اجتماعیسلایدرنوشته ها

زشتی عصبیت قومی و سمتی

 

زشتی عصبیت قومی و سمتی

 

نویسنده: عبدالخالق کامران – از ولایت بلخ

عصبیت قومی و سمتی از زشت‌ترین و مکروه‌ترین رفتارهایی است که کرامت انسان را خدشه‌دار می‌کند و جامعه را به سوی تفرقه، نفرت و بی‌عدالتی سوق می‌دهد. این پدیده، انسان را نه بر اساس اخلاق، عقل و انسانیت، بلکه بر پایه نام قوم، زبان یا منطقه می‌سنجد و بدین‌گونه معیارهای صحیح داوری را واژگون می‌سازد. عصبیت قومی زمانی خطرناک‌تر می‌شود که حق و باطل، نه بر اساس حقیقت، بلکه بر اساس وابستگی جناحی و قومی تعریف گردد. در چنین حالتی، خطا و ظلمِ «خودی» توجیه می‌شود و همان رفتار از سوی «دیگری» محکوم می‌گردد. این رویکرد، نشانه ضعف اخلاقی و سقوط معیارهای انسانی است.

از دیدگاه عقل سلیم، قوم‌پرستی رفتاری ناپسند و غیرمنطقی است. انسان هیچ‌گاه قوم، رنگ، زبان و محل تولد خود را انتخاب نکرده است؛ پس چگونه می‌توان چیزی را که خارج از اراده انسان است، معیار برتری یا حقانیت قرار داد؟ عقل حکم می‌کند که ارزش انسان به کردار، اندیشه، صداقت و عدالت او وابسته است، نه به انتساب‌های ظاهری. از منظر فطرت انسانی نیز، عصبیت قومی عملی مکروه و ناهماهنگ با سرشت پاک انسان است. فطرت، انسان را به انصاف، عدالت و هم‌دلی دعوت می‌کند، نه به نفرت و تعصب؛ هرگاه انسان به نام قوم یا سمت، دست به ظلم بزند یا آن را توجیه کند، در حقیقت با فطرت خویش در تضاد قرار گرفته است.

از نگاه ارشادات الهی، عصبیت قومی به‌روشنی مردود شمرده شده است. تعالیم الهی، انسان‌ها را برابر می‌دانند و معیار برتری را تقوا و عمل صالح معرفی می‌کنند. هر نوع تعصب قومی که سبب تبعیض، تحقیر دیگران و شکستن عدالت شود، مخالفت آشکار با هدایت الهی است.

برخی افراد برای توجیه تعصب خود استدلال می‌کنند که چون جانب یا قوم دیگر نیز مرتکب قوم‌پرستی می‌شود، پس آنان نیز حق دارند همان رفتار را پیش گیرند؛ این استدلال از اساس باطل است؛ انجام فسق و گناه از سوی یک جانب، هرگز دلیل و مجوزی برای ارتکاب همان گناه از سوی جانب دیگر نمی‌شود؛ گناه دیگران، مسئولیت اخلاقی انسان را ساقط نمی‌کند. انسان متعهد و آگاه، رفتار خود را با معیار حق می‌سنجد، نه با رفتار دیگران. اگر دیگری راه نادرست را برگزیده باشد، تقلید از او نه عقلانی است، نه اخلاقی و نه دینی. تعصب قومی، حتی اگر به‌عنوان واکنش یا دفاع مطرح شود، همچنان عملی زشت، مکروه و مخالف عقل، فطرت و ارشادات الهی باقی می‌ماند.

پیام روشن این بحث آن است که راه نجات جوامع انسانی، عبور از عصبیت و حرکت به سوی برادری، هم‌پذیری و عدالت است. انسان‌ها باید یکدیگر را نه از دریچه قوم و سمت، بلکه از زاویه انسانیت بنگرند. تنها با احترام متقابل، انصاف و پذیرش یکدیگر است که می‌توان جامعه‌ای سالم، آرام و شایسته ساخت.

 

موضوعات مشابه

Back to top button