تاریخیسلایدرسیاسیمطالب مهمنوشته ها

دسایس پنهان چهره های عریان – قسمت ۱۵

از خروج قوای شوروی تا سقوط حکومت ائتلافی

 

حالت ركود و تلاش كودتا

 

نام کتاب: دسایس پنهان چهره های عریان

نویسنده: محترم انجنیر حکمتیار، رهبر مجاهد حزب اسلامی افغانستان

قسمت: ۱۵


 

ناكامى عمليات جلال آباد، ادامه حكومت نجيب، سازش ها، آتش بس هاى بعضى گروه ها با رژيم كابل، كنار آمدن بعضى قوماندانان نفوذى ونام نهاد با دستگاه خاد، گشايش شاهراه كابل ـ گرديز توسط رژيم، توسعه كمربندهاى امنيتى حكومت تا ميدان شهر و لوگر، رفت وآمد مصئون كاروان هاى اكمالاتى رژيم در شاهراه سالنگ، انحلال حكومت مؤقت مجاهدين، گسترش جنگ هاى مسعود عليه حزب اسلامى از پنجشير به سائر نقاط شمال، تبليغات شديد رسانه هاى خبرى عليه مجاهدين و به نفع رژيم كابل و خوددارى پاكستان از برسميت شناختن حكومت مؤقت از موجبات مهم و اساسى سايه افگندن ركود خطرناك بر فعاليت نيروى مقاومت بود كه در هم شكستن آن به يك ابتكار جدى نياز داشت. اين ابتكار كمافى السابق بايست بدست حزب اسلامى صورت مى گرفت، درگروههاىكوچك چنين توان و استعدادى سراغ نمى شد.

بخاطر وارد كردن ضربه كارى و شديد به رژيم از داخل، و توسط افسران ناراض، تصميم گرفتيم تا كار در اردو را تسريع بخشيم و از طريق اردو كار مؤثرى بنمائيم، با اين اقدام يا رژيم سرنگون مى گرديد و يا لااقل ركود موجود پايان مى يافت.

جنرال آصف شور در حربى سونحى هم صنفى ام بود، موصوف در زمان اقتدار كمونست ها مدتى درننگرهار و مدتى در گرديز قوماندان قطعات دولت بود. هرچند كه در آخر وقت استاد كورس (آ) بود، با نامبرده تماس برقراركرديم، او به صفت يك صاحب منصب ورزيده و باوجاهت، چانس خوب كاركردن در اردو را داشت. جنرال شور آماده شد تا با استفاده از اعتبار خود، افسرانى را دعوت و تنظيم كند كه از ادامه روند اوضاع ناراض و درتكاپوى بيرون آوردن كشور از بحران جارى بودند.

بايد متذكر شد كه من از صنف 6 تا 9 در ليسه حربى درس خواندم. درصنوف 6،7،8 اول نمره صنف خود بودم، آصف گاهى دوم وگاهى سوم نمره مى شد. مگر درصنف 9 وى اول نمره و من دوم نمره شدم، دليل اين تحول ناگهانى نزد من آمدن كاكاى آصف شور به ليسه حربى بود، نفوذ او بر استادان ليسه باعث شد كه در حصه من حق تلفى شود. بهمين خاطر تصميم گرفتم كه ليسه حربى را ترك كنم. نتيجه سه سال درس خواندنم در ليسه حربى اين شد كه حالا تعداد زيادى از همدوره هاى من در اردو به رتبه جنرالى رسيده اند، و بمن اين امكان را فراهم ساخت كه در ميان ايشان كاركنم. جنرال آصف شور پس از مدت كوتاهى بوسيله نامه مفصلى اطلاع داد كه تا حد زيادى در كار خود كامياب هستم، با تعداد زيادى افسران تفاهم نموده ايم، اكثرشان باما موافقند و بالاى ديگران كار جريان دارد. پس از مدتى، كار او به مرحله اى رسيد كه از من تقاضاى ارسال كست بيانيه راديويى و تلويزيونى را كرد. من متن كتبى آنرا فرستادم. نكات اساسى بيانيه قرار آتى بود:

1ـ سرنگونى رژيم منحوس سابقه را به ملت تبريك مى گوئيم.

2ـ بخاطر نجات كشور از شر اهريمن جنگ، غير از اقدام عسكرى بوسيله افسران، چاره ديگرى نبود، ما اين اقدام را نه بخاطر كسب قدرت، بلكه بخاطر پايان دادن به تراژدى جنگ نموده ايم.

3ـ ما افسرانى هستيم كه به اعاده هويت اسلامى واستقلال كشور خود علاقمنديم و ميخواهيم كه قدرت سياسى به حكومت منتخب اسلامى انتقال يابد.

