اسلامیجوانانزن

سوره كهف؛ پيام هاى الهى براى هر روز ما

 

سوره كهف؛ پيام هاى الهى براى هر روز ما

 

نويسنده: محمد جواد عمر

سوره كهف يكى از ژرف ترين و پرمعنا ترين سوره هاى قرآن كريم است كه براى همه نسل ها و در همه زمان ها پيام هدايت، بيدارى و پايدارى دارد؛ اين سوره تنها بيان چند داستان تاريخى نيست، بلكه آيينهء روشن است كه انسان مى تواند در آن حال خود، جامعه خود و سرنوشت خويش را ببيند. امام سيد قطب رحمه الله در فى ظلال القران مى نويسد كه سوره كهف براى زمان فتنه نازل شده است، زمانى كه ارزش ها در هم مى ريزد، حق و باطل درهم مى آميزد و انسان در ميان موج هاى دنيا سرگردان مى گردد. اين سوره دست انسان را مى گيرد و او را از تاريكى ها به سوى نور ايمان رهبرى مى كند.
الله تعالى در آغاز سوره كهف مى فرمايد:
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَلَمْ يَجْعَل لَّهُ عِوَجًا
قَيِّمًا لِّيُنذِرَ بَأْسًا شَدِيدًا مِّن لَّدُنْهُ وَيُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا حَسَنًا
ترجمه: ستايش مخصوص الله است، ذاتى كه اين كتاب را بر بنده خود نازل كرد و در آن هيچ كجى قرار نداد، كتابى راست و استوار تا مردم را از عذابى سخت بترساند و مومنانى را كه عمل صالح انجام مى دهند به پاداش نيكو بشارت دهد.
طبرى مى گويد كه اين آيات بنياد همه پيام هاى سوره است، زيرا انسان بايد بداند كه زندگى بى حساب نيست و قرآن كريم ميزان حق و باطل و چراغ راه بشريت است. امام سيد قطب رحمه الله تاكيد مى كند كه قرآن كريم وجدان انسان را بيدار مى سازد و او را از خواب غفلت بيرون مى آورد تا زندگى را تنها در خوردن و اندوختن نبيند، بلكه آن را ميدان امتحان براى آخرت بداند.
نخستين داستان بزرگ سوره، داستان اصحاب كهف است. الله تعالى درباره آنان مى فرمايد:
أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَبًا
إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا
ترجمه: آيا گمان كردى كه قصه اصحاب كهف و لوح نوشته شده از نشانه هاى شگفت انگيز خداوند است؟ كلا، اين داستان خود نشانه اى از آيات روشن الهى است، اما در آفرينش آسمان ها و زمين و همه نشانه هايى كه خداوند در قرآن كريم و خلقت قرار داده، بسيار نشانه هاى بزرگتر و پرمعنا تر وجود دارد.
و به ياد آور وقتى كه آن جوانان به غار پناه بردند و گفتند: پروردگار ما! از پيش خودت بر ما رحمت عطا كن و امور ما را به راه درست و هدايت شده قرار ده.
اين جوانان در جامعه اى زندگى مى كردند كه شرك و ظلم در آن حاكم بود. آنان نه قدرت داشتند و نه پشتيبان، اما ايمان در دل هاى شان زنده بود. ابن كثير مى نويسد كه اين جوانان نمونه كامل پايدارى در دين اند. امام سيد قطب رحمه الله مى گويد كه اين داستان نشان مى دهد ايمان نيرويى است كه انسان را از بند ترس آزاد مى كند و او را از اسارت جامعه گمراه نجات مى دهد.
پيام اين داستان براى انسان امروز بسيار روشن است؛ هرگاه دين انسان در خطر افتد، بايد آن را بر وطن، مال، مقام و همه چيز ترجيح دهد؛ جامعه هر قدر هم فاسد باشد، انسان مسؤل ايمان خود است. همچنين اين داستان مى آموزد كه پيروزى هميشه به معناى غلبه ظاهرى نيست، بلكه گاهى پيروزى در آن است كه انسان عقيده خود را حفظ كند، هرچند در ظاهر شكست خورده به نظر برسد. الله متعال اين جوانان را سال ها در خواب نگهداشت و سپس نام شان را جاودانه ساخت تا براى همه نسل ها نشانه قدرت و رحمت او باشد.
دومين داستان، داستان دو مرد و دو باغ است. الله تعالى مى فرمايد:
وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلًا رَّجُلَيْنِ جَعَلْنَا لِأَحَدِهِمَا جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنَابٍ وَحَفَفْنَاهُمَا بِالنَّخْلِ وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمَا زَرْعًا
فَكَلاَهُمَا أَثْمَرَ فَكَفَرَ أَحَدُهُمَا وَقَالَ أَنَا أَكْثَرُ مِنَ الَّذِي لَهُ نَصِيبٌ وَمَا أَظُنُّ أَنَّهُ يُفْنِيَنِ الْقِيَامَةَ
