
از سخنان اخیر حکمتیار چه برداشتی میتوان کرد؟
تغییر از راه جنگ یا اصلاحات؟
نویسنده: حاجی عبدالرزاق حاجی زاده
از سخنان اخیر محترم گلبدین حکمتیار در نشستی که از طریق پلتفرم ایکس (X) برگزار شده است، برداشت های مختلفی صورت گرفته است کسانی اظهارات او را بر ضد نظام و در راستای دشمنی با نظام تلقی نموده اند و کسانی هم سخنان او را هوشداری برای اصلاحات نظام تعبیر نموده اند آیا منظور او تغییر نظام از راه جنگ و رویارویی مسلحانه است، یا خواهان اصلاحات، بازنگری در سیاستها و عملکرد حکومت و فراهمساختن زمینه مشارکت مردم در امور سیاسی کشور است؟
با توجه به موضعگیریها و اظهارات گذشته محترم حکمتیار، میتوان گفت که او در بسیاری از موارد، مصلحتاندیشی را بر بیان دیدگاههایش مقدم ندانسته و کوشیده است موضع خود را درباره قضایای مهم کشور آشکارا بیان کند.
بدون شک، حکومت کنونی در افغانستان، یک نظام اسلامی است و بسیاری از مسلمانان نیز اختلافات سیاسی را بهتنهایی دلیل موجهی برای جنگ علیه یک حکومت نمیدانند. از همین رو، بعید است شخصیتی با پیشینه علمی، سیاسی و تشکیلاتی طولانی، که در چندین دوره با مسائل رهبری و سیاست کشور سروکار داشته است، جنگ علیه یک نظام اسلامی را بدون درنظرگرفتن پیامدهای آن، نخستین راهحل بداند.
بنابراین، برای درک درست سخنان اخیر حکمتیار، لازم است موضعگیریهای گذشته او را نیز در نظر بگیریم و میان انتقاد از عملکرد حکومت، درخواست اصلاحات و دعوت به قیام مسلحانه تفاوت قائل شد.
از اینرو، بهتر است درباره حکمتیار و سایر شخصیتهای سیاسی، بهجای قضاوتهای عقده مندانه انصاف را در نظر باید داشت.
سخنان اخیر حکمتیار؛ هشدار درباره ضرورت تغییر از
طریق اصلاحات بوده است نه از طریق جنگ.
اظهارات اخیر حکمتیار درباره وضعیت کشور را باید درچارچوب پیشینه سیاسی و تجربههای گذشته او بررسی کرد که وقتی مشکلاتی را دیده است از بیان و اظهار آن دریغ ننموده است.
او در سخنان خود، به مشکلاتی اشاره کرده است که به باورش، میتوانند از درون، نظام را با ضعف و بحران روبهرو سازند. هشدار او این است که حاکمان و مسئولان امارت اسلامی باید از پیامدهای ادامه مشکلات موجود آگاه باشند و پیش از آنکه فرصت اصلاح از دست برود، در سیاستها و شیوه حکومتداری خود بازنگری کنند.
در این چارچوب، تأکید بر مراجعه به مردم، قانونیساختن ساختار حکومت و فراهمکردن زمینه مشارکت مردم در تعیین سرنوشت سیاسی کشور، از مهمترین محورهای قابل برداشت از این دیدگاه است.
به بیان دیگر، اگر مشکلات موجود ادامه یابد و راههای اصلاح و مشارکت سیاسی بسته بماند، احتمال بروز تحولات و تغییرات سیاسی افزایش خواهد یافت. این هشدار را میتوان دعوتی به پیشگیری از بحران دانست؛ زیرا اصلاحات بهموقع میتواند از انباشتهشدن نارضایتیها و شکلگیری وضعیتهای خطرناک جلوگیری کند.
حکمتیار همچنین قبل از اظهارات اخیرش در یک بیانیه کوتاه نسبت به مداخلات پاکستان و حملات اخیر آن، ابراز مخالفت کرده بود و به این کشور هشدار داده بود که از تجربه قدرتهای بزرگی که در گذشته به افغانستان حمله کردند و با پیامدهای سنگین روبهرو شدند، درس بگیرد.
از این منظر، او همزمان دو مسئله را مطرح میکند ضرورت دفاع از استقلال و حاکمیت ملی افغانستان در برابر مداخلات خارجی و ضرورت اصلاح وضعیت داخلی کشور برای جلوگیری از بحرانهای احتمالی.
نکته اساسی در تفسیر سخنان اخیر حکمتیار، تفکیک میان «هشدار درباره تغییر» و «دعوت به جنگ» است.
