سلایدرسیاسیمطالب مهمنوشته ها

نهضت اسلامی افغانستان؛ تبلور آگاهی دینی و مقاومت تاریخی در برابر الحاد و سلطه بیگانه

 

نهضت اسلامی افغانستان

تبلور آگاهی دینی و مقاومت تاریخی در برابر الحاد و سلطه بیگانه

 

نویسنده: صارم

مطالعه تاریخ معاصر افغانستان، بدون بررسی دقیق و همه جانبه نهضت اسلامی، ناقص و ناتمام خواهد بود. این نهضت، یکی از اساسی ترین پدیده های فکری و سیاسی در نیم قرن اخیر کشور است که تأثیر آن نه تنها در عرصه داخلی، بلکه در سطح منطقه و حتی نظام بین المللی قابل ملاحظه میباشد. بررسی این حرکت، صرفاً یادآوری یک گذشته نیست، بلکه تحلیل یک تجربه عمیق تاریخی است که در آن عناصر ایمان، آگاهی، مبارزه و فداکاری درهم آمیخته است.

پنجاه و هفت سال قبل، در شرایطی که افغانستان در وضعیت پیچیده سیاسی و فکری قرار داشت، نهضت اسلامی به حیث یک جریان مستقل و مبتنی بر باورهای دینی ظهور نمود. این دوره، مصادف با مرحله ای بود که نظام شاهی، به ویژه در دهه پایانی حاکمیت خود، دچار ضعف ساختاری و بحران مشروعیت گردیده بود. ناتوانی در مدیریت امور کشور، فاصله گرفتن از مردم، و عدم پاسخگویی به نیازهای اجتماعی، زمینه را برای ظهور جریان های جدید فراهم ساخته بود. در همین بستر، جریان های مختلف سیاسی با گرایش های متضاد وارد صحنه شدند. در میان آنان، جریان های کمونیستی، که از حمایت مستقیم اتحاد شوروی برخوردار بودند، به سرعت در مراکز علمی و به ویژه در پوهنتون کابل نفوذ پیدا کردند. این جریان، با استفاده از شعارهای عدالت اجتماعی و برابری، در ظاهر خود را مدافع طبقات محروم معرفی میکرد، اما در حقیقت، حامل یک ایدیولوژی الحادی و وابسته به قدرت های خارجی بود.  کمونیزم، در ماهیت خود، بر انکار دین و حذف ارزش های معنوی استوار است. این تفکر، انسان را صرفاً موجودی مادی تعریف میکند و هیچ جایگاهی برای ایمان، اخلاق و مسئولیت الهی قائل نیست. تجربه عملی این نظام در کشورهای مختلف، نشان داد که نتیجه آن چیزی جز استبداد سیاسی، سرکوب آزادی ها، نابودی هویت های فرهنگی و وابستگی کامل به مراکز قدرت خارجی نبوده است.

در افغانستان نیز، پیروان این مکتب، در صدد بودند تا با تکیه بر حمایت بیرونی، ساختار سیاسی کشور را دگرگون ساخته و جامعه را از ریشه های دینی و فرهنگی آن جدا سازند. این وضعیت، تهدیدی جدی برای هویت اسلامی و استقلال ملی کشور به شمار میرفت. در برابر این تهدید، نهضت اسلامی افغانستان به حیث یک پاسخ آگاهانه و مسئولانه شکل گرفت. این نهضت، برخلاف جریان های وارداتی، از درون جامعه و بر اساس نیازهای واقعی آن به وجود آمد. بنیانگذاران آن، جوانانی بودند که با درک شرایط زمان، مسئولیت خویش را در قبال دین و وطن احساس کردند و برای دفاع از آن به پا خاستند.

مرحله نخست فعالیت نهضت، بر کارهای فکری و تربیتی متمرکز بود؛ ایجاد حلقات علمی، برگزاری مباحثات، نشر آثار فکری و تلاش برای بیدارسازی نسل جوان، از جمله اقدامات اساسی این دوره به شمار میرود. این فعالیت ها، نقش مهمی در مقابله با نفوذ افکار کمونیستی و حفظ هویت دینی جامعه ایفا نمود. با تحولات سیاسی کشور، به ویژه پس از کودتای سال ۱۳۵۲ و سقوط نظام شاهی، شرایط به گونه ای تغییر کرد که فعالیت های نهضت با محدودیت های شدید مواجه گردید. فشارهای سیاسی، بازداشت ها و سرکوب ها افزایش یافت، اما این اقدامات نه تنها باعث توقف نهضت نشد، بلکه موجب گسترش آن در میان اقشار مختلف جامعه گردید.

