سلایدرنوشته ها

زراعت؛ رگ حیات اقتصاد افغانستان و محور خودکفایی ملی

 

زراعت؛ رگ حیات اقتصاد افغانستان

و محور خودکفایی ملی

نویسنده: محمد جواد عمر

افغانستان سرزمینی است که خداوند آن را با نعمت‌های فراوان آراسته است. از کوه‌های سر به فلک کشیده تا دشت‌های پهناور، از خاک حاصل‌خیز تا آب‌های زیرزمینی غنی؛ همه‌چیز برای زنده‌کردن زراعت و شکوفایی اقتصاد ملی در آن فراهم است. با آن‌هم، امروز میلیون‌ها جریب زمین زراعتی در این کشور بایر و بی‌استفاده مانده است؛ زمین‌هایی که اگر درست مدیریت شوند، می‌توانند افغانستان را از وابستگی غذایی و اقتصادی نجات دهند.

زراعت در افغانستان تنها یک شغل یا پیشه نیست؛ بلکه ریشهٔ حیات، اساس معیشت و رگ حیاتی اقتصاد کشور است. هیچ کشوری بدون زراعت نیرومند، استقلال واقعی و اقتصاد باثبات به‌دست نیاورده است. افغانستان زمانی به‌عنوان یکی از کشورهای زراعتی منطقه شهرت داشت، اما اکنون در نتیجهٔ بی‌برنامگی و غفلت اداری، این جایگاه از دست رفته است. وزارت و ریاست‌های زراعت در سطح کشور با وجود امکانات، آن‌گونه که لازم است کار نمی‌کنند و بسیاری از برنامه‌های آنان بدون تحقیق علمی و شناخت محیطی طرح می‌شود؛ و یا به عبارت دیگر؛ در حقیقت برنامه زراعتی کارساز ندارند!

ضرورت اساسی امروز، آن است که وزارت زراعت و ریاست‌های ولایتی در سطح هر ولایت و ولسوالی، خاک، هوا و اقلیم آن منطقه را به‌صورت تخنیکی مطالعه و ارزیابی کنند. نتیجهٔ چنین بررسی‌هایی می‌تواند مشخص سازد که در کدام زمین، کدام محصول بهتر می‌روید و کدام نوع تخم یا نهال برای آن مناسب‌تر است. در پرتو این شناخت، باید تخم‌های قیمتی و باکیفیت از بیرون وارد و در اختیار دهقانان قرار گیرد تا هم حاصلات بلند برود و هم کیفیت محصولات حفظ گردد.

در گذشته، حاصلات افغانستان از نگاه کمیت شاید اندک بود، اما کیفیت آن زبانزد جهان. میوه‌های طبیعی این سرزمین، از انار قندهار تا سیب میدان و زعفران هرات، طعم و عطر خاص داشتند. اما در سال‌های اخیر، با توزیع تخم‌های موسوم به «اصلاح‌شده» در دوران جمهوریت، لذت و کیفیت طبیعی محصولات از میان رفت. این تخم‌ها اگرچه حاصل بیشتر می‌دادند، اما مزه و دوام میوه‌ها را کاهش دادند. چنین تغییراتی نه‌تنها به اقتصاد دهقانان آسیب رساند، بلکه اعتماد بازارهای جهانی را نیز نسبت به محصولات افغانی کاهش داد.

دهقان افغان با دستان پینه‌بسته و قلبی پرامید، زمین را آباد می‌سازد، اما از حاصل کارش بهره‌ای ناچیز می‌برد. برای کشت یک زمین معمولی؛ حدود هشت‌هزار افغانی سرمایه‌گذاری می‌کند و نیم‌سال از عمرش را گِل، گرد و خاک می‌گذراند، شب‌ها تا نیمه‌شب برای آبیاری بیدار می‌ماند و گاه در اثر کار سخت بیمار می‌شود؛ اما در پایان یک فصل (نصف سال)، حتی پانزده‌هزار افغانی هم به دست نمی‌آورد. این وضعیت برای دهقان، که ستون اصلی جامعهٔ روستایی است، بسیار مایوس‌کننده است و در درازمدت باعث می‌شود نسل جوان از زراعت فاصله گیرد. وزارت زراعت و ریاست‌های مربوط باید برای این معضل برنامه‌های حمایوی و طرح‌های بدیل اقتصادی روی دست گیرند تا دهقان از کار خود دل‌سرد نشود.

یکی از اقدامات اساسی در این راستا، برگزاری سمنیارها و کارگاه‌های آموزشی برای دهقانان در سطح ولسوالی‌ها و قریه‌هاست. ریاست‌های زراعت باید با حضور متخصصان، دهقانان را با روش‌های نوین زراعت، با تخم های بذری از میوه های گران‌ها، استفادهٔ درست از کود، آبیاری معیاری، حفظ خاک و مبارزه با آفات آشنا سازند. همچنان دواخانه‌های گیاهی و مراکز تشخیص امراض نباتی در سطح هر ولایت باید فعال گردد تا هنگام شیوع بیماری‌ها، دهقانان راه درمان و مشورهٔ علمی در دسترس داشته باشند. در حال حاضر، نبود چنین مراکزی باعث می‌شود که آفات نباتی هر سال هزاران جریب زمین را تباه کند و زیان‌های سنگین به دهقانان وارد نماید.

حکومت باید در برابر گندم و جواری، بدیل‌های اقتصادی با ارزش بلندتر را به دهقانان معرفی کند؛ محصولاتی که هم بازار منطقه‌ای و جهانی دارند و هم درآمد بیشتر به بار می‌آورند. مثلاً زعفران، جلغوزه، عسل، میوه‌های خشک و دارویی، گیاهان طبی و سبزیجات ارگانیک می‌توانند جایگزین سودآور برای کشت‌های سنتی باشند. در کنار آن، دولت باید از زمین‌های دولتی و للمی که در سراسر کشور بایر مانده‌اند، استفادهٔ درست نماید؛ با حفر چاه‌های عمیق، احداث جوی‌های آبیاری و تطبیق پروژه‌های آبی، این زمین‌ها می‌توانند دوباره به مزارع سرسبز بدل شوند. چنین برنامه‌هایی اگر با مدیریت درست تطبیق شود، افغانستان را در بخش غله‌جات، حبوبات و سبزیجات به خودکفایی کامل می‌رساند.

زراعت، ستون فقرات اقتصاد و سرچشمهٔ عزت ملی افغانستان است. احیای آن، یعنی احیای امید، خوداتکایی و استقلال واقعی. برای این هدف، باید همکاری میان دولت، نهادهای علمی، دهقانان و سکتور خصوصی تقویت گردد. نهادهای تحصیلی می‌توانند در تحقیق و نوآوری زراعتی سهم بگیرند، سکتور خصوصی در پروسس و بسته‌بندی محصولات سرمایه‌گذاری کند و دولت با پالیسی‌های حمایوی، دهقان را پشتیبانی نماید.

اگر این هم‌آهنگی شکل گیرد، زمین‌های تشنهٔ افغانستان بار دیگر سبز خواهند شد، دهقانان به کار خود دلگرم می‌گردند، صادرات زراعتی افزایش می‌یابد و کشور ما به جای واردکننده، صادرکنندهٔ محصولات باکیفیت زراعتی خواهد شد. زراعت تنها قوت شکم نیست، قوت ملت است، و هر کشوری که زمینش را زنده کند، استقلالش را بیمه کرده است.

موضوعات مشابه

Back to top button