4ـ از تمام رهبران جهادى دعوت مىكنيم كه با حكومت مؤقت بىطرف و انتخابات، تحت نظارت همين حكومت موافقه نمايند.

عده اى از افسران به اين نظر بودند كه لازم است توافق تمام تنظيم ها و يا بعضى گروههاى مؤثر، قبل از اقدام گرفته شود. ما بخوبى درك مىكرديم كه گروههاى ديگر با اين كار موافقه نمىكنند زيرا:

الف: برخى از احزاب با حكومت مؤقت وانتخابات به اين دليل مخالفت مىكردند كه از اينطريق نه تنها چانس رسيدن به قدرت را نداشتند، بلكه با اين كار از صحنه كنار ميرفتند.

ب: برخى ديگر به قدرت هاى خارجى خصوصا” غرب چنان وابسته اند كه هرگز با برنامه اى موافقه نخواهند كرد كه مورد تائيد اين قدرت ها نباشد. باوجود آن، در يكى از جلسات رهبران احزاب، اين مسأله را بطور مجمل چنين مطرح كردم: عده اى از افسران اردو پيام فرستاده اند كه اگر تمام رهبران به يك حكومت مؤقت و انتخابات موافقه نمايند، آنها آماده اند رژيم نجيب را سرنگون كنند. عكس العمل سران احزاب همان چيزى بود كه ما حدس مى زديم، از جمله اين رهبران ، دوتن آنها به رژيم كابل اطلاع دادند كه متوجه باشيد، حزب اسلامى نقشه كودتا را در كابل ريخته و حكمتيار در يكى از جلسات به ما چنين و چنان گفت!! بهر صورت ما فيصله كرديم كه اين كار حتما” انجام يابد. در اين هنگام اختلاف ميان نجيب و وزير دفاعش، شهنواز تنى، به اندازه اى حاد گرديده بود كه سفير روسيه و هيئت هاى عالی رتبه اش قادر به مصالحه ميان آنها نشدند، شواردنادزه وزير خارجه شوروى و ورانتسوف سفير باصلاحيت روسيه در كابل، از نجيب پشتيبانى مىكردند، مسكو در اين منازعه از نجيب حمايت مىكرد و بر خلقى ها و هواخواهان امين بدگمان بودند كه گويا آنها با منافع روسها علاقه خاصى نداشته و روحيه مليت خواهى برآنان مسلط است، اين حقيقت بهمه روشن بود كه قدرت جنگى اصلى رژيم در دست خلقى ها بود، اعضاى حزب خلق اكثرا” ازخانواده هاى بى بضاعت و غريب پشتون و اعضاى حزب پرچم غالبا” از خانواده هاى ثروتمند تاجك تركيب يافته بود. در ميدان جنگ، بيشتر خلقى ها حضور داشتند، مگر سهم آنها در قدرت به اندازه مشاركت شان در نبرد نبود.

جنرال آصف شور توانست كه از اين نزاكت ها بحد اعظمى بهره بردارى كند؛ خستگى قطعات اردو از جنگ درازمدت، بى اعتمادى در باره آينده جنگ و برخورد اهانت آميز و مغرورانه مشاورين روسى با افسران افغان، عواملى بودند كه افسران غيركمونست و بيزار از ماركسيزم را ترغيب مىكرد كه به آغوش ملت برگردند و با جريان هوادار اقدام نظامى عليه رژيم يكجا شوند.

جنرال آصف شور در نامه هاى اخير خود بمن اطلاع داد كه: در قرارگاه وزرات دفاع و حول وحوش وزير دفاع كار پيشرفت زياد كرده، قرارگاه و دفتر وزارت، كلا” در كنترول ماست، مگر شخص وزير را در جريان نگذاشته ايم، در وقت صدور قومنده اقدام، سوق و اداره نيروها در دست ماخواهد بود. آنها در نظر داشتند كه اقدام شانرا در زمانى آغاز نمايند كه تشنج ميان نجيب و تنى به درگيرى مستقيم تبديل شود، مگر اين تصميم موجب شد كه اقدام به تعويق بيفتد و براى نجيب در مقابله با اين خطر فرصت آمادگى فراهم گردد.

