از مسکو تا قندهار؛ داستان یک تصمیم سیاسی و یک شکست نظامی

از مسکو تا قندهار؛ داستان یک تصمیم سیاسی و یک شکست نظامی
نویسنده: الحاج عبدالرزاق حاجی زاده
الکساندر مایروف در یکی از یادداشت هایش
در کتاب (در افغانستان چه می گذشت) چنین می نویسد:
الکساندر مایروف در زمان تهاجم قوای اتحاد شوروی به افغانستان، سرمشاور عمومی قوای اتحاد شوروی در افغانستان بود یعنی اداره قوای شوروی و برنامه های اجرایی و جنگ قوای شوروی با مجاهدین و هماهنگی ها با قوای افغانی به وی تعلق داشت او می نویسد من منحیث یک جنرال سه ستاره اتحاد شوروی در کشور های چک و سلواکیا و مصر و همچنان در بحیره بالکان وظیفه اجرا نموده بودم در اواخر، در بحیره بالکان مربوط قوای بحری اتحاد شوروی مصروف اجرای وظیفه بودم که به سمت سرمشاوریت قوای اتحاد شوروی در افغانستان تعین شدم وقتی وزیر دفاع اتحاد شوروی از آن وظیفه جدید در بالکان برایم خبر داد و گفت با شنیدن این خبر بسوی ماسکو حرکت کن همان بود که با خانمم به طرف ماسکو پرواز نمودم وقتی برای وزیر دفاع عذر خویش را جهت ناتوانی در وظیفه جدید پیش نمودم او گفت این تصمیم بیروی سیاسی حزب کمونیست اتحاد شوروی است عزل و نصب تو از صلاحیت من بالاست این تصمیم از سوی مجلسی گرفته شده است که رئیس آن شخص گرباچوف رییس جمهور و رهبر حزب کمونیست اتحاد شورویست یعنی در نپذیرفتن این وظیفه هیچ عذری قبول نمیشود با شنیدن این حرف ها از وزیر دفاع ناچار پس از دیدار با آندروپوف رئیس KGB و عده ای از شخصیت های دیگر اعضای مهم بیروی سیاسی و تنظیم و ترتیب برنامه سفر بسوی کابل پرواز نمودم در کابل نخست به سر و سامان دادن اداره مشاورین اقدام نمودم و سپس به بررسی و بازدید از قطعات و جز و تام های قوای اتحاد شوروی مستقر در افغانستان پرداختم گرچه وضعیت را چیزی که توصیف می نمودند آنطور نبود یعنی وضعیت وخیم تر از آن بود که من بتوانم در مدتی که جهت بررسی جز و تام ها تعین نموده بودم چنین بررسی و دید و بازدید را انجام دهم و بررسی تمامی قطعات و جز و تام ها نا تکمیل ماند در چنین حالتی راپور هایی از اطراف شهر قندهار مواصلت نمود که گلبدین حکمتیار یکی از رهبران مقاومت با سه هزار نفر در حال حمله تهاجمی به شهر قندهار است من که در رأس تمامی ارگان ها اعم از قوت های نظامی و سیاسی قرار داشتم امر نمودم تا کماکان در یک انسجام قوت های افغانی و شوروی با وارد نمودن ضربت قاطع و فیصله کنی به حضور دشمن در تاکستان های اطراف شهر قندهار خاتمه دهید هنوز روز اول حمله قوت های ما تمام نشده بود که مسئول بخش مخابره سرمشاوریت، راپوری را بدسترسم قرار داد که حاکی از این بود وضعیت در میدان جنگ وخیم است حضور آقای سرمشاور مایروف در اینجا ضروریست با شنیدن این پیام مخابره ایی خودم از طریق مخابره با لیکو چینکه قوماندان قطعه مؤظف در آن جنگ تماس گرفتم که جواب طرف مقابل که معاون قطعه مذکور بود با گلوی گرفته چنین بود خیانت خیانت، با استماع این کلمات که مخابره هم قطع گردید دانستم وضعیت وخیمی پیش آمده است شب هنگام در حالی که عقربه ساعت نو بجه شب را نشان میداد با دو بال هلی کوپتر که وزیر دفاع افغانستان جنرال رفیع نیز حضور داشت بصوب قندهار حرکت نمودم وقتی به قندهار رسیدیم در آنجا که عده ایی از مسئولین قوای شوروی و افغانی از ما استقبال نمودند قوماندان قطعه شوروی را در میان ایشان مشاهده ننمودم وقتی از او پرسیدم در حالیکه معاون آن قطعه هم دستش به گردنش آویزان بود گفت او هم در جمله کسانیست که در حق شان خیانت صورت گرفته است سپس او تشریح داد که وقتی قوت های افغانی نرسیده به ساحه مورد نظر را عبور نمودند قوت های ما هم به حرکت شان ادامه دادند که بطور ناگهانی و دور از تصور از دو طرف مورد حمله قرار گرفتیم در آن حمله که خیلی سریع و برق آسا صورت گرفت عده ایی از وسایط ما تخریب و حریق گردیدند و تعداد بیست تن از افراد قطعه مربوط قوای شوروی کشته و به تعداد سی و نو تن مجروح گردیدند تعداد زیادی از قوت های افغانی یا بدست دشمن اسیر گردیدند و یا خود تسلیم شدند با شنیدن این خبر که در آغاز کارم برایم تکاندهنده بود به مخابره گفتم از موضوع به مسئولین بزرگ مانند وزیر دفاع، رئیس کی جی بی و غیره در ماسکو و سران حکومت افغانی نیز اطلاع دهند که این خبر سران حکومت شوروی را نیز شوکه ساخته بود و ببرک کارمل نیز با شنیدن این خبر گفته بود به این مناسبت پنج روز اعلان عزای عمومی می کنم که من در جواب گفتم برایش بگویید بجای عزای عمومی جلو خیانت های افراد زیر دست خود را بگیرد .
با دیدن این وضعیت دو باره بسوی کابل آمدم و به تعداد شصت بال هلیکوپتر را آماده نموده افراد پیاده و کماندو را به آنجا فرستاده امر نمودم تا چنان ضربت محکمی به دشمن وارد کنید که یک نفر آنها هم بشمول شخص گلبدین از نزد تان فرار کرده نتواند ولی در مرحله دوم حمله که افراد زیاد دشمن به خارج ساحه جنگ خود را کشیده بودند باز هم از تاکتیک های جنگ چریکی کار گرفته در نقاط مختلف بطور چریکی بر قوت های ما ضربه وارد نمودند و تلفاتی مانند دفعه قبل را بر قوت های اتحاد شوروی که نوزده تن کشته و بیست تن زخمی بود وارد نمودند در حالیکه تعداد زیاد مردم منطقه و افراد دشمن نیز کشته شده بودند به غایله جنگ در اطراف شهر قندهار خاتمه دادیم.
برای من که در حمله اتحاد شوروی به شرق اروپا و چک و سلواکیا قوماندان آن حمله بودم و برای سایر مسئولین بلند پایه، این یک امر عادی بود ولی در شروع کارم اتفاق چنین امری غیر مترقبه و دور از تصور بود وقتی وزیر دفاع و اندروپوف رئیس کی جی بی در پرسش مشترکی گفتند چرا چنین امری اتفاق افتیده است در جواب گفتم باید این را بدانیم که در کشوری پا گذاشته ایم که سابقه شکست بزرگترین قشون ها و امپراطوری های جهان مانند سکندر کبیر، چنگیز خان، تیمور گرگانی، انگلیس و غیره را داراست.
(برگرفته از کتاب داستان هائی از تاریخ جهاد)
www.nuhzat.com