هرگاه یک شخصیت سیاسی از احتمال تغییر نظام سخن میگوید، این سخن بهخودیخود به معنای دعوت مردم به قیام مسلحانه نیست. تغییر میتواند از راههای مختلف، از جمله اصلاحات سیاسی، بازنگری در سیاستهای حکومت، ایجاد نهادهای قانونی، گسترش مشارکت مردم و فراهمکردن زمینه انتخابات صورت گیرد.
بر همین اساس، میتوان سخنان اخیر حکمتیار را هشداری به مسئولان امارت اسلامی دانست که اگر میخواهند نظام موجود از ثبات و مشروعیت اجتماعی برخوردار باشد، باید به مشکلات مردم رسیدگی کنند، در سیاستهای خود تجدیدنظر نمایند و زمینه مشارکت واقعی مردم را در ساختار سیاسی کشور فراهم سازند.
در چنین برداشتی، تغییر به این معنا نیست که حکمتیار مردم یا مجاهدین وابسته به خود را به جنگ علیه حکومت فراخوانده باشد؛ بلکه منظور آن است که مسئولان نظام، با درک شرایط موجود، مسیر حکومتداری را اصلاح کنند و به مردم اجازه دهند از طریق سازوکارهای قانونی و نمایندگی سیاسی، در تعیین سرنوشت کشور سهم بگیرند.
البته، برای داوری قطعی درباره نیت هر شخصیت سیاسی، باید به موضعگیریهای صریحش در گذشته توجه کرد. ازاینرو، نسبتدادن معنای دعوت به جنگ به سخنان اخیر او، بدون ارائه شواهد روشن، قضاوتی شتابزده خواهد بود
یکی از وظایف اساسی هر حکومت، شنیدن انتقادها و رسیدگی به نگرانیهای مردم است. انتقاد سیاسی، هرگاه با استدلال و هدف اصلاح بیان شود، میتواند فرصتی برای شناسایی مشکلات و جلوگیری از بحران باشد.
اگر مسئولان یک نظام، هر انتقاد را دشمنی تلقی کنند و بهجای پاسخگویی، راه گفتوگو را ببندند، ممکن است فاصله میان حکومت و مردم بیشتر شود. در مقابل، اگر انتقادها با دید باز شنیده شوند و برای اصلاح مشکلات اقدام عملی صورت گیرد، زمینه اعتماد عمومی و ثبات سیاسی تقویت خواهد شد.
از این رو، شایسته است مسئولان امارت اسلامی سخنان اخیر حکمتیار را با دقت بررسی کنند و در صورت وجود انتقادهای مستند، بهجای برداشتهای نادرست یا واکنشهای جدی و احساسات، به اصل موضوع توجه نمایند.
همچنان، مخالفان سیاسی او نیز باید از تفسیرهای جانبدارانه و استفاده ابزاری از سخنانش خودداری کنند. اختلافنظرهای سیاسی نباید سبب شود که هر سخن انتقادی بهعنوان دعوت به جنگ یا اقدام علیه نظام تعبیر گردد.
با توجه به پیشینه سیاسی حکمتیار و محتوای اظهارات اخیر او، میتوان گفت که سخنانش را نباید بدون بررسی دقیق، دعوت به جنگ علیه امارت اسلامی تلقی کرد. آنچه از این موضعگیریها قابل برداشت است، هشدار درباره مشکلات موجود، احتمال پیامدهای ادامه وضعیت کنونی و ضرورت بازنگری در سیاستها و شیوه حکومتداری است.
حکمتیار در دورههای مختلف، مسیرهای متفاوتی را تجربه کرده است؛ از مبارزه مسلحانه گرفته تا صلح، فعالیت سیاسی، اعتراض علنی و انتقاد از عملکرد حکومتها. او در هر دوره ای هیچ رویدادی را بدون ارائه نظر در آن مورد و بدون پاسخ نگذاشته است.
در شرایط کنونی افغانستان، آنچه بیش از هر زمان دیگر اهمیت دارد، جلوگیری از تکرار جنگهای گذشته، حفظ جان مردم، تقویت وحدت ملی، رسیدگی به مشکلات اجتماعی و اقتصادی و فراهمکردن زمینه مشارکت عادلانه مردم در امور سیاسی کشور است.
اگر مسئولان امارت اسلامی به اصلاحات لازم روی آورند، به انتقادهای سازنده گوش دهند و برای ایجاد یک ساختار سیاسی فراگیر و پاسخگو اقدام کنند، میتوانند از بسیاری از بحرانهای احتمالی جلوگیری نمایند.
امیدواریم مخالفان و رقیبان سیاسی حکمتیار از سخنان او سوءاستفاده نکنند و مسئولان و اعضای حکومت امارت اسلامی نیز از این اظهارات برداشت نادرست نداشته باشند. بهتر است همه طرفها، بهجای تشدید اختلافات، بر گفتوگو، اصلاحات، عدالت و حفظ منافع ملی افغانستان تمرکز کنند.
نهضت
www.nuhzat.com