با وقوع کودتای کمونیستی در سال ۱۳۵۷، افغانستان وارد مرحله جدیدی از بحران شد؛ حاکمیت حزب دموکراتیک خلق، با پشتیبانی مستقیم اتحاد شوروی، سیاست های سختگیرانه و ضد دینی را به اجرا گذاشت. مساجد تحت نظارت قرار گرفت، علما مورد تعقیب واقع شدند، و هزاران تن از مردم بیگناه به زندان ها انداخته شدند. اوج این وضعیت، با تجاوز نظامی اتحاد شوروی در سال ۱۳۵۸ نمایان گردید. این تجاوز، نقض آشکار استقلال کشور و دخالت مستقیم یک قدرت خارجی در امور داخلی افغانستان بود. حضور نیروهای شوروی، نه تنها یک اشغال نظامی، بلکه یک تلاش سازمان یافته برای تغییر ساختار فکری و فرهنگی جامعه محسوب میشد. در چنین شرایطی، نهضت اسلامی افغانستان وارد مرحله جهاد گردید. این مرحله، نقطه اوج مبارزات این نهضت به شمار میرود. مجاهدین، با تکیه بر ایمان و باورهای دینی، در برابر نیروهای مجهز شوروی ایستادگی کردند و یکی از بزرگترین مقاومت های مردمی در تاریخ معاصر را رقم زدند.

جهاد مردم افغانستان، دارای ابعاد مختلفی بود. از یک سو، یک مبارزه نظامی علیه اشغالگران به شمار میرفت و از سوی دیگر، یک حرکت عمیق اعتقادی و فرهنگی بود که هدف آن حفظ هویت اسلامی و استقلال کشور بود. این مبارزه، نشان داد که ایمان و اراده ملت ها، میتواند در برابر قدرت های بزرگ نیز به پیروزی برسد.

شکست اتحاد شوروی در افغانستان، یکی از مهمترین رویدادهای قرن بیستم محسوب میشود. این شکست، نه تنها باعث عقب نشینی نیروهای اشغالگر گردید، بلکه تأثیرات گسترده ای بر ساختار نظام بین المللی بر جای گذاشت.  تحلیلگران، این رویداد را یکی از عوامل اساسی در فروپاشی اتحاد شوروی میدانند.

در این مسیر، نهضت اسلامی افغانستان نقش محوری ایفا نمود. این نهضت، توانست با ایجاد یک چارچوب فکری و سازماندهی مؤثر، مبارزات مردمی را هدایت کرده و به یک حرکت گسترده تبدیل نماید. فداکاری ها و قربانی های اعضای این نهضت، بخش مهمی از این موفقیت را تشکیل میدهد.

با وجود این دستاوردها، مرحله پس از جهاد، با چالش های جدی همراه بود. دسایس جهانی و فتنه های داخلی، مانع از تحقق کامل اهداف نهضت گردید. این دوره، نشان داد که حفظ دستاوردهای یک مبارزه، به همان اندازه دشوار است که خود مبارزه.

امروز، در پنجاه و هفتمین سالروز تأسیس نهضت اسلامی افغانستان، بررسی این تجربه تاریخی، اهمیت ویژه دارد؛ این نهضت، یک میراث بزرگ فکری و سیاسی است که میتواند برای نسل های آینده الهام بخش باشد. ارزش هایی مانند ایمان، استقلال، عدالت، آگاهی و مقاومت، اصول اساسی این حرکت را تشکیل میدهد. در شرایط کنونی، که جهان اسلام با چالش های جدیدی مواجه است، بازگشت به این اصول میتواند راهگشا باشد. تجربه نهضت اسلامی افغانستان نشان میدهد که یک ملت، با تکیه بر باورهای دینی و اراده جمعی، میتواند در برابر تهدیدات داخلی و خارجی ایستادگی کند.

نهضت اسلامی افغانستان، (حزب اسلامی افغانستان) یکی از مهمترین جریان های تاریخ معاصر کشور است که نقش آن در شکل گیری تحولات سیاسی و اجتماعی، غیر قابل انکار است. بزرگداشت این مناسبت، در حقیقت تجلیل از یک مسیر طولانی از مبارزه، آگاهی و فداکاری است؛ مسیری که همچنان ادامه دارد و آینده کشور با آن پیوند عمیق دارد.

موضوعات مشابه

Back to top button