ترجمه: براى آنان دو مرد را مثال بزن كه براى يكى از آنان دو باغ از انگور قرار داديم و آنها را با نخل محصور ساختيم و ميانشان زمين كشتى قرار داديم. هر دو باغ بار دادند، اما يكى از آنان كافر شد و گفت: من بيشتر از ديگرى دارم و گمان نمى كنم كه قيامت واقع شود.
اين داستان درس بزرگى براى انسان امروز دارد كه مال و دارايى وسيله امتحان است نه افتخار و غرور طنطاوى مى گويد كه غرور و فراموشى خداوند سبب هلاكت انسان مى شود. امام سيد قطب رحمه الله مى نويسد؛ دنيايى كه انسان به دارايى دل مى بندد، دل او را كور مى سازد و او را از ايمان و اخلاق دور مى كند.
سومين داستان، داستان موسى عليه السلام و بنده صالح الله است كه خضر ناميده شده است. الله تعالى مى فرمايد:
فَلَقَدْ وَجَدَهُ مُبْرَزًا فَإِذَا هُوَ يَغْلِفُ سَفِينَةً فَاسْتَأْذَنَهُ فَقَالَ أَتَسْلُفُنِي عَلَى أَنَا أَخْرِبَ سَفِينَتَكَ. قَالَ سَتَجِدُنِي صَابِرًا وَلَا أَعْصِي لَكَ أَمْرًا
ترجمه: و موسى عليه السلام او را ديد كه مشغول ترميم و پوشاندن كشتى بود. موسى از او اجازه خواست و گفت: آيا اجازه مى دهى همراهت باشم تا از حكمت و علمت بياموزم؟
خضر گفت: تو مرا صبور خواهى يافت و هرگز در برابر آنچه تو را به آن آگاه نساخته ام نافرمانى نخواهى كرد.
اين داستان به انسان مى آموزد كه علم محدود است و حكمت الهى فراتر از ادراك انسان قرار دارد. امام سيد قطب رحمه الله تاكيد مى كند كه صبر در برابر كارهاى نامفهوم، فروتنى علمى و اعتماد به خداوند ريشه پايدارى و رشد انسانى است.
چهارمين داستان، داستان ذوالقرنين است. الله تعالى مى فرمايد:
وَيَسْلُكُ فِي الْأَرْضِ حَتَّى أَتَى مَغْرِبَ الشَّمْسِ فَوَجَدَهَا تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ وَوَجَدَ عِندَهَا قَوْمًا فَقُلْنَا يَا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْنًا.
ترجمه: و او در زمين راه مى پيمود تا آن گاه كه به جايگاه غروب آفتاب رسيد، ديد كه آفتاب چنان مى نمايد كه در چشمه اى گل آلود فرو مى رود، و در آنجا قومى را يافت. گفتيم: اى ذوالقرنين، يا آنان را عذاب مى كنى، و يا در ميان شان روش نيك و عادلانه پيش مى گيرى.
ذوالقرنين نمونه رهبر صالح است كه قدرت و موقعيت خود را وسيله خدمت و عدالت قرار داد. طنطاوى مى گويد كه فروتنى و اعتماد به رحمت خداوند اساس حكومت عادلانه است. امام سيد قطب رحمه الله مى نويسد كه اين داستان پيام روشنى براى همه صاحبان قدرت است كه اگر قدرت با ايمان همراه باشد، زمين را آباد مى كند و مردم را امن مى سازد، اما اگر بدون ايمان باشد، سبب فساد و ظلم مى شود.
علاوه بر اين داستان ها، سوره كهف پر از دستورها و رهنمودهاى الهى است؛ از جمله ياد خدا در همه حال، اعتماد به مشيت او، دورى از شرك، دوستى با اهل ايمان و پرهيز از غرور و تكبر. الله تعالى مى فرمايد:
وَمَنْ يَعْمَلْ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ
ترجمه: و هر كس عمل صالح انجام دهد، چه مرد باشد چه زن، و ايمان داشته باشد، ما او را زندگى پاك و نيكو مى دهيم و بهترين پاداش را به او مى دهيم.
وقتى انسان همه اين داستان ها و رهنمودها را در كنار هم مى بيند، مى فهمد كه سوره كهف نقشه راه زندگى است. ايمان، اخلاص، صبر، فروتنى، شكر و اعتماد به الله پيام هايى هستند كه انسان را از تاريكى هاى دنيا مى رهاند و او را به نور و رحمت الهى مى رساند. امام سيد قطب رحمه الله مى نويسد كه اين سوره روح انسان را از بند دنيا آزاد مى كند و او را به افق هاى بلند توحيد مى برد.
پيام سوره كهف براى انسان امروز از هر زمان ديگر روشن تر است؛در دورانى كه فتنه هاى فكرى، اخلاقى، اقتصادى و سياسى فراوان شده است، اين سوره مانند چراغى در شب تاريك راه را نشان مى دهد؛ هر كس آن را با تدبر بخواند و پيام هاى آن را در زندگى خود تطبيق كند، دلش نورانى مى شود و قدم هايش در راه حق استوار مى گردد.

موضوعات مشابه

Back to top button