نجيب را در مقابله عليه وزارت دفاع، قوت هاى مسلح خاد و در مقابله با قواى هوايى، قواى هوايى مزار همراهى مى كرد. نجيب قبل از تحركات وزارت دفاع دست به اقدام زده و توسط تانك هاى رياست پنجم خاد، قرارگاه وزارت دفاع را محاصره كرد، تصادم عملى آغاز شد و جنرال آصف شور قومانده سوق و اداره نيروها را در دست گرفت، جنرال شهنواز تنى بجاى اينكه در قرارگاه خود بماند، ذريعه موتر جيپ خود را به ميدان هوايى بگرام رساند. ميدان بگرام از هواخواهان نجيب تصفيه و عملا” در اختيار نيروهاى مخالف بود. بمبارى مسلسل بر ارگ را آغاز كردند، در اين جريان ميدان بگرام از مزارشريف هدف موشك هاى اسكاد قرارگرفت، و تحت بمبارد شديد گرفته شد، در اين بمبارى ها جنرال مصطفى سهم تعيين كننده داشت، ميدان هوايى بگرام فلج و ارتباطات جنرال تنى با قرارگاهش قطع گرديد. او ميخواست همراه جنرال قادر اكا، قوماندان قواى هوائى و بعضى ديگر از همراهانش به يكى از جبهات مجاهدين پناه ببرد. مگر بعدا” ذريعه يك هليكوپتر و يك 12 AN راهى پاكستان گرديدكه هليكوپتر در منطقه جمرود پشاور و AN 12 در ميدان هوايى پاره چنار فرود آمد.

جنرال آصف شور، جنرال كبيركاويانى و جنرال جعفر سرتير كه اقدام مذكور را رهبرى مىكردند. در جريان جنگ كشته شدند و بدين ترتيب نجيب به همكارى خاد بر كودتاچيان فائق آمد.

ما حمايت خود را از اقدام مزبور از بدو درگيرى اعلان داشتيم و به تمام مجاهدين گفتيم: بخاطرسركوبى رژيم نجيب از اين فرصت بهره بردارى كنند و با قوت هايى همكارى نمايند كه برضد نجيب قيام نموده اند. يكى از رهبران تنظيم ها ضمن مصاحبه با راديوى بى بى سى نه تنها با اين اقدام مخالفت كرد، بلكه جلوتر رفت و اظهار داشت: ان شاء الله قوت هاى نجيب در حال غلبه اند!! هرچند درظاهر امر، نجيب از اين حادثه جان سالم برد و بر رقباى خود پيروزشد، ولى در حقيقت عامل بزرگ زوال او در همين حركت نهفته بود. تعداد زياد افسران اردو از وظايف شان فرار، صدها تن آنها زندانى و بسيارشان كشته شدند، در صفوف اردو وحزب وطن غبار بىاعتمادى سايه افگند و اعتبار رژيم در داخل و خارج شديدا” لطمه ديد، حالت ركود درهم شكست، روحيه ضعيف مجاهدين عالى و حالت پژمرده آنها شگوفاگرديد. مگر اداره استخبارات نظامى پاكستان نخواست اين اقدام كامياب شود. مخالفت (آى اس آى) با اقدام نامبرده دو دليل عمده را در ذهن تداعى مىكند:

1ـ در باره اين اقدام از قبل گزارش دقيق نداشتند وبطور غير مترقبه با يك حادثه بزرگ مواجه شدند. اين كار بى كفايتى مسئولين وقت اداره (آى اس آى) را نزد مقامات عاليرتبه دولت پاكستان به نمايش مى گذاشت، بناء” بخاطر انتقام از ما تلاش كردند اين اقدام را ناكام كنند.

2ـ آنها و امريكائى ها مشتركا” به اين موافقه رسيده بودند كه سقوط حكومت نجيب در نتيجه چنين اقدامى به نفع آنان نيست.

بايد متذكر شد كه ما در هنگام اين اقدام، يك دستگاه راديوى 50 كيلو واته (M.W) را از خارج خريدارى كرديم و قرار بود آنرا از طريق پاكستان بداخل انتقال دهيم، (آى اس آى) از تسليمى آن اجتناب كرد و تقريبا” يك سال دستگاه مزبور را با خود نگهداشت، ماه ها بعد از شكست اين اقدام آنرا بما سپرد.

همچنان (آى اس آى) بخاطر جلوگيرى از پيروزى اقدام مذكور، شهنواز تنى و همراهانش را در همان فرصت حساس، كه جنگ در كابل جريان داشت، به محل نامعلومى در اسلام آباد انتقال داد و تحت نظارت گرفت و رابطه وى را با ما قطع كرد، وقتيكه اقدام كاملا” خنثى و جنگ خاموش گرديد و نجيب كنترول اوضاع را در دست گرفت به تنى اجازه دادند كه با ما ملاقات كند!!

ادامه دارد …

 

اداره ناشر: نهضت

www.nuhzat.com

موضوعات مشابه

جواب دهید

Back to top button