مگر در خفا از طريق تفاهم با روس ها در تلاش تشكيل حكومت ائتلافى بودند، حكومت ائتلافى اىكه طرفداران كارمل با گروه هاى مورد نظر آنها تشكيل مى دادند و روسيه، امريكا، ايران، پاكستان، سعودى و هند از آن حمايت مىكردند، نيروهاى به زعم آنان بنيادگرا را كنار مى گذاشتند و هر گروهى كه با اين حكومت به مخالفت برخيزد، بايد تحت فشار شديد گرفته شود. در داخل و خارج كشور براى ساختن اين جبهه ائتلافى و اقناع كشورهاى همسايه و احزاب سياسى تماس هاى حاد و جدى در جريان بود، بعضى گروه ها بنابر فشار كشورهاى خارجى آگاهانه و بعضى ديگر بطور غير آگاهانه به اين جريان پيوستند و به يارى و همكارى با جبهه ائتلافى مورد نظر مسكو و واشنگتن كشانده شدند.
ربانى در ماه حوت 1370 بصورت غير مترقبه بنام مسافرت به سعودى، به خارج رفت و در جريان همين سفر با روس ها ملاقات نموده و تعهدات گذشته مسعود را توثيق كرد و قرار گزارش هاى مؤكد، با كارمل نيز ديدارى داشت، پس از بازگشت به پاكستان درجريان جلسه مشتركى، يكى ازمقامات مسئول پاكستانى از او پرسيد: جناب استاد! لطف نموده بما بگوئيد كه كجا تشريف برده بوديد؟ او وارخطا شد و لبانش به اهتزاز درآمد و صرف آنقدر گفت : برما شك نكنيد!
توافقات ربانى و مسعود با روس ها روى اين مطالب بود:
الف: تمام اعضاى حزب وطن در سمت هاى رسمى فعلى خويش باقى بمانند.
ب: تربيه نظامى افسران اردوى افغانستان كما فى السابق در روسيه انجام شده و اسلحه اردوى افغانستان روسى خواهد بود.
ج: بانكنوت هاى افغانى مطابق معاهده قبلى براى هميشه در مسكو طبع خواهدشد.
د: سرحدات اتحاد جماهير شوروى محترم انگاشته مى شود.
هـ: با دوستان مسكو در منطقه دوستى و با دشمنانش مقاطعه اعمال مى شود (دوستى باهند و دشمنى با پاكستان).
چنان پيدا بود كه بينن سيوان بيچاره نميدانست كه حرف اصلى چيست؟ و وى چگونه نا خودآگاه براى اغفال مجاهدين استعمال مى شود.
اكثر گروه هاى افغانى برسرحكومت مؤقت موافقه كردند و لست اعضاى حكومت را تهيه و به بينن سيوان سپردند، دو تنظيم كه از اصل توطئه يا بى خبر بودند و يا مؤظف با اين طرح مخالفت اعلان كردند. مگر به مخالفت آنها اهميت خاصى داده نشد. ربانى كه از راز اين جريان واقف بود، ظاهرا” با اين طرح و لست اعضاى كابينه حكومت مؤقت موافقه كرد، به اعضاى كابينه دعوت داده شد تا خود را به اسلام آباد رسانده و يكجا با بينن سيوان به كابل بروند، نجيب با عده اى از رفقايش با اين طرح موافق بودند و به بينن سيوان از ناحيه انتقال قدرت به اين حكومت مؤقت اطمينان داده بودند، مگر در آخرين اجلاس كميته مركزى حزب وطن كه در حضور بينن سيوان دائر شد، در اين مورد ميان اعضاى شوراى مركزى حزب وطن مشاجره شديد صورت گرفت. محمود بريالى، نبى عظيمى، وكيل، آصف دلاور، كاويانى، مزدك و هواخواهان ديگر ببرك، با طرح بينن سيوان مخالفت كردند، جنرال نبى عظيمى با لهجه خيلى تند نجبيب را تهديد نموده گفت: انتقال قدرت به حكومت غير ائتلافى، خيانت به حزب وطن است، زندگى و آينده ما را چه كسى تضمين خواهد كرد. اگر ما در قدرت سهيم نباشيم، هيچكسى حتى ملل متحد حيات اعضاى حزب وطن را تضمين كرده نمىتواند. تجربه مزارشريف نشان داد كه ائتلاف هم ممكن است و هم به نفع ما.
فضاى مجلس كميته مركزى به حدى متشنج گرديد كه بينن سيوان از نجيب تقاضا كرد كه يكجا با وى مجلس را ترك نمايد. نجيب از مجلس خارج شد و به اين نكته ملتفت گرديد كه باقيماندن در كابل خطرناك مى باشد. او تصميم گرفت كه همراه با بينن سيوان و توسط طياره ملل متحد از كشور خارج گردد، مگر از ميدان هوايى كابل برگردانده شد، شانس با وى يارى كرد كه توانست به دفتر ملل متحد پناه ببرد. طرفدران ببرك عملا” قدرت را تصاحب كردند، يعقوبى وزير خاد با چند نفر ديگر از هوا خواهان نجيب بقتل رسيدند. براى اداره كابل هيئت چهارنفرى اعلان گرديد كه اعضاى آن مركب از جنرال نبى عظيمى، جنرال آصف دلاور، جنرال يارمحمد معاون خاد وجنرال زرمتى معين وزرات داخله بودند.
در همين هنگام اجلاس سران و نمايندگان تنظيم ها در اسلام آباد داير شده بود، من قبل از آن بسوى كابل حركت كرده بودم و به عوض من قطب الدين هلال در اين جلسه شركت كرد، در جريان جلسه، ذريعه نامه اى به ربانى اطلاع داده شد كه در كابل تحولى آمده است، ازجلسه برون شد و پس از چند لحظه دوباره برگشت و خطاب به حاضرين گفت:
ديگر به ادامه جلسه ضرورت نيست، در كابل قدرت به مجاهدين تعلق گرفته ونجيب زندانى است. با اظهار همين مطلب، جلسه را ترك و از محل اجتماع به سرعت خارج گرديد. مگر پس از يك ساعت در حالى دوباره به مجلس برگشت كه از دور آثار پريشانى و نگرانى در سيمايش نمودار بود، زيرا به وى گفته شده بود كه نخست قدرت را رفقاى ائتلافى اش بدست مى گيرد و متعاقبا” بطور مستقيم و بلادرنگ آنرا به وى مى سپارد، ولى تعيين هيئت چهار نفره براى اداره كابل او را نگران ساخته بود.
ادامه دارد …
اداره ناشر: نهضت
www.nuhzat.com



